<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>اصلاح انلاين</title>
	<atom:link href="http://eslahonline.net/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://eslahonline.net</link>
	<description>إن أريد إلا الإصلاح ما استطعت</description>
	<lastBuildDate>Sat, 19 May 2012 04:25:36 +0000</lastBuildDate>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>جایگاه میهن و جنگ های میهنی در اسلام</title>
		<link>http://eslahonline.net/33658</link>
		<comments>http://eslahonline.net/33658#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 May 2012 04:25:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اصلاح انلاین</dc:creator>
				<category><![CDATA[برگزيده هاي کنوني]]></category>
		<category><![CDATA[شريعت او ژوند]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[میهن]]></category>
		<category><![CDATA[وطن دوستی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://eslahonline.net/?p=33658</guid>
		<description><![CDATA[البته به دلیل آنکه امروزه سرزمین یکپارچه ای که بتواند  حدود ومرزهای امت اسلام را بیان کنددقیقاً مشخص نیست ، بلکه اسلام و فکر اسلامی  درامریکا ، آسیا ،اروپا ، و استرالیا و به طور کلی درپنج قاره جهان وجود دارد و تبلیغ می شود ، بهتر است  برای امت فضایی فکری قایل شویم که بتواند مسلمانان را در جای جای  جهان  به هم پیوند دهد و چون قدرتی درهر جای جهان  بتوانند حضور فعال داشته باشند ، نه اینکه با شنیدن واژه امت اسلام فوراً تصور مرزهای سرزمینی خاص رادرذهن ترسیم کنیم. مترجم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>نويسنده: دکتر محمد عماره</strong></p>
<p><strong> مترجم: احمد فلاحي</strong></p>
<p>اگر می ببینیم که میهن و میهن دوستی جایگاهی بلند در اندیشه های اسلامی دارد، جای شگفتی نیست .کسانی که قایل به قدرت دینی و یکی بودن قدرت دینی و تاریخی اند،از جایگاه « میهن گرایی» می کاهند.حتی برخی از آنان را دیده ایم که از میهن به عنوان بت یا طاغوتی یاد می کنند که درجامعه جدید ،میهن گرایان آن رامی پرستند ودر عبادت اورا با خدا شریک می سازند .اما کسانی که قایل به ساخت مدنی قدرت دراسلام اند ومی گوید که اندیشه ی اسلامی، قدرت دینی و حق الهی قدرت وتئوکراسی رانمی پذیرند ،از اینکه اسلام واندیشه سیاسی آن ، این همه جایگاه میهن و میهن دوستی را بالا برده وامت وپیروان خود راتا این حد زیاد به پرداختن بدان تشویق نموده ، دچار شگفتی نخواهد شد.مادام که میهن حایزساختی مدنی است چالش های آن واز جمله جنگ ناگزیر  باید حایز ساختی مدنی باشد .بنابراین هرچند جنگ های آن : جنگ درراه خدا نامیده می شود بازهم سیاسی خواهد بود. و این چیزی ازماهیت سیاسی آن نخواهد کاست. درواقع عنوان جنگ درراه خدا به جنگ درراه حفظ تمامیت ارضی سرزمین و محافظت و حمایت ازمردمان  یک سرزمین در برابر تجاوز خارجی ،نشان دهنده جایگاه ویژه این جنگ هاست ونشان می دهد که جنگ درراه میهن ودراه دفاع ازقلمرو آن از چه تقدس وعظمتی برخورداراست .خداوند جنگ درراه مشروع وبرقراری عدالت وقسط در میان مردمان و حمایت ازوطن وحفظ استقلال آن را جهاد درراه خدا می شمارد و مجاهدان را کسانی معرفی می کند که خواهان و جویای خشنودی خداوند هستند.</p>
<p dir="rtl">
اسلام در قرآن یک اصل کلی  را در این باره بیان می کند و مسئله ی میهن  دوستی  را به مثابه ی معیاری درنظر می گیرد و درچارچوب آن تبیین می کند که مسلمانان با چه کسانی می توانند روابط دوستی برقرار کنند وازدوستی با چه کسانی اجتناب کنند .قرآن به صورت قاطعی ما رااز دوستی وحمایت &#8211; معنوی یامادی – از کسانی که به سرزمین ما تجاوز و یا آن را تصرف کرده اند و در اشغال خود درآورده اند ،یاصاحبان و ساکنان اصلی  آن سرزمین  مسلمان را به نوعی واداربه مهاجرت کرده اند برحذرمی داردو چنین  می فرماید :</p>
<p dir="rtl">
( ای مومنان ، دشمنان  من و دشمنان خویش  را به دوستی نگیرید .شما نسبت به ایشان محبت می کنید و مودت می ورزید درحالی که آنان به حق و حقیقتی که شما به آن ایمان دارید ، باورندارند. پیغمبروشما رابه خاطر ایمان آوردن به خدای  که پروردگارتان است  بیرون می رانند.اگرشما برای جهاد در راه من و کسب رضایتم بیرون آمده اید ،با ایشان پیوند مودت برقرارنسازید. درنهان به آنان دوستی  می ورزید ، در حالی  که من به هرنهان و آشکار شما آگاه تر و مطلع تر هستم .<br />
هرکس ازشما چنین کاری راانجام دهد،ازراستای را منحرف گشته است)(ممتحنه/1)</p>
<p>پس کسان یاقدرت هایی که مسلمانان رااز سرزمین خود بیرون وسرزمین آنان را اشغال می کند.و یا سبب می شوندکه مسلمانان ازسرزمین خودمهاجرت کنند،چنین کسانی وچنین قدرت هایی از نظر قرآن هم دشمن خداوهم دشمن مسلمانان  هستند.زمانی می توان گفت که امت اسلام وحدت دارد وبه عنوان نیرویی قدرتمند ومستقل می تواند مطرح شود که دربرابرهرمتجاوزی  که سبب آوارگی و رانده شدن مسلمانان ازکاشانه ی خویش  می شوند ایستادگی واز مردم مسلمان حمایت  کند.منظوراز واژه اخراج درآیه  آمده به عنوان مهاجرت وادار کردن مسلمانان نیست ، بلکه مقصودآن است که نگذارند مسلمانان درسرزمین خود ودر میان ملت خویش  نقشی فعال  درامور اجرایی وپست های کلیدی خود را دراختیار داشته باشند. پس اسلام هر قدرتی را که باعث شود مسلمان از وطن خود مهاجرت کند ویا او را عملاً بیرون کنند ، دشمن خدا می داند. خداوند ما رااز دوستی با دشمنانان سرزمینمان نهی فرموده ؛به طوری که آنان ازنظر مسلمانان  جایگاهی برای حمایت  وهمکاری  ندارند.</p>
<p dir="rtl">
در آیه دیگری خداوند (ج) داشتن یا نداشن ارتباط خوب و مسالمت آمیز با بعضی از گروه ها وافراد را بیان می کند .آنانی که ما نباید با آنها رابطه مبتنی برحسن  همکاری داشته باشیم به سه گروه تقسیم می شوند:<a href="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/afghanistan-map.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-33659" title="afghanistan-map" src="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/afghanistan-map-300x224.jpg" alt="" width="300" height="224" /></a></p>
<p dir="rtl">
البته به دلیل آنکه امروزه سرزمین یکپارچه ای که بتواند  حدود ومرزهای امت اسلام را بیان کنددقیقاً مشخص نیست ، بلکه اسلام و فکر اسلامی  درامریکا ، آسیا ،اروپا ، و استرالیا و به طور کلی درپنج قاره جهان وجود دارد و تبلیغ می شود ، بهتر است  برای امت فضایی فکری قایل شویم که بتواند مسلمانان را در جای جای  جهان  به هم پیوند دهد و چون قدرتی درهر جای جهان  بتوانند حضور فعال داشته باشند ، نه اینکه با شنیدن واژه امت اسلام فوراً تصور مرزهای سرزمینی خاص رادرذهن ترسیم کنیم. مترجم</p>
<p dir="rtl">
الف) کسانی که بخاطر دین ما با ما می جنگند، و به هر طریق اعم از جنگ و برخورد  خشونت آمیز ، مانع ازآزادی  دعوت وامنیت  دعوتگران  می شوند واساساً با آزادی  اندیشه  و بیان  مبارزه  می کنند .<br />
ب) کسانی که مسلمانان یا عده ای از مسلمانان  را از سرزمین خود بیرون می کنند ، آن هم به هر نحو، چه عملی چه بر کنار کردن از تملک سرزمین  ومنابع آن و مسلط شدن بر قدرت و سرنوشت مسلمانان.</p>
<p dir="rtl">
ج) کسانی که با آواره کردن  مسلمانان از سرزمین  و خانه و کاشانه ی شان  به هر طریق  ممکن مساعدت می کنند ؛ این مساعدت هر شکلی  که داشته باشد  فرق نمی کند .</p>
<p dir="rtl">
خداود تمام سفارش هایش  را در این آیات خلاصه  می کند:<br />
( خداوند شما را باز نمی دارد ازاینکه به کسانی نیکی کنید و درحق آن به داد رفتار کنید که به سبب دین ، با شما نجنگیده اند وازشهرو دیار تان شمارا بیرون نکرده اند وخداوند نیکو کاران  را دوست دارد. بلکه خداوند شما را ازدوستی  با کسانی بر حذر می دارد که  بخاطر دین با شما جنگیده اند و شمارا از شهرو دیارتان  بیرون رانده اند و از اخراج شما پشتیبانی کرده اند . آن کسانی که ایشان را به دوستی  می گیرند ، ظالم و ستمگرند. ممتحنه/9-8)</p>
<p dir="rtl">
سایر ادیان ومعتقدان به دیگر عقاید که با مسلمانان نجنگیده اند ویا مسلمانان رااز سرزمینشان بیرون نکرده اند ظرفیت آن وجود دارد که طرف دوستی ونیکی  مسلمانان واقع شود. به طوری که می بینیم مفسران برای قسط معنایی برتر ازعدالت قایل شده اند ؛ زیرا رعایت عدالت برمسلمان ، چه نسبت به کسانی که با آنها می جنگند و چه غیر آنها واجب است . مفسران می گویند که معنای « وتقسطواالیهم» این است که ازاموال و دارایی خود چیزی به عنوان هدیه به آنها اعطاء کنید ،تا بنای رابطه شما مستحکم تر شود.</p>
<p dir="rtl">
درصورتی که در مقابل ، خداوند ما را حتی از صرف دوستی نسبت به کسانی که به وطن و سرزمین ماتجاوز می کنند یا دراشغال و تصرفِ خود دارند برحذر می دارد. قرآن می فرماید:<br />
( و ازجمله نشانه های خدا آفرینش آسمانها واختلاف و تفاوت درزبان ها ورنگ های شماست بدون شک این [خلقت ها و تفاوت ها] نشانه ای است برای فرزانگان و دانشوران .» ( روم /22) و یا می فرماید:« ای مردمان ،ما شما رااز مرد و زنی آفریده ایم، و شما را قبیله ها و ملت هایی قرار داده ایم تا همدیگررا بشناسید . بدون شک گرامی ترین شما نزد خدا، متقی ترین شماست.»(جرات/13)<br />
( قرآن خود برتفاوت های زبانی وفرهنگی مردمان جهان تاکید می ورزد وآن را نشانه ای ازنشانه های  خدا دراین جهان معرفی می کند.در نتیجه هرگونه تلاش درراه ازبین بردن آیه های خدا و دشمنی با آیه های است .قرآن درجایی دیگر می فرماید <img src='http://eslahonline.net/wp-includes/images/smilies/icon_sad.gif' alt=':(' class='wp-smiley' /> و لقد کرمنا بنی آدم ) ما برای بنی آدم و برای همه کرامت های انسانی و برابری  قایل هستیم ؛اما درفکراسلامی باید آیه های قرآنی به صورت عملی اجرا شود.حال اگر سرزمینی اسلامی  مورد تجاوز قرارگیرد یا مسلمانی ازسرزمین خود اخراج گردد وسرزمین وی تجزیه شود، آن وقت مسلمانان باید چه عکس العملی  نشان دهند. قرآن خود این پرسش رابدین گونه پاسخ می دهد:« چرا باید در راه خدا مردان و زنان وکودکان درمانده  نجنگید که می گویند: پروردگارا!ما را ازاین شهرو دیاری  که ساکنان آن ستمکارند خارج ساز واز جانب خود سرپرست و حمایتگری  برای ما پدید آور وازسوی خود یاری برای ما قرار بده .» (نساء/75) در قرآن تلاش برای نفی فرهنگ ها و ازبین بردن تفاوت های زبانی و فرهنگی  مترادف با مخالفت با آیات خدایی دانسته شده است .</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle"> استقلال میهن یعنی زندگی و از دست دادن استقلال یعنی مرگ</span><br />
هنگامی که قرآن حفظ استقلال میهن و دفاع از قلمرو آن را به شجاعت و دلاوری مردم آن وا می گذارد. مسئله میهن و میهن دوستي را به اوج می برد .همین امراست که معنای زیستن رابرای شهروندان محقق می سازد.در مقابل ترس و واهمه و کوتاهی درامر دفاع  ازاستقلال و آزادی میهن و در نتیجه از دست دادن سرزمین را مترداف با مرگ شهروندان می داند؛ شهروندانی که درراه میهن خود کوتاهی کردند و عواطف ملی خود رازیر پا گذارند، اینان هرچند زنده باشند وبخورد و بیاشامند، با از دست دادن استقلال ملی خود به مثابه مردگانند.قرآن این مسئله را ازخلال تصویری  تاریخی  چنین بیان می فرماید:« آیا (داستان) کسانی راکه ازخانه های خویش از ترس مرگ بیرون رفتند، درحالی که تعداد آنان هزارتن بود، می دانی ؟! پس خداوند بدیشان گفت که بمیرید؛ سپس خداوند آنان را زنده کرد .براستی که خداوند فضل خوش را شامل مردم می سازد، ولی بیشتر مردم سپاسگزاری نمی کنند. و در راه خدابجنگید و بدانید که خدا شنوا و داناست.»( بقره/244-243(</p>
<p dir="rtl">
قرآن می فرماید که ، شکست آنان بخاطر شمار اندک نیروها نبود، چرا که شمارآنان به هزارتن می رسید؛ترس ازمرگ و عدم وجود شجاعت دررفع تهاجم به سرزمینشان باعث شد که وطن خود را دو دستی  تقدیم متجاوزان کنند. وخود ازسرزمینشان بگریزند واز قدرت کناره بگیرندو حتی با آن وضعیت بازترس و واهمه داشتند. حتی آن افراد درآن سرزمین به سرمی بردند، چون رهبری وسیادت وطنشان رادراختیار  نداشتند، مرده محسوب می شدند؛ اما هنگامی که در برابراین وضعیت قیام کردند و سرزمین خود را باز پس گرفتند، در حقیقت زنده شدند (ثم احیاهم ). خداونداستقلال و آزادی سرزمین را به عنوان فضل و نعمتی ازجانب خود بیان می فرماید. آیه ی بعدی ازاین سخن می گوید که حفظ استقلال وصیانت زندگی، درگرونبرداست: (وقاتلو)آنگاه این نبرد را که با هدف استقلال میهن و بازگشت روح و زندگی میهنی انجام می گیرد، نبرد در راه خدا می نامد.</p>
<p dir="rtl">
این اوج جایگاهی است که وطن و ملت درقرآن دارد وآن جایگاه قدسی و ویژه ای که قرآن برای نبرد سیاسی – نه دینی – در راه میهن واستقلال  سرزمین قایل می شود، همین است. داشتن سرزمین مستقل را برای یک ملت چون زندگی وعدم استقلال را چون مرگ آنها بیان می کند. برای اینکه اطمینان و یقین انسان بیشترواقناع اصل شود، تفسیری را که امام محمد عباده از این آیه دارد ذکر می کنیم:« این سنت و قانون الهی ست ، درمورد کسانی که دربرابر متجاوزان به سرزمین خود دفاع نمی کنند .معنای مرگ آن مردم این است که حکومت متجاوز قدرت واستقلال آنان را می گیرد،به گونه ای که آنان نمی توانند به عنوان موجودی مستقل اظهاروجود نمایند ودر نتیجه کم کم تجزیه شدند.با تجزیه شدن آنها وسرزمین آنان ،آن افراد دربرابر متجاوزان خوارو ذلیل و نهایتاً درمیان انبوه آنان ذوب شدند و درنتیجه وجود ذاتی خود رااز دست دادند و وجودشان تابع وجود دیگران شد.معنای زندگی، بدست آوردن استقلال است ترس ازدفاع و تسلیم سرزمین خود به همراه شکست و فرار، درحقیقت مرگ ناشی ازخفت و خواری است و حیات گوارا و گران بها ، حیات ملی مصون از تجاوز متجاوزان  است . جنگ درراه خدا از جنگ به خاطر دین مهم تراست ؛چون نبرد درراه خدا دفاع ازقلمرو وسرزمین را نیزدربردارد. به ویژه هنگامی که مهاجمی هوس بازدر صدد برآید  که سرزمین ما را غصب کند و ازمنابع موجودآن بهره  جوید ، یا دشمنی سر کش بخواهد ما را خوارو ذیل گرداند و به حریم استقلال ما تجاوز کند، حتی اگربخاطر جلوگیری ازآشوب  دردین نباشد، بازهم اهمیت پیدا می کند. پس جنگ برای حمایت ازحقیقت مثل جنگ برای دفاع ازحق ، جهاد درراه خدا محسوب می شود. نظر تمامی علما و اجماع فقها بر این است که چنانچه حکومت متجاوزی به یکی از سرزمین های اسلامی  تجاوز کرد، جنگ با وی واجب خواهد بود .»</p>
