Home » معارف اسلامي » شخصيت ها »
زندگی نامه امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله
نورالحق عزيزي
امام اعظم ابوحنیفة(رض) یکی ازشخصیت های بزرگ ونامی جهان اسلام است که شهرت جهانی داشته ومقتدا وپیشوای تقریبانیمی ازمسلمانان کره خاکی بوده ودراکثرکشورهای اسلامی؛مذهب حنفی مرجع قوانین معمول ومروج درعرصه های جزائی،حقوقی،معاملات،جنایات و..مییاشد.
معرفی شخصیت وکارنامه های علمی وخدمات بیش ازحد امام وشاگردان وی چیزی نیست که دریک مقاله ویایک کتاب ویاکتاب هائی بگننجد؛لذاما دراین مقاله گوشه ای اززندگینامه این شخصیت قابل افتخارجهان اسلام را مختصرا موردکنکاش وتوجه قرارمیدهیم،ودراین بحث کوتاه این مطالب گنجانیده شده است:
1- اسم ونسب امام؛که شامل:تولد،دوران صباوت اومیشود.
2- تبرئه اجداداوازبندگی وغلامی.
3- پیشه پدری وحالات زندگی
4- روی آوردن امام به تحصیل علوم
5- تبحروی درعلوم
6- شاگردان واستادان
7- موقف گیریهای اودربرابرعوامل استکباروظلم .
8- جایگاه اجتماعی
9- شهادت امام
واینک میپردازیم به بحث پیرامون مطالب وموضوعات که به آن اشاره بعمل آمد:
اول:اسم،نسب وزادگاه امام :
اسم ایشان به اتفاق علما(نعمان)٭بن ثابت بن زوطی مرزبان،وبنابرروایتی زوطی بن ماه {1}،فقیه ومحدث مشهورصاحب مذهب مشهورازمذاهب چهارگانه اهل سنت وجماعت ، مشهوربه امام اعظم است . کنیه او(ابوحنیفة) ، کنیه حقیقی نمی باشد، زیراکه هیچ یک ازاولادهای امام بنام(حنیفة)ثابت نیست،لذا این کنیه به اعتبارمعنی وصفی اطلاق شده است زیراایشان(ابوالملة الحنفیة)بوده اند که مسلمانان به پیروی ازاین ملت مأموراند، ارشاد الهی است:” وَقَالُوا كُونُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ”{2}حنیف بمعنای مایل به دین حق میباشد.
امام اعظم(رح) درخانواده مسلمان درشهرکوفه دردوران خلافت عبدالملک بن مروان(خلیفه اموی)درسال (80)هجری مقارن بازمانی که تعداد زیادی ازصحابه کرام حیات داشتند، وآن زمان بنام(خیرالقرون)مسمی است، به دنیا آمده است.
جد امام راعلماتاریخ(کابل)گفته اند،که شامل ساحه پروان نیزمیگردید،که قریه(خواچه سیاران) 16 کیلومتری شهرچاریکار کنونی رازادگاه اصلی جد امام گفته اند.
دوکتورعنایت الله ابلاغ به نقل ازکتاب (حیقة الأقالیم )تا لف رتضی حسین،مینویسد:”حققین افغانی که درتحقیقات خویش ازکتب افغان استفاده کرده اند،طی تحقیقات خویش موطن اصلی امام راولابت پروان،وقریه وی را(خواجه سیاران) گفته اندکه درنزدیکی شهرچاریکارمرکزپروان واقع است”{3
دردوره صباوت به کسب پدری مصروف بود،وکارخانه(ریشم بافی)رابا استفاده ازحسن تدبیرش وسعت داد ورونق بیشتربخشید.
امام دارای نسب عالی است وهیچگاه لکه که سبب بدنامی اوشود،درنسب وی وجودندارد،آنچه برجدوی نسبت غلامی داده شده است،دورازحقیقت میباشد،زیرا:
1- روایتی که این امرراازآن ثابت مینمایند،درصحت آن اختلاف وجوددارد.
2- علامه قاضی ضمیری به صراحت میگوید:زوطی حلیف (هم پیمان) بنی تیم الله بود وروایت مبنی برگرفتاری او درکابل وغلامی اوصحت ندارد.{4}
3- چونکه زوطی(جدامام)دراثرمسافرت درسرزمین عرب ومجبوریت ها زندگی مجبورشد تابایکی ازقبائل رابطه دوستی برقرارکند،واین امررادرعربی به لفظ(ولاء)تعبیرمیکنند؛وکلمه(مولی)بمعنای(غلام آزادشده)که ازنگاه اشتقاق لفظی باولاء مشارکت دارد،سبب شده است تاجداوراغلام تصورکنند،ومخالفین اش آنرا عمومیت بخشند.
