Home » ساينس او روغتيا » اقتصاد »
نقدی بر نظام سرمایه داری
وحید فروغ*
اساسات سرمایه داری
1) تمرکز بالای رشد ثروت نه بر توزیع آن
نظام سرمایه داری بالای تولید و رشد ثروت خیلی توجه جدی دارد, و رشد ثروت را به مصابۀ یک پروسۀ مقدس و یک راه حل یگانه(خصوصاً برای محو فقر) پنداشته , بدون اینکه بالای توزیع ثروت توجۀ جدی مبذول دارد. برنارد شا, فیلاسوف و منتقد اروپائی که دارای ریش انبوه و سر وی کل بود, میگوید:” سرمایه داری مانند این سرمن و این ریش من است, که از نگاه تولید خیلی پرثمر و از دید توزیع غیر عادلانه است».
اگر عمیق شویم دیده میشود که مفکورۀ (تمرکز بیش از حد بر رشد ثروت) در سرمایه داری, ناشی از برداشت غلط از مشکلات اقتصادی است, برداشتی که انسان ها به خصوص طرفداران سرمایه داری را حدوداً گمراه ساخته است.
کپیتلیست ها, محدودیت منابع(اجناس و خدمات) را با احتیاجات بشر مرتبط دانسته و آنرا به حیث یک مشکل عمدۀ اقتصادی مورد مطالعه قرار میدهند, یعنی منابع محدود نمیتواند که احتیاجات نا محدود بشر را تکافو نماید.بناءً به این نتیجه میرسند که این مشکل لاینحل است. چنانچه این نتیجه گیری غلط باعث میگردد تا به اقدامات وخیم تری مانند؛ افزایش اجناس و خدمات(تولید) دست زنند, طوری که هرکسی که ثروت داشت میتواند که از آن ها استفاده نموده در غیر آن کسانیکه ثروت ندارند از رفع کردن احتیاجات خویش محروم اند. ازینجاست که کپیتلیزم(سرمایه داری) احتیاجات تمام افراد را مرفوع نمیسازد, زیراکه آنها این مسئله را ناممکن میدانند, و در عوض تولید را اعظمی ساخته و آنرا (رشد) مینامند. در حالیکه ایشان فراموش کرده اند که وظیفۀ اقتصاد رفع احتیاج تمام افراد جامعه بوده, نه این که تولیدات را اعظمی ساخته و سودی که از آن بدست می آید در جیب تعداد محدودی برود, و به مجردی که ازین رشد بعضی دارائی ها مانند؛ بندبرق, شاهراه ها, سرک ها, سیستم آبرسانی, اماکن صحی و غیره تأسیس گردد, بناءً اولین کسانیکه مالیه میپردازند, مردم عام بوده که معمولاً در تحت خط فقر قرار دارند. بناءً تبلیغات وسیع و پروپاگند هائیکه در جهان خصوصاً در کشور های اسلامی در مورد «رشد اقتصادی» صورت میگیرد, هیچ جای تعجب نیست. این را باید قبول نمود که منابع طبیعی محدود اند, ولی فقر و گرسنگی بصورت روز افزون بالا میرود, در حالیکه در تمام کشور ها, یکی از پالیسی های عمدۀ دولت ها رشد اقتصادی «اعظمی ساختن تولید» است. اما در واقع این راه حل نیست!
در حقیقت مشکل اساسی در نظام اقتصادی سرمایه داری, توزیع ثروت است. در حال حاظر دیده میشود که ملیاردها افراد در سراسر جهان شب و روز کار میکنند و تولید مینمایند, تا باشد که مقدار ثروت و دارائی ها بلند رفته, و ایشان بتوانند که زنده بمانند. ولی برعکس با وجود تولیدات زیاد, درین سیستم فقر و گرسنگی بیداد میکند.
اما این نظام اسلام است که مشکل اساسی اقتصادی را به درستی تشخیص داده و طبق احکام الهی راه حل معقول و قناعت بخشی را مورد توجۀ خویش قرار میدهد,که مطابق فطرت نسل بشر است, نه این که به نفع عده ئی باشد و عدۀ دیگر را نادیده بگیرد.
شاید سوال مطرح شود که کپیتلیست ها چگونه توانائی درک راه حل درست و معقول را ندارند؟
جواب این سوال به دو سؤتفاهمات برمیگردد:
1) آنها معتقد اند که احتیاجات بشر لامحدود است؛ در حالیکه این ادعا خودش اشتباه است, زیرا همه میدانیم که احتیاجات بشر به دو دسته منقسم میشوند(a) احتیاجات ضروری(حیاتی) و(b) احتیاجات غیر ضروری, که میتوان آنرا(خواست ها) نیز نامید. مثلاً آب یک مادۀ حیاتی بوده که بدون آن زنده ماندن ممکن نیست,بنأً آب یک احتیاج ضروری است, اما آب معدنی, شربت, نوشابه و غیره از جملۀ احتیاجات غیر ضروری محسوب میگردند, زیرا بدون آنها هم زندگی ممکن است. بناءً درینجا توزیع ثروت طوری صورت گیرد که احتیاجات ضروری(حیاتی) بشر رفع گردد, زیراکه بدون آنها حیات ممکن نیست, و فرا تر از آن زمینه را برای مرفوع ساختن «خواست ها» به حد امکان, مساعد سازد. یعنی ابتدأ باید احتیاجات حیاتی تمام افراد جامعه مرفوع شده, و بعداٌ زمینه طوری مساعد گردد که هر کس به اندازۀ توان و میل خود, احتیاجات غیرضروری«خواست های» خود را از طریق مشروع آن برآورده سازد.
