Home » معارف اسلامي » اسلامي غورځنګ »
چرا جنبش های اسلامی به قیادت ها دست نمی یابند
امروزه نهضت ها و جنبشهای سیاسی زیادی در جهان عرض اندام نموده اند . این نهضت ها بنا بر تلاش و کوشش های شبانه روزی گاه گاهی به اهداف شان دست یافته اند.
اگر تحقیق پژوهش دقیق صورت بگیرد دیده میشود احزاب در کل روی اهداف و منافع سیاسی که تکیه زدن به اریکه قدرت و رهبری حکومت است فعالیت دارند و یا به تعبیر دیگر آدم های که در تلاش اند فقط قدرت ، زعامت و شهرت بیشترینه آرزوی شان را شکل میدهد، اما کمتر احزابی را میتوان یافت که هدف و غایه اصلی شان خدمت به نوع بشر و آرامی خلق الله و داشتن زندگی مرفع و نادر اند احزابی که بخاطر فکر، ایدیولوژی و بینش فعالیت نمایند.
بلی در میان این احزاب که ادعای رهبری وقیادت خردمندانه بشریت را دعو دارند یکی هم اسلامگرایان یا کسانی اند که خواهان حکومت داری کشور ها با سیاست شرعی دینی (اسلامی ) اند، ایشان می پندارند که آیات زیاد قرآن این واپسین کلام الهی آمده است که پیروانش را به حکومت داری و یا برپایی نظام عدل الهی فرامیخواند وهمچنین رسالت شانی را هم توضیح داده است مثلا الذین امکنهم فی الارض اقام الصلاه و آتو الزکوه و امرو باالمعروف ونهو عن المنکر ترجمه: آنانی را که در زمین حاکمیت نصیب می نمایم نماز را برپا میدارند وزکاة را میدهند و دعوت به اعمال شایسته میدارند و از انجام اعمال زشت و ناپسند منع میکنند.
الله جل جلاله در آیه دیگری میفرماید:
(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ)
ترجمه: الله جل جلاله به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند وعده داده است كه حتما آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد.
اما نهضت های اسلامی که امروزه فعالیت دارند تقریبا مدت زیادی میشود که تلاش ورزیده اند اما اهداف شان کمتر تحقق یافته است، شاید این عقب مانی ونه رسیدن به اهداف والا :
غلبه کفر سیطره دشمنان به بلادهای اسلامی، همه وهمه ریشه درعواملی داشته باشد وگرنه خداوند مومنان ویا حزب الله پیروزخوانده است : (وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ )
ترجمه : سستى مكنيد و غمگين مشويد، شما برتريد اگر مؤمنيد
درین نبشته می خواهم تاچند عامل ایکه مارا درنیمه راه مبارزه به سقوط مواجه میکند بازشناسی نماییم تامگر بر راه آییم ویک گام به پیش حرکت نماییم :
عدم وحدت ویکپارچگی جریان های اسلامی در یک کشور:
درین شکی نیست که اسلام عزیز نسبت به هر دین ومکتب دیگر واضح وآشکار پیروانش را رهنمایی میکند، معنی سخن این است که عیسویت، یهودیت ودیگر ادیان سماوی ، مورد دستخوش وتحریف قرار گرفته اند ودیگر به عنوان منهج واحد برای پیروان شان باقی نمانده اند.
باوجوداین نهضت های اسلامگرا هر کدام با طرز وشیوه مخصوص ی راه مبارزه را درپیش گرفته وعقب مانی امت اسلامی رابرشمرده فعالیت دارند.
این نهضت ها فقط باورمند طرح های خویش اند وغیر از خویش دیگران را بر حق ندانسته وحتی گاه گاهی مسلمان ندانسته بنام بدعتی خرافاتی و ……میکوبند.
عده دیگری فقط تبلیغ وتقریر را پیش گرفته وهمین را راه حل دانسته و به همین چیز اکتفا نموده اند.
گروهی دیگری چله نشینی، زهد، مجالس ذکر، ترک دنیا را پیش گرفته که با دنیا وداع کرده و به تعبیر خودشان به جنازه دنیا چهار تکبیر گفته اند .
