Home » مشوره و فتوا » عبادات »
در عاشورا چه بايد كرد؟
احمد طارق فيض
عاشوراء و يا ده محرم يوم مبارکي است که متاسفانه ذهنيت خرافات گرايانه و غير اسلامي در جامعه افغاني به خود گرفته است. در اين شکي نيست مبارزه با خرافات و رسوم منحط و گنديده که ريشه در جهل و عدم آگاهي عوام الناس دارد و از سوي ديگر گره خورده با احساسات عوام است، کار طاقت فرسا، مشکل اما ممکن مي باشد.
ما در جامعه افغاني خويش متاسفانه از بدنيا آمدن الي از دنيا رخت بستن درگير با رسوم طاقت فرسا و خرافات هستيم. از همه درد آور اينکه رسوم منحط و طاقت فرسا در شکل شعائر دين در خور افراد جامعه داده ميشود و سر انجام زندگي در همچو جامعه مشکل آفرين و از سوي ديگر ديده ميشود مردم از رسوم نه تنها غير اسلامي بلکه کاملا ضد اسلامي بعنوان شعائر اسلامي تمسک ميجويند و قسما در قالب دين از آنها دفاع هم ميکنند.
خرافات و رسوم جاهلانه دو آفات اساسي با خود همراه دارد. اولا اينکه در جهت مخالف با اسلام در حرکت هستند. خرافات و رسوم منحط، زندگي را بالاي افراد جامعه مشکل و طاقت فرسا مي سازد بهترين مثال رسم ازدواج و رسم تشحي جنازه و فاتحه داري مي باشد. امروز جوانان بسن بلوغ ميرسند اما توانمندي ازدواج را ندارند. چرا؟ بخاطريکه امروز والدين در عوض اينکه پل شوند براي فرزندان شان در راستاي رشد و پيشرفت در زندگي، برخلاف ديده ميشود رول والدين ظالمانه و نهايت منفي است و صفاکانه دست بر فروش و مکيدن خون اولاد خويش ميزنند با تحميل نمودن رسوم شاقه و طاقت فرسا.
در حاليکه اسلام با خود پيام سهل و آساني را همراه دارد و ميخواهد انسان را از بند و قيود رواج و خرافه پرستي رهايي ببخشد.
ثانيا:
عمل کرد بر اساس اوهام و رسوم منحط سبب خدشه دار نمودن ايمان مومن ميشود. اسلام پاي کوبي و ظاهر شدن بدون حجاب را حرام ميداند اما تقاضا رسوم برخلاف آن ميباشد. تقاضاي اسلام پرستش خداوند واحد است اما رسوم مجبورا انسان را وا ميدارد در پهلوي (الله) واحد اشخاص و افراد هم بشکل از انها منحيث ياوران قرار گيرد.
عاشورا هم تا جاي رنگ عوض نموده و آن شکل حقيقي و با مسئووليت ديني آن چنانيکه در عصر رسول اکرم صلي الله عليه وسلم مطرح بود ديگر به فرسنگ ها از آن فاصله داريم.
در نزد مردم ذهنيت قبول شده طوري است گويا شهادت حضرت حسين رضي الله عنه سبب حرمت افزايي عاشورا ميشود در حاليکه اين اشتباه است. عاشورا با شهادت حضرت حسين رضي الله عنه هيچ گونه ارتباطي ندارد بلکه برميگردد بر دوران رسول مقبول صلي الله عليه وسلم.
براي دور نمودن ابهامات بايد عرض کرد که رسول اکرم صلي الله عليه وسلم ميفرمايد حسن و حسين اين دو سرداران جوانان بهشت اند و محبت اصحاب رسول الله بدون شک ريشه در ايمان دارد.