2) آنها در واقع تفاوت میان رشد و توزیع را نمیدانند. زیرا آنها توزیع را نیز جزئی از رشد میدانند, درحالیکه این هردو خیلی از هم متفاوت اند. از آنجائیکه میان علم اقتصاد و سیستم اقتصادی تفاوت زیادی وجود دارد, بناءً رشد, یا بهتر است گفت, افزایش اجناس و خدمات و موجودیت آنها در مارکیت, مربوط به مطالعۀ «علم اقتصاد» میباشد. درحالیکه, توزیع این اجناس و خدمات برای افراد و اجتماع ,مربوط به نظام(سیستم) اقتصادی (که متشکل از افکار, تئیوری ها و درک واقعیت مشکلات و دریافت راه حلهای درست است),میباشد. و نظام اقتصادی در اساس خود باید از یک مفکورۀ(جهان بینی) خاصی سرچشمه گرفته باشد, چنانچه نظام مذکور با افکار و عقاید افراد همان جامعه نسبت به زندگی, مرتبط میباشد. در حالیکه علم اقتصاد, هیچگاه مختص به یک نوع عقاید و افکار نبوده بلکه بصورت عموم ماده,رشد , انکشاف, ترقی و غیره مسائل علمی را مورد بحث قرار میدهد. و مسائل را بصورت جهانی مطالعه مینماید.
این است اشتباهی که کپیتلیست ها در آن واقع اند, ازینرو نمیتوانندکه مشکل اساسی موجوده را که ناشی از نظام کپیتلیزم ( مربوط به نحوۀ توزیع ثروت) بوجود آمده است, درک نمایند. چون ایشان مشکل را ابتدأ ریشه یابی نکرده اند, و فکر میکنند که هرگاه تولیدات افزایش یابد, این مشکل حل خواهد گردید, درحالیکه این طور نیست. اگر تولیدات چندین مرتبه افزایش یافته و بازار ها پر از اجناس و خدمات باشد, چون نظام در خود خلل دارد, بنأً باز هم مشکل مذکور موجود بوده, بلکه بار دیگر با قدرت تخریبی خطرناکتری تبارز مینماید.
طوریکه ما خود شاهد بروز بحرانات خطرناک و مدهشی بصورت پیهم درین نظام بوده ایم, که گفته میشود این نظام هیچگاهی بدون بحران نزیسته است!
* وحيد فروغ محصل اقتصاد در پوهنتون کابل است
نورې دا ډول ليکنې:

2 تبصره ها
آیا خبر یاست چه:
د نړیوال اقتصادي بحران برخلاف اسلامي بانکونو ۲۳۰ ملیارده ډالره ګته کړي:
د نړۍ د سلو پیاوړو اسلامي بانکونو شمتنۍ ښیې چې د ۲۰۰۷ کال په پرتله په ۲۰۰۸ کال کې د دغو شتمنیو اندازه په سلو کې ۶۶ فیصده لوړه شوي ده.
دا په داسي حال کې ده چې د نړۍ د ستر اقتصاد درلودونکي هیواد امریکې په ګډون د نړۍ ګڼ شمیر هیوادونه د تیر کال په ورستیو او د روان کال په لومړیو میاشتو کې له سخت اقتصادي بحران سره مخ شول چې په پایله کې یې یادو شویو هیوادونو ته په ملیاردونو ډالره تاون ورسید.
د نړۍ د سلو اسلامي بانکونو شتمنې چې په ۲۰۰۷ کال کې ۳۵۰ ملیارده امریکایې ډالره وره په ۲۰۰۸ کال کې ۵۸۰ ملیارده امریکايي ډالرو ته لوړه شوه چې دغه لوړ والی په اسلامي بانکونو باندي د نړیوال اقتصادي بحران بي اثري ښیې.
د بینوا پانی څخه په مننه
سوال: اقای وحید!
موضوع خوب است اما ایا اسلام نمونه عملی در جهان دارد تا بر مسایل اقتصادی امروزی جهت اصلاح آن کنترول پیدا کند و یک به شکل یک الترناتیو کار کند تا مشکل جهانیان حل ګردد.
دیګر سو دیده میشود که اروپا جای که سیستم سرمایه داری که شما به ان نقد کره اید نافذ است و ما می بینیم که به مردم یک زندګی خوب تهیه کرده است همین سبب است که مردم از شرق به غرب هجرت می کنند. اګر امکان داشته باشد موضوع را علمی تشریح نماید.
تشکر
سلیمان از پاریس