کمتر نهضت های چون اخوان المسلمین را میتوان دریافت که اسلام را به عنوان نظام کامل، جامع وشامل، که تمام خواستهای انسانی را پاسخ گو باشد مطرح نماید و اسلام را همان اسلام که قرآن وصحابه تعبیر میکردند بخواند همان اسلام که هم عقیده بود وهم نظام هم شریعت بود و هم دولت کم نهضت های که به این فکر اند دارای مشکلات ذیل اند:
عدم وحدت ، قدرت های پیش از وخت ، ضعف اقتصادی دور بودن ازمنهج اصیل اسلامی، تعصب، نژاد پرستی و قبیله گرایی .
به هر حال اگر خواسته باشیم بخاطر برپای نظام عدل الهی در زمین گام برداریم، این نکات را نباید از نظر به دور داشته باشیم:
1 – کارهای بزرگ افراد بزرگ میخواهد آن هم از نظر ایمان وعلم
2 – آراسته شدن با ایمان و دانش اصیل اسلامی
3 – تدریج در کارها
4 – اولویت بندی در کارها
5 – هدف جهانی وبزرگ داشتن
6 – آماده شدن یا دریافت ظرفیت انقلابی
7 – کار،تلاش خسته گی ناپذیر
8 – برون آمدن از قید،زبان، منطقه ،قوم،نژاد وغیره
9 – صحابه گونه حرکت کردن
همه وهمه میتواند در آوردن نظام عدل الهی موثر واقع شوند
به امید اینکه فردا نه چندان دور شاهد برپایی حاکمیت اسلام عزیز باشد و دیگر کشورهای اسلامی و امت مسلمه را در اسارت بیگانه ها نیابیم و با این جمله این متن را پایان میبریم که “ای جهانیان! تازمانیکه اسلام سرونشت تانرا رقم نزند هیچ دین ، تفکر واندیشه ی دیگری این کار را نخواهد توانست”
No related posts.

18 تبصره ها
میخواهم توجه دوستان و خاصتا خانم نوری را به موضوع ذیل برگردانم:
خانم نوری در تبصره شان در باره اسلام و دموکراسی بعضی مشترکات و همچنان فرق ها را بیان نموده اند. به نظر من خوب تر خواهد بود اگر چنین بگوییم: مشترکات دموکراسی و اسلام، اصلا اصول اسلامی اند که دموکراسی آن ها را از اسلام نقل نموده است زیرا دیموکراسی یک پدیده جدید است و اسلام سابقه دار است و منافاتی که در بین اینها موجود است آنان را ما نه می پذیریم. پس به عوض این که میگوییم ما دیموکراسی را در مواضعی که به اسلام مطابق است می پذیریم و در مواضعیکه مخالف است نمی پذیریم، چرا چنین نگوییم که ما خواستار نظام شامل اسلامی ایم؟؟؟
تبصره قبلی ام اشتباه املایی دارد. امید است مدیر صفحه آن را حذف نماید چون به عوض خاصتا، خواصتا نوشته ام. با عرض معذرت
میخواهم توجه دوستان و خواصتا خانم نوری را به موضوع ذیل برگردانم:
خانم نوری در تبصره شان در باره اسلام و دموکراسی بعضی مشترکات و همچنان فرق ها را بیان نموده اند. به نظر من خوب تر خواهد بود اگر چنین بگوییم: مشترکات دموکراسی و اسلام، اصلا اصول اسلامی اند که دموکراسی آن ها را از اسلام نقل نموده است زیرا دیموکراسی یک پدیده جدید است و اسلام سابقه دار است و منافاتی که در بین اینها موجود است آنان را ما نه می پذیریم. پس به عوض این که میگوییم ما دیموکراسی را در مواضعی که به اسلام مطابق است می پذیریم و در مواضعیکه مخالف است نمی پذیریم، چرا چنین نگوییم که ما خواستار نظام شامل اسلامی ایم؟؟؟
با عرض سلام !