<p dir="rtl">
اسلام مخالف با کهانت و تئوکراسی بوده ؛ و اینکه دین درخدمت حکومت و چون ابزاری در دست آن باشد.از این روی ، جنگ دراسلام ماهیت سیاسی دارد نه دینی ؛چون جنگ از جمله ساز و کارهای فعالیت سیاسی و تداوم سیاست، البته با کاربرد مقداری ابزار خشن در کشمکش است. نگامی که قرآن می فرماید:( لااکراه فی الدین)جنگ وخشونت را به عنوان شیوه ای  در دعوت اسلامی  نفی می کند و ایمان، یقین وباوری قلبی  است و جز با اقناع و پذیرش درونی حاصل نخواهد شد. هنگامی که اسلام دراندیشه ی خود و درقرآن کریم برای میهن چنین جایگاهی بلند قایل می شود – تا جایی که درآستانه ی آن قرارمی گیرد که میهن رامحور جنگ های مشروع قرا دهد- عملاً مقام وارزش میهن دوستی رابالا می برد واز این روی نبردرا،که مشروعش کرده و بدان فرا خوانده، تا پرچینی باشد که مسلمانان میهن خویش را از تجاوز دشمنان و هوس بازان مصون دارند، تقدیس می کند. همین بس که نبرد درراه میهن را مترادف با نبرد در راه خدا می داند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://eslahonline.net/33658/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قهر او غصه مه کوه چې جنت ته داخل شې</title>
		<link>http://eslahonline.net/33655</link>
		<comments>http://eslahonline.net/33655#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 May 2012 04:14:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اصلاح انلاین</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[برگزيده هاي کنوني]]></category>
		<category><![CDATA[غوصه]]></category>
		<category><![CDATA[قهر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://eslahonline.net/?p=33655</guid>
		<description><![CDATA[د غصې او قهر د پيدا کېد بل اساسي لامل زياته مناقشه او بې فايدې بحث کول دي، ځکه هر يو مناقشه کونکى غواړي په هر قيمت چې وي باید په خپل حريف غالب شي او کله چې د يو لوري دا هڅه ناکامه شي، نو د غصې اور پکې بليږي او د مقابل لوري حيثيت ته تاوان رسوي، له همدې امله اسلام خپل پيروان له زياتې او بې ګټې مناقشې څخه منع کړي ځکه چې د مسلمانانو د ابرو او عزت د تویدو لامل ګرځي.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong>لیکنه: مجیب الرحمن عاصم</strong></p>
<p>قهر او غصه څه نښې نښانې لري، کله چې څوک غصه شي دغه نښې پکې را څرګنديږي، د غصې په وخت کې د ځينو کسانو مخونه پړسيږي او د مخ رنګ يې سور ګرځي، د ځينو نورو د مخ څېره بدليږي او شکل يې تغير خوري، ځينې نور بيا خلک د خپلو خرابو خبرو تر حملې لاندې نيسي او ځينې نور بيا عملي اقدام کوي او په جنګ جګړه لاس پورې کوي، د اسلام له نظره هر قسم قهر او غصه حرامه او ناروا ده، خو هغه غصه او قهر چې د الله تعالى د رضاء لپاره وي يو مطلوب او او غوره عمل دى.</p>
<p dir="rtl">
قهر او غصه مراتب لري او د غصې او قهر په اساس خلک په درې قسمه دي، يو د غصې د افراط حالت دى، په دې حالت کې انسان له طبيعي حالت څخه وزي او د نورو خلکو په حقوق تجاوز او تيرى کوي او د دې باعث هم ګرځي چې پخپله انسان د هلاکت کندې ته وغورځوي، کله ناکله په ډېر کم څه باندې غصه کول انسان دې ته مجبور کړي چې په يو لوى جرم لاس پورې کړي، هم نورو ته ضرر ورسوي او هم خپل ځان متضرر کړي، دا قسم غصه او قهر د اسلام او عقل له نظره يو ناروا او ناجائز عمل دى.<br />
دويم د غصې د تفريط حالت دى، په دې حالت کې هم انسان له خپل طبيعي حالت څخه وزي او له اندازې زيات سست او ضعيف شي او په پوره توګه له منځه لاړ شي، خپل روحيات له لاسه ورکړي او د هېڅ قسم اقدام کولو توان او طاقت ورسره پاتې نشي، د اسلامي شريعت او عقل له نظره دغسې حالت غير طبيعي او ناسالم حالت دى.</p>
<p dir="rtl">
دريم د غصې او قهر د اعتدال او توسط حالت دى، چې په دې حالت کې انسان ځان له افراط او تفريط څخه ساتي، نه دومره احساساتي کېږي چې نورو او خپل ځان ته ضرر ورسوي او نه دومره سست او کمزورى کېږي چې روحيات له لاسه ورکړي، بلکه د خپل ځان، ناموس او مظلوم د دفاع لپاره اقدام کولای شي.<a href="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/dont-angry.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-33656" title="dont-angry" src="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/dont-angry-300x185.jpg" alt="" width="300" height="185" /></a></p>
<p><span class="subtitle">قهر او غصه څه عوامل او اسباب لري چې په لاندې توګه ورته اشاره کوو:</span></p>
<p dir="rtl">
<span class="blue-bold">1.    چاپيريال او محېط:</span><br />
د غصې يو له مهمو او اساسې اسبابو څخه محيط او چاپيريال دى، کله د کور ماحول د دې باعث ګرځي چې په ماشوم کې غصه راپيدا کړي، ځکه چې د کور ټول افراد په دې مرض اخته وي او کله د کور نه د باندې چاپيريال د دې سبب ګرځي چې انسان په دې مرض اخته کړي، ناسالم محيط چې  پکې انساني معيارونه تر پښو لاندې کېږي او خلک يې له عصبانيت، تندخوئۍ او تشدد څخه کار اخلي، د دې باعث ګرځي چې د دې محیط خلک په دې ناوړه امراضو اخته شي.</p>
<p dir="rtl">
<span class="blue-bold">2.    بحث او مناقشه:</span><br />
د غصې او قهر د پيدا کېد بل اساسي لامل زياته مناقشه او بې فايدې بحث کول دي، ځکه هر يو مناقشه کونکى غواړي په هر قيمت چې وي باید په خپل حريف غالب شي او کله چې د يو لوري دا هڅه ناکامه شي، نو د غصې اور پکې بليږي او د مقابل لوري حيثيت ته تاوان رسوي، له همدې امله اسلام خپل پيروان له زياتې او بې ګټې مناقشې څخه منع کړي ځکه چې د مسلمانانو د ابرو او عزت د تویدو لامل ګرځي.</p>
<p dir="rtl">
<span class="blue-bold">3.    زياتې او بې سوچه ټوکې کول:</span><br />
د غصې درېيم عامل بې ځايه ټوکې ټکالې کول دي، په داسې شکل سره چې د نزاکت له حد څخه ووزي، ځکه کله چې ټوکې د اسلامي حدودو او آدابو څخه ووزي او د انسان آبرو او عزت تر حملې لاندې ونيول شي، د دښمنۍ باعث ګرځي او په داسې حالت کې د غصې اور بليږي چې داسې غصه اکثره وخت د ناسمو حوادثو او پېښو سبب ګرځي، له همدې امله د رسول الله صلى الله عليه وسلم ټوکې ډېر مؤدبانه او په حق او رښتيا ولاړې وې او له دروغو او ساختګي ټوکو څخه يې په جدي توګه ځان ساته، په همدې اړه رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمايي: &#8220;له خپل ورور سره دې ټوکې او مناقشه مه کوه او داسې وعدې مه ورسره کوه چې عملي کولاى يې نشي&#8221; دا حديث سنن ترمذي روايت کړى دى.</p>
<p dir="rtl">
<span class="blue-bold">4.    له نورو سره دښمني کول:</span><br />
د غصې او قهر بل لامل دښمني کول او د نورو په آبرو او عزت تجاوز او تيرى کول دى، د مسلمانانو تر منځ دښمنی او کینه د دې باعث ګرځي چې دواړه لوری یو پر بل د تل لپاره غوصه وي او هر چېرې چې سره مخامخ کېږي یو بل ته په بد نظر ګوري او زړه یې غواړه چې خپله غوسه ورباندې سړه کړي، له همدې امله اسلام د مسلمانانو په منځ کې دښمني حرامه ګرځولې او خپل پيروان یې نارينه دي او که ښځينه له دې څخه منع کړي چې په نورو دښمني وکړي او یا ورباندې مسخرې او ټوکې وکړي.</p>
<p dir="rtl">
<span class="blue-bold">5.    تکبر او په نورو ځان لوى ګڼل:</span><br />
د غصې له عواملو څخه يو تکبر او لويي کول دي، کله چې يو انسان په نورو باندې ځان لوى ګڼي، نو د نورو په زړونو کې د هغه په نسبت قهر او غصه را پيدا کېږي او د کرکې او نفرت اور پکې بليږي، په همدې سبب اسلام تکبر او لويي کول حرام ګرځولي دي او هغه کسانو ته چې دغه ناوړه عمل لري د دوزخ وعده ورکړې ده، الله تعالى په دې اړه داسې فرمايي: &#8221; تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لاَ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأَرْضِ وَلاَ فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ&#8221; د القصص سورت (٨٣) آيت، دغه د آخرت کور يواځې او يواځې د هغه چا لپاره ګرځوو چې په ځمکه کې تکبر، لويي او فساد نه غواړي او نيک پایله د متقيانو لپاره ده.</p>
<p dir="rtl">
<span class="blue-bold">6.    خپلو دوستانو ته توجه او پاملرنه نه کول:</span><br />
د غصې يو بل لوى لامل دا هم کېداى شي چې يو انسان خپلو نږدي دوستانو ته توجه نه کوي او د هغوى په نسبت باندې له بې توجهي څخه کار اخلي، د دې انسان په مقابل کې د خپلو دوستانو او خپلوانو کينه او غصه راپاريږي.</p>
<p dir="rtl">
<span class="blue-bold">7.    نور کسان په بدو صفتونو او نومونو يادول:</span><br />
کله ناکله د غصې او عصبانيت لامل دا هم کېداى شي چې يو کس نور کسان په بدو نومونو او صفتونو يادوي او د هغوى توهين او سپکاوى کوي، د مثال په توګه هغه د ډار او ويرې په صفت موصوفوي ، يا هغه ته ښکنځلې او بدې خبرې کوي، نو دا خامخا د دې باعث ګرځي چې په مقابل لوري کې غصه او قهر راوپاريږي، له همدې امله الله تعالى مسلمانان له دې څخه منع کړي دي چې نور په خرابو او ناوړه نومونو او لقبونو ياد کړي، الله تعالى په دې اړه فرمايي: &#8221; وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ&#8221; د الحجرات سورت (١١) آيت، او يو پر بل عيبونه مه لګوئ او يو بل په خرابو نومونو سره مه يادوئ، ډېر بد دى خراب نوم وروسته له ايمان څخه او څوک چې توبه و نه باسي نو هغوى ظالمان دي.</p>
<p dir="rtl">
<span class="blue-bold">8.    د غصې او قهر له انجام او پايلې څخه بې خبري:</span><br />
کله چې يو انسان د قهر او غصې له خراب او ناوړه انجام څخه خبر نه وي او په دې نه پوهيږي چې غصه او قهر څه دنيوي او اخروي بد عواقب او پايلي لري، ځان له دغه ناوړه خوى څخه نه منع کوي او د تل لپاره په نورو غصه او قهر کوي، په دې بايد هر مسلمان پوه شي چې غصه او قهر د دنيوي بد انجام تر څنګ اخروي بده نتيجه هم لري او څوک چې خپل ځان د غصې او قهر په وخت کې کنترول کړي هم به په دنيا کې خوشحاله وي او هم به د آخرت بریالیتوب ترلاسه کړي، بالعکس هغه څوک چې له نرمۍ او حلم څخه کار اخلى او خپله غصه او قهر کنترولوي، الله تعالى به هغه انسان ته جنت ورکړي &#8221; وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ&#8221; د آل عمران سورت (١٣٤) آيت، او د غصې خوړونکي او خلکو ته عفو او بخشش کوونکي، په تحقيق سره الله تعالى نيک عمله انسانان خوښوي او رسول الله صلى الله عليه وسلم هم خپل پيروان له قهر او غصې څخه منع کوي فرمايي: عن أبي هريرة رضي اللَّه عنه أَنَّ رَجُلاً قال للنَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: أَوْصِني قال: « لا تَغْضَبْ » فَرَدَّدَ مِرَاراً، قال: « لا تَغْضَبْ » رواه البخاري.</p>
<p>ژباړه: له ابي هريره رضي الله عنه څخه روايت دى چې يو سړي رسول الله صلى الله عليه وسلم ته وويل: ماته نصيحت وکړه، رسول الله صلى الله عليه وسلم ورته وويل چې غصه مه کوه، هغه سړي دغه خبره څو ځله تکرار کړه، رسول الله صلى الله عليه وسلم يې په مقابل کې وويل چې غصه مه کوي.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://eslahonline.net/33655/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پردېس  آرمانونه (شعر)</title>
		<link>http://eslahonline.net/33652</link>
		<comments>http://eslahonline.net/33652#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 May 2012 03:16:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اصلاح انلاین</dc:creator>
				<category><![CDATA[برگزيده هاي کنوني]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[هېواد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://eslahonline.net/?p=33652</guid>
		<description><![CDATA[عصمت قانع لا د وينو په تالاب کې غوپه کېږي آرمانونه لا د غم په چپاوو کې را نه ورک دي بهارونه لا پنډک، پنډک ورځې د آسمان پر لمن گرځي لا ترې اوري انگارونه لا ترې اوري سره اورونه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">
<strong>عصمت قانع</strong><br />
لا د وينو په تالاب کې غوپه کېږي آرمانونه<br />
لا د غم په چپاوو کې را نه ورک دي بهارونه<br />
لا پنډک، پنډک ورځې د آسمان پر لمن گرځي<br />
لا ترې اوري انگارونه لا ترې اوري سره اورونه<br />
لا لوخړې دي لوگي دي لا لوغړيږي او سوځېږي<br />
د وطن د خلکو هيلي د بېوسو هوسونه<br />
لا پرهار گزک گزک دی لا خوناب خیدک خیدک دی<br />
لا د زخم مرهم نشته لا ټکورونه دي زخمونه<br />
لا ويرجنې هيلي ژاړم د ويرجنو انگولا کې<br />
لا دي چوپ په غرو رغو کې د شپنو مست آهنگونه<br />
لا بهار راغلی نه دی د پرديسو وختو راج دی<br />
لا د ستر گوهر يو کسی دیدنونو ته محتاج دی<br />
لا فکرونه وژل کېږي لا ککرې دي ماتيږي<br />
لا د ژوند د رنځو نغښتی په مرگونو کې علاج دی<br />
زخم زما د نور مشال دی خو لگېږي و پردو ته<br />
د بل چا کور پرې روښان دی د بل چا د کور سراج دی<br />
زه هم نه يم پوه چې ته مرې ته هم نه يي پوه چې زه مرم<br />
خلک وايي زمونږ مړينه ضرورت د نن د سامراج دی<br />
نن د خوارو پر هډوکو څوک د بخت عروج ته خيژي<br />
د هډونو پر هر څلي پروت د وخت د سلطان تاج دی<br />
د غمجنو نغمو وخت دی دام لا پروت دی زمونږ خواته<br />
څه به وایم په دې وخت کې دې ژړا او انگولا ته<br />
نه وطن شته نه چمن شته نه يي گل نه يې سنبل شته<br />
د واده ځلميه ځکه تش راغلی یم ستا ورا ته<br />
په سر وينو رنگ لاسونه د سبا رنگيني بويه<br />
دا که نن خوښي رانغله خو راتلونکی ده سبا ته<br />
دا دستور دی چې شپه ومري د سبا نوبت رسيږي<br />
دا تياري چې ډېر زوز شوې هر کلی وایي سبا ته<br />
نفونه امانت دي لا د ساوي په گوگل کې<br />
د خپلواک وطن آسمان ته د خپل واک وطن فضا ته<br />
<a href="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2010/03/afghan-poor-woman.jpg"><img class="size-medium wp-image-4565" title="afghan-poor-woman" src="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2010/03/afghan-poor-woman-225x300.jpg" alt="" width="225" height="300" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://eslahonline.net/33652/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسلام او نړيوالتوب (ګلوبلايزېشن)</title>