4- اسماعیل یکی ازنوادگان امام که یک شخص ثقه، وبااعتماد نزد مؤرخین است،باقاطعیت تمام،این اتهامات راردنموده میگوید:”قسم است به الله(ج)که براجدادما ابدا اثربندگی ازطرف احدی نیامده است”{5
5- اگراین قضیه فرضا به اثبات هم برسد، به شان وعظمت امام کدام آسییبی نخواهد رسانید،زیرادراسلام؛معیاربرتری وکرامت تقوی است،ارشادالهی است:” إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ..”{6}(مسلما برگزیده ترین شما به نزدالله(ج)متقی ترین شمااست).این حکم الهی برتمام معیارهای جاهلی خط بظران کشیده ونابودساخت،بلال حبشی،صهیب رومی،وسلمان فارسی ازآل محمد(ص)معرفی شده وپسرنوح(ع) بدلیل کافربودنش ازعذاب الهی نجات نیافت.
پیشه وری وتجارت امام:
امام(رض)،به دلیل استعناءذاتی ایکه داشت،ازپذیرش وظائف رسمی، آنهم درتحت سلطه غاصبان وظالمان،اباءورزید وازرفتن به دربار سلاطین وقبول نمودن مساعدت ها وهدایا آنها امتناع ورزید،وآنرا موجب ذلت وخواری وسبب معطل شدن استعدادهای عالی میپنداشت.اینجاست که درطول عمرگرانبهایش هیچگاهی متحمل بارسنگین احسان کسی نشده بودند، بدین سبب بود که امام یک شخص راستگو،وباجرأت بود وازملامت ملامت کننده هراسی رابرای خود راه نمی داد.
امام اعلای کوفه(ابن بهیره)که یک شخص نامداربود،ازامام خواست که اگرروزی به نزد وی برود،امام درمقابل اوگفت: من اگر باشما ملاقات کنم،صورت آن ازدوحال بیرون نخواهد بود،یاشما ویامن طریق مراعات وسلوک مهربانی رامرعی خواهیم داشت، ودرنتیجه گرفتاردام اغراض ومقاصد خود خواهیم شد،باخظایی بمن ننموده،موردعتاب خویش قرارخواهیدداد که آن راذلت خویش می انگارم. به مال ومنال وزروسیمی که توداری مرااحتیاجی نیست؛وازحکمرانی تونیز اندیشه ندارم،زیرادولتی که به نزد من است،اورااحدی غصب کرده نمیتواند.{7}
تجارت آزاد وصادقانه امام سبب شده بودکه بحیث یک تجازت پیشه قوی وممتازمطرح ،وامانت داری ودیانت وی باعث گردیده بود که مرجع خاص وعام گردد،پول مشتبه را درخزانه خود نمی گذاشت ومال کسی رابدون موجب تصاحب نمیکرد.
روی آوردن امام به تحصیل علوم:
امام درصباوت خویش مصروف کسب پدری وتجارت آزادبود ،روزی بطرف بازارروان بود،وامام شعبی(رح) یکی ازائمه کوفه اورادید وبه تصوراینکه یکی ازطلاب علوم دینی است،اوراصدازد وپرسید: کجامیروید؟امام گفت: نزدفلان سوداگر، شعبی گفت: من میخواهم بدانم که نزدکدام استاد درس میخوانی؟امام درجواب گفت: تاهنوزدرس نخوانده ام ،شعبی برایش گفت:دروجودتو قابلیت واستعداد عالی رامی بینم، بهتراست مصاحبت علمارا کنی ،امام چون ازقبل آرزوی تحصیل راداشت،توصیه شعبی درقلبش مؤثر افتادوراه تحصیل علوم راپیشه گرفت.{8
وبعنوان یک تاجرپیشه ماهربادلگرمی کامل وخاطرجمعی به تدریس وتعلیم مشغول شد،درابتداء به شاگردی حلقه درس حماد بن سلیمان شامل شد،چون حماد،ذکاوت،قوه حافظه واستعداد عالی اومتوجه شد،به برتری امام دربین شاگردان پی بردوامام کسب فضیلت کرد.بعدا افتخار نیابت استادی به اوتفویض شد،وبدین ترتیب مدت ده سال وبنابرروایتی مدت(18)سال را درحلقه درس حمادسپری کرد،ودرصدد شد تاخودش حلقه درسی ایجادکند،که به گفته خودش یگانه مانع دراین مورد،لحاظ ادب استاداوحمادبود. اتفاقا حمادمشغول سرپرستی ازاموال یکی ازدوستان نزدیک اوکه دربصره وفات نموده بود،من راجانشین خویش تعین نمود.ومرجع ارباب حاجت طلبه قرارگرفتم،تااینکه حماد درسال(120)هـ وفات یافت.
امام نه تنها به مسائل فقهی توجه داشت،بلکه به علم حدیث نیز اشتغال ورزید،زیراضمن انجام تحقیقات علمی،واجتهادات فقهی ،که مطلوب اصلی امام بود،کسب معلومات کافی درعلم حدیث،ازلوازم آن پنداشته میشد.اینجاست که گفته شده است که درکوفه محدثی نبود که امام به نزداوزانونزده باشد،درحالیکه تعدادآنها به ده ها تن میرسید.