بهرترتيب سنت رسول اکرم صلي الله عليه وسلم در ده محرم، گرفتن روزه است نه پختن شوله شرين عزيزان اشتباه نگيرند بنده بر خلاف شوله شرين نيستم حتي طرفدار هميشه پختن آن مي باشم اما اينکه در سال صرفا صرف در ده محرم بشکل رسم و شعائر دين اين عمل انجام مي پذيرد قاطعانه بايد عرض نمود مطلقا اين عمل بدعت محض است و بهيچ عنوان ريشه در دين ندارد.
روزه عاشورا قبل از فرض شدن روزه ماه مبارک رمضان حتي حکم واجب را بالاي مسلمين داشت چنانچه در حديث سلمه بن اکوع رضي الله عنه روايت ميکند که رسول الله صلي الله عليه وسلم مردي را روز عاشوراء فرستادند تا در بين مردم ندا کند! کسيکه(طعامي را) خورده باقيمانده روز را به افطار پوره کند يا روزه بگيرد و کسيکه چيزي نخورده بايد نخورد. رواه البخاري، کتاب الصوم
همچنان در حديث ديگر: همچنان در حديث ديگر:{أَرْسَلَ النَّبِىُّ – صلى الله عليه وسلم – غَدَاةَ عَاشُورَاءَ إِلَى قُرَى الأَنْصَارِ«مَنْ أَصْبَحَ مُفْطِرًا فَلْيُتِمَّ بَقِيَّةَ يَوْمِهِ،وَمَنْ أَصْبَحَ صَائِمًا فَلْيَصُمْ».قَالَتْ فَكُنَّا نَصُومُهُ بَعْدُ، وَنُصَوِّمُ صِبْيَانَنَا، وَنَجْعَلُ لَهُمُ اللُّعْبَةَ مِنَ الْعِهْنِ ،فَإِذَا بَكَى أَحَدُهُمْ عَلَى الطَّعَامِ أَعْطَيْنَاهُ ذَاكَ ،حَتَّى يَكُونَ عِنْدَ الإِفْطَارِ(1).
” از ربيع دختر معوذ روايت شده که رسول الله صلي الله عليه وسلم صبح روز عاشوراء به قريه هاي انصار مردي را با اين هدايت فرستادند که: (کسيکه صبح کرده و افطار نموده بايد متباقي روز به همان افطار بگذراند و کسيکه از صبح روزه گرفته بايد روزه خود را تمام کند) ربيع گفت: بعد از آن ما در آنروز روزه ميگرفتيم، و اطفال مانرا هم روزه دار نگه ميداشتيم و براي اطفال خود بازيچه از پشم آماده مي کرديم که هرگاه يکي از ايشان بخاطر طعام گريه مي کرد آنرا بدستش ميداديم تا که وقت افطار ميرسيد”.
اين حالت يعني واجب بودن روزه عاشوراء زماني از گردن مسلمين ساقط و به امر مخير مبدل ميشود که خداوند سبحانه و تعالي حکم فرضيت روزه ماه مبارک رمضان را ميفرستد. شرح اين موضوع در احاديث رسول اکرم صلي الله عليه وسلم آمده چنانچه:
حديث ابن عمر رضي الله عنهما که گفت: در زمان جاهليت مردم در روز عاشوراء روزه مي گرفتند، وقتيکه فرض بودن روزه ماه رمضان نازل شد رسول عليه السلام فرمودند: کسيکه بخواهد در آنروز روزه بگيرد و کسيکه بخواهد افطار کند.رواه البخاري.
فضيلت روزه عاشوراء:
{عَنْ حَفْصَةَ قَالَتْ أَرْبَعٌ لَمْ يَكُنْ يَدَعُهُنَّ النَّبِىُّ -صلى الله عليه وسلم- صِيَامَ عَاشُورَاءَ وَالْعَشْرَ وَثَلاَثَةَ أَيَّامٍ مِنْ كُلِّ شَهْرٍ وَرَكْعَتَيْنِ قَبْلَ الْغَدَاةِ}(2).