من نمی خواهم همانند دوست نویسنده از یک گروه خاص حمایت و طرفداری نمایم زیرا هر که در هر گروهی فعالیت مخلصانه انجام میدهد خداوند اجرش را بدهد اما بنظر بنده یکی از عوامل اصلی که گروه ها ذوب در افکار غربی شده اند اینست که :
انها افکار که با منهج اسلام ارتباطی ندارند با اسلام پیوند میدهند و توجیع می کنند. علما وجود داشتند که سوسیالیسم را با اسلام ارتباط میداند امروزه نظام دیموکراسی و سرمایه داری غرب را چهره اسلامی میدهند که کویا اسلام با نظام دیموکراتیک اصلاً منافاتی ندارد اشخاص که این سخن را میگویند از دو حالت خالی نیست یا اسلام را نمی شناسند یا هم بیخبر از سیاست اند. یا صادقانه بگویند که امروز اسلام در کرسی قدرت نیست و ما زور نداریم بدین لهاظ توجیع میکنیم.
این یک خیانت بزرگ است به لهاظ خدا !!!
احمد صاحب !
ببخشيد – اگر اشتباه املايي از شما سرزده باشد – فرق نمي كند ولي اگر قصدا نوشته ايد لطفا در آينده متوجه باشيد
به جاي توجيع – توجيح بنويسيد
اما در رابطه اسلام و دموكراسي :
- اسلام و دموكراسي مشتركات هم دارند و مفارقات هم دارند . وقتيكه گفته مي شود كه دموكراسي مخالف اسلام نيست منظور و هدف اين نيست كه تمام ارزش هاي دموكراسي مخالف اسلام نيست بلكه منظور صرف همان ارزش هاي دموكراسي است كه با اسلام در تضاد نيست و تمسك به آن كدام عيب ندارد مثلا:
اصل انتخابات شفاف – داشتن پارلمان – حاكميت قانون – مبارزه با فساد و افراط گرايي – حقوق شهروندي – مبارزه در برابر تفكيك و تبعيض جنسيتي قومي و لساني و غيره و غيره كه اسلام نيز آن را تاييد مي كند و از پايه هاي اصلي دموكراسي نيز شمرده مي شود.
- يكي از موارد كه دموكراسي غربي با اسلام در تضاد است موضوع مرجعيت نظام است زيرا مرجعيت در نظام هاي اسلامي صرف اسلام و احكام شرعي است كه با دموكراسي غربي فرق مي كند زيرا در دموكراسي غربي مرجعيت نظام تصميم و اراده مردم است .
- مثلا مردم جهان عرب در قيام هاي خويش هيچ شعار مذهبي سر ندادند بلكه همه شعار هاي شان – دوله مدنيه – دوله دموقراطيه – دوله منتخبه – الكرامه و الحريه – حقوق المواطنه – و يا دوله حديثه – را بلند نمودند پس اين به اين معني نيست كه دنياي عرب خدا ناخواسته از اسلام رو گشتانده اند بلكه هدف شان اين است كه هيچ نوع حكومت ديكتاتوري را قبول ندارند حتي اگر اين حكومت ديكتاتوري در لباس مذهب هم باشد و به خود صبغه ديني نيز بدهد زيرا ديكتاتوري در اسلام نيز مردود است. امروز اگر احزاب اسلامي در كشورهاي عربي برنده انتخابات شدند از بركت همين دموكراسي و حاكميت قانون است و حمايت جامعه بين المللي از روند انتخاباتي شفاف در كشورهاي عربي است -
- اگرچه نتيجه اين انتخابات هاي در حق مخالفين غرب تمام شد ولي تمام دنيا با در نظرداشت اصل دموكراسي با نتايج انتخابات هاي جهان عرب مخالفت نكرده آن را با پيشاني باز پذيرفتند
تمام اين ارزش هاي فوق و شعار ها در اسلام نيز موجود است و با جوهر و روح اسلام در تضاد نيست – پس بلند نمودن همچون شعار ها به اين معني نيست كه مردم غرب زده شده اند -
زيرا دموكراسي و ارزش هاي مدني پيداوار و ملكيت خاص امريكا و يا غرب نيست كه ما از آن دوري بجوييم بلكه – مشتركات اسلام و دموكراسي ملكيت تمام انسان ها است و ارزش هاي مشترك انساني تعبير مي شود. -
فرق نميكند كه غرب در زمينه تطبيق قانون و ارزش هاي مدني و تامين عدالت اجتماعي و پيشرفت اجتماعي و اقتصادي از ما پيشي گرفته است. ولي ما نيز ميتوانيم كه با حفظ ثوابت واصول اسلامي خود از ارزش هاي سودمند دموكراسي و مشتركات مثبت انساي استفاده كنيم.
