مطلوبیت؛ پاسخی آهنین به پرسشی بنیادین

 

نوشته ی: محمد عثمان عادل استاد پوهنحی اقتصاد پوهنتون هرات

در روزگار کنونی که پیشرفت های مادی چشم آدمیان را به خود خیره ساخته است، پدیده های معنوی و غیر مادی جلایش کمتری دارند و دید آدمیان در ساحه-ی غیر مادیات روزتا روز کم نورتر و ضعیف تر شده می رود. یکی از این پدیده هایی که لباس مادی به تن ندارند، مطلوبیت است که در این نوشتار کوتاه به-شکل فشرده مورد بررسی قرار می گیرد.
مطلوبیت عبارت از همان خشنودی و رضایت خاطری است که فرد از اکتساب کالاها و خدمات به دست می آورد. مثلاً خرید مواد ارتزاقی، خرید وسایل از قبیل موتر، کامپیوتر، تلفن، تلویزیون، یخچال، فرنیچر و نیز خرید خدمات از قبیل خدمات صحی، مخابراتی، ساختمانى و خدمات رفاهی همانند خدمات پیرایشگاه ها و آرایشگاه ها، برای انسان رضایت خاطر و لذتى را به بار می آورند که در اصطلاح اقتصادی بدان مطلوبیت می گوییم.
طبيعيون يا فيزيوكرات ها كه به اصالت زمين و طبيعت معتقد بودند، بدين باور بودند كه غيراز طبقه كشاورز طبقات ديگر جامعه غير مولد و عقيم هستند و استدلال شان اين بود كه كشاورزان بيش از آن چه كه در روى زمين هزينه مي كنند، حاصل بر مي دارند يعنى فعاليت شان اضافه توليد يا اضافه ارزش مادى را در پى دارد ولى طبقه ی تاجر و صنعتگر كارى جز تغيير شكل دادن اشياء و يا بهم آميختن آن ها نمي كنند و در نتيجه فعاليت شان اضافه توليد حقيقى يا اضافه ارزش مادى به چشم نمي خورد. آنان مي گفتند كه چون تبادله عبارت از معاوضه دو ارزش معادل است و تعويض دو كالايى كه از لحاظ ارزشى معادل هم باشند، كدام اضافه ارزش مادى را در پى ندارد، معامله و تجارت يك كار بى حاصل و عقيم است و اگر در پروسه ی تبادله و تجارت كسى در يك طرف معامله چيزى را مي برد، در حقيقت همان چيزى است كه طرف ديگر آن را باخته است. يعنى به باور آن ها در اين وسط كدام اضافه ارزش مادى وجود ندارد و اگر كسى هم در عمليه ی تبادله و تجارت مفادى را نصيب شود، در حقيقت به قيمت ضررى تمام مي شود كه طرف مقابلش متحمل مي گردد.
استدلال اينان از نگرگاه مادى گرايانه منطقى به نظر مي رسد، اما در اين ميان اشتباه بزرگ شان اين بود كه موجوديت مطلوبيت ها و مفاد معنوي يى را كه انسان ها در پروسه ی تبادله و تجارت به دست مي آورند فراموش كرده يا ناديده گرفته بودند. يعنى استدلال شان فقط زمانى مي تواند جامه ی صحت و قبول را به تن كشد كه از وجود مطلوبيت ها چشم بپوشيم.
بدين معنا كه هرچند در پروسه ی تبادله و تجارت همانند كار كشاورزى اضافه ارزش مادى به چشم نمي خورد اما در اين پروسه احتياجات هر دو طرف مرفوع مي گردد و هر كدام به مطلوبيت و رضايت خاطرى كه به دنبالش بودند دست مي يازند و نيز قابل ذكر است كه كالاى هر كدام براى طرف مقابلش از اهميت و مطلوبيت بيشترى برخوردار است. كسى كه تبادله ی مستقيم يا پاياپا مي كند و مثلاً دو پيمانه گندم را با يك پيمانه روغن تعويض مي كند و يا تبادله ی غيرمستقيم مي كند كه مثلاً در بدل پرداخت 100 افغانى يك كيلوگرام سيب را دريافت مي كند يا با پرداخت 100 افغاني، موى سر خويش را اصلاح مي كند، در اين جا هر دو طرف معامله مطلوبيت به دست مي آورند و توليدى صورت مي گيرد، اما اين توليد، لباس مادى به تن ندارد بلكه يك توليد ذهنى و معنوى است. پس مي توان گفت كه همين مطلوبيت است كه به پرسش بزرگ فيزيوكرات ها پاسخ صحيح و صريح داده و پايه ی استدلال مادي گرايانه ی شان را در هم مي شکند.