“از حفصه رضي الله عنها روايت است که پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم چهار چيز را هيچگاه ترک نمي کرد: روزه عاشورا، روزه ده روز ذي الحجه، روزه سه روز از هر ماه و دو رکعت نماز قبل از چاشت”.
و در حديث ديگر از ابي قتاده روايت است که از رسول خدا صلي الله عليه و سلم در مورد روزه عاشوراء پرسيده شده آنحضرت صلي الله عليه وسلم در جواب فرمودند:{صِيَامُ يَوْمِ عَاشُورَاءَ أَحْتَسِبُ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُكَفِّرَ السَّنَةَ الَّتِى قَبْلَهُ}(3)
گناهان سال گذشته را محو مي کند.
بهرترتيب با مدنظر گرفتن احاديث فوق رسم اسلامي و سنت رسول الله اينست که همه مسلمانان در ايام نهم و دهم محرم روزه بگيرند نه اينکه متوصل به هزار بدعت و عمل خارج از دين شوند.
بناء بنده تمام عزيزان را دعوت به تمسک جستن به سنت رسول مقبول صلي الله عليه وسلم نموده و اميدوارم در هاي قلب و خانه هاي مبارک تان را بر روي اين خرافات و رسوم طاقت فرسا که با هزار تاسف رنگ ديني در جامعه سنتي ما گرفته اند، بسته نموده و براي هميش به آنها وداع بگويد. انشاءالله.
No related posts.

14 تبصره ها
سلام دوستان مهربان اصلاح آنلاىن. همو سطر آخر مره چطور نشر نکدىن؟
سنائى ره ده کدام محفل مشاعره نقل قول کو جناب گمنام.. شاباس
حیرت آورست که شیعه این بخش انتقام را در روضه خوانی های خود نمیگوید،تا حسین را مظلوم تر جلوه دهد و میگوید امام زمان میاید انتقام حسین را میگیرد از کی ؟ قاتلانش که همه مردند ؟ از کی؟ از ابوبکر و عمر رضی الله عنهما !!
یزید را ما دوست نداریم . علمای شیعه به مردم شیعه نمیگویند که یزید در مدینه با فرزندان صحابه چه کرد.
نمیگویند که یزید غیر مستقیم، قاتل چند صحابی هم هست.
اگر ما اهل سنت طرفدار صحابه هستیم و بخاطر توهین شیعه به یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم،از شیعه متنفریم. پس از یزید بیشتر متنفریم چون سربازان او چند نفر از صحابه هم توهین کردند، و هم کشته اند.
پس یزید از ما نیست و ما هم از یزید نیستیم.
اما شیعه از این گریه های بی معنی قصدی دیگر دارد .
او میخواهد آتش اختلاف بین مسلمانها را روشن نگه دارد.
لذا با آمیختن دروغ های بیشمار به داستان قیام حسین، سعی میکند که مخاطبانش فکر کنند سنی ها قاتل حسین هستند!!
علمای شیعه،در روز عاشورا بر سینه خود میزنند ، اما با این کار میخواهند آتش دشمنی را بین مسلمانها برافرازند و سنی ها را متهم میکنند!! در حالیکه اهل سنت نه فقط قاتل حسین نبودند، بلکه قاتلان حسین را تک تک کشتند.
و مصیبت حسین، اولین و آخرین مصیبت ما نیست،بلکه حسین خودش جنگ و مرگ را انتخاب کرد و شمشیر زنان مرد.
5 سال بعد از شهادت حسین قاتلانش، یکی یکی گرفتار و به بدترین وضع کشته شدند، اما قاتلان مرتضی راد مهر تا هنوز،در قصرها به خوش گذرانی مشغولند
مرتضی راد مهر که در عهد خامنه ای، به جرم سنی شدن در زندان افتاده بود، او برایم گفت ما را بردند به بخش شکنجه،وسایل عجیب و غریبی آنجا بود، و به مدیر آنجا گفتند :
حاجی تحویل بگیر دشمنان حضرت علی را !!