- سياست تقابل و مواجهه و ذهنيت جنگ و خشونت در سطح جهاني مسلمانان و جهان اسلام را سردرگم مي كند – بهتري راه مقابله با كفار اين است كه مسلمانان توجه شان را به تعليم و معارف – پيشرفت و ترقي و دسترسي به تكنالوجي معاصر – ترسيخ مردم سالاري و حاكميت قانون مبذول دارند و تامين اخلاق و عدالت اجتماعي را دوباره بدست آورند.
و ما علينا الاالبلاغ المبين
خواهرم نوری
السلام علیکم
اگر راست بپرسید نه معنای ” توجیع ” را فهمیدم و نه معنای ” توجیح ” را . اگر امکان داشته باشد کمی شرح کنید که آقای احمد از ” توجیع ” ــ که شاید اشتباه باشد یا درست ــ چه هدف دارند و شما ازآن چه فهمیده اید ، و وقتیکه آنرا به ” توجیح ” میخواهید تبدیل شود هدف تان ازآن چیست که چرا باید اینطور باشد . البته بعد از شرح تحت اللفظی کلمۀ ” توجیح ”
اما بنظر من اگر برادرم احمد ” توجیه ” مینوشتند شاید موزونتر میبود .. والله اعلم .. بسیار تشکر از شما .
یک ملاحظه دیگر خدمت برادرم احمد جان که ” لهاظ ” نیست ” لحاظ ” است
استاد گرامي غفوري صاحب !
-حرف شما درست است – نه توجيع است و نه توجيح بلكه به گفته شما “توجيه” كه معني Direction را ميدهد است .
- در همان وقت كه من اين پيام را نوشته ميكردم – متوجه شدم كه نزديك بود ديگ بسوزد – و خودتان ميدانيد كه اگر دختري ديگ را بسوزاند در عرف افغان ها بسيار عيب است –
- زود زود نوشته كردم و لي آن را دوباره نخواندم – هدف من نيز “توجيه” بود .
غفوري صاحب !
اگر ممكن باشد همين جناب هروي كه فكر مي كنم بنام مستعار نوشته مي كند ” ممكن از هرات نباشد” را كمي نصيحت پدرانه و دوستانه كنيد تا آداب حرف زدن را با دختران هموطن خويش ياد بگيرد –
هروي صاحب در يكي از پيام هاي امروزي خويش بنده را مخاطب قرار داده چنين ارشاد مي كند:
(امریکا کشور ما را اشغال کرده ، مانند خودت صدها دختر را ستاره ی هوس پرستان ساخته .بی غیرتی هم حد و اندازه داره)
- غفوري صاحب شما قضاوت كنيد كه اگر يك شخص غيرت داشته باشد چگونه به خود اجازه ميدهد تا در برابر يك خواهر مسلمان خويش چنين جملات نازيبا استعمال كند ؟
- هروي صاحب هميشه مانند مهمان ناخواسته پديدار شده در بحث و مباحثه دست به دشنام زده و به من توهين هاي شخصي مي كند – هميشه به آدرس من اشارتا و كنايتا جملات نازيبا و ركيك و نيش دار استعمال مي كند-
- امروز حتي به دانشگاه اسلامي اسلام آباد نيز توهين نمود – در حاليكه من شنيده ام كه اكثريت اكابرين جمعيت اصلاح از همين دانشگاه اسلامي اسلام آباد فارغ شده اند.
- من شركت در بحث و مباحثه را با دوستان سايت اصلاح انلاين يك مصروفيت سالم و اخلاقي فكر مي كنم و گرنه آنقدر بيكار و وقت اضافي ندارم كه با اشخاص همچون هروي وارد بحث شوم . ولي تحمل اين را ندارم كه بعض دوستان بنده را بنام – امريكايي و يا طرفدار امريكا و يا فريب خورده معرفي ميكنند و حتي در نكوهش من دست به شعر و شاعري هم مي زنند كه نمايندگي از ذهنيت بيمار خودشان مي كند.
- موضوعات كه من مطرح مي كنم هرگز دفاع از غرب و غرب گراها نيست – من صرف به صداي وجدان خود لبيك مي گويم و از قضاوت هاي يكجانبه و احساساتي و خيال پردازي هاي خيالي دوري مي جويم .