		<link>http://eslahonline.net/561</link>
		<comments>http://eslahonline.net/561#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 May 2012 03:55:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mudeer</dc:creator>
				<category><![CDATA[برگزيده هاي کنوني]]></category>
		<category><![CDATA[شريعت او ژوند]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[جهانی بودن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">/_-2/</guid>
		<description><![CDATA[اوس بين المللى کمپينو يوه بله لاره خپله کړيده چه بعضى صنعتي توليدي پروژې يې دريمى نړۍته رانقل کړيدى چيرته چى اجرت ډير کم دى او په کمه مزدورۍ باندې د توليد لگښت ډير کم وي نو دغسى پانگه وال په نړيوال بازار کى ډيره گټه کوي او دسيالۍ په ډگر کې مخکې ځي اگر چى په دى ډول د پرمختلليو هيوادونو کارگران بى برخى کيږى خوپه بدل کي حکومت هغوى ته ډيرې اسانتياوى برابروى .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>ليکنه: ډاکټر خالد علوي<br />
ژباړه: ډاکټر مطيع الله</strong><br />
<strong>سريزه</strong><br />
مسلمانان چه په نړيواله کچه د کومو ننګونو سره مخ دى د هغى يو اړخ ((عالمګيريت ))يا نړيوالتوب دى.<br />
نړيوال سرمايه داران او د ګلو بل کپټيلزم (نړيوال پانګه وال نظام ) واکداران غواړى چه نړۍ په خپل موټى کې ونيسې او موخه ئى دا ده چه د نړۍ اقتصادى وسائل په خپل واک کې راولې او انسانې ټولنو کې غربې اخلاق او د ژوند کړه وړه رواج کړى .نړيوالى رسنۍ نړيوالتوب ته يو ډيرښه رنګ ورکوى او خلکو ته دا باور ورکوى چه ګوندى همدائى د ښيګړى د لاسته راوړلو يوازينۍ لارده حال دا چه نړيوالتوب د نړيوال ښکيلاک بل نوم دى .نړيوالتوب  د يو روښانه انځور په شکل خلکو ته وړاندى کيږى .او اصلى څيره چه ډيره تياره ده پټه ساتل کيږى . داوخت ډيره اړتياده چه مسلمان پوهان بايد د نړيوالتوب حقيقې څيره خلکو ته څرګنده کړى .<br />
دا ليکنه يو لومړنى قدم دى چه په ساده او اسانه ډول يې په حقيقت باندى رڼا اچولې ده .<br />
د الله (ج)  د لارې د اعيانو ته پکار  دى چه د کفر چلوټى وپيژنې او په نوو اصطلاحاتو کې نغښتو د اسلام په مخالفتونو ځان پوه کړى د دعوت په پرمختياکې لوى خنډ د خلکو ذهنى مغشوشتياده .<br />
رسنۍ چه د نوو اصطلاحاتو پواسطه د خلکو په ذهننونوکې کومه مغشوشتيا پيدا کوى د هغې له منځه وړلو ته زښته اړتيا ده .<br />
اميد لرم چه دغه څوکرښې به د نړيوالتوب د اصليت په پيژندلو کې ګټور ثابتى شى .<br />
اسلام او نړيوالتوب شاليد<br />
په تيرو لسو کلونو کې په اقتصادى ، سياسى ، ټولنيز او تخنيکې ډګرونو کې دومره ګړندى بدلونونه رامنځ ته شوى چه په تيرو وختونوکې ئى<br />
بيلګه نه په سترګو کيږى د ټولنيزو رسنيو د زياتو  اسانتياو له امله د جغرافيائى کرښو تصور له منځه تللې او د رسنيو د غى وړتيا په تجارت او مالى چارو کې يو نوې بدلون رامنځ ته کړى . همدغه بدلون او د دى بدلون انتظام د عالمګيريت يا نړيوالتوب (Globalization) پنوم ياديږى .<br />
<span class="subtitle">ګلوبلائزيشن يا نړيوالتوب</span><br />
ګلو بلائزيشن يو څو مخې څيره ده چه هرچا په جدا ډول تعريف کړى .<br />
بعضى خلکو ئى اقتصادى اړخ په پام کې نيولې او هغوى يې د نړيوال اقتصادپه شکل کې ګوړى .<br />
بعضى خلک ئى کلتورى اړخ ته ګورى او دهغوى په نزد د ګلوبلائزيشن ثقافتى اثرات او بدلونونه د اهميت وړ دى .<br />
داسى کسان هم شته چې له سياسى اړخه ورته ګورى -  بعضى بيا تخنيکې پرمختګونه د ګلوبلايزيشن پورى تړى او د مخابراتو او ترانسپورټ په ډګرکې بدلونونه د دى نتيجه ګڼې .<br />
که غور وکړو نو globalization د دى ټولو بدلونونو مجموعه ده چه د ژوند ټول اړخونه ئى متاثره کړى.<br />
د نړيوالتوب ډير مهم اړخ دا دى چه دا دغربې تهذيب او تمدن د پرمختګ او پراختيا يو نوى پړاو دى – غربې تهذيب له تيرو دوه سوه کلونو راهيسى پر نړۍ باندى د غلبى پصورت مخ په وړاندى روان د ى ځکه  نو دا مرحله د لويديځ فکر ، لويديځو ادارو او د ژوند په اړه د لويديځ د نظريى د مختلفو اړخونو د غلبې مرحله ده .<br />
دا هغه مرحله ده چه غربې تهذيب پکې د نورو تهذيبونو د قربانۍ په بدل مخ په وړاندى ځې او لاپسى قوى کيږي .<br />
د نړيوالتوب په تعريف کې همدغه اړخونو ته زياته توجه شويده کوم چه پورته ذکر شو.<br />
د لاندى تعريفونو څخه داخبره جوتيږى چه همدغه ټکي دي چه د نړيوالتوب په بحث کې ارزښت لرى ترڅو په دى تعريفونو پوره غوروشى او نتيجه ترلاسه شى .<br />
<span class="subtitle">اقتصادي اړخ</span><br />
الف :-د نړيوالتوب  څخه مراد د صنعت او خدمتونو (industry &amp;- services) -د شعبو هغه مصروفيتونه او کارونه دى چه له جغرافيائى کرښو څخه او ختى او مختلفى کمپنۍ پرى په مختلفو هيوادونوکې بوختى دى .<br />
ب :- د تجارت ، د پانګو جريان ، ټيکنالوژى ، د معلوماتو دتبادلى ، او د بيلابيلو تهذيبونو خپل منځي تعامل پواسطه په نړيواله کچه په تيزۍ سره د بيلابيلو اقتصادونو يو ځايوالى ته نړيوالتوب وائى .<br />
ج:- په ټوله نړى کې د آزاد بازار پر بنسټ ولاړ پانګه واله نظام خپريدوته نړيوالتوب وائى .<br />
د :- په ټوله نړى کې لويديځوالتوب  او د لويديځ د تجارت اصول او سياسى نظامونو منلونه نړيوالتوب وائى  .(Ma later Mold)<br />
ه:- د انتونى ګدنز (Anthony Giddiness) په نزد د نړيوالتوب تعريف دا  دى چه : په نړيواله کچه د ټولنيزو اړيکو داسى پياوړى کيدل چه لرى پراته ځايونه داسى سره وتړى چه څو ميله لرى پيښيدونکې واقعات په محلى واقعاتو خپل تاثير ولرى – همدارنګه د دى په عکس هم .<br />
و:- فرانسوى ټولنپوه پيرى بورډيو (Pierre Bourdieu)  په نظر نړيوالتوب يو لوى بحث دى چه مقصديى د يو داسى نظام حق په جانب ثابتول دى چه د ملتيزو کمپنيو او صنعتى هيوادونو د حکومتونو د ګټو او پانګو برابرولو لپاره جوړ شوى وى .<br />
ګواکې نړيوالتوب يو داسى نظام دى چه د دى لاندى ټولنې ا وادارى د نړيوالى پراختيا په طرف مخه کوى يا تجارت په نړيواله کچه اداره کيږى .<br />
Global village (نړيوال کلى):-<br />
د نړيوالتوب د مشهورتيالپاره يو څو خود ساخته شعارونه جوړ شوي ترڅو عام وګړى وکولى شى ځانونه پدى نظام کې ځاى کړى .<br />
نړيوالو پانګوالو د ټولنيزو رسنيو پواسطه د خلکو په ذهن کې داخبره کينولى ده چه ګوندى دانړى اوس يو global village  يا نړيوال کلى دى او هرانسان د دى کلي او سيدونکې او کليوال دى .<br />
زمونږ تش په نامه پوهان هم دغه اصطلاح ډېره په شوق استعمالوى خودوى نه پوهيږى چه د دى په منځ کې څه پټ دى .<br />
د نړيوال کلى معنې خو دا ده چه زمونږ ګټى او تاوانونه او زمونږ خوښئ او تمناوى اوس زمونږ په کورنۍ و کلى ، ښار او ياهيواد پورى نه بلکه ټولى نړى پورى تړلى دى . مونږ بايد ځانونه ټول نړيوال نظام پورى ونښلوو -  په بله معنې ځان بايد نړيوالو  پانګوالو سره کړو . زمونږ د ګټى او تاوان فيصلى به مونږ ، پخپله نه بلکه هغه نړيوال تجاران کوى چه زمونږ د لاس رسۍ څخه لرى دى او مونږ ئى پيژنو هم نه .<br />
دا مونږ خپله بدبختې وبولو او که د خپلو پوهانو د ذهنې کچې ټيټوالى او يا د هغوى بدنيتي چه هغوى د دغې تصور خپرول عقلمندى ګڼى حال دا چه په لويديځ کې د نړيوالتو ب پرضد عکس العمل موجود دى .<br />
هلته کيڼ اړخى دا د نړيوال پانګه واله نظام يو فريب ګڼې او همدا صحيح هم ده . ليکن زمونږ کيڼ ارخې پوهان هم د نړيوالو پانګوالو د لاس آلى دى .<br />
پاتى شوه خبره د مذهبې خلکو نو هغوى د خپلو مذهبې تعصبونو څخه کله اوزګاريږى ترڅو له دغه نړيوال خطر څخه خبر شى.<br />
<span class="subtitle">د نړيوال کلې څلور بنسټيز ټکې :-</span><br />
الف : د وخت او فاصلى نزديکت :- د مخابراتو (Telecommunication) ،ټوليزو رسنيو او تعليم پواسطه وخت او فاصلى دومره نږدى شوي چه انسانان دتماس هيڅ مشکل نه لري .<br />
ب: سيمه ايز احتياج :- په مالي ډول يوه سيمه بلى ته احتياج لرى په پخوانې نظام کې د بنسټيزو اړتياو لپاره هره سيمه په خپل ځان پوره وه او يواځى د بعضې اضافې ضرورتونو لپاره به يى بلې سيمې ته اړتيا پيدا کوله .<br />
ليکن نړيوالو پانګوالو داسې يو اقتصادي نظام رامنځ ته کړ چه هره سيمه د بلې محتاجه شوه .<br />
ج: د نړيوالو معيارونو يا ارزښتونو تسلط :-  په نړيواله کچه  د معلوماتو تبادلى او د رسنيو اسانتياو داسې ګډ معيارونه او ارزښتونه رامنځ ته کړى چه اوس هرانسان د دغو شريکو معيارونو د خپلولو په لټه کې دى او دا هغه معيارونه دى کوم چې د نړيوال پانګوال نظام لخوا مسلط شوى.<br />
د: د نړيوالو پانګوالو پلانګذاري :- د آزاد بازار د تصور د رامنځ ته کولو په نتيجه کې هرکس غواړى چه د نړيوالو پانګوالو د پلان سره سم خپل کاروبار پرمخ بوزى دغه ډول نړيوالو تجارانو او پانګوالو له ټولى نړى څخه يو کلې جوړکړى او د خپلو شخصې غرضونو د مسلطولو په هڅه کې دي او سادګان پري لا خوشحاله هم دى .<br />
<span class="subtitle">د نړيوالتوب خوزښتې قوت</span><br />
نړيوالتوب په رامنځ ته کيدو او ټينګښت کې چه کوم عوامل کارکوى په لاندى ډول دى :<br />
الف : رسنيو او مخابراتى سيستم کې ښه والې<br />
د حمل ونقل په وسايلو او خبرى ټيکنالوژۍ کې د ښه والې او پرمختګ له سببه د کاررفتار تيز شوى ، د شيانو انتقال او وړل  راوړل اسان شوى او حمل ونقل ارزانه شوى هم دى .<br />
په تماسونو کې اساني او سهولت رامنځ ته شوى او دايره ئى پراخه شوى .<br />
ب: د فرد په ذوق او اوليتونوکې تغير<br />
د سامانونو او خدمتونو (goods &amp; services) تنوع او رنګارنګې ا د تعليم او رسنيو پرمختګ په زوقونو او لويتونو کې ډيرزيات تغير رامنځ ته کړى . د ډيرو او رنګارنګو شيانو په شتون کې انسان د خپلې اسانتيا او ذوق او خوښى سره سم د څيزونو انتخاب کوى .<br />
ج : د حکومت په پاليسيو کې قصدي تغيرات<br />
حکومتونه د خپلو اسانتياو لپاره او بعضى وخت د خارجې فشار له وجى د شيانو او خدمتونو په انتقال کې تغيرات رامنځ ته کوى چه په نتيجه کې ئى په مصرفى شيانو کې زيادت رامنځ ته کيږى .<br />
په زړه پورى خو دا ده چه نړيوال پانګوال او تجاران د شيانو په آزاد حمل و نقل باندى بنديزونه لګوى .<br />
دنړى په يوه برخه کې چه د ضرورت څخه زيات شيان موجود وى د هغى د آزادانه انتقال بندوبست کيږى ليکن په بله برخه کې چه د ضرورت څخه زيات مزدوران موجود وى د هغوى په نقل و حمل باندى بنديزونه لګول کيږى.<br />
له بده مرغه حکومتونه پخپله په دغو چارو کې ښکيل وى چه نتيجه ئى باالاخره د عامو وګړو په تاوان تماميږى .<br />
په پانګواله نظام کې د حکومت کار يواځى دا وى چه پانګوالوته اسانتياوى برابرى کړى او بس .<br />
که چيرته کوم حکومت د دغو پاليسيو په وړاندى خنډ ثابت شى يا د همکا رۍ څخه ډډه وکړى نو دغه حکومتونه له منځه وړل کيږى .<br />
د :<br />
پانګوالو اوس داسى يوه کړنلاره خپله کړيده چه د توکيو توليدي لګښت کموي د پخوا پرخلاف چه د هغونرخونه به يې کمول .<br />
د نوى کړنلارى په نتيجه کې کارګران د کارڅخه ګوښه کيږى ترڅو د کمو کارګرانو څخه زيات توليد لاسته راوړل شي.<br />
د انسانانو پر ځاى د مشينونو استعمال په توليدى لګښت کې ډير کمښت رامنځ ته کړى خود بيکارى کچه ئې زياته کړى.<br />
د همدغې خودغرضې پاليسۍ په نتيجه کې به په دريمه نړى کې يو لوى کړکيچ رامنځ ته شى ځکه چه د درېمى نړۍ کارگران به نه شى کولى چه د روزګار لپاره صنعتي هيوادونوته لاړ شى خو بل طرفته به د دغه صنعتي هيوادونو ارزانه مالونه د دريمې نړۍ په بازارونو کې ازادانه خرڅيږي . او همدا د دغه نړيوال پانگه وال نظام هدف دى.<a href="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2008/11/islam-and-glubalization.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-33646" title="islam-and-glubalization" src="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2008/11/islam-and-glubalization-300x225.jpg" alt="" width="300" height="225" /></a><br />
WTO د همدى هدف لپاره جوړشوى تر څو د پرمختلليو هيوادونو مالونه بى له کومه خنډه د نړى گوټ گوټ ته ورسوي.<br />
نتيجه به ئې دا وي چى د دريمې نړۍ هيوادونه به خپل محدود توليدي صلاحيت هم له لاسه ورکړى.<br />
د نړيوالتوب پايلې<br />
د نړيوالتوب په اړه ويل کيږي چې دا حتمى دى او مخنيوى يې ناشونى دى. دا هم د نړيوالو پانگوالو يو فريب دى او هم هغه خلک دا خبره کوى څوک چه غواړى نړيوالتوب پرټولې نړۍ مسلط کړي – او همدا خبره ده چى خلک نړيوالتوب ته غاړه ږدى .<br />
که غورپه کې وکړو نو د نړيوالتوب ډيرې بدۍ به راپرسترگو شى.<br />
اگر چى د ټيکنالوژۍ په ميدان کى د پر مختگونو مخه نه شى نيول کيدى مگر اقتصادي او ټولنيزو پاليسيو کى تغير راوستل ممکن دى خو نړيوال تجاران هيڅ کله هم ددې اجازه نه ورکوي.<br />
که فکر وکړو نو د نړيوالتوب له امله ډيرى زياتى بدۍ رامنځ ته شوي دي:<br />
<span class="subtitle"> الف:- نړيوالتوب د مزدورانو او کارگرانو په تاوان دى</span><br />
زياتره پانگه اچونه په پرمختلليو هيوادونو کې کيږي او وروسته پاتې هيوادونوکې ډيره کمه پانگه اچونه کيږى .<br />
گڼ ملتيزې يا بين المللى کمپنۍ د کم پرمختګه هيوادونو گارگرانو ته دبډايو هيوادونو د  گارگرانو په پرتله ډيره کمه حق الزحمه ورکوى .<br />
پدى ډول نړيوال توب په همغه ځايونو کې ډيرې حق وهنې کوي په کوم ځاى کې چې د اسانتياوو اړتيا زياته وي.<br />
اوس بين المللى کمپينو يوه بله لاره خپله کړيده چه بعضى صنعتي توليدي پروژې يې دريمى نړۍته رانقل کړيدى چيرته چى اجرت ډير کم دى او په کمه مزدورۍ باندې د توليد لگښت ډير کم وي نو دغسى پانگه وال په نړيوال بازار کى ډيره گټه کوي او دسيالۍ په ډگر کې مخکې ځي اگر چى په دى ډول د پرمختلليو هيوادونو کارگران بى برخى کيږى خوپه بدل کي حکومت هغوى ته ډيرې اسانتياوى برابروى .</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle"> ب: نړيوالتوب د فريب او مالدار تر منځ توپير زياتوى.</span><br />
د اقتصادي پرمختگ د څيړيونکو له نظره د تيرو 150 کالو په پرتله په تيرو 30 کالو کى د مالدار او غريب تر منځ ډير توپير رامنځ ته شوى او د نړيوال توب له امله لاپسى زياتيږي ځکه چى د دولت د راغونډولو ا و پانگه کونو کومى اسانتياوى اولارى چارى چى اوس مهال شته پخوا نه وى موجودى .</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle"> ج: نړيوالتوب د ملتيزو حکومتونو لپاره يو خطر دى</span><br />