یعنی به راد مهر هر تهمت میچسبید جز دشمن علی بودن ( اصل جرم رادمهر این بود که سنی شده بود )
حتی که خولی بن یزید را هم درنهانگاه خانه اش یافتند و کشتند. او همان کسی است که عمر بن سعد سر بریده حسین را به او داد که ببر به ابن زیاد برسان! او که به کوفه که رسید، شب هنگام بود و در های قصر را بسته بودند. او سر را برداشت و آمد خانه خودش، و سر را در تشتی که زنش در آن لباس میشست، انداخت و بر زن خود وارد شد.
زنش گفت : چه خبر ها؟ گفت ثروت دنیا را برات آوردم.
پرسید: ثروت دنیا!
گفت: آری در تشت است
زن گفت: در تشت؟
گفت: بله سر حسین است که صبح میبرم به ابن زیاد میدهم ( و جایزه میگیرم )
زن برخاست و گفت سبحان الله، مردم طلا و نقره میاورند وتو سر بریده پسر رسول خدا را به خانه من اوردی!! قسم به الله که دیگر سرم با سر تو، در یک بالین جمع نمیشود.
5 سال بعد وقتی سربازان مختار (سردار ابن زبیر) در تعقیب خولی، وارد خانه اش شدند، خولی به نهانگاهی در خانه اش رفت و پنهان شد، سربازان از زن پرسیدند :خولی کجاست ؟ او با صدای بلند گفت: نمیدانم کجاست، اما در همان حال با دست اشاره کرد که اونجاست!! و یافتنش و سرش را بریدند.
ابن زیاد هم با آنکه فرار کرده بود بخاطر شرارت باطنش باز در شام، توانست خوش خدمتی کند و در راس سیزده هزار نفر به طرف عراق آمد که باز ابراهیم اشتر آنها را شکست داد و تار و مار کرد و ابن زیاد هم کشته شد و سرش را در دهم محرم 67 هجری؛ یعنی دقیقا 6 سال بعد از شهادت حسین ؛ بریدند و فرستادند به قصر کوفه یعنی همانجایی که 6 سال پیش سر حسین را آورده بودن جلویش.
در روایت معتبر میاید که وقتی سر ابن زیاد را بریدند سه بار ماری داخل این سر بریده شد و از سرش خورد. این را همه دیدند و روایت معتبر است و شما میدانید ما اهل سنت از خرافات متنفریم اما روایت معتبر است.
و عجیب نیست که الله با قاتل حسین، معامله ای این چنینی کند.
و سر بریده ابن زیاد را فرستادند به مکه پیش، مصعب بن زبیر و او هم فرستاد به مدینه،به پیش علی بن حسین (زین العابدین)، یعنی تنها پسر باقی مانده از حسین،که بیا تماشا کن سر ابن زیاد است
شمر را پیدا کردند و او فرار کرد، تعقیبش کردند تا گرفتندش و او را کشتند، و سرش را بریدند و جسدش را جلوی سگان انداختند و جسد شمر تبدیل شود به مدفوع سگان.
انتقامی از این بدتر، آیا ممکن است؟
پس انتقام حسین خیلی زود گرفته شد و یعنی فقط 5 سال بین ظلم،و انتقام از ظالم فاصله بود.
از قاتلان حسین یکی هم جان بدر نبرد حتی سربازانی که در لشگر سعد بودند هرکدام که شناسایی شدند سرشان بریده شد
اهل سنت یک پارچه از مرگ حسین متالم شد،اهل سنت را چه میکنی که مادر ابن زیاد به او گفت :وای بر تو، چه کردی؟ حسین را کشتی و هرگز بهشت را نخواهی دید .
برادر عبىدلله ابن زیاد ؛عثمان بن زیاد؛ گفت: دوست میداشتم که دماغ هر فرد از خاندان زیاد را سوراخ میکردند و بر آنها افسار میبستند، این را بیشتر دوست میداشتم تا اینکه لکه خون حسین بر دامان ما باشد. او این سخنان را جلوی برادرش گفت، و برادرش جوابی نتوانست بدهد.