- خدا كند كه حالا ” هروي صاحب نگويد:
( فريبا نوري وجدان هم ندارد ) گويا تمام غيرت و وجدان در شخص هروي نام خلاصه شده است.
- اگر هروي صاحب به اين فكر باشد كه غيرت صرف در وجود خودش است زيرا او يك مرد است . يقينا كه اشتباه بزرگ نموده است زيرا غيرت به مرد بودن و زن بودن هيچ ارتباط ندارد بلكه يك ملكه خاص و نعمت بزرگ خداوند است كه به بندگان مخلصش اناثا و ذكورا آن را عطا مي نمايد.
– اگر براي من كدام نصيحت داشته باشيد به قول دختران كابلي هم كلاسي ام برايم گفته ميتوانيد و در اين زمينهYou are most welcome l -
و من به سر و ديده نصيحت هاي تان را قبول مي كنم – اگرچه شمارا نمي شناسم ولي شمارا استاد معنوي و برادر ديني خود فكر مي كنم -
زيرا مسلمان آينه مسلمان است.
تشكر
محترمه فریبای نوری
السلام علیکم
اینکه شاید برادر هروی بنام مستعار بنویسد امکان دارد . وهر شخص آزاد است که به هر نامی که خودش برای خود انتخاب میکند بهمان نام بنویسد . اما این حدس تان که ( ممکن هراتی بناشد ) بنده را و شاید بعضی خوانندگان را در حیرت انداخته است . اگر بمعنای این جمله خوب متوجه میشدی شاید چنین نمیگفتی . هدف تان این است که حتما از کدام ولایت دیگر افغانستان است که چنین بی ادبی را مرتکب شده . اگر از هرات میبود چنین نمیکرد ! این تعصب منطقوی اگر در افراد مثقف وتعلیمیافته هم پیدا میشود باز از بیسوادان چه گله کنیم .
موضوع دیگر اینکه از من خواسته اید تا هروی صاحب را نصیحت کنم . فکر نمیکنم که هروی صاحب به نصیحت نیاز داشته باشند زیرا که از تبصره های ایشان معلوم میشود که ما شاء الله انسان دانشمند و مؤدب هستند ویگان سهو واشتباه از هر کسی سر میزند . اما بدون اینکه او را و یا شخصی دیگری را مخاطب قرار بدهم یک عنعنۀ افغانی را برای همه یاد آور میشوم . در قسمت حفظ ناموس و غیرت افغانها هیچ کس شک ندارد . غیرت افغانی ایجاب میکند که اگر کدام وقتی کدام دزد بخانه اش داخل میشود و در داخل خانه بناموس صاحب خانه تجاوز میکند ، صاحب خانه زنهای خانه را ملامت نمیکند که تو بیغیرت استی که دزد بالای تو تجاوز کرد ، بلکه میخیزد و تفنگ برداشته دزد را بقتل میرساند و یا با او میجنگد تا او را یا خود را از بین ببرد . و اگر فرض کنیم که یکی یا دو تا از دختران خانه با آن شخص یاری داشته باشد و آن شخص به بهانه دزدی درخانه آمده ولی هدفش این دخترها باشد ، درینصورت مرد خانه اول شخص متجاوز را بقتل میرساند بعد ازآن تحقیقات را آغاز میکند که راستی دختر با او رابطه داشته یا نه ….
در هردو صورت انسان غیرتی کوشش میکند که زنهای خانه را مستور نگهدارد و هیچگاه راز او را فاش نکند .
امید است هدفم فهمیده شده باشد ….
محترمه نوری
السلام علیکم
جواب تعصب منطقوی را تا حال ندادید
غفوري صاحب !
استغفرالله ثم استفرالله -
- از تعصب لساني و منطقوي به خداوند پناه مي برم – اكثريت دوست هاي شخصي من ( خواهر خوانده هايم ) از قوم با عزت و با شرف پشتون مي باشد و روابط خيلي دوستانه و صميمانه داريم هم در پشاور و هم در كابل.
- خدا شاهد است كه منظور من از جمله (ممكن است از هرات نباشد ) هرگز اين نبود كه خداناخواسته به ولايات ديگر توهين كرده باشم .
