تعامل با كفار: همزيستي و يا همزدايي؟

 

سوال: دوست دارم حكم شريعت اسلامي را در باره شخص مسلماني كه با دشمنان دين و ميهنش معاملات تجارتي يا اقتصادي و يا … انجام مي دهد و سودي عايد دشمن مي گردد، خواه اين معامله هنگام جنگ باشد و يا هنگام صلح، بيان بفرماييد.
جواب: شكي نيست كه انسان مسلمان، مامور و ملزم به مجاهدت با دشمنان دين و ميهنش با هر نوع جهادي كه در توان دارد مي باشد، خواه آن جهاد با دست، زبان، قلب و يا با قطع رابطه باشد، هرچه كه دشمن را ضعيف و شوكت و ابهت آن را بشكند، بر مسلمانان واجب است كه به اندازه توانايي خود و در حدود امكاناتي كه در اختيار دارد نسبت به آن اقدام نمايد و به هيچ عنوان جايز نيست كه شخص مسلمان ياور و پشتيبان دشمن ديني و ملي خود باشد، خواه اين دشمن يهودي باشد يا بت پرست و نصاري و يا غيرآن.
فرد مسلمان تا جايي كه مي تواند بايد در برابر دشمناني كه مي خواهند حقوق او را پايمال و نسبت به او هتك حرمت روا دارند بايستد، هركسي با دشمنان خدا، دشمنان دين و دشمنان كشور خود، دوستي نمايد  واز آنان حمايت كند، از زمره آنان خواهد بود، همانطوري كه خداوند متعال مي فرمايد:
و من يتولهم منكم فانه منهم. (سوره مائده آيه 51)
يعني و هركسي از شما آنها را به دوستي گيرد از آنان خواهد بود.
هركسي با قلب، زبان، معامله ، مال و يا هرراه و روش ديگري، با آنان دوستي كند، از زمره آنان خواهد بود و از جمله آنان به شمار مي آيد و اين همان چيزي است كه قرآن در موارد متعددي ما را از آن برحذر داشته است و كساني را كه با كافران دوستي مي ورزند، بخشي از آنان به شمار مي آورد و مي فرمايد:
والذين كفروا بعضهم اولياء بعض (سوره انفال آيه 73)
و كساني كه كفر ورزيدند ياران يكديگرند.
فرد مسلمان با شخص كافر، و فرد نيك با شخص بد دوستي نمي كند و هرگاه دوستي كند، اين امر دليل نقض ايمان او يا نشانه زوال مسلماني اوست و چنين حالي نوعي رده و بازگشت از اسلام است. اگر فرضاً شخص مسلمان نتواند به وسيله شمشير قدرت، با دشمنانش مبارزه كند، حداقل بايد از طريق قطع ارتباط با آنان به جهاد و پيكار بپردازد و نبايد از لحاظ اقتصادي، مادي و يا تجاري مسبب سود و منفعت آنان گردد، زيرا هر دينار، ريال، دالر و يا هرروپيه اي كه از جانب او، عايد آنان گردد به اين معناست كه به آنان فشنگ و هزينه آن  را داده است كه بعداً همان فشنگ سينه و يا قلب مسلماني را هدف قرار خواهد داد.
وقتي يهود كمك هاي مالي خود را در امريكا و ساير جاها جمع مي كنند شعارشان پلاكارد مشهوري است كه نوشته است با پرداخت يك دينار، عربي (مسلمان) را خواهي كشت، بنابرين، مال، همان چيزي است كه با آن مي توان سلاح كشنده را خريداري كرد و … پس هرگاه به مشرك، كافر و يا فاجري كه درحال جنگ با مسلمانان هستند، كمك بكني در واقع با آن كمك مسلماناني را به قتل رسانده اي و اين يكي از گناهان كبيره مي باشد.
و من قتل نفساً بغير نفس او فساد في الارض فكانما قتل الناس جميعاً . (سوره مائده آيه 32)
يعني هركس كسي را جز به قصاص قتل يا به كيفر فسادي در زمين بكشد چنان است كه گويي همه مردم را كشته است.
و من يقتل مؤمناً متعمدا فجزاؤه جهنم خالداً فيها و غضب الله عليه و لعنه و اعد له عذاباً عظيما. (سوره نساء آيه 93)
و هركس عمداً مؤمني را بكشد كيفرش دوزخ است كه درآن ماندگار خواهد بود و خدا براو خشم مي گيرد و لعنتش مي كنند و عذابي بزرگ برايش آماده ساخته است.
فرض بر اين است كه مسلمان هيچگاه در جبهه دشمناش نيست و اگر ابراز حسن نيت نمايند آن را دروغ و فريبي بيش نداند، خداوند متعال مي فرمايد:
لتجدن اشد الناس عداوة للذين آمنوا اليهود و الذين اشركوا . (سوره مائده آيه 82)
مسلماً يهوديان و كساني را كه شرك ورزيده اند دشمن ترين مردم نسبت به مومنان خواهي يافت.
لذا بايد اين مسئله را خوب درك كنيم كه هر شخص مسلماني بايد به امت اسلامي و دين خود التزام داشته باشد و اين كمترين چيزي است … كه هركس نسبت به دين و هم كيش خود دارد … و يك امر فطري ميان ملتهاست … جنگ و نبرد با ديگران فقط با اسلحه نيست، بلكه بيشتر از آن است، يعني قطع روابط با آنان است.
هنگامي كه مشركان خواستند با پيامبر عليه السلام به جنگ بپردازند،  جنگ آنان نخست با اسلحه نبود، بلكه جنگ اقتصادي بود  وآن هم به وسيله قطع روابط كه پيامبر، ياران، اهل بيت و كساني را كه از طائفه بني مطلب و بني هاشم پشتيبان او بودند، مورد محاصره قرار دادند و با آنان خريد و فروش و ازدواج انجام نمي دادند و اين بدان معناست كه خود محاصره اقتصادي، نوعي جنگ است و بهتر است مسلمانان اين موضوع را كاملاً دريابند كه با هركسي كه دشمن خدا و دشمن مسلمانان باشد ترك روابط كنند چرا كه هر مسلماني چنين نباشد، به خدا، رسول الله  وگروه مسلمانان خيانت نموده اند.