نکته ای که شیعه ها باید به آن توجه کنند
معمولا روضه خوان های شیعه فقط از قتل حسین و اسارات اهلبیتش میگویند، اما این را نمیگویند که بعد از این قتل، بر سر قاتلان چه آمد، آنها میخواند مردم را بر افروخته نگه دارند . نمیگویند، چون دانستن سرنوشت قاتلان حسین،دل مردم را خنک میکند .
و این چیزی نیست که علمای فتنه گر شیعه بخواهند، باز نکته دیگر این است که قاتلان حسین توسط لشکریان ابن زبیر ( پسر حضرت زبیر) مجازات شدند و این را شیعه دوست ندارد که بگوید.
برای همین است که مردم شیعه نمیدانند که بعد از قتل حسین، یزید روز خوش را ندید و و شورش های پی در پی، عیش او را خراب کرد، 4 سال بعد از قتل حسین، یزید به هلاکت رسید و ابن زیاد و شمر فراری شدند، عمر بن سعد کشته شد، و سر بریده اش را آوردند جلوی پسرش،گفتند: این را میشناسی؟
گفت: آری و بعد از او زندگی را هم دوست ندارم و پسرش را هم سر
مولوی صاحب چرا جواب ظهیر را نداده ای؟ درست و مستند حرف زده؟ دیگه بی خودی حرف نزن!آبروی ما راکم کدی!!
ادامه
مولوي با تجربه حسين هم ساز و هم آواز گرديده و بخوبي احساس ميکند که حسين در يک تصميم گيري سخت اما آگاهانه و اختياري چگونه و به چه صورت همه چيزش را فدا نموده و دست از همهي دار و ندارش کشيده و عاشقانه و دليرانه همه بندهاي تعلقات را در هم ميشکند. مولوي مي داند که چگونه آن زجان و جا رهيده درهاي زندان را شکسته و پرنده تر ز مرغان هوايي ، سبک بالانه پر گشوده و عروج نموده است. و او درک ميکندکه اين همه براي چه ؟! و چگونه است؟!
براي همين و بدور از هر گونه قيد و بند تعصب فرقهاي و مذهبي آشکارا ميگويد:
کجـــاييد اي شهيدان خدايي
بلا جويان دشت کــربلايي
کجاييد اي سبک روحان عاشق
پرنده تر ز مرغـــان هـوايي
کجاييد اي ز جان و جا رهيده
کسي در عقل را گويد کجايي
کــجاييد اي شهــان آسمـــاني
بدانسته فلـــک را در گشايي
کجاييد اي در زندان شکســــته
بداده وام داران را رهـــايي
ادامه
حادثه عاشورا:
حادثه عاشورا يکي از حادثه هاي مهم و کم بديل تاريخي است که بخوبي مورد توجه انديشمندان مختلف قرار گرفته و اهداف و عوامل اين قيام همواره مورد ارزيابي و تحليل واقع شده است، نگاه گذرا به قرائت هاي مختلف از حادثه عاشورا نشان ميدهد که چه از منظر بيرون ديني و چه از منظر درون ديني در قالب هاي متفاوت و با پيش زمينههاي ذهني گوناگون مطالعاتي, دراين زمينه صورت گرفته است.
در حوزه برون ديني کساني در قالب کارکرد گرايي پوپر، و يا در قالب پديدار شناختي هيوم و کانت مطالبي مطرح نمودهاند و عده اي هم در قالب گفتمان حقوق بشري قضيه را مورد تحليل و ارزيابي قرار داده و عملکرد امام حسين را از منظر حق مخالفت سياسي و درچوکات يک اپوزسيون مخالف بررسي کرده اند. وعده اي ديگري هم در قالب زيبا شناختي بر حسب سازههاي سازنده، اين قيام را ارزيابي کردهاند و سازه هاي مختلف زماني ، مکاني ، انساني و جغرافيايي آن را به بحث گذاشته اند.