د نړيوالتوب منتظمين او دنړيوالو مالى ادارو چلوونکى چه له بډايو او پرمختلليو هيوادونو څخه وى. خپلى پاليسۍ جبراً پر ملتيزو حکرمتونو باندې مسلطوى چه زياتره دغه پاليسۍ د حکومتونو او عامه وگړو په تاوان وى.<br />
دوى داسى وسيلى په لاس کى لرى چه حکومتونه يې په وړاندى انکار نه شى کولى نړيوال تجارتى او غاصب نظام خپلى پاليسى د بډو او ډول ډول نورو درغليو پوسيله نافذوى دغه پاليسۍ ځينى وخت د ملت د ځان وژنى په معنى وى خوبيا هم حکومتونه ئې د خپلى مفاد پرستۍ له وجى خپلوى .<br />
واکمنان يې خپله برخه د بډو پشکل تر لاسه کړي او نور خپله لار وهي خو ملتونه يې د پورونو په جال کې داسى ښکيل شي چى ان خپله ازادي هم له لاسه ورکړي.</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle"> د: نړيوالتوب ګڼ ملتيزى کمپنۍ قوى کوى</span><br />
د بعضو گڼ ملتيز وکمپنيو بوديجه او گټه له ځينو ملتيزو وحکومتونو څخه هم لوړه وى که دوۍ وغواړي چه يو حکومت راوپرزوى يا يو هيواد ته تاوان ورواړوي نو توان يې لري، نړيوالتوب په حقيقت کې د همدغو کمپنيو يوه لوبه ده چى د دوى د لاقوي کولو لپاره يې رامنځ ته کړى.</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle"> ه:- نړيوالتوب يو پوځى خطر</span><br />
څرنگه چه نړيوالتوب د يو قطبى  (unipolar) وضعى پايله ده نو د دى د پاليسيو نه منونکي هيوادونه د لويو قوتونو د فوځي حملې د خطر سره مخ دى.<br />
لويو قوتونو وار دمخه د ګزار کولو (Preemptive strike) کړنلاره خپله کړيده چه له امله ئى د ملتونو او هيوادونو واکمنۍ ترسخت خطر لاندى دي پرعراق حمله د فلسطين او چيچنيا د يرغلونو يوه نوى بڼه ده<br />
پرفلسطين وحشيانه حملى هيڅ چا ونه غندلى او د نړيوالو چپه خوله پاتى کيدل د يرغلګرهيواد د لا ډاډ سبب شو.<br />
يواځې يو څو هيوادونه کولاى شي د تباهى خپرونکې وسلى جوړى کړى بل هيڅ هيواد د احق نه لرى.<br />
او که جوړى يى کړي  نو يرغل به پرى وشي .<br />
د طاقت توازن هميشه د طاقت ور په خوا ساتل د نړيوالتوب يوه خطرناکه پايله ده او د دى وضعى تاوان اسلامي نړۍ ته رسيږى .<br />
د اسلامي نړۍ مشرتابه بى پروايي ښودلى ،خپل وګړي يى بى برخې ساتلي او د نړيوالو غاصبينو پاليسۍ ئى پرى ملسطې کړيدي – د هيواد ټول وسايل ئى لويديځ  ته انتقال کړى او د خپلو وګړو پرځاى ئى د نړيوالو پانګوالو او نړيوالو غاصبانو سره اړيکې ساتلې دي .<br />
او اوس ئى حال داسى دى چه غاصبانو ورته سترګى بدلى کړيدي نو له بى وسۍ څخه د همدوى پښوته غورزيږي خو د خپلو وګړو سره خوا خوږۍ ته آماده ندى .<br />
دغه مشرتابه د خپل غفلت له وجى خپله راتلونکې هم په اوبو لاهو کړه او خپل وګړي ئى هم د تباهۍ کندى ته ټيل وهل .<br />
د غه مشرتابه بى له دى چه دنړيوال نظام لورى وپيژني په خپلو مزو او چړچو کې ډوب وو- نه ئى د هيواد صنعت پرپښو ودراوه ،نه ئى اقتصادى نظام پياوړى کړ او نه هم په فوځي ډګر کې پياوړي او خپلواکه شول .<br />
پايله ئى داشوه چه اسلامي نړي له پوځې نظره بى لاسو او بى پښو ، له اقتصادى نظره کمزورى له سياسى نظره پر پښو نه ولاړ او په ټولنيز ډول د ګډوډيو ښکار ده .<br />
اسلامي نړۍ که د محکوميت ښکار کيږى نو دا به د مشرتابه دناپوهۍ ، نااهلۍ ، خود غرضۍ او بد نيتۍ له امله وي .<br />
د نړيوال استعمار له ارادو څخه جوتيږى چه هغوى اوس د هرډول مقاومت د له منځه وړلو هوډ کړى . خبره يواځې دماتى ورکولو نه ده هدف د ملتونو د شتون له منځه وړل او غلامۍ (capitulation and surrender) ته مجبورول دى .</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle">اقتصادي پاليسئ</span><br />
د نړيوالتوب په نتيجه کې چه کومى پاليسئ منځ ته راځې پايله به يې دا وى چه دولت او پانګه به ټوله د لويو اقتصادى قوتونو لاس ته ورځى او د دريمى نړى اوسيدونکې به لا پسى د غربت ښکار کيږى .<br />
د WTO له طرفه به په ٢٠٠٥ ټول تجارتى بنديزونه له منځه لاړ شى او د صنعتى لحاظه به دپرمختلليو هيوادونو مالونه د نړۍ په ټولو بازارونو کې خپاره شى .<br />
د غريبو هيوادونو په برخه به يواځى او يواځى د خامو موادو توليد وى او بس د دوى په مقابل کې به داسى مضبوطى اقتصادى پاليسۍ وى چه دوى ته به پر خپلو پښو ودريدل ناممکن وي .<br />
نړيوالتوب به يوه داسى اقتصادى تباهي رامنځ ته کړي چه د قومونو خپلواکي به له منځه يوسي . د طاقت خاوندان به اقتصادى پاليسۍ جوړوى او کمزورى قومونه به ئى چار او ناچار خپلوى . ځکه چه دغه پاليسۍ به په زور او جبر پرخلکو منل کيږى . که په کوم ځاى کى لږ څه مقاومت سره مخ کيږى نو د نظامى قوت د استعمال څخه به هم ډډه نه کيږى ترڅو اختلاف کوونکى له منځه ووځي .<br />
د اوسنى مالياتى نظام بنياد پرسود او  interest &amp; Speculation  ولاړ دى د اقبال په وينا ،ديهودو چالاکه ذهن چه کوم نظام جوړکړى له اولى ورځى څخه ئى انسانيت ترپښو لاندى کړى .  نړيوالتوب دغه نظام ته لا قوت وربخښى او پايله به ئى دا وى چه په نړى کې به دين ،اخلاق ،انسانيت او شرافت ته هيڅ ځاى پاتى نه وى پانګه وال نظام به د نړيوالتوب ترسيورى لاندى ښکاره تيرى کوى او بالاخره به د انسانيت جنازه له نړۍ څخه رخصت شى .<br />
ټولى مالياتى ادارى د کفرى نړۍ په واک کې دي او پرنړيواله سطحه د يوى اسلامي مالياتى ادارى د کارکولو ټولى لارى ئى بندى کړي دى ترڅو ټولى نړيوالى اقتصادى چارى د استعمار په علم کى وي او د دوى ترنظارت لاندې ترسره شى .<br />
د دريمى نړى ټول خائن او بد ديانته مشران خپلى پانګى د لويديځ په بانکونو کې ساتى چه هغه به هم بالاخره ضبط شى ، د سويتزرليند بانکونه په دى چارو کې خاص نوم لرى .  په پټو نومونو جوړ شوي پټ بانکي حسابونه هيڅ کله هم د دوى په ښه نه راځي -  دا دولت بالاخره په هم هغه لاره ځى په کومه چه راغلى وو.<br />
د خائنانو او مجرمانو يواځى نومونه پاتى شى او بدمرغى ئى ترعمره د قومونو په برخه ورسيږي.<br />
د ټولنى او تمدن تباهى<br />
د نړيوالتوب په نتيجه کې به د لويديځ ټولنيز نظام او تمدن غالب وى .<br />
د لويديځو معيارونو د پرمختګ پاليسى لاد پخوا څخه جوړه شوى ده او د نړيوالى ميډيا پواسطه ئى د خپراوي او مسلطولو هلى ځلى روانى دى نړيوالتوب اصلاً د لويديځ کلتور بل نوم دى  . چه هدف ئى د کورنۍ له منځه تګ د اخلاقى معيارونو ترپښولاندىکول، د عريانۍ او فحاشۍ خپراوى ، د ايثاراو شفقت نشتوالى ، خود غرضى او مفاد پرستي، غيرت او عزت له منځه تګ دى او ان تردى چه انسان به هم د خرڅلاو يو توکى وى د هم جنس پرستۍ عامول او د بازاري ښځو کلتور رامنځته کول هم د نړيوالتوب اهداف دى . د ښځو د آزادۍ په نوم د دوى حيا او عزت ليلام کيږى . نړيوالتوب ترټولو د مخه اسلامي ټولنى په نښه کوى ، څرنګه چه د اخلاقى معيارونو څه ناڅه اثر يواځى په اسلامى ټولنو کې ترسترګو کېږى او ځکه د داسى ټولنو د لاندى کولو لپاره هرقسمه داخلى او خارجې لارى چارى په کار اچول کيږى .<br />
نړيوالتوب بى لدى چه اخلاق له منځه يوسى او د شرافت نابودى رامنځ ته کړى بل هيڅ ندى .<br />
په ټولنيز ډول يو داسى طوفان راپورته شوى دى چه خداى دې نکړى اسلامي ټولنى به د تباهى کندى ته وغورځوى .</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle">سياسى غلامي<br />
</span>د نړيوالتوب په نتيجه کې به د طاقتورو ملتونو څخه پرته نور ټول ملتونه محکوم وى . ملي حکومتونه به ورو ورو اختيار له لاسه ورکوى او يواځى د ښارى او ځايى چارواکو په حيث به پاتى شى بلکه ښارى نظام به هم راساً د نړيوالو قدرتونو لخوا کنتروليږى او پدى ډول به کمزوري ملي حکومتونه بى اثره او تش په نامه پاتى شى .<br />
او دنظامى او اقتصادى برلاسۍ سر ه سر ه به د نړيوالتوب پواسطه سياسى برلاسى هم ترلاسه شى .<br />
نړيوالتوب يو د جالي نظام دى چه غير معمولى اثرات لري. لويديځ يو طرفته د خپل منځى وحدت د ټينګښت لپاره کارکوى او بل طرفته د اسلامي نړۍ د ټوټى کولو لپاره هلى ځلۍ کوى ترڅو د يو ى نظريى او يو دين پر بنسټ د اسلامي نړۍ د راټوليدو او مقاومت مخه ونيسي د نړيوالتوب په غيږ کې يو ه داسى زهرجنه نظريه وده مومى چه د اسلامي امت لپاره د خطر زنګ دى .<br />
يواځى د الهى  مشيت تکوينى مداخلت د دغه خطر مخه نيولى شى . ځکه چه په مادى لحاظ خو د اسلامي امت ټول مشرتابه د نړيولاتوب ګوډاګيان دي، دا دمسلمانانو بدبختي ده چه په تيرو درى پيړيو کې د نااهله مشرانو له لاسه پرله پسى د شکستونو سره مخ کيږى .</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle">دچاپيريال تباهى</span><br />
نړيوالتو ب زورورو قومونو او خصوصاً ګڼ ملتيزو کمپنيو ته دا حق ورکوى چه د بي وزلو او کمزورو ملتونو طبعي وسايل په خپله ولکه کې راولى  ځنګلونه  ، اوبه ، معدنيات ، تيل او ګاز آن چه خوراکې وسايل به هم د دوى په پنجوکې وي ، دوى به دغه وسايل بى دريغه لوټي او نړيوال بازار ته به ئى رسوى او ځايى خلک به له لوږى مرى .<br />
په افريقا کې چه کان کيندونکو او د تيلو راويستونکو کمپنيو کومى ناخوالى رامنځ ته کړي په تصورکولو ئى هم غونى زيږ شي .<br />
د نايجيريا او کانګو مثال خو زمونږ ترمخه دى .<br />
د مالداره هيوادونود عيش عشرت لپاره چه کوم وسايل په کار راځى . بى دريغه به لوټ کيږى .<br />
ځنګلونه به له منځه ځى او له کارخانو څخه به زهر جن مواد چاپيريال ته خپريږى چاپيريال ته ضرر رسونکې ټولى کارخانى به په غريبو هيوادونو کې جوړيږى او دغسى به ددريمى نړۍ وګړي د مصيبت کندى ته ټيل وهل کيږي .</p>
<p><span class="subtitle">مذهبې او نژادى تضادونه</span><br />
د نړيوالتوب يوه خطرناکه او بده پايله په ضعيفو هيوادونو کې د خپل منځى اختلافاتو رامنځته کيدل دى مذهبى اختلافاتو او نژادى تاو تريخوالى ته به پرمختګ ورکول کيږ ى ترڅو ټولنه نوره هم کمزورى شى او د نړيوالو پانګوالو په وړاندى د ودريدو توان ونلرى . ترڅو چه ټولنى په خپل منځ کې سره لاس او ګريوان وى نړيوال ځواکونه به بى خاره خپل کار کوى ،څرنګه چه د نړيوالتوب ترشا د ورانکارى يوه نظريه موجوده ده نو د خيرطمع ترى بى ځايه ده .<br />
د نړيوالتوب غټه موخه مذهب دى اوپه ځانګړى ډول اسلام، هر مذهب د اخلاقى معيارونو د ارزښت په اړه خپلى لارښونى لرى کومى چه د نړيوالتوب په وړاندى يو خنډ دى . ځکه نو د نړيوالتو ب لمړى ګزار پرمذهب وي .<br />
مذهبى بنسټ پالنه په يو بد شکل معرفي کوى او اسلامي بنسټ پالنى ته خو ډيره هوا ورکوى  .<br />
شکاګو پوهنتون د فنډا مينټلېزم د پروژى لاندى په څو جلدونوکى يوه ليکنه خپره کړيده کومه چه د ميډيا د کار کوونکو او پاليسۍ جوړونکو اداراتو د کار کوونکو  لپاره د رهنماپه حيث کارکوى .</p>
<p dir="rtl">اين بنـــــــــــــــــــــــــوک اين فـــــــــــــــــــــــکر چــــــــــــــــــــــــــالاک يهود<br />
نــــــــــور حـــــــــــــــــــــــــق از سينــــــــــــــــــــــــــــــــــــۀ آدم ربــــــــــــــــــود<br />
تــــــــــــا تهــــــــــــــــــه و بـــــــــــالا  نه گـــــــــــــردد اين نظــــــــــــــــــــــام<br />
دانـش و تهـــــــــــــــــــــــــــــــــذيب و دين ســــــــــــــــــــــودايې خــــــــــام<br />
مذهبي او نژادي توپيرونه:<br />
د نړيوالتوب غټ خطر په کمزورو هيوادونو کې د ګډوډۍ او فساد رامنځ ته کيدل دي، مذهبي اختلافاتو او نژادي توپيرونو ته به لمن وهل کيږي تر څو ټولنې کمزورې شي او د نړيوالو لوټمارو او پانګوالو په وړاندې د دريدو توان ونه لري، څرنګه چې د نړيوالتوب بنسټ د تخريب پر نظريه ولاړ دى، نو د خيرطمعه تري بې ځايه ده.<br />
د نړيوالتوب لمړى ګوزار پرمذهب دى چې اوله نښه يې اسلام ده.<br />
هر مذهب ځانګړي اخلاقي معيارونه لري چې د نړيوالتوب په وړاندې غټ خنډ دى ځکه نو په ټولنه کې مذهبي اثر له منځه وړل د نړيوالتوب لمړى هدف دى، د مذهبي بنسټپالنې په نوم د مذهبونو بدنامول د دوى د پلان مهمه برخه ده، بالخصوص اسلامي بنسټپالنې پسې خو شپه او ورځ ډنډورې وهي، تر څو په ټولنه کې د اسلام شهرت ته ضرر ورسوي.<br />
شيکاګو پوهنتون د بنسټپالنې په اړه د يوې پروژې تر مخې په څو جلدونو کې يوه ټولګه خپره کړې، تر څو د رسنيو کارکوونکي او پاليسي جوړوونکې ادارې او اشخاص ترې د مذهب پر ضد ګټه پورته کړي.<br />
څرنګه چې نړيوال استعمار يواځې له مذهب څخه ډېر په ويره کې دى نو ځکه خو يې په لمړي قدم کې د مذهب پرضد داسې يوه فضاء رامنځ ته کړې تر څو د دوى په لار کې خنډ کېدو ته هيڅ وخت پيدا نه کړي.<br />
د خپلې کړنلارې له مخې له يوې خوا د نظامي بريد ګواښونه کوي او له بل طرفه د خپلو روزل شوو لاس پوڅو په ذريعه په داخل کې ډول ډول د سيسې جوړوي.<br />
د اسلامي ټولنو چارواکو هم له نړيوال استعمار سره يو لاس دى.<br />
دوي خپل ولسونه له جنګ څخه وېروي او په ټولنه کې داخلي ګډوډيو ته لمن وهي ترڅو خپلو واکمنيو ته دوام وبخښي.<br />
<span class="subtitle">نړيوالتوب او اسلامي نړۍ:</span><br />
د نړيوالتوب د خوزښت پايله به داوي چې د پانګې او نورو څيزونو وړل راوړل به اسان وي او د اشخاصو په تګ راتګ کې به هم اسانتيا رامنځ ته شي خو يواځې د پرمخ تللو هيوادونو اشخاص به ازادانه هر ځاى ته چې يې زړه وي تللاى شي او د درېيمې نړۍ اشخاص به هم هغسې تر بنديزونو لاندې وي. دغه کار به په حقيقت کې اخلاقي او فرهنګي بدلونونه رامنځ ته کړي.<br />
څرنګه چې لويديځ فرهنګ د بدچلنۍ او فحاشۍ مجموعه ده نو تر ټولو بد اغيز به يې اخلاقي بې لاري وي. بد چلني به په ټولنه کې عامه شي او بدعمله وګړي به د خپل مال او دولت پر زور څه چې يې زړه غواړي کوي به يې.<br />
حکومتونه به په دې مانا چې پانګه اچونه زياته شي، د دوى ملاتړ کوي.<br />
عزت پلورنه به په ټولنه کې يوه عادي خبره وي ځکه چې دا به هم د سرمايې دلاسته راوړنې يوه لاره وي او پانګوال حکومتونه به د جنسي صنعت ( Sex industry) په نوم د دې کاروبار کلک ملاتړ کوي. په اسلامي نړۍ به د نړيوالتوب لمړى اثر د اوي چې په ټولنه کې به حيا له منځه لاړه شي او فسادونه به زيات شي.<br />
پر اسلامي نړۍ به چې د نړيوالتوب کوم فشار وي د هغې د مقابلې له پاره به ضرور وي چې دوى په خپلو ټولنو کې خپل ديني معيارات وساتي، د خپلې ژبې حفاظت وکړي او له خپلو ټولنيزو ادارو څخه دفاع وکړي، او تر ټولو مهمه دا چې په بدليدونکو حالاتو، نويو تحدياتو او بدليدونکي نړيوال چاپيريال کې د خپل تشخص د ساتلو کوشش وکړي.<br />
همدارنګه د ديني مشرتابه مسئوليتونه هم زيات شوي دي.<br />