No related posts.

 

اړوندې ليکنې

  • No Related Posts
 
 

20 تبصره ها

  1. محمد عارف عظیمی says:

    خداوند به همه ما و شما توفیق عطا کند که شناخت درست از دین داشته باشیم همانگونه که پیامبر و یارانش داشت. و تحلیل ما از اسلام در همه مسایل یا این مسله که دوستان بیان کردند باید مطابق باشریعت و احکام دین باشد تحلیل های نباید بنا بر منفعت های شخصی و یا تعصبات قومی لسانی بوده باشد که خود کفر محض است. به امید روزی که در همه امور ما قرآن ناظر باشد

  2. اختیارالله (مومند) says:

    السلام علیکم ورحمة الله و برکاته !
    تعامل با کفار یا الموالات والمعادات در اسلام بسیار واضح است و به کلی دین اسلام همه واضح است (لیلها کنهارها) پس تعامل با کفار برای بحث طولانی مانند خواهر فریبا ضرورت نیست که وقت خود با دلایل بی ربط مصروف کنیم . و در اخیر به این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم اکتفا میکنیم که میفرماید:أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ ، وَيُقِيمُوا الصَّلاةَ ، وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلا بِحَقِّ الإِسْلامِ ، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ رواه البخاري (24) ومسلم (33)

  3. مجاهدالافغانی says:

    السلام علیکم و رحمة الله.
    بصورت بسیار مختصر میگویم.
    خواهر فریبا نوری . شما گفتید که حمله آمریکا علیه اسلام و افغانستان نبوده همچنین طالبان از مردم افغانستان نماینده گی نمیکنند.
    در جواب شما باید بگویم : که این جنگ ، جنگ صلیبی بوده ، که در یک طرف قوای صلیب و در طرف دیگر مجاهدین میباشد. در مورد جنگ های صلیبی ، تاریخ را مطالعه نمایید بیشتر متوجه خواهی شد.
    اما اینکه ما میگوییم جنگ صلیبی ، تنها تصور و یا پنداشت ما از این جنگ نیست بلکه جورج بوش در همان آغاز جنگ ، زمانی که به کشورهای صلیبی فراخوان میداد تا با او در جنگ علیه طالبان همکار شود، گفت : این جنگ جنگ صلیبی هست. هر کس با ما نیست علیه ما هست.
    اینکه کفار چطور به اسلام و به قرآن و شعائر اسلامی در داخل خاک افغانستان اسلامی توهین میکنند از هیچ کس پوشیده نیست و هر بار خبرش به رسانه ها درز میکند.
    تحمیل قانون غیر اسلامی بر مردم مسلمان افغانستان توسط نیروهای صلیبی از دست آوردهای دیگر آمریکا و متحدانشان در جنگ علیه اسلام میباشد.
    دخالت در امور قضائی کشور به اعتراف قضات فعلی .
    کشتار دسته جمعی .
    بمباران قراء و قصبات افغانستان .
    ایجاد زندانهای پنهان
    ایجاد پایگاه های نظامی که حتی استخبارات دست نشانده هم خبر ندارند که در این پایگاه ها آمریکایی ها و متحدانشان چه میکنند، چه می آوردند و چه میبرند.
    نشر فساد و فحشاء و دفاع از عاملین ان…
    و …..
    اما اینکه شما گفتید طالبان از مردم افغانستان نماینده گی نمیکنند.
    اگر منظور شما نماینده گی دروغین مانند حکومت دست نشانده کابل میباشد ، بله طالبان اینطور از مردم افغانستان نماینده نکردند و نمیکنند.
    این را بدان که مردم افغانستان از حکومت فعلی و قوانین غیر اسلامی بیزارند و جز تعدادی که شکم هایشان از حرام پر هست و آغشته به فساد هستند همگی از امارت اسلامی افغانستان حمایت میکنند . این مساله در طول ده سال جهاد مقدس به اثبات میرسید. که این روزها ده سال از تجاوز صلیبیان بر افغانستان میگذرد نه تنها مجاهدین از بین نرفتند بلکه هر روز قدرت مجاهدین افزونتر از روز قبل میشود. اینها بخاطر چی هست؟ آیا مجاهدین طالبان کدام صلاح های پیشرفته دارند؟ آیا آنها ( مجاهدین) طیاره دارند؟ اینها تنها نصرت الله متعال هست که با مجاهدین هست و پشتیبانی مردم مسلمان و مجاهد افغانستان.
    والسلام علیکم

    • ذبیح الله (تفکری) says:

      سلام به تمام کارکنان سایت زیبای اصلاح آنلاین.

      سوالها.