ابوالمحاسن الشافعی تعداد شیوخ واساتذه امام را نودوسه تن مرقوم داشته است،وازآن جمله بیست وسه تن آنان تابعین بودند،مانند: امام شعبی،اعمش،سلمه بن کهیل،محارب بن دثار،ابواسحاق عون بن عبدالله،سماک بن حرب،منصوربن المعمر،ابراهیم بن محمد،عدی بن ثابت الأنصاری،عطاء بن سائب،موسی بن ابی عائشة وغیره میباشند.{9
بعضی ازعلماء تعدادشیوخ امام راکم ازکم چهارهزار محدث روایت نموده اند،اماقول اصح آن است،که شیوخ امام،استقصاء نگردیده،تعدادآنها بیشترازاین عدد میباشد.
امام به تنهائی(215)حدیث راروایت نموده است،وروایات اوطورمشترک باسائرائمه بیشترازاین است،درمسند امام به تعداد(118)حدیث ذکرگردیده که همه آنها درمورد نمازوارداست.وابوالمؤید محمد بن محمود احادیث روایت شده توسط امام را،جمع آوری نموده است.{10
کارامام به تدریج بالامیگیرد حتی اینکه بااستادان خودنیزدربعضی مواردمخالفت علمی نموده وحتی اینکه به مرتبه اجتهادرسید؛ومرجع علمی برای علماءوطلاب ازاطراف واکناف جهان قرارگرفت؛وازمکه،مدینه،دمشق،بصره،موصل،جزیره،نصیبین،امله،مصر،یمن،بحرین،بغداد،اهواز،کرمان،اصفهان،حلوان ،نهاوند،طوس،طبرستان،جرجان،نیشاپور،سرخس،بخارا،سمرقند،کابل،
هرات،ترمذ،وغیره شهرهای دورونزدیک جهان به اومراجعه صورت میگرفت.
تبحرامام درعلوم:
امام ازتبحر زیادی درهمه علوم ازقبیل:فقه،کلام،علم حدیث،اصول حدیث وعلم تفسیر مهارت کامل داشتند،برخلاف نظربعضی ازکوتاه نگران تنگ نظر،امام درعلم حدیث به حد حافظ رسیده بودند،علامه ذهبی ضمن شرح حال امام،اوراازجمله حفاظ حدیث محسوب مینماید.{11}
امام از فطانت،ذکاوت عالی وسرشار،استدلال قوی برخورداربود،برعلاوه آن دارای خصلت های نیک:زاهد،عابد،خوش برخورد بااقران خویش بودند،وازهمه مهمتراینکه درعصرتابعین ،یعنی درخیرالقرون زندگی داشتند وباتعدادزیادی ازصحابه کرام(رض)،ازجمله :با انس بن مالک ،عبدالله بن ابی اوفی،سهیل بن سعد الساعدی واباطفیل عامربن وائلة،صحبت داشته است که این امرازویژگیهائی است که اورابرسائرأئمه مذاهب افضلیت میدهد،طوریکه همه آنها به فضل ومرتیه امام مقربودند،این ویژگیها سبب شده بود تا درعلوم تبحرحاصل نماید،به حدی که حتی دشمنان ومخالفین اش نیزبه برتری اوبه ناچازاعتراف نمایند.
طوریکه درموردوی گفته شده است که هنگامیکه اوطالب العلم بود،وقتی که اراده سفربه حرمین شریفین میکردند(باوجودآنکه ازسفراومردم هم چندان خبرنمی بودند)،غوغا برپامیشدوآوازه سفراو به همه جامنبشرمیشد،وگفته میشد که فقیه عراق،عزم سفرعربستان راکرده است،وجمعیت بزرگی به مشایعت او وبه نیت همرکاب شدن بااو وبه غرض شرف یابی ایشان،مجامع بزرگی درانتظاراومی ایستادند.
شاگردان امام :
امام شاگردان زیادی داشت که تعداد آنها به هزاران میرسید ؛وتعدادی ازآنها که چهل تن بودند،درتدوین مذهب امام نقش بزرگی داشتند،وهریک ازایشان درمسلک ورشته اش به مرتبه امامت رسیده بودند.ومشهورترین آنها امام ابویوسف یعقوب بن ابراهیم الأنصاری(112-183)محمد بن الحسن بن فرقد الشیبانی(132-189)،زفربن هذیل ن قیس0110-158)،وغیره بودند،که آنها گاه گاهی بااستادخودمخالفت علمی میکردند،ودرمسائل که دلائل قوی تر وجود میداشت،رأی خودراداشتند.وبارأی استادخود موافقت نمیکردند.
شاگردان امام بودند،ه مذهب اوراتدوین کردند،مسائل فقهی رابه ابواب مرتب نمودند،وخودامام درتدوین این کتاب ها نقش نداشته است،بلکه محتویا ت این کتابها ازفقه واخبارامام بودوبس.