دوى ته په کار دي چې ځانونه ويښ وساتي او د خطر د مخنيوي په خاطر په فردي، ټولنيز، سياسي او هره کچه باندې  د نړيوالتوب د بدو اثراتو په وړاندې ډال شي.<br />
<span class="subtitle">اقتصـادي اثرات:</span><br />
پر اسلامي هيوادونو باندې تر ټولو بد تاثيرات به له اقتصادي پلوه وي، څرنګه چې د اسلامي هيوادونو اقتصاد لا د مخه کمزورى دى، له صنعتي پلوه قوي نه دى او اداري فسادونه او بې نظمي په کې موجوده ده، نو په داسې حالت کې به د نړيوالتوب د سېلاب په وړاندې د ټينګې نه وي. په اسلامي هيوادونو کې نوې کارخانې وجود نه لري، برېښنايي سامان الات، د موټرو صنعت، وسلې، او خلا يي پوهې په ميدان کې هيڅ کوم پرمختګ نه ليدل کيږي، نو ډېر امکان لري چې د اسلامي هيوادونو زراعتي ځمکې او محصولات په ټوليزه توګه د ګڼ ملتيزه کمپنيو لاسونو ته وغورځيږي، ځکه چې نړيوال غاصبين د پانګه اچونې په بهانه د غصب پلان لري او زمونږ چارواکي هم د يو څو ټکو په بدل خپلې شتمنۍ د پرديو په لاس کې ورکوي، چې په نتيجه کې به يې ملت د تل له پاره په بدبختۍ اخته شي‌.<br />
نړيوالتوب د مسلمانانو له پاره يوه ننګونه ده چې پايله به يې د مسلمانانو له پاره اقتصادي او سياسي کمزورتيا او په ټولنه کې فساد او ګډوډي وي .<br />
د نړيوالتوب اساسي موخه د لويديځ فرهنګ خپراوى او د دې کار په وړاندې د هر خنډ له منځه وړل دي.<br />
حقيقت دادى چې د نړيوالتوب تر ټولو زيات خطر مسلمانانو ته متوجه دى.<br />
نړيوالتوب يو Eurocentric  خوزښت دى يعنې ټول افکار او نظريات يې يواځې د امريکا او اروپا په خوا او شا څرخي.<br />
د دې فلسفه، عملي پروګرام او د کار کولو بڼه ټول يواځې او يوازې د لويديځ تهذيب د غلبې له پاره دي.<br />
په دې لوى کار کي د اسلامي نړۍ ډيرى پوهان، حکومتي چارواکي، پانګوال او غير دولتي ادارو کارکوونکي په ډير اخلاص سره د نړيوال استعمار سره پوره پوره مرسته کوي.<br />
خو دا خبره به د وخت په تېرېدو سره روښانه شي چې ايا لويديځ تهذيب به په اسلامي هيوادونو کې وده ومومي او که نه او ددوى دا منډې ترړې به څه په لاس ورکړي او که نه؟</p>
<p dir="rtl"><span class="subtitle">د اسلامي امت کړنلاره :</span><br />
د لويديځ تهذيب د اوسنيو نګونو او د نړۍ د يواځني لوي قوت د ښکاره تيري په وړاندى دوه لاري موجودې دي .<br />
يوه دا چې هر څه په سر سترګو ومني او بله داچې خپل تشخص وساتي.<br />
د اسلامي نړۍ واکداران خو شايد لومړۍ لاره خپله کړي ځکه چې فردي ګټې او غرضونه يې همدغې لارې پورې تړلي دي، او د لويديځ تهذيب په بري کې خپل خلاصون ګوري، نو له همدي امله به يې کلک ملاتړ کوي او د نړيوالتوب د رواجولو له پاره چې څه يې په وس پوره وي کوي به يې.<br />
لاکن د اسلامي نړۍ ديني طبقه په خاصه توګه او عام وګړي په عمومي ډول شايد د خپل دين، فرهنګ، او اخلاقي معيارونو له لاسه ورکولو او د لويديځ فرهنګ خپلولو ته غاړه کښېنږدي او د دې خوزښت په مقابل کې راپورته شي چې نتيجه به يې په اسلامي ټولنه کې خپل منځني ټکر وي چې هيڅ کله هم د امت په ګټه نه تماميږي، او دا هم نړيوالتوب له پاره د بري يو پړاو دى.<br />
په داسې حلاتو کې په کار ده چې مسلمان په ډير سوچ او فکر سره قدم پورته کړي او هغه لارې چارې خپلې کړي چې په دې حالاتو کې ګټورې وي.<br />
اسلامي ټولنې په ځاى د دې چې ځان ځاني غوره کړي بايد يوه واحده کړنلاره د ځان له پاره وټاکي، ځکه چې د نړيوالتوب په اړه ټول لويديځ متحد دى، د شريعت د نفاذ، د ازاد خيالۍ د منځ ته راتګ او دبې دينه لويديځ جمهوريت په اړه ټول يوه خوله وي.<br />
نو ځکه اسلامي امت ته په کار دي چې يوه واحده کړنلاره غوره کړي او ټول پرې راټول شي.<br />
له دې څخه علاوه د مقاومت بله هيڅ لار نه شته. دغه کړنلاره دوه اړخه لري.<br />
١. روحاني اړخ، او بل ٢. مادي اړخ</p>
<p dir="rtl"><span class="subtitle">روحـاني کړنلاره :</span><br />
اسلامي امت يوه روحاني ډله ده او د دې بنياد د کائناتو په روحاني تعبير ولاړ دى.<br />
د الوهيت يو والى او د ربوبيت يو والى د دې روحاني تعمير بنياد دى، الله تعالى، د دې کائناتو پيداکوونکى او د کائنات د نظام چلوونکى دي .<br />
د انسانانو د لارښونې له پاره يې د نبوت او رسالت سلسله راوليږله تر څو د وحې په ذريعه د فرد او ټولنې د اصلاح او پرمختګ له پاره کار وکړي لويديځ له دې روحانيت څخه منکر دى.<br />
د دوى په نزد د انسانيت په جوړښت او د ژوند په رامنځ ته کېدو کې د کائناتو  د کوم خالق هيڅ لاس نه شته .<br />
دوى  الهي وحې ته د حقيقت په سترګه نه ګوري او يو بې ځايه فکر يې بولي.<br />
انبياء عليهم السلام د تاريخ يوه برخه ګڼي او د دوى په روحانيت هيڅ عقيده نه لري. لويديځ يواځې د کائناتو په ماديت باندې باور لري او په دې عقيده دى چې انساني ژوند  د مادي قوانينو او اصولو له مخې منځ ته راغلى.<br />
ترڅو چې مسلمانان پر خپله عقيده پاخه او کلک نه وي ولاړ، د دې خطرناک تاړاک مقابله سخته ده.<br />
د اسلامي امت هر غړى دې خپله وعده تازه کړي اوله الله تعالى سره دې خپله اړيکه او رابطه ښه پياوړې کړي او د نبي اکرم ص محبت او اطاعت ته دې په زړه کې ځاى ورکړي تر څو د دې عظيم سېلاب وړاندې ثابت پاتې شي، ځکه چې د الله او رسول مينه د مومن له پاره يوه محفوظه کلا او د ده يواځينۍ او کاميابه وسله او د همدې وسلې په زور اسلامي امت تر اوسه هر ميدان ګټلى دى.</p>
<p dir="rtl"><span class="subtitle">د امت د نړيوال تصـور ټينګښت :</span><br />
د روحاني کړنلارې دوهم ټکى د امت نړيوال تصور دى. د اسلام نړيوال تصور  روحاني اړخ هم لري او يو مثبت تصور هم دى.<br />
اسلامي امت د رنګ، نسل، توکم او ځمکنيو توپيرونو په اساس تقسيمات په کلکه ردوي.<br />
ټول اسلامي امت په حقيقت کې يوه واحده روحاني ډله ده چې بنياد يې په توحيد باندې ولاړ دى، رسالت ټولنيز نظام ته استحکام وربخښي او کعبة الله په يوه نقطه باندې د ټولو د يو ځاى کېدو سبب دى.<br />
الله تعالى د دې امت په هکله فرمايلي دي:<br />
يا ايها الناس انا خلقنکم من ذکر وانثى و جعلنکم شعوباً و قبايل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقکم.<br />
اى خلکو! مونږ تاسې له يو نر او يوې ښځې ځينې پيداکړئ او بيا مو تاسې ډلې ډلې او قبيلي قبيلې وګرځولئ ترڅو تاسې يو بل وپيژنئ، بې شکه په تاسې کې د الله په نزد زيات د عزت والا هغه کس دى چې ډير تقوا دار وي.<br />
قرانکريم بل ځاى فرمايي:<br />
ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون (٨)<br />
دا ستاسې امت په حقيقت کې يو واحد امت دى او زه ستاسې رب يم پس تاسې زما عبادت وکړئ.<br />
نبي اکرم صلى الله عليه و سلم فرمايلي:<br />
انا آخر الانبيا و انتم آخر الامم(٩)<br />
زه وروستي نبي يم او تاسې وروستى امت ياست.<br />
قرانکريم د دې امت مسئوليت ته اشاره کوي اوفرمايې !<br />
وکذالک جعلنکم امة وسطاً لتکونوا شهدا‌ءً على الناس و يکون الرسول عليکم شهيداً.(١٠)<br />
اوهمدارنګه مونږه تاسي يو منځ لارى امت پيداکړئ ترڅو تاسې په خلکو شاهدان و اوسئ او رسول صلى الله عليه وسلم پر تاسې شاهد و اوسي. د دې له پاره چې مسلمان د يو نړيوال روحاني قدرت په توګه  راپورته شي، کوم نوي کار او کوشش ته اړتيا نه لري. د دې له پاره تيار اساس شته، تصور موجود دى، په مسلمانانو کې کافي جذبه موجوده ده، يواځې تنظيم او بيدارۍ ته اړتيا ده. د اسلام دښمنانو د دې تصور د له منځه وړلو له پاره د قوميت او مليت په نامه خوزښتونه رامنځ کړل او د استعمار په وخت کې يې اسلامي نړۍ په څو ټوټو ووېشله او مختلفي ډلې يې په خپل منځ کې سره واچولې. اوس ضرورت د دې خبرې دى چې د امت د بيدارۍ له پاره د اسلام  په نړيوال تصور باندې کار وشي او دا تصور نور هم پياوړى شي.<br />
څرنګه چې امت پر روحاني بنسټ او نظرياتي تصور ولاړ دى نو له هم دې امله يې د اسلام په خلاف داسې دسيسې په کار واچولې چې د امت نړيوال تصور له مينځه وېسي. د امت د بيا رغونې له پاره د دې خبرې اړتيا ده چې د امت نړيوال تصور په فکري او نظرياتې ډول پياوړى شي، او دا چې د امت تشخص د رسول الله د مشرۍ او قيادت له امله دى، نو ځکه بايد له رسول الله سره د مينې او د هغه پر پلونو د پښو اېښودو تيارى بايد ونيول شي.</p>
<p dir="rtl"><span class="subtitle">د اخـلاقي معــيارونو ټينګښت:<br />
</span>د روحاني کړنلارې درېيم ټکى د اخلاقي معيارونو مضبوطول دي.<br />
لويديځ د سيکولريزم په منلو سره ټول اخلاقي معيارونه شاته اچولي او يواځي د هغه معياراتو طرفدار دى کوم چې يې په طبعيت برابر وي. اسلام مونږ ته تلپاتې، قوي او نه بدليدونکي معيارات راپه ګوته کوي، ځکه نو د اخلاقي معيارونو بدلېدل هيڅ د منلو وړ نه دي او په اسلامي ټولنه کې بايد د نويو معيارونو د رامنځ ته کېدو مخه ونيول شي.<br />
حيا، عفت، غيرت، عدل، احسان، نيکۍ په بلنه او له بديو ډارونه، شفقت او رحمت دا ټول هغه معيارات دى چې د يوې ټولنې بقا پرې ولاړه ده او چې دا له مينځه لاړل نو د ټولنې اسلامي تشخص له منځه لاړ، نړيوالتوب غواړي چې په نړۍ کې، فحاشي، بدچلني، بي حيايي، بې غيرتي، خود غرضي او ظلم عام شي.<br />
د خپل روحاني اساس د ټينګښت په خاطر مسلمانې ټولنې بايد خپل اسلامي اخلاقي معيارونه په کلکه وساتي، د دوي د قوت راز په همدې کې پټ دى. مسلمانې ټولنې که له داخل څخه کمزورې نه شي او د ټولنې غړي بيدار وي نو د هر بيروني يرغل په مقابل کې د درېدو توان لري.<br />
خپل منځي اختلافات رامنځ ته کول او له اخلاقي پلوه د ټولنې کمزوري کول د نړيوالتوب د دسيسې يوه برخه ده.<br />
څرنګه چې د نړيوالتوب تر شا د رسنيو پياوړى کومک موجود دى نو دا ټکى هم بايد له پامه ونه غورځول شي . د اسلامي ټولنې حقيقي قوت د ددوى روحاني تشخص دى،او د همدې قوت په برکت په هر ډګر کې مقابله کوي، زمونږ په ټولنه کې بعضي مذهبي اختلافات موجود دي چې دا اختلافات د ټولنې قوت له منځه وړي.<br />
نړيوالتوب د لويديځ د يووالي ښکارندوى دى او د مسلمانانو د مغلوبولولو يوه لاره ده.<br />
که مونږ خپل منځي ډله ييز اختلافات له منځه وې نه سو، نو نړيوالتوب به پرته له کوم خنډه په خپل مرام کې برى ومومي.<br />
د امت د شعور بيداري، د امت يووالى او ډله ييز توپيرونه له منځه وړل زمونږ روحاني تشخص قوي کولى شي او همدا زمونږ د خلاصي لاره ده او د همدې په وسيله مونږ يو داسې نظام رامنځ ته کولى شو چې د انسانيت برى او خلاصون پکې نغښتى و ي.</p>
<p dir="rtl"><span class="subtitle">٢- مـادي کړنــلاره :</span><br />
اسلامي هيوادونه خپل يو ټولنيز چوکاټ لري  ليکن د لويديځ له لاس وهنې څخه دا هم محفوظ نه دى پاتې او بعضې هيوادونه قصداً د لويديځ په لاسو کې لوبيږي.<br />
عجيبه خبره خو دا ده چې د اسلامي هيوادونو تنظيم ( OIC) کې د يوګنډا به څېر هيواد هم غړيتوب لري چې جمهور رئيس يې عيسوي دى او مسلمانان پکې د لږکيو يا اقليت په شکل اوسيږي.<br />
OIC بايد د اسلامي امت استاځى وي او يواځي هغه هيوادونه پکې شريک وي چيرته چې اسلامي حکومتونه قايم دي.<br />
د مسلمانو لږکيو د شمول له پاره يې بايد ځانګړې لاره ټاکلي وي، ترڅو د اسلامي هيوادونو له پاره په پاليسۍ جوړولو کې د غير مسلمو لاس نه وي.<br />
له دې خطر څخه امکان خو شته چې که کوم مسلمان د استعمار له پاره جاسوسي وکړي او د خپلو فردي ګټو په خاطر له امت سره غداري وکړي، خو په لوى لاس کافر د اسلامي امت په چوکاټ کې ځاي کول که حماقت نه دى نور څه دي؟<br />
له بده مرغه د اسلامي هيوادونو تنظيم د امت له پاره خپل رول صحيح ادا نه شو کړاى او د ښکېلاک د لاس آله شوه، که چېرې دا تنظيم په صحيح لاره روان کړاى شي نو د امت له پاره به ترې ډېرې ګټې ترلاسه شي.<br />
په مادي کړنلاره کې که يو لور ته د شريک چوکاټ پياوړي کول اوښه تنظيم ضرور دى خو ددې په اړخ کې يو څو نور ګټور ټکي هم دي چې په لاندې ډول دي:</p>
<p dir="rtl"><span class="subtitle">خپل اقتصادي نظام :</span><br />
د لويديځ ښکېلاک له پيل څخه تر اوسه په نړۍ باندې د پانګوال نظام غلبه ده.<br />
اشتراکي نظام نږدې اويا کاله د يو نوي اقتصادي نظام د وړاندې کولو هڅه وکړه خو پانګوالو يې په وړاندې سخت مقاومت وکړ او بالاخره اشتراکي نظام ټوټې ټوټې شو، په دغه وخت کې د عامه خير ښيګڼې پروګرامونه وړاندې شول، بېوزلو هيوادونو ته کومکونه برابرکړل شول خو ډيره توجه د لويديځو هيوادونو وګړو ته کيده. د دوى د ژوند معيار لوړ کړى شو، او دوى ته قسماقسم اسانتياوې برابرې کړى شوې. غريبو هيوادونو ته يې د دې له پاره پورونه ورکول ترڅو له هغوى څخه د سود د ترلاسه کولو له لارې خپل اقتصاد نور هم پياوړى کړي.<br />
د تش په نامه پرمختلليو هيوادونو ګڼې ډلګۍ جوړې شوې تر څو د درېيمې نړۍ هيوادونو ته د قرض ورکولو او له هغوى څخه په خپل وخت د سود راغونډولو  لارې چارې تنظيم او پرمخ بوزي.<br />
د پانګوال نظام ټول دار و مدار د سود په ټولولو دى. پانګوال په غټه کچه مالونه جوړوي او بازار ته يې وړاندې کوي او بيا د اشتهار په واسطه د دغه مال د خرڅلاو انتظام کوي.<br />
دوى د خپلو مالونو له پاره هميشه نوي اخيستونکي او نوي بازارونه پيداکوي.<br />
د اسيا او افريقا ځيني هيوادونه د ښکيلاک په دوره کې د خامو موادو د مرکزونو په حيث وټاکل شول چې تر اوسه په هم هاغه حالت دي.<br />
په دې هيوادونو کې لوږه، بېوزلي او وروسته پاتې والى په اخره درجه دي، حال داچې د همدوى په خامو موادو نور پانګوال مزې او چړچې کوي اولګيا دي خپلې خزانې لا ډکوي. د دې حق وهونکي نظام اساس په سود او جوارۍ ولاړ دى. پانګواله نظام د بانکونو سيستم پياوړى کړ او د سټاک ايکسچنج په نامه يې يوه اداره جوړه کړه چې ټول نظام يې يواځې په فرضيواو هوايې خبرو ولاړ دى. د همدې نظام په واسطه نرخونه ټاکل کيږي او د زرو ارزښت ټاکل کيږي.<br />
د ونډو بازار د لويو پانګوالو په لاس کې وي او د Speculation (حدس وهنې او فرضيو) په واسطه د زرو ارزښت ټاکل کيږي.<br />
د ونډو د بازار له رويه د اقتصاد پياوړتيا تعينيږي چې زياتره بې معنا او بي اعتباره وي.<br />
نړيوالو غاصبينو د بانکي سيستم او سټاک ايکسچينج د ادارو په واسطه دټولو هيوادونو اقتصاد په خپل موټي کې نيولى او څه چې يې زړه غواړي پرې کوي يې.<br />
اقبال لاهوري ويلي وو!<br />
اين بنوک اين فکر چالاک يهود<br />
نور حق از سينـــــــــــــــــــۀ آدم ربــــود<br />
تا تهه و بالا نه گردد اين نظام<br />
دانش و تهذيب و دين سودايې خام</p>