      1) در مورد وظیفه اجرآ کردن یک مسلمان با کافر که از نگاه اسلام چه حکم دارد روشنی اندازید؟

      2) آیا وظیفه اجرآ کردن یک خانم مسلمان با کافر آنهم به اینصورت که ترجمان باشد که بنده شاهد صحنه هستم از نظر اسلام چه حکم دارد؟

      3) اگر یکی از برادران که خود ترجمان باشد و در صحنه قرار گیرند که کافران در محاصره باشد معلوم است که جان مسلمان هم در خطر است پس باید این مسلمان چه کار کند و اگر کاری از دستش نیامد و در این جا کشته شد از نظر اسلام چه حکم دارد البته در باره مرد و زن آن روشنی اندازید؟

      4) اگر از لحاظ مجبوریت با کافر دستی شود از نگاه اسلام چه حکم دارد؟

      با تشکر از سایت اصلاح انلاین بیانگر حقایق اسلامی و کسانی تشنه اسلام اند و در این سایت پر محتوآ حظور به هم رسانده اند.

      لطفاَ جواب بنده را به ایمل خودم هم بفرستید بسیار ضرور است.

  4. سباوون says:

    به دست اندر کاران سایت محترم اصلاح انلاین!
    بعضی کسان شیطان و منافق بنام بنده چندین پیام را برای خواهر فریبا جان نوری فرستاده اند به این شکل که ګویا آنها را من فرستاده ام و در آن از الفاظ نا مناسب که در کوچه و بازار استفاده می شود، استفاده نموده اند، در حالیکه بنده از آن تبصره ها خبری ندارم و من در دو روز ګذشته هیچ ګاه وارد تبصره های سایت نشده ام.
    لذا از برادران سایت اصلاح جدا تقاضا دارم که:
    ۱- اولتر از همه، همه آن تبصره های را که بعد ازتاریخ ۲۹ سبتمر بنام سباوون نشر شده آن هارا از سایت حذف نمایند.
    ۲- و تقاضای دوم بنده این است که در آینده در داخل سیستم سایت اصلاح انلاین تعدیلاتی را بیاورند که یک کسی نتواند جعل کاري کند و به نام های مختلف در سایت داخل شود و تبصره خودرا بنام دیګران داخل نماید، یک کسی فقط و فقط به یک نام تبصره کرده بتواند و بس.

    تشکر از همه کارمندان اصلاح آنلاین و خداوند متعال همه جعل کاران را شرمنده و ذلیل بسازد

  5. زاهد says:

    اسلام عليکم ورحمته الله وبرکاته
    فريبا نوري صاحبې خبرې ښې کوې خو لکى يې کږې کوي.
    ايا امريکايان ستا په دوهمه کټه ګوري کې نه راځي؟

  6. فريبا نوري says:

    برادران و خواهران بيينده سايت وزين اصلاح انلاين
    السلام عليكم و رحمه الله و بركاته

    در رابطه با تعامل با كفار بايد تذكر داده شود كه اصل اول در اسلام همزيستى مسالمت آميز با ملل ديگر با شرايطى كه در قرآن كريم آمده است مى باشد.

    اقسام كفار در ارتباط با مسلمانان:

    قرآن در يك دسته بندى ارتباط با كفار را به سه قسم تقسيم مى كند:
    ۱- ملت هاى غير مسلمان كه حقوق مسلمانان را محترم مى شمارند و براى مسلمانان احترام قائل اند و با آنها ارتباط دوستانه دارند.

    ۲- ملت هاى غير مسلمانى كه با ملت مسلمان در حال جنگ، دعوا و مبارزه مى باشند و با آنها ارتباط خصمانه دارند و در پى نابودى امت اسلام مى باشند.

    ۳- ملت هايى كه با مسلمانان نه در حال جنگ مى باشند و نه ارتباط دوستانه دارند، بلكه هيچ گونه ارتباطى با امت (كشورهاى) اسلامى ندارند.

    اصل برقرارى ارتباط از نظر قرآن

    سؤالى كه مطرح است اين كه آيا قرآن اصل را بر ارتباط مى داند يا مبارزه، جنگ و جهاد در جواب اين سؤال، نخست بايـد گفت كه قرآن، بـرقرارى ارتباط با مـلل غيراسـلامى را نخستين اصل مى داند.

    دليل اين مدعا اين است كه فلسفه وجودى بعثت انبياى الهى، خصوصاً پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) هدايت جوامع بشرى بوده؛ بنابراين هدايت و تأثير گذاشتن بر ديگران زمانى ممكن است كه شخص تأثيرگذار و صاحب پيام در مرحله اول بتواند با مخاطبان خود ارتباط برقرار كند.

    ناگفته نماند كه اين نوع ارتباط منحصر به ارتباط ميان فردى نيست، بلكه در ارتباط بين ملت ها نيز ارسال پيام و تأثيرگذارى زمانى مقدور خواهد بود كه ارتباطى قبل از ارسال پيام وجود داشته باشد. به بيان واضح تر هدايت، تأثيرگذارى ابلاغ رسالت بدون برقرارى ارتبـاط، مفهوم و معنى ندارد. خداوند در قرآن مى فرمايد: «و چون به شما درود گفته شد، شما به[ صورتى] بهتر از آن درود گوييد يا همان را [در پاسخ] برگردانيد.

    علامه طبرسى مى گويد: «وجه اتصال اين آيه به سابق اين است كه: منظور از تحيت سلامت و مسالمت ضد حرب است. از آنجا كه در آيات پيش، فرمان جنگ با مشركين داده بود، در اين آيه مى فرمايد: هر كس مايل به صلح و مسالمت باشد و خود را براى آن آماده سازد و براى مؤمنان تحيت و درود بفرستد، بايد از او بپذيرند».

    اين آيه شريفه و آيات ديگر بيانگر همزيستى مسالمت آميز با ديگران در صورت تمايل آنها به همزيستى و برقرارى ارتبـاط مى باشد.