موقف گیری های امام درقبال سلاطین زمان:
امام طبیعت آزادمنشانه واستقلال رای داشت وازورودبه دربارسلاطین نفرت داشت،وحتی شاگردان خویش را طوری توصیه مینمودکه درفراهم آوری ضروریات زندگی محتاج به حکومت وعطایای سلاطین نباشند،ودست نیازرابه کسی درازنکنند.واینک بعضی ازتوصیه های ایشان رابه شاگردش امام ابویوسف قاضی بادآورمیشویم:2- درمقابل جاه وحکومت احدی ازاظهارحق دریغ مکن،دلیرانه حق گوئین نما زیراکه همیشه مددگارحق پروردگاراست.
3- بااشخاص متمول کمتر نشست وبرخاست نما،زیراآنها گمان میکنند که توازایشان امیدمیکنی،بنابرآن به اعطای رشوت،به پیشگاهت،جرأت خواهندکرد.
4-درهرکاربی نیازی خویش راظاهرنما ،حتی درحالت فقر خودراحفظ کن.
5- نباید ازخوف حکومت برخلاف حق ورای خویش رفتارنمائی.{12
مرگ امام :
امام درسال(150یا151یا153)بنابراختلاف روایات،دربغداد وفات نموده است وقول راجح دراین مورد سال (150)میباشد .مرگ امام،مرگ شهداءوصالحین بود،امام درحالی جهان فانی راوداع گفت که درمقابل هیچیک ازمستکبرین زمانش سرخم ننمود،وباوجود مشکلات،اذیت ها،آذارها ورنجهای بیشمارزندگی سعادتبارش،مداهنه وسازش باسازشگران ومعامله گران،ازدرسازش پیش نیامد،ثابت قدم،استواروراسخ دردین باقی ماند.درحالیکه،به سبب مخالفت اش بامنصوردرحبس بسرمی برد،ازجهان رحلت نمود.
محمدابوزهرةدرحق امام میگوید:”فآبوحنیفة کان من اعظم ابطال ذلک النوع من الجهاد”{13
یعنی:(امام ابوحنیفة ازجمله قهرمانان این نوع ازجهاد بودند).
جنازه امام راحدودپنجاه هزارنفرمشایعت شد وخلیفه ابوجعفربعدازدفن بربالای قبراوادای نمازجنازه کرد،ودرمقبره که بنام(خیزران)مسمی است،دفن گردید،که آن محله را بنام (حی الأعظمییة)یادمیکنند.
________________________________________
نورالحق عزيزي رئيس مرکز تفسير و حديث اکادمى علوم افغانستان ميباشد و ايشان از جمله علماء برجسته و پژوهشگر کشورما است .
1- نزد پادشاه کمتررفت وآمد باید کرد،وازپادشاه چنان برحذربودکه مردم ازآتش احتیاط میکنند.









30 تبصره
برادرم!
شیعه هستی یا سنی مقصد اینکه اګر میخواهی مؤمن ومفید بمانی،سبب ایجاد تفرقه نشوی،تشویش ایجاد نکنی،انسان جاهل،ابن الوقت وکرایی معرفی نشوی وخود را در مقام قضاوت دربین تابعین (رح) قرارندهی و صدها سوال دیګر ، لطفا مطالعه کن واز علمای معتبر تالیفات زیاد اند تا بدانی تو در کجایی ؟ آنها (رحمت خداوند ج بر آنها باد)بندګان راستین خدا وخادمان دین بودند اګر مشکلی نداری کتابی بنام همزیستی از دانشمند وداعی معاصر جهان اسلام وعلم جناب داکتر عمرو خالد که درباره امامان است فعلا بفارسی ترجمه ودر کتابفروشی های شهر کابل قابل دریافت است بخوان تا بدانی وادب و علم بیاموزی
با عرض سلام و احترامات خدمت تمام دستندر کاران اصلاح انلین !!!
من سولات زیاد در باره مذهب دارم لطفاً هر برادر که میداند جوابم را بفرستد
1. مذهب چیست است؟
2. ضرورت ما به مذهب چیست ؟ در صورت که قرآن و سنت موجود باشد
3. پیغمبر ما در کدام مذهب بود؟ اگر مذهب ضروری میبود چرا یک حدیث در مورد مذهب از پیغمبر ما نقل نشده است؟
4. چرا ما بالای ما انتخاب یک مذهب واجب است؟
لطفاً جوابم را روان کنید
تشکر جزاکم الله خیرا
محترم بي نام!
هيچگاه حضرت امام صاحب درصورت كه ضعيف ترين حديث هم موجود بوده وحتي حديث موضوعي را قياس ترجح داده درصورتيكه هيچ نص پيدا نشده باشد از قياس كارگرفته است .
اشخاص را كه شما دربالا نام برديد اين ها هم بزرگان بودن خداوند براي شان رحمت كند شايد در تحقيق خويش به اشتباه رفته باشد
باابراز از همکاری های همیشه گی شما این یک میخواهم در مودر حضرت بلال رض معلوما مکمل تشکر .