<p dir="rtl">تر څو چې اسلامي هيوادونه خپل ځانګړى اقتصادي نظام برابر نه کړي تر هغې د پانګواله نظام له پنجو څخه نه شي خلاصيدى. دا نظام  برابرول څو فکري او عملي اړخونه لري چې بايد له نظر څخه ونه اېستل شي. له بده مرغه د اسلامي نړۍ اقتصاد پوهان د لويديځ ترتاثير لاندي دي . د اسلامي هيوادونو په پوهنتونونو کې هم هغه څه تدريس کيږي کوم چې په لويديځ کې د پانګوال اقتصاد له رويه تدريس کيږي يو نوښت ګر هم داسې پيدا نه شو چې د سود او سټاک ايکسچنج له لعنت څخه پاک اقتصادي نظام برابر کړي، ترڅو چې سود، سېټه او جواري له منځه نه وي تللي تر هغې د اسلامي هيوادونو د پرمختګ هيڅ اميد نه شته. نړيوالتوب د همدغه سودي نظام د پياوړى کولو يوه لاره ده کوم چې نړيوال غاصبين يې پرمخ بيايې.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://eslahonline.net/561/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دانستنی های مهم در مورد سنگ کلیه</title>
		<link>http://eslahonline.net/33639</link>
		<comments>http://eslahonline.net/33639#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 May 2012 03:30:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اصلاح انلاین</dc:creator>
				<category><![CDATA[برگزيده هاي کنوني]]></category>
		<category><![CDATA[صحت و سلامتي]]></category>
		<category><![CDATA[کلیه]]></category>
		<category><![CDATA[گرده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://eslahonline.net/?p=33639</guid>
		<description><![CDATA[ايجاد سنگ نیز معمولاً از تشکيل قطعه ی بسيار کوچکی از مواد معدني در کليه آغاز مي‌شود که اين قطعه و قطعات مشابه ممکن است همراه با ادرار از کليه‌ها دفع شوند يا در کليه‌ها باقي بمانند که در حالت دوم، به عنوان يک هسته مرکزي عمل و مواد معدني به تدريج روي آن رسوب می‌کنند و منجر به افزايش حجمش مي‌شوند. ضمن اين‌که در بسياري از موارد، قطعات کوچک اوليه به هم متصل می‌شوند و قطعات بزرگ‌تري را مي سازند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong>تلخیص و تصرف: داکتر بشیر احمد احمدی</strong></p>
<p>سنگ‌های کلیه، کتله های معدني سختی هستند که در کليه تشکيل می‌شوند و ممکن است درقسمت های مختلف کليه، حالب، مثانه و احلیل بوجود آیند. جنس اين سنگ‌ها نیز با هم متفاوت و ممکن است از کريستال‌هاي اگزالات کلسيم، فسفات کلسيم، اسيد یوريک یا سيستئين باشد.<br />
از نظر اندازه نيز سنگ‌ها با هم متفاوت اند، طوري که گاهي خیلی کوچک مانند سنگ ريزه‌ و گاهي بزرگ و حتي شاخه‌دار، به شکل شاخ گوزن هستند.</p>
<p dir="rtl">ايجاد سنگ نیز معمولاً از تشکيل قطعه ی بسيار کوچکی از مواد معدني در کليه آغاز مي‌شود که اين قطعه و قطعات مشابه ممکن است همراه با ادرار از کليه‌ها دفع شوند يا در کليه‌ها باقي بمانند که در حالت دوم، به عنوان يک هسته مرکزي عمل و مواد معدني به تدريج روي آن رسوب می‌کنند و منجر به افزايش حجمش مي‌شوند. ضمن اين‌که در بسياري از موارد، قطعات کوچک اوليه به هم متصل می‌شوند و قطعات بزرگ‌تري را مي سازند.</p>
<p dir="rtl">بسياري از سنگ ها در زماني که هنوز کوچک اند، از طريق مجاري ادراري، کليه‌ها را به آساني ترک مي‌کنند و نیاز به هیچ تداوی خاصي ندارند. اما سنگ‌هاي بزرگ‌تر ممکن است در حالب گير کنند و باعث انسداد حالب و جلوگيري از خروج ادرار شوند که اين حالت، منجر به دردهاي شديد و مداومي مي‌شوند که طي 15 تا 30 دقيقه، بدتر و بدتر مي‌شود و در نهايت به اوج مي‌رسد. در صورتي که انسداد کامل نباشد، درد خفيف‌تراست و با انتقال سنگ به مثانه، درد بهبود مي‌يابد. اين سنگ‌ها حتماً به تداوی احتیاج دارند.</p>
<p><span class="subtitle">بعضی عوامل درایجاد سنگ رول دارند:</span><br />
عوامل ارثي، رژيم غذايي، ادویه، آب و هوا، شرايط محيط کار، شيوه ی زنده گي و مشکلات طبي خاص با ايجاد تغييراتی در ادرار، زمينه‌ساز تشکيل سنگ کليه مي‌شوند.<br />
این سنگ‌ها معمولاً بر اثر به هم خوردن تعادل ميان آب و املاح و ساير مواد موجود در ادرار به وجود مي‌آيند. سنگ‌ها معمولاً یا بر اثر کاهش حجم ادرار، يا بر اثر افزايش مواد تشکيل‌دهنده ی سنگ‌ها به وجود مي‌آيند. <a href="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/kidney.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-33640" title="kidney" src="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/kidney-300x234.jpg" alt="" width="300" height="234" /></a></p>
<p dir="rtl">اغلب سنگ‌هاي کليه از نوع کلسيم هستند و به دليل تغيير در غلظت کلسيم ادرار بوجود مي‌آيند.<br />
بخشي از عواملي که موجب به هم خوردن تعادل مواد در ادرار و به دنبال آن، موجب تشکيل سنگ مي‌شوند، عبارتند از:</p>
<p dir="rtl"><span class="blue-bold">ننوشيدن مقادير کافي مايعات:</span></p>
<p dir="rtl">زماني که بدن شما کم‌آب مي‌شود، نمک‌ها، مواد معدني و ساير مواد موجود در ادرار ممکن است با هم جمع شوند و بناي اوليه يک سنگ را پايه‌ريزي کنند.</p>
<p dir="rtl"><span class="blue-bold"> مشکلات طبي:</span></p>
<p dir="rtl">  وجود برخي مشکلات طبي مي‌تواند بر تعادل طبيعي مواد در ادرار تأثير گذارد و باعث تشکيل سنگ شود؛ مانند، مبتلا شدن به عفونت‌هاي طرق بولی، امراض التهابي امعا، نقرس، افزایش کار غده هيپرپاراتيرویيد و برخي امراض متابوليک و ارثي&#8230;<br />
مصرف غذاهاي حاوي اگزالات بالا: در صورتي که از غذاهاي حاوي اگزالات فراوان (مانند سبزيجات سبز تيره، چاي و مانند آن‌ها)، زياد استفاده مي‌کنيد.</p>
<p dir="rtl"><span class="subtitle">مصرف برخي دواها.</span><br />
<span class="blue-bold"> اعراض وعلایم ان:</span><br />
سنگ‌های کوچک بدون علامت اند و معمولاً به صورت خود به خودی رفع می  شوند. اما سنگ های بزرگ می تواند با درد ناگهاني و مداوم همراه باشد.<br />
سنگ، ممکن است باعث ايجاد دردهاي شديدي در ناحيه ی پشت و در هر دو طرف کمر، شکم، کشاله ی ران يا ناحيه ی تناسلي شود. این دردها با تغيير وضعيت بدن نيز بهبود نمی‌يابند. کساني که حداقل يک‌بار دفع سنگ کليه را با اين کيفيت تجربه کرده‌اند، دردش را اين‌گونه توصيف مي‌کنند: »بدترين دردي که تا کنون تجربه کرده‌ام«.<br />
تهوع و استفراغ، سوزش و تکرر ادرار، تب و احياناً لرزه، کاهش اشتها، اسهال يا قبضیت، افزايش تعريق، احساس خسته گي زیاد.<br />
قابل ذکراست که تشخیص درست توسط داکتر گذاشته خواهد شد، چون این اعراض می تواند در دیگر امراض نیز بوجود آیند.</p>
<p><span class="subtitle"> توصیه های مهم در سنگ کلیه:</span><br />
•  مايعات بيشتري مصرف کنيد: روزانه حداقل 8 تا 10 گیلاس آب بنوشيد و اگر در مناطق گرم و خشک زنده گي مي کنيد و اگر هوای محيط کارتان گرم است، آب بيشتري بنوشيد. به تدريج بر مقدار مايعات مصرفي خود بيفزاييد و اگر در حال حاضر، روزي 8 تا 10 گیلاس آب نمي‌نوشید، سعي کنيد روزانه حداقل يک گیلاس به آب مصرفي‌تان بيفزاييد.<br />
•  مصرف فیبر و ویتامینC : فيبر در  گندم و جو، حبوبات، نان تهيه شده از گندم، کلم، زردک، ميوه‌ها و… يافت مي‌شود. مصرف ويتامين C با اسيدي کردن ادرار موجب حل شدن سنگ‌هاي فسفات کلسيمي که از سنگ‌هاي شايع کليه است و نيز سنگ‌هاي فسفات آمونيم منيزيم مي‌شود که سنگ‌هاي اخير با عفونت‌هاي ادراري همراه هستند و در صورتي که از بين نروند، راهي جز جراحي براي از ميان بردن آن‌ها وجود نخواهد داشت.<br />
•  مصرف گوشت را کم کنید.<br />
•  مصرف کلسيم را افزايش دهيد.<br />
•  کم تر نمک بخورید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://eslahonline.net/33639/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هغه ستونزې چې نيک عمل هيروي</title>
		<link>http://eslahonline.net/33628</link>
		<comments>http://eslahonline.net/33628#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 May 2012 03:29:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اصلاح انلاین</dc:creator>
				<category><![CDATA[برگزيده هاي کنوني]]></category>
		<category><![CDATA[حديث]]></category>
		<category><![CDATA[عمل صالح]]></category>
		<category><![CDATA[نيک عمل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://eslahonline.net/?p=33628</guid>
		<description><![CDATA[دجال هغه ستره فتنه او د انسانانو لپاره د ازميښت او ا<a href="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/quran-karim-light.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-33629" title="quran-karim-light" src="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/quran-karim-light-300x200.jpg" alt="" width="300" height="200" /></a>متخان وسيله ده چې نبي کريم صلی الله عليه وسلم ترې هر وخت پناه غوښتله، د دجال د ښکاره کيدو وخت معلوم نه دي، يواځې الله تعالی پوهيږي چې کله به هغه ته د راوتلو امر کوي، خو دومره معلومه ده چې د قيامت د راتلو مخکې به راځي او د هغه وخت انسانان به په يوستر امتحان کې غورزوي، نو مخکې لدې چې د دجال په راتلو انسان د ستر ازميښت سره مخ شي نو ولې له مخکې څخه داسې عمل نه کوي چې ځان پرې د هغه له فتنې وساتي.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>دکتو ر رحمت الله زاهد</strong></p>
<p dir="rtl">عن أبي هريرة (رضي الله عنه): أن رَسُول الله  (صلى الله عليه وسلم) ، قَالَ <img src='http://eslahonline.net/wp-includes/images/smilies/icon_sad.gif' alt=':(' class='wp-smiley' /> ( بادِرُوا بِالأَعْمَالِ سَبْعاً ، هَلْ تَنْتَظِرُونَ إلاَّ فَقراً مُنسياً ، أَوْ غِنىً مُطغِياً ، أَوْ مَرَضاً مُفسِداً ، أَوْ هَرَماً مُفْنداً ، أَوْ مَوتاً مُجْهزاً ، أَوْ الدَّجَّالَ فَشَرُّ غَائِبٍ يُنْتَظَرُ ، أَوْ السَّاعَةَ فالسَّاعَةُ أدهَى وَأَمَرُّ )) رواه الترمذي.</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle">د حديث مفردات:</span><br />
فَقراً: غريبي، بې چارګي، بې وسي، مُنسياً: د نسيان څخه اخيستل شوی، معنا يې ده،  هيرونکې. غِنىً: مالداري، پراخي، مُطغِياً: د طغيان څخه اخيستل شوی، معنا يې سرکشه کوونکې، هَرَماً: بوډاتوب، زوړوالی، مُفْنداً: بې عقله کوونکی، مُجْهزا: تيار، اماده، أدهَى: حيرانونکی، ويرونکی، أَمَرُّ: ‌تريخ.</p>
<p><span class="subtitle">د حديث ژباړه:</span><br />
ابو هريره (رضي الله عنه) وايي چې نبي کريم (صلی الله عليه وسلم) فرمايلي دي: « نيک عمل په اوه شيانو (کې د مشغوليدو) څخه مخکې کړئ، آيا تاسو انتظار کوئ: د هيرونکې غريبۍ، د سرکشه کوونکې مالدارۍ، د فاسدونکي مرض، د بې عقله کوونکي بوډاتوب، د تيار مرګ، او که د دجال چې ډير پټ ضرري شی دی چې انتظار يې کيږي، او که د قيامت چې ډير ويرونکی او تريخ دی».</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle">د حديث تشريح:</span><br />
انسان ته الله تعالی ژوند يو ستر نعمت ورکړيدی، او بيا يې ددغه ستر نعمت د استعمالولو واک او اختيار هم انسان ده ته ورکړی تر څو څرنګه چې يې وغواړي استفاده ترې وکړي، يا يې په خپله ګټه په کار راولي، يا يې خپل ځان ته د زيان رسولو لپاره استعمال کړي.</p>
<p dir="rtl">
ژوند هرومرو د انسان له لاسه وځي، او کله هم چا ته انتظار نه کوي، دا اوس د انسان په خپل لاس کې ده چې څه رنګه کولای شي چې د وخت څخه داسې ګټه پورته کړي چې هم يې د خپل ځان په نفع او هم يې د نورو په نفع وڅرخوي، تر څو په دنيا او اخرت دواړو کې ورته فايده ورسوي.</p>
<p dir="rtl">
هم دا لامل دی چې الله تعالی د قيامت په ورځ د ژوند په اړه په عمومي توګه او د ځوانۍ په هکله په ځانګړې توګه الله تعالی پوښتنه کوي، او تر هغه وخت پورې يو انسان د محشر له ميدان څخه يو قدم چيرې نه شي اخستی تر څو يې چې د ژوند په هکله د دواړو پوښتنو جواب نه وي ورکړی.</p>
<p dir="rtl">
هم دا ژوند دی چې بيلا بيل پړاوونه او مرحلې لري، کله اساني وي کله سختي، کله صحت وي کله مرض، کله وزګارتيا وي کله مشغولتيا، کله مالداري وي کله فقيري، کله ځواني وي او کله بوډاتوب، او په دې ټولو مراحلو کې انسان په طبعي او فطري توګه يو شان نه وي، هم د دين په اړه، هم د ځان په اړه او هم د الله د پيروۍ په اړه.</p>
<p dir="rtl">
نو کله چې د انسان د ژوند مراحل بيلا بيل دي نو په کار ده چې انسان د الله د پيروۍ لپاره د هغه وخت څخه استفاده وکړي کوم چې ددغه کار لپاره ډير مناسب وي، او هم دغه چلند ته د اسلام ستر پيغمبر (صلی الله عليه وسلم) پدې حديث کې اشاره کړيده، چې د وخت څخه په استفادې نيک عملونه په داسې وخت کې وکړئ چې کولای يې شئ او کول يې درته سخت نه وي، او د هغه وخت انتظار مه کوئ چې بيا په هغې کې په سمه توګه د الله عبادت او د هغه د احکامو پيروي نه شې کولای.<br />
په دغه اړه نبي عليه السلام خپل امت ته نصيحت کوي چې:</p>
<p dir="rtl">
د اوه افتونو، ستونزو، مصيبتونو او عمل هيرونکو شيانو سره د مخ کيدو نه مخکې عمل وکړئ، ځکه چې که له دغه اوه شيانو څخه د يو سره هم مخ شوئ نو بيا په هغه توګه عمل نشئ کولای په کومه توګه يې چې د هغې سره د مخ کيدو نه مخکې سر ته رسولای شئ.</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle">هيرونکې غريبي:</span><br />
له دغو شيانو څخه نبي عليه السلام تر ټولو لومړی فقر، غريبي، بېوزلي او بې وسي ياده کړې ده او دغه آفت يې په هيرونکي آفت باندې نومولی دی، چې آيا تاسو د هيرونکې بې وزلۍ انتظار کوې، بې وزلي، غريبي په يقيني توګه له انسان څخه د الله عبادت او پيروي څه چې خپل ځان هم هيروي، د ژوند د تيرولو لپاره په يوه مړۍ ډوډۍ پسې در په در ګرځيدل، د خپلو بچيانو د غوښتنو پوره کولو او د هغوی د سترګو څخه د بهيدونکو اوښکو د وچولو لپاره، د خپل فاميل د غړو د مخونو څخه د خفګان د ليرې کولو او د هغوي په شونډو د مسکا ليدلو لپاره انسان هر څه هيروي، هغه به ځان او فاميل ته ډوډۍ برابروي که عبادتونه به کوي، هيڅوک دې الله تعالی د هغه فقر او لوږې سره نه مخ کوي چې د ېوې ټوکړې ډوډۍ لپاره د خپل مخ اوبه بل ته په لاس غځولو تويې کړي، نبي عليه السلام خو ځکه ويلی دي چې: (کاد الفقر أن يکون کفرا)، «نژدې ده چې غريبي انسان کفر ته اړ کړي»، او هم داسې کيږي چې انسان کله کله د بې وزلۍ له امله خپل دين هم پريږدي.</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle">سرکشه کوونکې مالداري:</span><br />