    متاسفانه عده از علما و احزاب و كتله هاي سياسي در جهان اسلام و مخصوصا در افغانستان اصل اولى در اسلام را بر جهاد و مبارزه مسلحانه مى دانند نه بر قرارى ارتباط.

    ولى چنين ديدگاهى مورد قبول اجماع امت نمى باشد، زيرا اگر فرض كنيم كه هدف از جهاد در اسلام كشورگشايى باشد (كه چنين فرضى اساساً غلط است) باز هر عاقل و خردمندى ترجيح مى دهد كه قبل از مبارزه و جنگ، طرف مقابل را از راه هاى ديگر وادار به تسليم نمايد.

    بنابراين طرح اصل اولويت جهاد با وجود راههاى ديپلماسى مفهوم نخواهد داشت، زيرا هدف استراتژيكى اسلام، هدايت و دعوت ملل ديگر به پيروى از مسير حق مى باشد، به همين دليل پيامبر اسلام(ص) قبل از هر جهاد و مبارزه، مكرراً سفيران خود را براى دعوت طرف مخالف به حل مسئله از راه هاى گفت و گو مى فرستادند.

    صفحات تاريخ گواه اين مدعا مى باشد، قرآن نيز بار ها به اين امر اشاره نموده و مى فرمايد: « وَ دَاعِيًا إلَى اللَّهِ بِإِذنِهِ وَ سِرَاجًا مُّنِيرًا؛

    “و پيامبردعوت كننده به سوى خدا به فرمان او و چراغى تابناك است” هدف از دعوت ملل ديگر اساساً رهايى آنها از گرفتارى در چاه ضلالت مى باشد. قرآن مى خواهد ملت هاى غير اسلامى را به راه رستگارى دعوت نمايد تا از اين طريق بتوانند به زندگى اى بپردازند كه متضمن سعادت دنيا و آخرت آنها باشد. لذا مى فرمايد: « إِنَّ هَذَا اْلْقُرانَ يَهْدِى لِلَّتِى هِيَ أَقْوَم؛ قطعاً اين قرآن به [آئينى]كه خود پايدارتر است، راه مى نمايد.»

    اصول برقرارى ارتباط بين الملل از منظر قرآن:

    برقرارى ارتباط ميان ملت ها از ديدگاه قرآن بر اساس يك سرى اصول و پايه هايى استوار مى باشد كه به صورت مختصر قرار ذيل است:

    ۱. اصل برقرارى ارتباط با گفتار حسن
    از آنجايى كه در نخستين ارتباط ميان انسان ها ذهنيت هاى افراد نسبت به همديگر شكل مى گيرد شايسته است كه فرد يا افراد برقرار كننده ارتباط توجه داشته باشند كه يكى از شروط اساسى ارتباط، مجذوب نمودن طرف مقابل به گفتار نيكو و زيبا است؛ اگر فرد يا افراد در برقرار كردن نخستين ارتباط با مخاطب از حسن كلام و آراستگى ظاهرى برخوردار نباشند، در ادامه از برقرارى ارتباط و تأثيرگذارى بر مخاطب ناتوان خواهند ماند و فرد شنونده از توجه نمودن به كلام او خوددارى خواهد نمود، نيكويى و آراستگى كلام منحصر به ارتباط ميان فردى نيست زيرا در دنياى امروز از آنجايى كه برقرارى ارتباط بيشتر از طريق رسانه ها صورت مى گيرد، قواعد مذكور در مورد رسانه ها و ارتبـاط جمعى نيز صادق خواهـد بود و اين مسئله در روابط بين الملل از اهميت بيشترى برخوردار مى باشد.

    به جهت اين كه يكى از هدف هاى اساسى ارتباط بين المللى تحت تأثير قرار دادن ملت هاى ديگر و جذب آنها به ارزش ها و فرهنگ ملت برقراركننده ارتباط مى باشد و اين امر مهم دست يافتنى نيست مگر اين كه در مرحله اول ديگران را مجذوب گفتار و رفتار نيكوى خود نمايد؛ گفتار نيكو برترى فرهنگى يك كشور و ملت را مى رساند كه در قالب گفتمان فرهنگى قابل طرح مى باشد. خداوند در قرآن از گفتار نيكو به اخذ پيمان ياد مى كند و مى فرمايد: « وَ قُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا؛. … و با مردم به نيكويى سخن بگوييد!» .

    جالب توجه اين كه گفتار نيكو را در زمره عبادت خدا، احسان با پدر و مادر، خويشاوندان، يتيمان، مساكين و برپا داشتن نماز و اداى زكات قرار مى دهد كه حكايت از اهميت و ارزش گفتار نيكو دارد. عده از مفسرين در رابطه به اين آيه مى گويند كه حسن مصدر است به معنى صفتى كه براى مبالغه آمده و حسن كنايه از معاشرت با انسان ها مى باشد اعم از كافران و مؤمنان. ايشان فراتر از تحليل ما معتقد است كه جنگ با معاشرت نيكو منافات ندارد حتى اگر آيه قتال جنگ نسخ كننده اين آيه باشد زيرا مورد جنگ با مورد معاشرت نيكو با هم تفاوت دارد.

    پس جنگ و معاشرت نيكو منافاتى با يكديگر ندارند. چنان كه گفتار خشن در مورد تربيت و تأديب با معاشرت نيكو منافات ندارد. علامه طبرسى در ذيل اين آيه مى گويد: «در «وَ قُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا» بعد از اخبار، به خطاب عدول نموده زيرا خواسته انسان ها را عيناً مورد خطاب قرار بدهد.