سلام
خیلي خوب تحیقیق کرده ء رحمت خداوند شامل حال تان باد
سلام وعرض ادب
زما سوال دا دی چی امام اعظم(رح) دھ چا شاگرد و؟
مننہ
تشکر مینمایم از تمامی مسوولین محترم چمعیت اصلاح که درین بره اساس که دشمنان دین از هر طرف در صدد منحرف کردن مسلمانان بویژه جوانان هستند
چنین مضامین را بدسترس ایشان قرار می دهند
شما میدانید دشمن از این خالیگاهایتان استفاده میکند
برادران عزیز تا زمان درست عقیده تان کامل نشد هرزه گویی تکنید
لقب ئیکه به نعمان رح علیه (امام اعظم رح) انتخاب شده شایسته شخصیت او میباشد . وکارهای نیکی که بخاطر معرفی کردن اسلام در جهان نموده عالی بوده و باید عالیترین لقب مربوط او باشد. شخصی است که میلیارد ها مسلمان از طریقه و روش او در رابطه به اسلام استفاده میکنند. شخصیت امام محترم عالیست. و نظریه هر شخص مربوط به ایمان و وجدان اسلامی خودش میباشد.
باسلام خدمت تمامی برادران عزیزبنده یک مسلمان شیعه هستم که اگر کسی بتواند شبهات مرا پاسخ دهدبه حقانیت مذهب تسنن پیوقسم میخورم که سنی شوم–تاپیغمبر ص بودتنهایک مذهب بودبعد ازرحلت ایشان دین اسلام به دودسته ی کلیه شیعه وسنی تقسیم شدکا طبیعتا باید یکی ازانهابرحق باشد درست.درقران ایهای داله بر این است که پیغمبر حرفی نمیزند مگر اینکه سخن اوازجانب خداباشددرست.واقعه ی غدیرچگونه بودایارسول خدانعوذباللاهکارلغوی کرد این همه تواون گرمای شدیدمردم رانگه داشت که بگویدعلی دوست من است توروبخداکمی انصاف داشته باشید.یادرجایی دیگرکه به علی گفت توبرای من به منزله ی هارونی برای موسی کمی فکرکنیدکه هارون برای موسی چه بودایه ی قران است برادر جانشین وزیر خلیفه.چطوراینها راردمیکنیدایا پیغمبربه علی نگفت من شهر علم هستم وتودرانی.بخداقسم ایاپیغمبراین سخنان رادرشان کسی دیگر هم گفته.ایامگرشمادرصحیح بخاری نخوانده ایدکه هنگامی که پیغمبردرحال مرگ بود فرمودقلم وکاغذی بیاوریدتاچیزی بنویسم که پس از من هرگز گمراه نشوید اماعمرازاین کارممانعت کردوگفت که این مرد*پیغمبر*هذیان میگویدایا پیغمبری که معصوم است هذیان میگویداین کار جرمش چیست یامگرعمردربیش از هفتاد باربه نقل از بخاری نگفته اگر علی نبود عمرهلاک میشدایا خلیفه نباید عالم ترین فرد هر امت باشدخودتان بگویید.دربخاری مگرنخوانده ایدکه حضرت فاطمه س تاهنگام شهادتش باابوبکرقهربودمعنای قهردختررسول خدابایک فرد چیست؟یامگرعثمان ابوذرراسگوترین صحابه ی رسول خدارابه بیابان تبعیدنکردوابوذردرهمان بیابان مرد.مسول مرگ سلمان کیست؟مافقهمان راازاهل بیت گرفته ایم که اولین امام ماعلی است که دامادپیغمبرواورادرک کرده است.حال شما فقهتان رااز که گرفته اید ایمه ی اربعه که همگی مربوط به قرن دوم میشوندپس اهل تسنن دراین صدصال چه میکردند؟حال خودتان بگویید که کدام برحق است؟؟؟من مدام به این سایت سر میزنم تا جواب سوالهایم رابگیرم هرکدامسش را میدانید بگوییدتابرایم ثابت شود تسنن بر حق است یاتشیع؟؟؟؟؟؟؟
سلام برادر عزیز (سید احمد مهدیزاده) : قسمی که سوال شما را خواندم و شما میخواهید بفهمید که آیا مذهب تشیع راه راست است و یا تسنن. برادر عزیز من از تو سوال میکنم تو در یک صنف هستی و یک استاد برایت میگوید 2 جمع 2 مساوی است به 4 آیا حرف استاد را قبول میکنی و یا این که یک همصنفی (هم کلاسی ات ) بگوید 2 جمع دو مساوی است به 5 ؟
اول این که تو نخواه که سنی و یا شیعه باشی کوشش کن که مسلمان باشی مسلمان واقعی نه (جنیتیکی یا میراثی) اگر تو یک سنی واقعی و یا یک شیعه واقعی باشی کوشش کن که این دو مذهب را به واقعیت بشناسی.
در اول فرایض که از طرف خداوند برایت آمده (قرآن شریف) قبول و عمل کنی
دوم معلمت (حضرت محمد (ص) ) فعل های را که اجرا کرده و امر کرده انجام بده .