از نگاه درون ديني نيز بسياري با نگاه تاريخ گرايانه و هستوري گرافيک و با ذهنيت عاطفي قيام عاشورا را مورد توجه قرار داده و تصوير اسطوره واره اي از آن ارائه کردهاند.
البته کساني هم هستند که با درک متفاوت تري به قضيه نگريسته است که از آن ميان ميتوان به دکتر شريعتي و صالحي نجف آبادي اشاره نمود.
اينان وبويژه دکترشريعتي با صفبندي متقابل حق و باطل و تقابل مستمر دوجريان حقطلب وباطلپسند، حسين(ع) را به مثابه شهيد هميشه جاويد راه حقيقت درجبهه حق دانسته اند.
اما تفسير مولانا از همه متمايز است ، چه اينکه مولانا با درک حضور گسترده و نقش آفرين عشق الهي امام حسين (ع) ، ظهر عاشورا را نه رقص شمشير و سنان که رقص عاشقانه انسان در برابر معشوق هميشه معبود ميداند.و به همين خاطر بيش از آنکه به صحنه هاي ملال انگيز و هراس آور ظلم و ستم و غم و غربت آن بنگرد به اوج اخلاص و شکوه معرفت نهفته در آن نگريسته است .
ديدگاه مولوي در اين زمينه همانند نظر او باب دين و ايمان است ؛ چه اينکه آنجا نيز ميگويد:
گوشم شنيد قصّه ايمان و مست شد کو قسم چشم صورت ايمانم آرزوست
امام حسين (ع) و مولوي:
عشق الهي امام حسين (ع)
يکي از مهمترين نکاتي که مولوي در مورد امام حسين (ع) توجه نموده و تمام حرفهاي او را در اين زمينه تشکيل ميدهد « عشق بي مانند او به خداوند» و « عشق ورزي خالصانۀ » اوست.
مولوي بر اساس ذوق صوفيانه و تجربت عارفانه خويش از ميان ويژگيهاي گسترده حضرت به اين مهم توجه نموده ودر جاي جاي اشعارش چه در مثنوي و چه در ديوان مطرح نموده است. و از عشق آتشيني حرف رانده است که امام هر بلايي را براي آن به جان خريده و همه دار و ندارش را فداي آن کرده است . مولوي به درک اين حقيقت و تجربه اين تجربت تصويري ذهني احساس عميقي از آن داشته و با تمام ارادت و اخلاص ميگويد:
کجاييد اي شهيدان خــــدايي بلا جويان دشت کربلايي
کجاييد اي سبک روحان عاشق
پرنده تر ز مرغان هوايي.
مولوي با دقت در اين «عشق سوزان» و با شناخت متمايز از اين «حقيقت فروزان» تحليل متفاوتي ارائه نموده و تمام حرفهايش نسبت به امام شهيدان و زندگي و شهادتش مبتني بر اين شناخت بوده از اين زاويه مورد بررسي و تحليل قرار داده است.
ايشان در چگونگي فاجعه کربلا نيز همين نگاه را حفظ کرده و حضور گسترده اين عشق فراگير را ميبيند.
ادامه
و در نهايت نه تنها لعن و نفرين اين افراد را جايز شمرده که مخالفين و بدگويان آنها را نيز مدح و تمجيد کرده است:
هر که بدگوي آن سگان باشد
دانکه او شاه آن جهان باشد
البته در تحليل و ارزيابي اشعار سنايي اين نکته قابل تأمل و تذکر است که ايشان توجه خاصي به عمروعاص و همکاي وي با يزيد در ايجاد فاجعه عاشورا داشته است. اين در حالي است که در آن هنگام عمرو بن عاص زنده نبوده و بنا به روايت تاريخ در اين زمينه همکاري نداشته است.