منظور من اين بود كه در هراتي بودنش شك دارم يعني اينكه ممكن است از هرات نباشد –
زير اگر واقعا هراتي ميبود كم از كم به احترام اينكه هردو ما از يك ولايت هستيم – از استعمال كلمات ركيك و جملات نا زيبا دوري مي ورزيد.
- بهرحال از نصيحت تان نيز متشكرم ولي اينكه فتوي قتل قبل از تحقيق را داده ايد – ممكن است با تقاليد افغاني سازگار باشد ولي با اصول و ثوابت اسلامي و ارزش هاي انساني متصادم ودر تضاد است.
غفوري صاحب !
اول:
-يك موضوع را فراموش كردم و آن اينكه برفباري امروز ( رحمت خداوند) را در كابل برايتان تبريك مي گويم و از بركت همين برفباري ما هم به مدت يكهفته از دانشگاه رخصت شديم.
دوم :
اگر جناب تان در خانه “دش آنتن” داشته باشيد و يا به نشرات كيبلي دسترسي داشته باشيد –
لطفا برنامه “ليكن” كه ساعت هفت و نيم به وقت افغانستان از -جيو نيوز – پاكستان نشر مي شود را – و برنامه ” الاتجاه المعاكس” كه از شبكه مشهور الجزيره شب هاي سه شنبه نشر مي شود را و برنامه ” عوامي عدالت” از تلويزيون جيو را حتما ببينيد.
- در برنامه هاي فوق تمام شركت كنندگان با وجود اختلافات عميق سياسي يكديگر را دشنام نمي دهند بلكه با دلايل نقلي و عقلي استدلال مي كنند – و قضاوت را به مردم مي گذارند – و ما افغان ها بايد از آنها ياد بگيريم كه چگونه با هم بحث و مباحثه كنيم و چگونه به مادران و خواهران خويش احترام داشته باشيم.
- گله من از جناب هروي صرف همين است كه هيچ وقت دختران افغان را ” هوس پرست و در دست هوست پرستان خطاب نكند ” و كلي حكم نكند. اختلاف ديدگاه نبايد به معني هوس پرستي و بي راه روي طبقه اناث تعبير شود.
والسلام علي من اتبع الهدي
بازهم سلام الله علی اختنا فریبا
خواهرک عزیز من صرف یک عنعنۀ افغانی را متذکر شده ام نه حکم شرعی را .
حال ازی میترسم که هروی صایب صبا یک دوتا ره حلال کنه وباز بگویه که غفوری گفته بود . او بیادر مه مزاق کده بودم …. که ما ره ده جنجال گیر نکنی …
به خوشی برفباری و رخصتی پوهنتون تان یک کمی شوخی کردم امید است خوانندگان آزرده نشده باشند . من اصلا به این باور استم که گاه گاه مزاح داخل چوکات برای ترفیه دماغ خوب است .
خداوند کشور ما و همه کشورهای اسلامی را شاد و شاداب داشته باشد
و همیشه در رحمات خود داشته باشد .. آمین
باور کنید که موضوع تعصب را هم مزاحا برایتان یاد کرده ام و باور کامل دارم که افراد مثقف بثقل فریبا هرگز تعصب لسانی ومنطقوی را نمیشناسند .
السلام علیکم
برنامۀ ” الاتجاه المعاکس ” را با شوق تمام تعقیب میکنم ، هرچند که درین اواخر شکل تمثیلی را بخود رفته و مهمانانش هم اشخاصی قوی نمیباشند و وقت برنامه هم کم شده ، مگر باز هم مشاهدین دارد . اما برنامه های جیو را تعقیب نمیکنم زیرا که ارزش وقت ضایع کردن را ندارد و البته در چینلهای پاکستانی برنامه های کومیدی را خوب بذوق تعقیب میکنم …
مگر یک چیز مرا بحیرت انداخته که خدانخواسته مرا فیصل القاسم یا حامد میر فکر نکرده باشی . من به این هدف تبصره نکرده بودم که شما و هروی صاحب را بجنگ بیندازم …
استاد غفوري صاحب !