    ۲. اصل برقرارى ارتباط با گفتار نرم و لين
    گفتـار نرم در روابط ديپلماسى اسلام از اهميت ويـژه اى برخوردار مى باشـد، زيرا برقرارى ارتبـاط بين الملل بر پايه يك سرى اهداف صورت مى گيرد كه براى تحقق آن اهداف بايد اصولى را به عنوان پيش شرط آن به كار بست تا به مقصد اصلى دست يافت. در روابط بين الملل از منظر قرآن گفتار نرم و بدون خشونت از جمله پيش شرط هاى تحقق رسالت انبياء الهى محسوب مى شود به جهت اين كه انبياء الهى مبعوث شده اند تا انسان ها را به سوى سعادت، رستگارى و راه راست راهنمايى نمايند و انسان ها را از ضلالت و گمراهى بر حذر دارند؛ تحقق چنين هدفى با رفتار خشن محقق نخواهد شد؛ زيرا اولاً مربى و راهنما معمولاً افرادى هستند كه توسط افراد بالاتر از خودشان كه از ويژگى هاى خاصى برخوردارند تربيت يافته اند و شيوه و راه هاى برقرارى ارتباط با ديگران را به آنها آموخته اند.

    3: متابعت و پيروى يا هدايت براى مدتى پايدار از طريق خشونت و زور دست يافتنى نيست، به اين جهت كه هدايت يافتگان يا متابعت كنندگان اگر به صورت اجبارى وادار به پذيرش رفتارى گردند، قطعاً در نخستين فرصت از متابعت سر باز خواهند زد، در حالى كه برقراركنندگان ارتباط و ارسال كنندگان پيام خواهان پايدارى تغيير در رفتار مخاطبان مى باشند. ثالثاً؛ اگر ابزارهاى مختلفى براى تأثير گذاشتن بر مخاطب و دريافت كنندگان پيام وجود داشته باشد، عقل انسان سليم اقتضا مى كند ابزارهايى را برگزيند كه با هزينه كم بيشترين، بهترين و ماندگارترين تأثير را داشته باشد، لذا اگر امر داير شود ميان برخورد و رفتار با خشونت كه نياز به پرداخت بهاى زياد دارد (از طرفى اين روش براى تحقق اهداف به صورت پايدار مفيد نخواهد بود) و راهى بدون خشونت كه با كمترين هزينه مى تواند انسان را به اهدافش به صورت پايدار نائل كند، قطعاً راه دوم برگزيده خواهد شد.

    در ارتباط بين الملل از منظر قرآن مواردى كه ذكر گرديد به طور كامل رعايت گرديده كه در اينجا به عنوان مثال به برقرارى ارتباط ديپلماسى حضرت موسى (ع) و برادرش با فرعون اشاره مى كنيم. وقتى حضرت موسى(ع) مأمور مى شود كه فرعون را دعوت به پيروى از دستورات خداوند تبارك و تعالى نمايد به موسى ابلاغ مى شود كه با فرعون با گفتار ليِّن، نرم و بدون خشونت به گفت و گو بپردازد تا بتواند در او نفوذ كند يا اثر بگذارد: « فَقُولاَ لهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى؛ باسخن نرم با او سخن بگوييد، شايد متذكر شود يا از خدا بترسد. » به نظر تعداد زياد از علماي جيد امت اسلامي : « از واجبات آداب دعوت، سخن گفتن به غير خشونت مى باشد».

    جالب توجه اين كه قرآن برخلاف پندار خيلى ها كه ابزار خشونت را در موعظه مؤمنان و دعوت آنها به پيروى از دين برمى گزينند، دستور مى دهد كه با طغيانگرانى مانند فرعون با گفتار نرم به دعوت بپردازد. اين آيه مى تواند راهنماى خوبى براى آمران به معروف و ناهيان از منكر در مورد برادران و خواهران مسلمان ما باشد.

    4 : عدم اهانت به ارزش هاى ملل ديگر
    ارتباط ميان انسان ها زمانى برقرار خواهد شد كه برقرار كنندگان ارتباط رفتار خود را به گونه اى تنظيم كنند كه باعث اهانت به ارزش ها و عقايد برقرار كنندگان ارتباط نگردد؛ يعنى به ارزش ها و عقايد دريافت كنندگان پيام توهين نشود. در صورت اهانت به عقايد طرف مقابل برقرارى ارتباط به صورت مطلوب ممكن نخواهد بود به جهت اين كه اگر هدف از برقرارى ارتباط، دعوت طرف مقابل به پيروى از آيين و ارزش هاى دعوت كنندگان و ارسال كنندگان پيام باشد، تحقق اين هدف زمانى مقدور خواهد بود كه براى اقناع و تحت تأثير قرار دادن مخاطب از دليل منطقى و برهان احسن استفاده كند.

    در ارتباط ميان فردى، ارتباط جمعى و ارتباط بين المللى از ديدگاه قرآن به اين اصل توجه شده است؛ خداوند متعال مسلمانان را از اهانت به اعتقادات و ارزش هاى غير مسلمانان نهى مى كند و متذكر مى شود كه پيامد چنين كارى چيزى جز بى احترامى به اعتقادات مسلمانان نخواهد بود. چنان كه مى فرمايد: «وَلَا تَسُبُّواْ اْلَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اْللَّهِ فَيَسُبُّواْ اْللَّهَ عَدْوَا بِغَيْرِ عِلْمٍ. . . ؛ هيچ گاه بت ها و معبودهاى مشركان را دشنام ندهيد، زيرا اين عمل سبب مى شود كه آنها نيز نسبت به ساحت قدس خداوند همين كار را از روى ظلم و ستم و جهل و نادانى انجام دهند. » قرآن اصول رعايت ادب در گفتار را نسبت به خرافى ترين اديان لازم مى داند خصوصاً اگر هدف برقرارى ارتباط بين المللى براى دعوت به پيروى از خداوند و رعايت عدالت در مورد مظلومين و محرومين باشد.