که يو طرف ته له حده اوښتې غريبي انسان د الله تعالی له ياد او د هغه له عبادت او پيروۍ څخه غافله کوي نو بل طرف ته ډير مال او شتمني هم د الله تعالی د حکمونو د عملي کولو او د هغه د طاعت او پيروي څخه د سرغړاوي لامل کيږي، د مال ګټل، د هغې ساتل، د هغې مصرف هغه څه دي که د الله رحم او خاصه مهرباني نه وي نو انسان د هلاکت او تباهۍ کندې ته بيايي، ځکه خو د قيامت په ورځ د نورو پوښتنو په ترڅ کې دوه پوښتنې د مال په هکله هم کيږي، چې مال دې له کومه کړی وو، او په کوم ځاي کې دې مصرف کړی وو؟.</p>
<p dir="rtl">
مال، دولت او شتمني د الله تعالی د نعمتونو څخه لوی نعمت دی، او د دغه نعمت غوښتنه دا ده چې د هغه د ورکوونکي شکر ادا شي او حمد او ثنا يې وويل شي، او اصلي شکر د الله تعالی پيروي او د هغه د حکمونو پر ځاي کول دي، خو متأسفانه چې ډير ځله مال او دولت د الله تعالی څخه د غفلت سبب کيږي، ډير خلک د مال په ګټلو کې د حلال او حرام توپير نه کوي، له هر ځايه چې هر څه، په لاس ورځي په ډير حرص يې د لاس ته راوړلو کوشش کوي، او داسې ښکاري لکه چې د ژوند هدف يې يواځې د مال ګټل وي او نور هيڅ مسؤوليت په ژوند کې نه لري، او کله چې مال او دولت لاس ته ورشي نو بيا يې د لګولو او مصرف کولو په هکله هم د الله تعالی څخه ويره نه کوي، په داسې لارو چارو يې مصرف کوي چې د الله د خفګان او د هغه د دين څخه د سرغړاوي وسيله کيږي، نو ګټل هم په ناروا او لګول هم په ناجائزه لاره، او هم دغه مال دی چې انسان سرکشۍ ته اړ کوي، کنه ډير د مال خاوندان د الله نيک بندګان دي، هغه څوک چې مال په حلاله لاس ته راوړي او په هغو لارو يې ولګوي چې لږ تر لږه د الله د خفګان لامل نه شي.</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle"> ژوند تريخوونکی مرض:</span><br />
صحت په انسان باندې د الله تعالی د پيرزونو څخه لويه پيرزونه ده، صحت د انسان په ژوند کې خوند او لذت پيدا کوي، او مرض د هغه ژوند ترخوي، ټول کارونه او د ژوند نظم او ترتيب يې له منځه وړي، نو ځکه خو د اسلام ستر پيغمبر صلی الله عليه وسلم خپل امت ته توصيه کوي چې: «صحت له مرضه مخکې غنيمت وګڼئ»، په صحت کې هغه کارونه ترسره کړئ چې بيا به يې د مرض په حالت کې نه شي ترسره کولای.</p>
<p dir="rtl"><a href="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/quran-karim-light.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-33629" title="quran-karim-light" src="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/quran-karim-light-300x200.jpg" alt="" width="300" height="200" /></a><br />
لدې امله انسان ته په کاره ده چې د صحت له وخت څخه ګټه پورته کړي، د الله تعالی عبادت او د هغه د حکمونو پيروي وکړي، نيک عمل سرته ورسوي، د بدو او ناوړه اعمالو د ترسره کولو دې ځان وژغوري، د الله تعالی ددين د اقامې کوشش دې وکړي، او پدغه لاره کې دې خپل بدني او فکري قوتونه په کار واچوي، بيا به داسې وخت راشي چې د بيلابيلو مرضونو له امله به انسان لمونځ هم په سمه توګه نه شي ادا کولاي، د خلکو سره به د ليدلو کتلو معذرت غواړي، سفر به نه شي کولای، د علم او عمل په مجلسونو کې به نه شي کيناستلای او نه به د يو منظم جريان سره د تللو جوګه وي.</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle">بې عقله کوونکی بوډاتوب:</span><br />
څرنګه چې په ځوانۍ کې د انسان بدن قوي وي پدغه توګه يې عقل هم توانمند او قوي وي، يو ځوان ښه عمل او ښه فکر کولای شي، خو بيا يو انسان چې عمر يې خوړلی وي، په کار او فکر دواړو کې کمزوری وي، انسان د ډير بوډاتوب په وخت کې دکوچنيتوب حالت ته ګرځي، کړه او وړه او خبرې يې د کوچنيانو وي، نو ځکه خو نبي کريم صلی الله عليه وسلم د ددغه شان ژوند څخه پناه غوښتې ده.<br />
يو ځوان چې په کومه طريقه د الله عبادت او دهغه د دين خدمت کولای شي، يو بوډا يې نه شي کولای، د هميشه لپاره ځوانانو د اسلام څخه دفاع کړيده، د الله تعالی پر ځمکه يې د هغه د حکمونو د نافذولو کوشش کړيدی، پيغمبرانو ته هم د ځوانۍ په عمر کې پيغمبري ورکړل شويده، او په قيامت کې به هم د ځوانۍ په هکله پوښتنه کيږي، نو ځکه د ژوند د هغه مرحلې څخه چې عقل او بدن دواړه په کې کمزوری کيږي، مخکې داسې عمل کول پکار دی چې بيا يې انسان د بوډاتوب په زمانه کې سر ته نه شي رسولای.</p>
<p><span class="subtitle">تيار مرګ:</span><br />
مرګ د هغه ژوند پايله ده چې عمل په کې تر سره کيږي، او د هغه ژوند پيل دی چې د عمل په اړه په کې حساب کتاب کيږي، د دنيا ژوند د عمل لپاره دی، انسان په دغه ژوند کې هم نيک عمل کولای شي هم بد، د دغه ژوند په اوږدو کې ورسره حساب کتاب حتمي نه دی، کيدای شي چې د ځينو عملونو حساب ورسره په دنيا کې د قانون او يا د ټولنې او کورنۍ لخوا وشي خو هغه به داسې حساب کتاب نه وي چې په هغې دي د ابدي برياليتوب يا ناکامۍ بنسټ کيښودل شي، ځکه چې په حقيقت کې د دنيا ژوند د عمل لپاره دی، دا د امتحان صحنه ده هر څوک هر څه ليکلای شي، د امتحان په صحنه کې ترې څوک د درست او نادرست په اړه پوښتنه نه کوي، دپايلو د بيانولو صحنه بله ده چې هغه د مرګ په راتلو سره پيل کيږي.</p>
<p dir="rtl">
په مرګ سره د انسان سترګې يواځې له دنيا څخه پټيږي نه دا چې د هر څه څخه، د مرګ نه وروسته د انسان سترګې د يو داسې ژوند لپاره غړيږي چې هيڅ پاي نه لري، په دغه سترګو به انسان هغه څه وګوري چې د دنيا په سترګو يې نشو ليدلای، خو دغه ټول هر څه به د هغه عمل پايله وي چې ده د دنيا په ژوند کې ترسره کړي وو، هلته اوس هر څه چې ګوري د ده د عمل پايله به وي بل هيڅ شی نه شي ليدلای، د خپل نيک عمل په بدله کې به هلته هغه شيان وګوري چې سترګې به يې پرې يخې او زړه به يې پرې خوشحاله شي، او د بد عمل به نتيجه کې به هغه څه وګوري چې زړه به يې نه غواړي چې په سترګو ورته وګوري خو ولې په کتلو او زغملو به يې مجبوره وي.</p>
<p dir="rtl">
د مرګ په راتلو د عمل کتاب وتړل شي، د عمل کولو لپاره بيا لاسونه، پښې، د بدن نور غړي، دماغ هيڅ کار نه شي ترسره کولای، البته د هغو عملونو کتاب به تر قيامته خلاص وي چې تل پاتې اغيزې لري، يا سمې، يا ناوړه، خو د نورو عملونو کتاب بند شي، نو لدې امله انسان ته لارښوونه کيږي چې د خپل عمل د کتاب د بنديدو مخکې داسې عمل وکړه چې د مرګ څخه وروسته دې پکار شي، چې بيا پرې خوشحاله يې او داسې بې کاري او لټي مه کوه چې بيا پرې خفه يې، داسې عمل مه کوه چې بيا پرې پښيمانه يې.</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle">دجال ناوړه غائب:</span><br />
دجال هغه ستره فتنه او د انسانانو لپاره د ازميښت او امتخان وسيله ده چې نبي کريم صلی الله عليه وسلم ترې هر وخت پناه غوښتله، د دجال د ښکاره کيدو وخت معلوم نه دي، يواځې الله تعالی پوهيږي چې کله به هغه ته د راوتلو امر کوي، خو دومره معلومه ده چې د قيامت د راتلو مخکې به راځي او د هغه وخت انسانان به په يوستر امتحان کې غورزوي، نو مخکې لدې چې د دجال په راتلو انسان د ستر ازميښت سره مخ شي نو ولې له مخکې څخه داسې عمل نه کوي چې ځان پرې د هغه له فتنې وساتي.</p>
<p><span class="subtitle">قيامت تريخ حقيقت:</span><br />
د دجال په څير د قيامت د ورځې د راتلو په اړه هم د الله تعالی پرته څوک علم نه لري، خو هرومرو يوه ورځ داسې راروانه ده چې ډيره سخته ويرونکې او ترخه ورځ ده، پدغه ورځ به انساني نړۍ له منځه ځي، د عمل دنيا به ورانيږي او د عمل د حساب ورکولو صحنه به جوړيږي، هر څوک به د خپل عمل په اړه انديښمن وي او د جبار او قهار ذات د فيصلې انتظار به کوي، ټولې دنياوې اړيکې او خپلولۍ او اړيکې به وشليږي، فيصلې به د خپلوۍ، جاه او منصب، دنيوي سپارښتنې، مال او دولت پر بنسټ نه کيږي بلکې يواځې او يواځې د هغه عمل پر بنسټ به کيږي چې په دنيا کې انسان سر ته رسولای وي، نو لدې امله ددغه سختې ورځې د راتلو څخه مخکې بايد انسان د هغې ورځې د حساب ورکولو لپاره په دنيا کې امادګي ونيسي.</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle">دعوتګرو ورونو او خويندو!</span><br />
مونږ ته که الله تعالی په دنيا کې يو څو شپې ورځې ژوند راکړی دی، ځواني او صحت يې راکړی، په خپل فضل او کرم سره يې تر اوسه د تکليفونو، ستونزو او مصيبتونو څخه ساتلي يو، د فقر او غريبۍ د هغه حالت څخه يې ژغورلي يو چې د الله د ياد او د هغه د حکمونو د عملي کولو څخه مو غافل کړي، که چا ته الله تعالی مال او دولت ورکړی وي نو نه بايد چې د هغه د سرکشۍ او بې لارۍ وسيله شي، بلکه پکار ده چې خپل مال د الله تعالی د خوښۍ په ځايونو کې مصرف کړي، دغه حالت زمونږ او ستاسو څخه دا غوښتنه کوي چې په اول فرصت کې د الله حکمونه عملي کړو، د ژوند په هر اړخ کې د هغه دين عملي کړو، د هغه د دين د خدمت لپاره يوه شيبه له لاسه ورنکړو، او د خپل ځان، خپلو کورنيو، او خپلې ټولنې د اصلاح لپاره عملي ګامونه پورته کړو.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://eslahonline.net/33628/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیا نکاح با زن زناکارجائز است؟</title>
		<link>http://eslahonline.net/33625</link>
		<comments>http://eslahonline.net/33625#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 May 2012 03:12:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اصلاح انلاین</dc:creator>
				<category><![CDATA[مهمې ليکنې]]></category>
		<category><![CDATA[نکاح و طلاق]]></category>
		<category><![CDATA[زنا]]></category>
		<category><![CDATA[نکاح]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://eslahonline.net/?p=33625</guid>
		<description><![CDATA[باید یاد آور شد که مرد زنا کار نیز حکمش همین است چون در جامعه ما مرد اگر زنا کند هیچ باکی نه دارد ولی اگر زن زنا کند همه بدبختی ها نص<a href="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2011/09/flower-tulip.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-26879" title="flower-tulip" src="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2011/09/flower-tulip-300x225.jpg" alt="" width="300" height="225" /></a>یبش می گردد، پس بهتر اینست که زنا کار اگر مرد باشد ویا زن به الله توبه کند واز عمل گذشته خود پشیمان گشته زندگی جدیدی را آغاز نماید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سوال:</p>
<p>السلام علیکم ورحمت الله:<br />
اگر یک نفرعروسی کند و خانمش دخترنباشد اسلام چه حکم میکند لطف نموده مکمل تشریح بدهید.</p>
<p><strong>جواب:</strong><br />
الحمدلله،<br />
خداوند متعال ميفرمايد: &#8220;الزَّانِي لا يَنْكِح إِلا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَة لا يَنْكِحُهَا إِلا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ&#8221; (سوره نور آيه 3) يعنى: &#8220;مرد زناكار جز با زن‌ زناكار يا زن‌ مشرك‌ ازدواج‌ نمي‌كند و زن‌ زناكار را جز مرد زناكار يا مشرك او را به ازدواج نميكيرد، و اين‌ امر بر مؤمنان‌ حرام‌ شده‌ است‌&#8221;.<br />
هدف‌ آيه‌ كريمه‌ ـ بعد از هشدار دادن‌ مؤمنان‌ از ارتكاب‌ زنا ـ بازداشتنشان‌ از ازدواج‌ با زناكاران‌ است‌ و اين‌ راجح ‌ترين‌ اقوال‌ در تفسير آيه‌ كريمه‌ مي‌باشد و اين‌ امر يعني: ازدواج‌ با زناكاران‌ و مشركان‌ بر مؤمنان‌ حرام‌ شده‌ است‌، زيرا ازدواج‌ با آنان‌، شبيه ‌ساختن‌ خويش‌ به‌ فاسقان‌ و پيش‌افگندن‌ خويش‌ در معرض ‌تهمت‌ ديگران‌ است‌ چنان ‌كه‌ اين‌ احتمال‌ نيز وجود دارد كه‌ در اثر اين‌ پيوند، فرزندي‌ بر بساط مرد به‌ دنيا آيد كه‌ از نطفه‌ وي‌ نيست‌ لذا براي‌ مرد مسلمان‌ پاكدامن‌ روا نيست‌ تا با زن‌ ناپاكي‌ ازدواج‌ كند درحالي ‌كه‌ به‌ بي‌ عفتي‌ وي‌ آگاهي‌ دارد چنان‌ كه‌ براي‌ زن‌ پاكدامن‌ نيز روا نيست‌ تا در عين‌ آگاهي‌ از فاسق‌ بودن‌ مردي ‌با وي‌ ازدواج‌ نمايد.<a href="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2011/09/flower-tulip.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-26879" title="flower-tulip" src="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2011/09/flower-tulip-300x225.jpg" alt="" width="300" height="225" /></a><br />
ولى اگر زن و مرد زناكار صادقانه توبه كنند از اين حكم خارج ميشوند و ميتوان با آنها ازدواج كرد زيرا دروازه توبه تا قبل از &#8220;مرگ&#8221; و قبل از &#8220;طلوع آفتاب از مغرب&#8221; گشوده است و خداوند توبه بندگان را قبول ميكند، پيامبر صلى الله عليه و سلم فرموده است كه: &#8220;و يتوب الله على من تاب&#8221; يعنى: &#8220;خداوند توبه كسى كه به او رجوع كند را قبول ميكند&#8221; (حديث صحيح)<br />
و خداوند در سوره غافر ميفرمايد: &#8220;قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله، ان الله يغفر الذنوب جميعا، انه هو الغفور الرحيم&#8221;<br />
يعنى: (اى پيامبر) به بندگان من كه بر خود (بعلت گناه) اسراف كرده اند بگو که از رحمت خداوند مأيوس نشويد، خداوند همه گناهان را ميآمرزد، همانا اوست بينهايت آمرزنده و مهربان&#8221;.<br />
هرگاه شوهر اطلاع يابد که بکارت همسرش به سبب زنا پاره شده نه اینکه به سبب دیگری از بین رفته است زیرا این هم می شود که بکارت دختر به علت های دیگری هم از بین برود ، ولی اگر واقعا زن قبل از ازدواج زنا کرده بود در آنصورت شوهر حق اختیار دارد اگر شوهر بخواهد مي تواند همچنان با زنش زندگي را ادامه دهد، و اگر خواست مي تواند او را طلاق دهد، ولی اگر زن از کار گذشته خود توبه کرده بود، بهتر اینست که به او نصیحت شود و زندگی خود را به همان زن ادامه دهد.<br />
باید یاد آور شد که مرد زنا کار نیز حکمش همین است چون در جامعه ما مرد اگر زنا کند هیچ باکی نه دارد ولی اگر زن زنا کند همه بدبختی ها نصیبش می گردد، پس بهتر اینست که زنا کار اگر مرد باشد ویا زن به الله توبه کند واز عمل گذشته خود پشیمان گشته زندگی جدیدی را آغاز نماید.<br />
والله اعلم<br />
وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://eslahonline.net/33625/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>د زابل په مرکز قلات ښار کې ازاد درس پيل شو</title>
		<link>http://eslahonline.net/33613</link>