بنابراين بايد حرفهاي سنايي را به يکي از دو صورت ذيل توجيه نماييم؛ يا اين مسأله را برگردانيم به بحث بيعت يزيد در دوران معاويه و همکاري جدي عمروعاص در اين زمينه و بدين ترتيب جرم بسترسازي حاکميت يزيد و به تبع جنايات او را به عهده عمروعاص بگذاريم و يا اينکه بگوييم مراد از عمروعاص در اشعار مذکور عمروعاص نيست بلکه عمربن سعد فرمانده يزيد است که به اشتباه عمروعاص خوانده شده است.اما هيچکدام ازين توجيهات محکم بنظر نميرسد، چکرار نام عمروعاص احتمال مراد بودن عمربن سعد را نيز بعيد ميگردانده اينکه کاربرد عمروعاص در ابيات مختلف گوياي نقش مستقيم و زنده عمرو در ايجاد فاجعه و حضور او به عنوان طراح و کارگردان اين ماجرا و ناراحتي سنايي از اين حضور ناميمون است. و از سويي همين تعدد کاربرد
ادامه
سنايي جنبه هاي عاطفي و احساسي قضيه را نيز افزايد و قصه غم و اندوه کربلا را که عالم عذا دار اوست اينگونه شرح ميکند:
مصطفي جامه جمله بدريده
علي از ديده خون بباريــده
فــاطمه روي را خــراشيده
خون بباريده بي حد از ديده
حسن از زخم کرده سينه کبود
زينب از ديدها برانده دو رود
به هر ترتيب در اشعار سنايي علاوه بر بيان اصل فاجعه عاشورا دو نکته بيش از همه تبارز يافته است؛ يکي تباني عمروبن عاص با يزيد و ديگر فاجعه آفرينان عاشورا و مجريان اين جنايت:
عمروعاص از فساد رايي زد
شـرع را خيره پشت پــايي زد
بر يزيد پلــــيد بيعـت کرد
تا که از خـــاندان برآرد گـرد
شرم و آزرم جملگي بگذاشت
جمعي از دوشمنان برو بگماشت
ومساله ديگر، حضور پررنگ و مؤثر کينه هاي قديمي و عقده هاي تاريخي اينان از خاندان پيامبر (ص) بخصوص حضرت علي عليه السلام است و به عبارتي حضور چشم گير و پررونق حس انتقام گيري ازين خاندان در ايجاد تراژدي عاشورا است چنانچه سنايي نيز تأکيد ميکند:
کافراني در اول پيکـــــــار
شده از زخم ذوالفقار فگار
همه را بر دل از علي صد داغ
شده يکسر قرين طاغي و باغ
کين دل بازخواستـــه زحســـين
شده قانع بدين شماتت و شين
و نکته آخر که قابل توجه است نفرت سنايي از بانيان اين فاجعه است که آنان را حتي به اقوام «عاد و ثمود و صالح» تشبيه کرده و مذمت نموده است:
عمروعاص و يزيد و ابن زياد همچو قوم ثمود و صالح و عاد
همچنين آنان را به تخلف از شريعت اسلامي متهم ساخته است:
راه آزرم و شرم بر بسته
عهد و پيمان شرع بشکسته
و لذا آنان را مستحق عذاب الهي و آتش جهنم دانسته است:
کرده دوزخ براي خويش معدّ
بوالحکم را گزيده بر احمد
فاجعه عاشورااز دیدگاه سنایی:
در اين زمينه سنايي در دو مثنوي جداگانه تحت عناوين: صفت قتل حسين بن علي عليه السلام و «در صفت و نسيم مشهد معظم» ابتدا جريان شهادت حضرت را اينگونه بيان ميکند:
دوشمنان قصدجان او کردند/تا دماراز تنش برآوردند
عمروعاص از فساد رايي زد/شرع را خيره پشت پايي زد
بر يزيد پليد بيعت کرد/تا که از خاندان برآرد گرد