    5 :ايجادروابط ديپلماسى همراه با حكمت و برهان
    يونان باستان كه مهد تمدن و بنيانگذار استدلال عقلى و فلسفه ناميده مى شود، بزرگانى همچون سقراط و افلاطون را داراست كه هنگام رويارويى با مردم براى رهايى آنها از ضلالت و گمراهى با حكمت و برهان انسان ها را دعوت به پيروى از حق و حقيقت مى نمودند. در روابط ديپلماسى ميان ملّت ها نيز از زمان هاى قبل نمايندگان دولت ها تلاش مى كردند تا از راه هاى مختلف نظر طرف مذاكره كننده را جلب نمايند و به استدلال و ذكر دليل براى جذب نماينده مذاكره كننده براى همراهى و برآوردن خواست هاى خود مى پرداختند.

    اين شيوه در روابط از اهميت خاصى برخودار مى باشد، لذا براى مذاكره و روابط ديپلماسى معمولاً افرادى برگزيده مى شوند كه از قدرت استدلال بالايى برخوردار باشند.

    قرآن به اين اصل مهم توجه دارد به همين جهت به پيامبر(ص) دستور مى دهد كه با حكمت و برهان و جدل احسن با مخالفان به مذاكره بپردازد و آنان را دعوت به پذيرش حق نمايد « أُدْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالحِكْمَةِ ِوَالمَوْعِظَةِ اْلحَسَنَةِ وَجادِلْهُمْ بِالَّتِى هِيَ أَحْسَنُ؛ به وسيله حكمت به سوى راه پروردگارت دعوت كن و به وسيله اندرزهاى نيكو و به طريقى كه نيكوتر است به مناظره بپرداز!» مراد از حكمت در آيه شريفه اين است كه هيچ گونه شك و شبهه اى در آن وجود ندارد و موعظه نيكو، بيانى است كه بر قلب و نفس مخاطب اثر مى گذارد و آن را مستعد دريافت پيام مى كند، زيرا موعظه كننده آنچه در صلاح حال مخاطب است را مى خواهد.

    آنچه در مذاكرات ديپلماسى اسلام مهم مى باشد استدلال بر اساس حكمت و موعظه حسن و مناظره احسن و نيكوتر مى باشد، برخلاف روابط ديپلماسى غير مسلمانان كه در آن از مجادله براى فريب ديگـران استفـاده مى كننـد. به خاطر اهميت اين قضيـه است كه خداونـد متعـال در آيه اى ديـگر مى فرمايد: « وَ لاَ تُجادِلُوا أَهْلَ الكِتابِ إِلّا بِالَّتى هِيَ أَحْسَن؛ و با اهل كتاب جز به [شيوه اى] كه بهتر است، مجادله نكنيد!»

    6 : اصل برقرارى ارتباط با تأكيد بر مشتركات
    اشتراكات زبانى، قومى، نژادى و… جزو بهترين ابزارهاى روابط ديپلماسى به شمار مى رود و مى توان از آن براى برقرارى ارتباط بسيار سود جست؛ اشتراك در روابط ملّت ها از ديرباز داراى اهميت بوده است كه در جنگ هاى ميان اقوام، قبايل و. . . از آن استفاده مى شده است. البته تأكيد بر اشتراكات ميان ملّت ها يك امر طبيعى مى باشد، زيرا برقرارى ارتباط به وجه احسن زمانى مقدور خواهد بود كه اشتراكات محور مذاكرات قرار گيرد.
    قرآن در آيات متعدد انسان ها را بر اشتراكات در خلقت و. . . فرا مى خواند تا راهى براى برقرارى ارتباط و پيوند ميان آنها بيابد. مورد با اهل كتاب به پيامبر(ص) دستور مى دهد كه آنان را دعوت به اشتراكات نمايد كه محور اساسى براى برقرارى ارتباط بين المللى مى باشد: «قُلْ يآأهْلَ الكِتابِ تَعَالَـوْا إلَى كَلِمَة ٍ ٍ سَوَآءِبَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ ألَّانَعْبُدَ إلَّا اْللَّهَ وَ لَانُشْرِكَ بِهِ شَيْئًاوَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أرْبَابًامَّن دُونِ اْللَّهِ؛ بگو اى اهل كتاب بيايد به سوى سخنى كه ميان ما و شما مشترك است كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را شريك او قرار ندهيم و بعضى از ما بعضى ديگر را غير از خداوند يگانه به خدايى نپذيرد. »

    برخلاف روابط ديپلماسى غير اسلامى كه اساس روابط را بر اشتراكات قومى، نژادى يا سرزمين مشترك مى دانند، قرآن اساسى ترين محور روابط بين المللى را اشتراك در همبستگى و پيروى از خداوند مى داند.

    7- : اصل وفاى به پيمان هاى سياسى در روابط بين الملل
    اين اصـل، يكى از اصـول سيـاست هاى خارجى حكومت اسلامى در روابط بين الملل با سايـر دولت ها مى باشد، بر اساس اين اصل دولت اسلامى وظيفه دارد كه كليه معاهده ها و پيمان هايى را كه با جوامـع ديگر بسته، تا به پايـان نرسيدن مدت معاهده به آن ملّتزم باشد و هيـچ گونه خدعه و نيـرنگ را به كار نبندد. اصل معاهده از اساسى ترين اصـولى است كه كشـور اسلامى، تحت هيـچ شـرايطى حـق به هم زدن آن را ندارد مگر اين كه طرف مقابل آن نقض كند.