- من هرگز اين تصور را نكرده ام و نخواهم كرد كه شما دو نفر را به جنگ مي اندازيد – شما هميشه نقش مصلح و ميانجي را ادا نموده ايد-
- اينكه شما برنامه هاي آموزنده كوميدي و حامل پيام هاي ارزنده را مشاهده مي كنيد – نمايانگر ذوق سليم و وسعت نظرتان است – وگرنه بعض از دوستان هر آنچه مخالف ميل شخصي شان باشد آن را حرام ميدانند.
- اگر وقت داشتيد برنامه هاي كوميدي
“هم سب اميد سے ہیں )” و برنامه ” خبرناك ” تلويزيون جيو را حتما مشاهده كنيد موضوعات آموزنده خوب دارد
تشكر
السلام علیکم
اجازه بدهید اعتراض واحتجاج عمیقم را در مورد عنوان این مضمون تقدیم کنم . واقعیت بکلی خلاف این عنوان است . جنبشهای اسلامی جهان قیادتهایی تقدیم کرده اند که نه تنها در اقالیم مربوط به خود شان اثرانداز بوده اند بلکه مسلمانان سایر اقالیم وکشورها را نیز قیادت کرده اند . در قسمت امور مرتبط به مسلمانهای جهان برگترین پدیدۀ قرن بیستم بوجود آمدن اخوان المسلمین وجماعت اسلای پاکستان است . وهیچ کس نمیتواند ازکارکردها وآثار آن دو جنبش بر مسلمانان جهان انکار کند .
اگرچه کشور مسکین ماهم مشمول آن فیض بود مگر مشکل ملت ما چیزی دیگریست . در عمق مشکل داخل نمیشوم فقط با یک مثال میخواهم مرادم را بیان کنم :
بعد ازجنگ جمل بعضی اصحاب از حضرت علی کرم الله وجهه پرسیدند که در زمان حضرت ابوبکر وحضرت عمر وحضرت عثمان رضی الله عنهم چرا اینگونه آشوبهاییکه در دور تو رخ داد آنجا رخ نمیداد ؟ درجواب فرمودند : زیرا که لشکریان آنها را افرادی همقماش من تشکیل داده بود ، اما لشکر مرا افرادی از قماش تو تشکیل داده است …
محترم استاد غفوري صاحب !
السلام عليكم و رحمه الله و بركاته
- آن عده رهبران نهضت هاي اسلامي كه از اشتباهات و خطاهاي سابقه خود به صورت واقفي درس عبرت بگيرند – يقينا كه در آينده ميتوانند با جبران اشتباهات خويش مصدر خدمت شوند- مانند رهبران اخوان المسلمين مصر – حركت نهضه تونس و حركت اسلامي مراكش و رهبران اسلامي تركيه كه توانستند با تجديد نظر در موقف هاي قبلي شان و گرفتن مواقف حكيمانه و مدبرانه با يك ديدگاه جديد زمام سياسي را در كشور هاي شان از راه هاي دموكراتيك انتخاباتي و قانوني در دست بگيرند.
-دعا مي كنيم تا جنبش هاي اسلامي معاصر و در راس آن حركت اخوان المسلمين در امتحان كه پيش رو دارند بتوانند پيروز شوند و شعار هاي خويش را در عمل پياده نمايند و مشكلات اجتماعي و اقتصادي كشور هاي خويش را رفع نمايند در غير آن هراس از اين مي رود كه به سرنوشت رهبران جهادي افغانستان (لاسمح الله) گرفتار خواهندشد.
- تا جاييكه به خطاها و اشتباهات فاحش رهبران نهضت اسلامي افغانستان و شكست شان ارتباط دارد – در پهلوي اينكه خود اين رهبران كفايت و درايت و خداترسي نداشتند – بنده فكر مي كنم دخالت هاي پاكستان نيز نقش عمده و اساسي را در شكست اين رهبران جهادي داشت و وقتيكه آقاي حكمتيار به كابل آمدند و در حكومت مرحوم رباني شريك شدند – اين پاكستان بود كه تحريك طالبان را به وجود آورد تا حكومت شكننده مجاهدين نتواند تسلط كامل به افغانستان پيدا كند و حكومت نوپاي مجاهدين را از عقب پاكستانيها خنجر زدند.