سوم از افعال خلفای راشیدن لباس عمل بپوشان
در آخر افعال امامان عزیز مان
خوب خودت از خود سوال کن آیا فرایض را که خداوند(ج) بالایت توسط قرآن کریم فرض گردانیده عمل کردی و یا خیر دوم اینکه سنت های را که از پیغمبر مهربان برای مان مانده انجام داده ای و یا خیر ؟
هیچگاه از افسانه های غیر واقعی (تهمت ها) که از طرف مردم غیر مسلمان بر خلفای راشدین هر یک حضرت ابوبکر (رض) حضرت عمر (رض) ، حضرت عثمان (رض) و حضرت علی (رض) میزنند باور نکن زیرا آنها میخواهند یک دیوار بین اهل تسنن و تشیعه بوجود بیاورند. بخاطر که خودت از پیغمبر عزیز مان بهتر نمیدانی هر خلیفه یک چراغ از دین اسلام استند و آنها بودند که امروز من و تو مسلمان بدنیا آمده ایم اگر نه زردشت و یا بودیست میبودیم.. و هیچگاه حضرت محمد (ص) کاری را بدون رضای خداوند نمیکرد حتی در انتخاب دوست . و همچنان چیز های را که خودت نوشته ای برای من ماخذ آنرا به وضاعت بنویسید.. (اسم کتاب ،صفحه، جلد) یقین دارم خودت هم نمیدانی
خدا کند که جواب سوالت را گرفته باشی.
به جا است كه درجواب برادر عزيز كه ميخواهد از شيعه بر مذهب سني بركردد چند سطر گوتاه به عنوان يك مسلمان بي سواد بنويسم نه به عنوان يك عالم فهميده:
اول اينكه برادر عزيز احمد مهدي زاده !
تهمت هاي همچون حضرت فاطمه تا اخر عمرش با ابوبكر جنكي بود وحرف نمي زد كاملاً افترا وبي سند است .
ويا اينكه عمر فاروق نعوذ بالله گفته باشد پيغمر هذيان ميگويد بي ااساس است ودر كتاب بخاري اين حرف اصلاً درج نيست هركس اين حرف را بتو گفته باشد يا شنيده باشي بي اساس است واين حرف ها كار دشمنان دين است كه ميخواهد ترا شيعه ومرا سني جلوه داده جدا سازد.
حقيقت اين است كه ما هردو مسلمانيم به وحداينت خداوند ج ايمان داريم قرآن حق ااست وپيغمبر حق است وراستگو بوده است ياران او فداكار ترين مردان تاريخ بودند در حق امت ودين اسلام.
باقي ميماند مسئله اينكه چرا دين يك دين باشد ولي مذاهب اختلاف دارد؟
اختلاف هيشه در فروعات وجود دارد نه مسائيل اصول .
چيزي كه درنص صريح ذكر است قابل اختلاف نيست ومنكر آن بي شك خارج از دين است.
وچيزهايكه درنص صريح وجود ندارد حديث هاي كه روايت شده است در صحت وعدم صحت حديث بنا بر روايت راويان ونحوْ روايت راويان ونحوْ استنباط مسايل فقهي بر طرز وعلم مجتهد اختلافات فرعي وجود دارد كه اين باعث لكه در دين نيست.
مثلاً در مسئله حديث غدير خم سني ها هم دليل فروان دارند وشيعه ها هم دليل فروان دارند .. چون به قناعت همديگر نمي رسند واگر نرسند مشكل جدي نيست ازاينكه از طول مقاله كاسته باشم درصورت كه ضرورت داريد به آدرسم تماس حاصل نمائيد تا مشكلات تان را تا حدالامكان رفع ويا هم رجعت كنم.
مجاهد رحيمي
مزارشريف
با عرض سلام خدمت تمامی شما عزیزان امید وارم سالم صحت مند باشید . در رابطه به سوال برادر مان فقط من هم همین قدر میگویم که برادر عزیز بحث شیعه و سنی را بگذار کنار بیا تا یک مسلمان خوب باشیم فردا روز قیامت خداوند نمیپرسد سنی هستی یا شیعه میپبرسد در دنیا چی کردی و دیگر اینکه اگر به گفته شما حضرت عمر رض نعوذ بالله خلاف کار بودن و بر خلاف حضرت علی رض کدام کاری کردن پس را در نهج البلاغه خود شما امده که حضرت علی رض نام پسر شان را عمر گذاشتند مگر شما از عدالت عمری خبر ندارید .چرا برادر من انسان که نام دشمن خود را بالای پسر خود نمیگذارد .و یک حدیث هم که حضرت علی رض میفرمایند در قوم هلاگ میشوند 1 کسی که در دوستی با من افراط کند و کسی که در دشمنی با من افراط کند .وسلام علیکم و رحمت لله
اسلام علیکم و رحمته الله
دوستان و استادان نهایت محترم
اگر از شما کسی ایمیل ادرس استاد نورالحق را با خود دارد پس در صورت خواست محترم , به ایمیل ادرس ذیل بفرستد.