به راستى اگر كسى همانند طرفداران مكتب فيزيوكرات ها فقط به ارزش هاى مادى چشم داشته باشد و چشم دلش، او را در ديدن ارزش هاى معنوى يارى نكند، بسا از تپ و تلاش ها و زحمات در اين دنيا به خاطر نداشتن اضافه ارزش مادى برايش بي حاصل و بيهوده به نظر مي رسد. مثلاً معلم يا استادى كه در مقابل دريافت مزد ناكافى زنده گي اش را وقف تدريس مي كند يا محقق و اصلاح گرى كه در مسير اصلاح مردم همواره در تپ و تلاش است و با آن كه مي-توانند كار اقتصادى و تجارى ديگرى را جهت دريافت مفاد مادى بيشتر انجام دهند، مسير دشوار و پر درد تعليمى و تحقيقى يا اصلاحى و تربيتى را بر مي-گزينند، دليل ديگرى جز دريافت مطلوبيت هاى معنوى ندارند و در حقيقت لذت و رضايتى را كه از كار خويش به دست مي آورند با كالاى مادى و متاع دنيوى نمی توان مقایسه کرد.
من بدين باورم كه ارزش و اهميت ثروت هاى مادى از قبيل پول و… وابسته به ميزان مطلوبيتى است كه براى آدميان به ارمغان مي آورند كه اگر اين خصوصيت از آن ها گرفته شود در ترازوى حقيقت كدام وزنى نخواهند داشت و شايسته به ذكر است كه در رأس اين مطلوبيت ها تحصيل رضاى خداوند قرار دارد.
بله، كسى كه در زنده گى هدف كلى و اصلي اش را تحصيل رضاى خداوند تعيين مي كند، بسا از فعاليت ها و تپ و تلاش هايش كدام پاداش مادي يى را در پى ندارد، مثلاً انجام مراسم دينى و عبادي، كمك به والدين و افراد نيازمند و دعوت به خیر و رستگاری از ديد مادى كارى بي ثمر و بي اثر است اما ز ديد معنوي، براى صاحبش خشنودى و لذتى را به بار مي آورد كه با كالاى مادى و متاع دنيوى قابل مقايسه نيست.
به راستى دست يافتن به ثروتى كه به قيمت باختن انسانيت و اسلاميت شخص تمام شود چه ارزشى خواهد داشت؟ و گردآوردن وسايلى كه به قيمت از دست دادن فضايل و پيداشدن رذايل تمام شود چه دردى را درمان خواهد كرد؟ و بالآخره اگر آدمى جهانى را ببرد ولى در عوض خود را ببازد، اين برد چه فايده يى به حالش خواهد داشت؟
از آن چه گفتيم به اين نكته مي رسيم كه در حقيقت پديده ها و مطلوبيت هاى معنوى نسبت به ماديات از جايگاه والاتر و مهم ترى برخوردار اند اما واقعيت كنونى ما روز تا روز به سمتى مي رود كه برعكس آن را نمايان سازد. ولى در حقيقت زمانى كه دوره زنده گى انسان در روى اين كره خاكى به پايان مي-رسد و حساب بيلانس اختتاميه ی وى بسته مي شود و پرونده اش به سرای آخرت منتقل می گردد، مفاد يا ضررى كه برايش مي ماند، مفاد و ضررى است معنوى نه مادي. پس بياييم بيش از پيش و در حد امكان تلاش ها و حركت هاى خويش را در مسير معنويات و مطلوبيت هاى معنوى عيار سازيم تا باشد كه در دنيا و آخرت به موفقيت و سعادت واقعى نايل آييم.
_____________________________________________________
ماهنامه معرفت، نشريه زون غرب جمعيت اصلاح، جوزاى ۱۳۸۹

No related posts.

 

اړوندې ليکنې

  • No Related Posts
 
 

0 تبصره ها

اولتر از همه شما تبصره کنید!.

 
 

نظر خود را در باره مضمون بنویسيد

 

لطف برای هر گونه سوالات دینی خود از ایمیل Fatwa@eslahonline.Net استفاده نمائید

برای تماس با مسئولین اصلاح انلاین از ایمیل info@eslahonline.Net استفاده نمائید