    خداوند در قرآن مى فرمايد: «أَوْفُوا بِالعَهدِ؛ به عهد ها وفا كنيد!» و در جايى ديگر مى فرمايد: «يَآأَيَّها اْلَّذِينَ ءَامَنُواْ أَوْفُواْ بِاْلْعُقُودِ؛ اى مؤمنان به پيمان هايى كه بسته ايد پايبند باشيد. » پيامبر اسلام(ص) نيز در ايام حكومت شان پيمان هاى متعددى با مخالفان خود بستند و تا آخر به پيمان هاى خود پايبند ماندند، مگر اين كه مخالفان آن را نقض كردند.

    8 : اصل ايجاد ارتباط بر اساس صلح
    در روابط بين الملل از ديدگاه اسلام يكى از اصول ديپلماسى برقرارى صلح و زندگى مسالمت آميز با ديگران مى باشد كه آيات متعددى در اين زمينه وجود دارد. به عنوان مثال قرآن مى فرمايد: «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسّلْم فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلى اْللّهِ؛ اگر تمايل به صلح نشان دهند، تو نيز از در صلح درآى؛ و بر خدا توكل كن، كه او شنوا و داناست. » و در آيه ديگر مى فرمايد: «. . اْدْخُلُوا فِى اْلسِّلْمِ كافَّةً؛ همگى در صلح و آشتى در آييد. »

    9- : اصل برقرارى ارتباط بر اساس عزت اسلام
    در برقرارى روابط بين الملل از ديدگاه قرآن يكى از اصول آن، اصل عزت و برترى اسلام مى باشد. آيات متعددى در اين راستا نازل شده كه حاكى از اهميت آن مى باشد، به گونه اى كه به هيچ عنوان با منافع ملى و … قابل معاوضه و توجيـه پذيـر نمى باشـد. چنانكه قرآن مى فرمايد: «… وَلَنْ يَجْعَلَ اْللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى اْلمُؤمِنِينَ سَبِيلاً؛ خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است.

    شايد نزد بعض از دوستان سوال پيدا شود كه حمله امريكا را بالاي افغانستان چگونه توجيه بايد كرد و در مقابل چگونه عمل بايد انجام داد ؟

    در جواب بايد گفت كه حمله افغانستان صرف عليه حكومت استبدادي طالبان بود . اين حمله نه بالاي مردم افغانستان بود و نه بالاي اسلام بخاطري كه طالبان نه از مردم افغانستان نمانيدگي مي كردند و نه نماينده اسلام بودند بلكه ديدگاه طالبان در رابطه با اسلام يك ديدگاه غلط و غير قابل قبول به مسلمانان است .

  7. وزیر says:

    سلام واحترام تقدیم تان
    من همچنان در یکي از رادیو هاي نشراتي PRT کار میکنم که ۱۱ ساعت نشرات داریم ودر ۱۱ ساعت۳ ساعت برنامه های دیني نیز داریم ـــــــــــــــــــــــــــــــــ و در بدل این کارمعاش را اخذ مینمایم تا برای خانه واده ام نفقه شود این پول برایم چي حکم دارد حلال است ویا حرام ؟

  8. walirahman says:

    السلام عليكم ورحمةالله وبركاته
    ولي الرحمن از كابل , سوال من اينست كه بعضي مردم كه در ولايات ذندكي ميكند درمحافل عروسي شان ,وقتي كه عروس از خانه فدر رخصت ميشود رسم و رواج آن منطقه(فكتيا) اينست كه به عروس توفك ميديهد كه سه بار بالا وفايين ميشود,و وقتي كه به خانه خسر آمد از موتر كه فايين ميشود عروس . در زير تايراي موتر مرغ حلال ميكند و خون مرغ را به تايرها ميمالند . و او مرغ به موتروان ميدهد . ايا خوراك اين قسم مرغ روأ است و ايا كردن اين قسم كار در اسلام جايز است .
    وسلام

  9. هدایت الله خوشحال says:

    السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته
    من دریک موسیسه کار میکنم که با مهاجرین و عودت کننده گان کمک میکند و من به حیث یک کارمند در همین موسیسه کار مینکنم ،در بدل همین کار من یک مقدار پول را بدست می اورم، من ازبعضی علما پرسیدم که آیا معاش که بدست می اورم چطور است؟
    ملا امام مسجد من گفت معاش که من میگرم کدام کراهت ندارد زیرا این مزد در بدل کار است که من انجام میدهم.
    ولی بعضی اوقات فکر میکنم که این جواب قانع کننده نیست. لطفا برایم یک جواب قانع کننده بدهید تا تصمیم درست بگیرم
    تشکر

  10. ضیاالله says:

    برادر عزیز و گرامی اسلام علیکم به نظر بنده هم یک عمل غیر ممکن به نظر میرسد کس در این باره موضوعات میخواهد نظر بدهد باید یک شخص پر معلومات باشد بیبین دوست عزیزی که مطلب بالا را نوشتی ایا شما میفهمید که چند میلیون مسلمان در فرانسه زنده گی مینماید؟ ایا شما خبر دارید که سالانه چند نفر در امریکا مسلمان میشود؟ شاید شما بفهید صرف برای معلومات بیشتر دوستان مینویسم بیشتر از 5 میلیون مسلمان زنده گی منماید ایا انها میتوانند برای خود یک بازار جداگانه از داد ستد بسازند و جدا از دیگر مردم که مسیحی استند زنده گی کنند؟ سالانه هزاران نفر در امریکا مسلمان میشوند خوب اگر مسلمان با انان روابط اجتماعی اقتصادی نداشته باشند چگونه انها متوانند دین حق را به انها معرفی نماید از این قبیل امثال زیاد وجود دارد که نظریه شما را تضعیف مینماید برادر محترم وقتی ما به مسایل مپردازیم باید جهانی فکر نمایم نه فقظ افغانستانی باید دید وسیع داشته باشیم و مشکلات تما مسلمان را در نظر بگیریم تشکر