شرم وآزرم جملگي بگذاشت/جمعي از دوشمنان بر او بگماشت
تا مرو را بنامه و به حيل/از مدينه کشند در منهــل
کربلا چون مقام ومنزل ساخت/ناگه آل زيادبروي تاخــت
شمرو عبدالله زياد لعين/روحشان جفت باد با نفـــرين
سرش از تن به تيغ ببريدند/وآن در آن عل سودميديدند
و سپس به بيان تراژدي غمبار ورود کاروان اسراء و سرهاي بريده شهدا به محفل يزيد و ماجراي تلخ آن پرداخته و برخورد يزيد با اسرا و آن سر مبارک را گزارش ميکند و از بيت خواني هاي يزيد که حاکي از کنيه هاي ديرينه او نسبت به خاندان پيامبر (ص) است خبر ميدهد:
به دمشق اندرون يزيد پلــــيد منتــظر بود تا سرش برسيد
پيش بنهاد و شادمـــاني کــرد تکيه بر ديني و امــاني کرد
بيتي از قول خويش امــلا کرد کين درينه جست و آنها کرد
دست شومش بران لب و دندان زد قضيب از نشاط و لب خندان
و در اين حال وضعيت اسفناک اسراي کربلا بخصوص حضرت زينب(س) را به تصوير کشيده است:
شهر بانو و زينب گريان مانده در فعل ناکسان حيران
سر برهنه بر اشتر و پالان پيش ايشان ز درد دل نالان.
سنايي واقعاً ابعاد تراژديک فاجعه عاشورا را بيان نموده و اوج فاجعه و مصيبت را به تصوير کشيده است:
آن تن سربريده در گل و خاک
وان عزيزان به تيغ دلها چاک
وان تن سر به خاک غلطــيده
تن بي سر بسي بدافتـــــيده
وآن گزين همه جهان گشتـه
در گل و خون تنش بياغوشته
تيغ ها لعل گون زخون حسين
چه بود در جهان بترزين شين
زخم شمشير و نيزه و پيکان
بر سر نيزه سر بجاي ســــنان
سلام آقای طارق! توجه به رسوم خرافی و نقد آن خوب است! به جای آن که دیگران را متهم به خرافه گراییی کنیم بهتر است به فلسفه و دلیل قیام نوه رسول الله (ص) توجه شود! وقتی شما معتقدید که امام حسین شهید است و سرور جوانان اهل بهشت آیا قاتل شهید جهنمی نیست! عاشورا قبل از سال 61 حرمت داشته باشد یا نباشد از اهمیت فاجعه عاشورا که مدعی جانیشینی رسول سید اهل بهشت را به شهادت برساند، می کاهد؟ شما به رندی از اهمیت داشتن عاشورا قبل از شهادت امام حسین برای کم رنگ کردن خون امام حسین نوه رسول خدا استفاده می کنید!
آیا شما عزیزی را از دست داده اید؟ آیا برای او عزاداری نمی کنی؟
در مذهب فقهی تشیع 4حجت دارد که قرآن، سنت، عقل و اجماع است که همه جوانب در نظر گرفته می شود! رسول الله طیاره سوار نشده بود ایا بناید سوار آن شد؟ بنیاد گرایی خشک تمام بلا ها را بر سر اسلام آورده! آیا شما در برابر جنایات اسراییل وظیفه ندارید که خود زنی میکنید؟ آیا مبارک و ملک عبدالله بر مرگ حماس سنی مسلمان مظلوم پای نمی کوبد؟ آیا مسلمان کشی و مسلمان آزاری بس نیست!
محترم فیض یکی از روحانیون شیعه در صفحه کوفی بر مقاله شما در عاشورا چه باید کرد؟ نبشته است. باوجودیکه برای من چندان مقنع معلوم نشد نقد شان اما باز هم قابلیت جواب را دارند.
در خواندن نقد به آدرس پائین مراجعه کنید
http://www.koofi.net/Religion/Naqad_Bar.htm