mohibullah.sobhani.mir@gmail.com
mohibullah_sobhani_mir@yahoo.com
لطفا در مورد ابوالحسن اشعری و دیدگاه اشاعره اگه کسی چیزی میدونه بگه . با تشکر
سلام میخواستم برایم روشن شود که امام بزرگ درر مزهب کی بوده است اگر کسی میداند لطف نموده جواب را در سایت بگزارد
سلام میخواستم برایم روشن شود که امام بزرگ درر مزهب کی بوده است اگر کسی میداند لطف نموده جواب را در سایت بگزارد
سلام بردار عزيز امام صااححب خود مجتهد بوده وآنقدر علم وتواناي داشت كه از احاديث حضرت پيغمر ، قرآن شريف واقوال صحبه كرام استنبااط مسايل نمايند بناءً خود مجتهد مستقل بوده وما برمهذب ااو هستيم.
به جناب بی نام (anonymous)
ممکن است در هر مذهب و مسلک خوبی ها و خطا های باشد اما شما جناب گفته اید که وهابی ها میگویند که پیغمبر اول نوح علیه السلام است و حضرت آدم را قبول ندارند کدام سند و ثبوت هم دارید؟
اگر ندارید لطفا خود را و بعضی کسانی که آگاهی کمتر دارند به بیراهه نکشانید و اعتراض های جاهلانه سرندهید.
اوراق زرين تاريخ پرافتخار کشور ما شخصيتهاي بزرگي را ثبت نموده که يکي از اين شخصيتها حضرت امام ابوحنيفه (ره) است. او فقيه انديشمندي بود که آثار گرانبهايي از خود برجاي نهاد. آرا و نظريات فقهي او، طبق برخي اخبار محققين، به حدود 83 هزار فتوا ميرسد که غالباً در آثار به جاي ماند.
صدرالدین متوکل دانشجوی دانشکده شرعیات دانشګاه کابل ږ
برادران عزیز و دین دوست .
بیایید که در مورد مشکل امت مسلمه فکر کنیم که چی مشکلات را متحمل هستند.
تمام کشور های اسلامی را کفار اشغال نموده و در هیچ قسمت آن حدود الله تطبق نمی شود در حالیکه از دید شرعی هر فرد از مسلمانان مکلف است که به خاطری تطبیق حکم الله (ج) کار بکند و تکلیف بکشد.
بحث در مورد ابتربودن و افضل تربودن امامان (ح) و اصحاب کرام (رض) اختلافات را زیاد می کند و استعمار لعین از همچو آدرس ها استفاده بیشتر می کند.
باسلام .دانلود کتاب ارغام الجاحد عن مقام الامام المجاهد تألیف مولانا محمد عمر سربازی (رح) را که در شأن امام الاعظم ابوحنیفه (رض) می باشد و جواب توهین کوردلان را به این شخصیت داده است التماس دعا وبلاگ عقاید واقعی اهل سنت و تصوف
http://www.ahledell.blogfa.com
برادرگرامی ام جناب عزیز!
السلام علیکم ورحته الله وبرکاته
موفق وکامیاب باشید من نظر شما را کاملا تاید میکنم این بزگوارن همه شان نزد ماعزیز وبزرگواراند غلو درمذهب هم مذموم بوده اختلافات مذاهب چهارگانه برای امت رحمت است اگر یک مثله ازیکی ایشان گذاشته شده دیگری انرا گرفته است پس افراط در برتری مذهب از تعصب بر میخیزد که نباید کرد.
روایت است ازعبدالله بن عمررضی الله تعالی عنه خطبنا عمر رضی الله تعالی عنه بالجابیه فقال ایهاالناس انی قمت فیکم کمقام رسول الله صلی الله علیه وسلم فینا فقال ( اوصیکم باصحابی ثم الذین یلونهم ثم الذین یلونهم ثم یفشو الکذب ) رواه ترمذی چون پیغمبر صلی الله علیه وسلم وصیت فرمودند که گرفته شود دین ازصحابه بعداز انها ازتابعین وبعدازان تبع تابعین وازقرن صحابه ویا تبع تابعین نشده هیچ مذهب مقرر مگر از ایمه اربعه ومنعقدشده اجماع برین که عمل نکرده شود بران که خلاف مذاهب اربعه باشد وامام اعظم ازتابعین بودند نه دیگر ایمه ثلاثه یعنی امام مالک وامام شافعی وامام احمد حنبل رحمم الله تعالی پس لازم شد براین قول که مذهب مذهب امام اعظم محکم گرفته شود .
بااحترام
به برادر من ذکرالله مجددی
الحمدلله،
اگر منظور حديث ” لو كان الدين عند الثريا لذهب به رجل من فارس أو قال من أبناء فارس حتى يتناوله ” باشد،
اين حديث صحيح است و در سنن ترمذي و مسند امام احمد و صحيح مسلم با الفاظي شبيه به هم آمده اند. و لفظ فوق از صحيح مسلم بود و به معني:
«اگر دين (و در روايت ديگري اگر ايمان) نزد ستاره ثريا باشد و در آسمانها قرار گيرد، مرداني از فارس در پي آن خواهند رفت تا آنرا در اختيار خواهند گرفت.»