  11. مراد says:

    مسوول محترم سايت اصلاح ان لاين
    السلام عليكم
    بهتر است همچو مسائل مهم را علما و دانشمندان متمکن ومعاصر به بحث بگیرند…در اینجا نه سایل معلوم است و نه مفتی و جواب دهنده..
    پیشنهاد من این است که این موضوع را اصلا از اینجا بیرون کنید

    موفق باشید

  12. ذبیح الله says:

    اسلام علیکم و رحمت الله
    برادر عزیز ، اګر چنین باشد پس هیچګاه اسلام را نه خواهیم توانست به جهانیان معرفی کرد و مردم غیر مسلمان را مسلمان ساخت زیرا اګر دقیق شوید تکنالوژی پیشرفته امروزی اکثرا در کشور های غیر مسلمان تولید می شوند از قبیل رادیو ،تلویزیون ، تیلفون، طیاره ،موتر و غیره پس نباید هیچګاه فریضه حج را ادا کرد زیرا طیاره را آنان ساخته اند و با پای پیاده ماه ها را باید سپری کرد تا به عربستان رسید و همچنان وسایل دیګر از تکنالوژی و انترنت که همه ما و شما از آن استفاده می کنیم و صدای خود را به جهانیان میرسانیم در صورتیکه کشور اسلامی آن را خریداری ننموده با آن معاملات اقتصادی و تجاری را انجام ندهد چه کار باید کرد ؟ با صدا کردن فکر نکنم از احوال دوست و مسلمان خود در عربستان ، مصر و یا دیګر کشور ها آگاه شويم
    و ديگر اينكه اگر دوستي با غير مسلمان مجاز نيست پس چرا رسول نبي كريم ص به عيادت یهودی که مريض بود رفت

  13. AFG says:

    سلام به همه
    وقتي داشتن ارتباط با كفار جايز نيست تكليف مسلماني كه استعداد تشويق يك كافررا به دين برحق خدا اسلام دعوت و مشرف ساختن او را دارد چيست چرا از اسلام بابوو ميسازد دوستى در جايش اما كار كردن و امرار حيات در دنياي امروزي با داشتن اين مفكوره ممكن نيست مسلمان با ايمان قوي هركز به بيراهه نميرود اول هند و زياتر از ممالك مسلمانان با كفار زيست دارند در امور مملكت شريك هستنند دادوستد تجاري دارند و جون داكتر نايك علماي ديني دارند ايا برابر ملاه هاي ما نميفهمند

  14. baktash محمد رفیع بکتاش says:

    میخواهم که چیزی دیګری که حرفهای استاد را تایید میکند اضافه نمایم.
    الله ج در سوره بقره نیز یهود و نصری را برای ما معرفی میکند که:
    (هرګز دوست تان نمیشود یهود ونصری تا کیش شانرا قبول نکنید.)
    پس معلوم میشود که دوستی با آنها غلط است.

  15. محمدالغزنوی says:

    السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
    بعض ازبرادران سوال کرده اندکه مابه کمک های مالی رادریافت مینمایم ایااین جوازداردیاخیر؟
    برادرمحترم : کفار ، به پول این قدری بخل میکنداګرفایده خودرادرخرچ پول ببیند خوخرچ میکندورنه هیچ وقت کفاربه دادن پول به مسلمان تیارنیستند، این دشمنان ازلی مایان است

    دسایټ له خپرونکوڅخه هیله لرم چې مفتی صاحب یې په دی هکله ښه تفصلی دلائل ولیکي ،مننه

  16. اندرابی says:

    اسلام علیکم :
    امابعد . بنده در یک از کمپنی های امنیتی که مربوط کشور انگلستان میباشد در بخشی اداری آن کار مینمایم من درمقابل کارم مقداری پول را به دست می آورم که از آنتریق نفقه فامیل را می نمایم و میخواهم نظرشما را داشته باشم آیا جواز دارد یا خیر . تشکر

  17. احمدضیا says:

    به یقین آنچه پاسخ به این سوال چیزیست که عقیده فرد مسلمان بر آن استوار است. یه یقین که خدای متعال از دوستی با کافران مسلمانان منع نمود.
    خواستم سوال را به قسم دیگر طرح نمایم وآن اینکه: ما اکنون به کافران کمک مالی نمیکنیم بلکه از آنها کمک های مالی زیادی را دریافت میداریم. نظر شما در مورد استفاده ازین کمک ها از نگاه دین مقدس اسلام چیست؟

    • Emal Ahmadi says:

      ایمل
      باتایید گفته های انداربی صاحب من هم با یکی از دفاتر کارمیکنم که مکاتب وتاسیسات زیربنایی را میسازدودربدل کارم معاش خودرا دریافت میکنم.آیا این معاش از نظر اسلام برای من حلال است.
      تشکر.منتظر جواب هستم.

 
 

نظر خود را در باره مضمون بنویسيد

 

لطف برای هر گونه سوالات دینی خود از ایمیل Fatwa@eslahonline.Net استفاده نمائید

برای تماس با مسئولین اصلاح انلاین از ایمیل info@eslahonline.Net استفاده نمائید