		<comments>http://eslahonline.net/33613#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 May 2012 03:48:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اصلاح انلاین</dc:creator>
				<category><![CDATA[راپورونه]]></category>
		<category><![CDATA[جمعيت اصلاح]]></category>
		<category><![CDATA[درس]]></category>
		<category><![CDATA[زابل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://eslahonline.net/?p=33613</guid>
		<description><![CDATA[غوڼده اته نیمی بجی شاوخوا  دقرآن عظیم الشان د څو مبارکو آیتونو په تلاوت  سره پیل شوه، وروسته بیا دقاضی محمد نسیم سمسور لخوا په اسلام کی دځوانانو د مسولیت په هکله دافرادو، ټولنی او بالاخره دټول هیواد  اصلاح  او دیوه عادلانه نظام دنفاذ په لاره کی هر اړخیزه وینا وکړه.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><em><strong>راپور: محمد اکرم شیلګری</strong></em></p>
<p dir="rtl">د ثور د مياشتې په دوویشتم دجمعی مبارکه ورځ دجمعیت اصلاح زابل لخوا دقلات په عیدګاه مسجد کی د قلات ځوانانو، جهادی شخصیتونو او متعلمینو لپاره په اس<a href="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/zabul-dars1.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-33614" title="zabul-dars1" src="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/zabul-dars1-300x224.jpg" alt="" width="300" height="224" /></a>لام کی دټولنیز کار داهمیت او نورو مهمو مسایلو تر عنوان لاندی یوه غونډه دایره شوه چه دی غونډی ته دقلات دلس ګونو وروڼو تر څنګ دکندهار څخه د جمعیت اصلاح درنو وروڼو دکندهار پوهنتون د شرعیاتو پوهنځی استادانو هر یوه مولوی صدیق الله میوندوال صاحب، مولانا ضیاء الرحمن صاحب او دکندهار مستقبل تعلیمی مرکز مدیر ډاکتر همت صاحب هم تشریف راوړی وو.</p>
<p dir="rtl">غوڼده اته نیمی بجی شاوخوا  دقرآن عظیم الشان د څو مبارکو آیتونو په تلاوت  سره پیل شوه، وروسته بیا دقاضی محمد نسیم سمسور لخوا په اسلام کی دځوانانو د مسولیت په هکله دافرادو، ټولنی او بالاخره دټول هیواد  اصلاح  او دیوه عادلانه نظام دنفاذ په لاره کی هر اړخیزه وینا وکړه.</p>
<p dir="rtl">بیا دکندهار پوهنتون دشرعیاتو پوهنځي استاد ضیآء الرحمن صاحب ته بلنه ورکړل شوه چې د(زما ژوندون داسلام لپاره) تر عنوان لاندی خپل چمتو کړي وینا  دقرآن عظیم الشان او نبوی حدیثو په رڼا کی دمسلمان دژوند، ځوانی، مال، صحت او نور ټول استعدادونه داسلام دخپراوی لپاره استعمال کړی او داسلام په لاره کی هر رنګه سرښندنی ته  تیار واوسی، بیا دسمسور صاحب لخوا څخه استاد مولوی صدیق الله دکندهار دشرعیاتو پوهنځی استاد ته بلنه ورکړل شوه چې په اسلام کی دټولنیز کار په اهمیت باندی خپل چمتو کړی درس حاضرینو ته وړاندی کړی، مولوی صاحب دخپلو خبرو په لړ کی وویل چه  داسلام له تعلیماتو څخه جوتیږی چه اسلام دیوه منظم ټولنیز کار غوښتونکی دی او دمومنانو څخه غوښتنه کوی چې دیوی صالحی ډلی په جوړولو سره داسلام لپاره ګډ او منظم  کار وکړي او بالعموم ټول مسلمانان او په ځانګړې توګه ځوانان ددوی دندو اومسولیتونو ته متوجه کړي چې داوسني هر اړخیز یر غل سره مقابله پرته له منظم کار څخه نشی کیدای  او که بالفرض دا کار واجب هم نه وای نو واجب بالضروره هم وای نو مونږ یی باید وکړو ځکه چه اوسنی کفری نړی دخپلو باطلو موخو لپاره سره یوخای شوي او اسلام او مسلمانانو د منځه وړلو لپاره مشترکی هلی ځلی کوی نو مسلمانانو او په ځانګړې توګه ځوانانو ته په کار دی چه منظم کار شروع کړی تر څو خپله ټولنه ددی یرغل دتباه کوونکو اثراتو څخه وژغوري. <a href="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/zabul-dars.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-33615" title="zabul-dars" src="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/zabul-dars-300x224.jpg" alt="" width="300" height="224" /></a></p>
<p dir="rtl">دغوڼدی نورو ګډونوالو محتر حاجی بازمحمد صاحب، خاکیارصاحب او حاجی عبد الله صاحب چې د زابل له مشهورو جهادی شخصیتونو څخه دي درنو میلمنو ته ښه راغلاست ترڅنګ زیاته کړه چه مونږ به انشآءالله هڅي کوو چې خپل ځوانان تشویق کړو چه خپلو دینی او جهادی ارزښتونو ته په ژمنتیا سره دجمعیت اصلاح سره هر اړخیزه مرسته وکړي او د اوسنی عصر تیکنالوجی لکه انترنیت، راډیو، تلویزون او رسنی داسلام په ګټه استعمال کړي.</p>
<p dir="rtl">په پای کی د ډاکتر اسرار احمد مرحوم لخوا  ليکل شوې دلویدځ تمدن او مونږ تر عنوان لاندې مقاله چې چې د محمد اکرم شيلګري لخوا ژباړل شوې وه، د ژباړن  لخوا حاضرینو ته وړاندی شوه په کومه کی چه دلویځ دکورني او ټولنیز نظام  چې دالهی احکامو ته په شاه کولو سره دکومو کړاوونو سره مخامخ دي حاضرینو ته بیان کړل شول.</p>
<p dir="rtl">په غونډه کی دګډون کوونکي یو ورور عبدالرشید چه مور یی په حق رسیدلی وه دقرآن عظیم الشان دیو څو آیتونو په تلاوت او د خاکیار صاحب له خوا دنوموړی روح ته ددعا په کولو سره دا غونډه پای ته ورسیده.</p>
<p>، دیادونی وړ ده چه دپنجشنبی په ورځ دامنیتی ارګانونو لخوا په موټر سایکلانو باندی دبندیز له کبله زمونږ ډیری ملګری ونه توانیدل چه غونډی ته دټاکلی وخت سره سم راورسیږی،</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://eslahonline.net/33613/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیا تنها قانون کفایت میکند؟</title>
		<link>http://eslahonline.net/33606</link>
		<comments>http://eslahonline.net/33606#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 May 2012 03:10:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اصلاح انلاین</dc:creator>
				<category><![CDATA[شريعت او ژوند]]></category>
		<category><![CDATA[مهمې ليکنې]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://eslahonline.net/?p=33606</guid>
		<description><![CDATA[راز این است که انسان از دیگر حیوانات ذی روح فرق دارد، چ<a href="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/law.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-33607" title="law" src="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/law.jpg" alt="" width="300" height="270" /></a>را که تصرفات و حرکات اورا چیزی رهبری میکند که نه دیده میشود، نه شنیده میشود، که او عقیده و باور است، و کسانیکه به خلاف این اندیشه کار کردند که اندشیه و فکر در امور مادی هیچ تاثیری ندارد و ازآن متاثر میگردد، در گمراهی بودندند مانند مارکسیزم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong>دکتور یوسف قرضاوی</strong><br />
<strong>برگردان: سید هاشم سادات</strong></p>
<p>بودن قانون یک امر ضروی است تا امور زنده گی مردم را تنظیم نماید، اما قانون به تنهایی نمیتواند که روش و سلوک انسانهارا درست نماید، چرا که قانون به ظاهر حکم میکند و با آن رابطه دارد، و به امور باطنی سر و کاری ندارد. قانون مجرم را مجازات میکنند، اما نیکو کار را مکافات نمیکند، امکان دارد که قانون را بعضی افراد مطابق میل خویش جور کند، از طرف دیگر فرار از قانون امکان دارد و کدام کار زیاد سخت نیست، ووقتیکه قانون نتواند که جلو شر و فساد را بگیرد، پس هیچ وقت نمیتواند که مشوق خیر و حق باشد ویا هم به کارهای نیک مردم را سوق نماید.</p>
<p dir="rtl">
هر چند اگر ما قانون را مطابق حق و عدالت بدانیم، از خود کدام قوتی تطبیقی ندارد، قوتش در وجود حکومتی است که آنرا تطبیق میکند. و سید جمال الدین افغانی در مورد این حکومت میگوید: حکومت تنها از ظلم و تجاوزی که هویدا و آشکار باشد، جلوگیری میکند، اما اختلاس، تزویر، باطل پنهان، وفسادی که چهره اصلاح را داشته باشد، حکومت نمیتواند آنرا مانع شود، چرا که حکومت از چیزهای <a href="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/law.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-33607" title="law" src="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/law.jpg" alt="" width="300" height="270" /></a>پنهان آگاهی ندارد تا جلو آنرا بگیرد.اکثراً زمامداران امور پیروی از شهوات وخواهشات خویش میکنند، پس چه چیزی میتوان آنانرا از آن خواهشاتیکه بالای عقل آنان مسلط است، منع کند. وکدام چیزی میتواند که مظلوم را از چنگ ظلم اینان نجات دهد. داکتر محمد عبدالله دراز در کتاب &#8220;الدین&#8221; خویش میگوید&#8221; نمیتوان در یک تنظیم بدون کمک و همآهنگی اعضاء ان زنده گی کرد، و این همآهنگی بدون وجود یک قانون که روابط ، حقوق و وجایب را تنظیم نماید. اما بدون وجود یک اندیشه داخلی که مردم را در مقابل قانون از داخل ملزم بدارد، و از شکستاندن قانون بترساند، نمیتوان قانون بطور درست تطبیق شود.&#8221;</p>
<p dir="rtl">
<span class="subtitle">انسان از باطن رهبری میشود</span><br />
این به همه گی واضح است که هیچ قوتی نمیتواند که در مقابل قوت دینداری ایستاده گی نماید، و یا هم در ضمانت کردن از تطبیق قانون، همآهنگی جامعه، و استقرار و امنیت، از او کرده جلو تر باشد.<br />
راز این است که انسان از دیگر حیوانات ذی روح فرق دارد، چرا که تصرفات و حرکات اورا چیزی رهبری میکند که نه دیده میشود، نه شنیده میشود، که او عقیده و باور است، و کسانیکه به خلاف این اندیشه کار کردند که اندشیه و فکر در امور مادی هیچ تاثیری ندارد و ازآن متاثر میگردد، در گمراهی بودندند مانند مارکسیزم.</p>
<p dir="rtl">
پس انسان از باطن رهبری میشود نه از ظاهر، این قوانین وضعی و استعمال زور حکومتی برای ایجاد جامعه انسانی که همه حقوق انسانها در آن رعایت گردد، کافی نیست، چرا کسیکه از ترس حکومت و پولیس، و زندان&#8230; از قانون پیروی میکند هر وقتیکه فرصت برایش پیدا شود آنرا میشکند.<br />
مرحوم دکتور محمد عبد الله دراز در کتاب(الدین) خویش میگوید: ( این اشتباه است که فقط نشر علم را ضامن امنیت، و رفاه دانست، و از تربیه و اخلاق دینی استغنا نمود، چرا که علم مانند شمشیری دو طرفه است، از آن برای خیر و شر هردو استفاده میشود، و برای استفاده درست از آن برای یک مراقب ضرورت است که سلوک انسان را بسوی خیر و نیکی سوق دهد، که آن مراقب عبارت است از &#8221; عقیده و ایمان&#8221;)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://eslahonline.net/33606/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>په ځان یې نه راوړو!</title>
		<link>http://eslahonline.net/33609</link>
		<comments>http://eslahonline.net/33609#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 May 2012 02:28:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اصلاح انلاین</dc:creator>
				<category><![CDATA[مهمې ليکنې]]></category>
		<category><![CDATA[صلاح الدين ایوبي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://eslahonline.net/?p=33609</guid>
		<description><![CDATA[دوی دې خیر یوسي چې زموږ سره د دښمنۍ اعلان په زغرده کوي، خو دا مسلمانان دي چې ځان یی ویده اچولي. کاش چې مسلمانان ویده وای نو ویښ کړي به مو واي. خو دوی ځان ویده اچولې او په ټګۍ یې وهلی دی.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong>اسدالله ریان – د رسالت فرهنگی انجمن غړی</strong></p>
<p>د تیری یکشنبې په ورځ چې د ثور(غوايي) میاشتې درییمه نیټه وه، مخکې له دې چې ښوونځي ته لاړ شم، ومې غوښتل چې د نړۍ له حالاتو ځان خبر کړم. کله چې رادیو ته غوږ شوم نو یوه خبر سخت ولړزولم. دا خبر د امریکا په ورجنیا ایالت کې د یوه پوځي تعلیمي مرکز د نصاب په هکله وو. پدې نصاب کې پوځیانو ته د اسلام ضد درسونه ځای پر ځای شوي ترڅو هغوی له اسلام سره کرکې ته وهڅوي. نه یوازې دا چې کرکه وشي، بلکې باید د اسلام سره مبارزه هم وکړي.</p>
<p dir="rtl">کله چې دا خبر خپور شو. نو د دې مرکز چارواکو بښنه وغوښته او ویی منله چې دا کار زیاتی وو او دا نصاب به ډیر زر تغیر شي. هغوی وویل چې زموږ جګره د اسلام سره نه بلکې د تروریزم پر ضد ده. دی خبر دومره په چرت کې غرق کړم چې په نورو خبرونو هیڅ پوه نه شوم. <a href="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/allah-defend.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-33610" title="allah-defend" src="http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2012/05/allah-defend-300x195.jpg" alt="" width="300" height="195" /></a></p>
<p dir="rtl">دوی دې خیر یوسي چې زموږ سره د دښمنۍ اعلان په زغرده کوي، خو دا مسلمانان دي چې ځان یی ویده اچولي. کاش چې مسلمانان ویده وای نو ویښ کړي به مو واي. خو دوی ځان ویده اچولې او په ټګۍ یې وهلی دی.</p>
<p>کوم شی چې د دوی څخه په ډاګه کیږي د هغه سل برابره توطئی د دوی تر منځ شتون لري او هغه چې په سینو کې یې پټې کړې، ډیرې لوېې دي.</p>
<p dir="rtl">دا هماغه خلک دي چې په اندلس کې یې د هلال بیرغ را ټیټ او پرځای یې د صلیب توغ پورته کړ. هماغه کسان چې د صلاح الدین ایوبي مقبره یې تر پښو لاندې کړه، ویل یي: &#8220;دا دی مونږ بیا راغلو.&#8221;<br />
او بالاخره همدوی دی چې یهودو یې په مرسته په ۱۹۶۷ کال کې د مسلمانانو لومړۍ قبله اسیره کړه او ویل یی: &#8220;دا د خیبر په مقابل کې، محمد لاړ او پیغلې تری پاتې شوی.&#8221;</p>
<p dir="rtl">دا هغه تاریخي حقایق دي چې ډیر مسلمانان ترې خبر دي، خو ځان یې په ټګۍ وهلی.<br />
اوس له بده مرغه مسلمانانو هم هر لور ته د ډیموکراسۍ چیغې پورته کړې، خو له ترشا دسیسو یې ناخبره دي. که خبر هم شي د مادیاتو په خاطر چپ کیږي. مسلمانانو دا هیره کړې چې دا کړنې  یوازې د اسلام د له منځه وړلو په خاطر ترسره کیږي.</p>
<p dir="rtl">مګر دا یو حقیقت دی چې د دې دین حافظ الله دی او تر ابده به شتون لري. چا ویل چې د هلاکو په لاس د اسلامي خلافت له نسکوریدو او په صلیبي جګړو کې د میلیونونو مسلمانانو له شهادت ورسته به څوک په نړي کې د اسلام نوم واخلي.</p>
<p dir="rtl">اوس هم چې هغه دوړې د اسلام په پاکه ښيښه پرتې دي. انشا الله زر به پاکې شي.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://eslahonline.net/33609/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