و در روايت امام احمد،”علم” آمده است.
اين حديث در شان مردم فارس است چنانکه در روايت ترمذي آمده است که درباره آن از پيامبر صلي الله عليه و سلم پرسيدند و سلمان که در کنار ايشان بودند، دست خويش را بر شانه «سلمان» زد و فرمود: منظور، اين مرد و هموطنان اوست.و اما اگر کسي ادعا کند تنها در شان امام ابوحنيفه آمده است نياز به دليل دارد در غير اينصورت صحيح نيست.
ولي بنظر مي رسد منظور حديث، افرادي همچون امام ابو حنیفه امام بخاري و مسلم و احمد بن حنبل و ترمذي و نسايي و ابن ماجة و ابو داوود و امثال ايشان باشند که از مناطق فارس بوده اند و براي جمع آوري احاديث ترک ديار مي کردند و هزاران کيلومتر را براي ثبت حديثي طي مي کردند. اللخصوص که در حديث از مسافت دور و دين بحث شده است.
و در اخیراً بگویم ما باید در شأن امام ابو حنیفه رحمة الله علیه غلو نکنیم که این حديث را به خاطر برتری مذهب خود در هر جاه قرائت کنیم
ترجیح مذهب امام ابوحنیفه کوفی رحمه الله علیه بر سایرمذاهب
روایت کرده است ابوهریره که فرموده رسول خدا صلی الله علیه وسلم (لوکان الایمان عند الثریالذهب به رجل من ابنا فارس ) رواه مسلم فی باب فضل فارس وگفته است جلال الدین سیوطی شافعی در تبییض فی مناقب ابی حنیفه رحمه الله علیه بشر النبی صلی الله علیه وسلم بالامام ابی حنیفه (رح) فی حدیث اخرجه ابونعیم احمد بن عبدالله الاصفهانی متوفی (۴۳۰هجری) فی الحلیه عن ابی هریره رضی الله تعالی عنه قال قال رسول الله صلی الله علیه واله وسلم (لوکان العلم بالثریا لناله رجل من ابنا فارس )واخرج الشیرازی فی الالقاب عن قیس بن سعد قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم ( لوکان العلم بالثریالیناله قوم من ابنا فارس ) واخرج البخاری ومسلم فی صحیحیهاحدیث ابی هریره بلفظ (لوکان الدین عند الثریا لذهب به رجل من ابنا فارس حتی یتناوله ) وفی معجم الطبرانی عن ابن مسعود قال قال رسول الله علیه وسلم (لوکان الدین معلقا بالثریا لتناوله ناس من ابنا فارس) فهذا اصل صحیح یعتمد علیه فی البشاره والفضیله انتهی کلام جلال الدین سیوطی پس ثابت شد از اجماع نکردن هرامر که مخالف اربعه باشد . ونه بود از ایشان ازفارس مگر ابوحنیفه رحمه الله علیه واجماع متفق شدند که همین شخص مذکور ابوحنیف است وکفایت میکند درین باب قول جلا ل الدین سیوطی در اوردن احادیث صحیحه ازهمه کثیر الاصابت امد وگفته است امام شافعی رحمه الله الناس کلهم عیال ابی حنیفه فی الفقه .
ادامه دارد
درین جای شک نیست که امام شخص بزرگوار بوده اند. اما امروز وهابی ها بیشتر علیه امام صاحب تبلیغ می کنند. وهابی ها حضرت آدم ع را قبول ندارند و حضرت نوح را اولین پیامبر خدا می دانند
امام ابو حنیفه رحمه الله امام از ایمه اربعه و از بزرگان دین بوده و لی امام اعظم رسول الله صلی الله علیه وسلم است. به این لقب موافق نیستم.
د محمد هلطحان و د محمد فوزى و محمد ابوالوفاافغاتى و شيخ محمد بن حسن اشيبانى و سليمان الفلوجىوالشيخ محمد المراعى و د صطفى السباعىوامام ابن صلاح و د عنايت اللة ابلاغ ميكويندامام ابو حنيفة از جملة تابعين بودة هميشة قران و حديت و اتار صحابةرا بة همة ارا و قياس تر جيح دادة است و در بسيارى از دول اسلامى
منبع اساسى فوانين مذهب حنفى شمردة ميشود
د محمد هلطحان و د محمد فوزى و محمد ابوالوفا افغاتى و شيخ محمد بن حسن اشيبانى و سليمان الفلوجىوالشيخ محمد المراعى و د صطفى السباعى وامام ابن صلاح و د عنايت اللة ابلاغ ميكويند امام ابو حنيفة از جملة تابعين بودة اكئرا قران و حديت و اتار صحابةرا بة همة ارا و قياس تر جيح دادة است و در بسيرى از دول اسلامى منبع اساسى فوانين مذهب حنفى شمردة ميشود