به نظر من خلأ در تقوا و ایمانست خرابی ما از درونست نه از بیرون وانتخاب راه تفرقه ورای و حدت ویک پارچه گی ما- شباهت به بیماری داریم که سیستم ویا لشکر دفاعی آن بر اعمال حیاتی بدن حمله کند وآن را از پای در آورد- در آن صورت چه واقع خواهد شد؟ بطور مثال آیا در همین کشور مصیبت دیده ما افغانستان ملت مسلمان و مجاهد بر روس و حکو مت دست نشانده اش پیروز نشد؟ و بر سر قدرت چه ها که نکردیم و عاقبت با قوای مهاجم خارجی پرو تو کل امضا نموده و مملکت را با بهای اندک بدیشان تسلیم نمودند ودر محت نظارت ایشان در یک حکومت غیر اسلامی سهیم هستند وبا کمونیست هانیزوحدت دارند- شما را بخداآیا اسلام همچو یک چیز است؟ یک آیه یک حدیث یک عبارت فقهی نشان بدهید؟ فرق اینها با علمای بنی اسراءیل چیست؟ من مخلصانه از شما دوستان عزیز تمنا میکنم که در حیات فردی و اجتماعی خود از زیر سایه احزاب دور زنده کنید در امور مانند صدر اسلام مشوره کنید و بر رأی افراد پائین جامعه نیز وقع بگذارید برای اخذ مناصب که لیاقت آنرا ندارید تلاش نکنید زعما را از بین افراد غیر داوطلب وخدا شناس انتخاب کنید شرط نیست که در چوکی ولایت تکیه بزنند، زیرا غربی ها غیر افراد منتخب خود به کسی دیگر اجازه احراز پست را نمی دهند ومردم مثل سابق هرگاه افراد نیک اندیش وعلمای متدین را هر مرجع قرار بدهند کار ها نیکو خواهد شد و از دمبک بازی های سیاسی که احزاب آ نرا اختراع کرده اند کاملا بر حذر باید بود-
و شیوه که بنده به عرض رسانیدم قبلا در تمام کشور ملحوظ بود و این قدر فساد در مملکت رخنه نکرده بود زیرا دولت از علما بر حذر میکرد و میدانست که مردم در عقب ایشانست- مصیبت ما بزرگ است اگر جوان و جوان بازی بشیوه که تنظیم ها اسلامی بره انداخته بودند، باز هم پیگیری شود همان آش است و همان کاسه-
مطلب این نیست که از قشر جوان استفاده احسن نشود باید شود!! ولی با آموختن دین واخلاق -اگر افکار جوانان حزب های که اسلامی نام کرده بودند را شرح دهیم نتیجه این خواهد بود که مشکل فعلی افغانستان ثمر آن افکار میباشد-
یدالله فی الجماعه نی فی تفرقه
آقاي Anonymous
-آيا از همان افراد نيك انديش و علماي متدين كه شما به آنها در پيام تان اشاره نموده ايد نام برده ميتوانيد كه كي ها هستند ؟ و ملت افغانستان آنها را از كجا پيدا كند ؟
- تفاهمات عده از احزاب افغاني با جامعه جهاني و در راس آن امريكا در كنفرانس بن يك مجبوري بود و در يك عمل انجام شده قرار گرفته بودند – زيرا پاكستان و طالبان هيچ كدام آپشن و يا راه ديگري را براي مردم افغانستان نگذاشتند – البته اين حرف من به اين معني نيست كه من از احزاب جهادي و يا از حكومت كرزي دفاع مي كنم.
- هشتاد فيصد دليل سرازير شدن نيروهاي جامعه جهاني در افغانستان برمي گردد به سياست هاي نابكار و منافقانه اي اس اي پاكستان و تحريك طالبان كه خواستند تا از راه زور و جبر شريعت خودساخته طالباني را در افغانستان پياده كنند و ديكتاتورانه بالاي مردم حكومت كنند.
- اگر طالبان راه تفاهم را در پيش مي گرفتند و با احزاب جهادي از تفاهم و سازش كار مي گرفتند و به شمال افغانستان لشكركشي و قتل عام نمي كردند و افغانستان را به مركز تروريزم و القاعده تبديل نمي كردند و بلاخره سياست مواجهه و مقابله و جنگ را با دنيا اختيار نمي كردند – شايد ضرورت به آمدن امريكا و قواي ناتو در افغانستان احساس نمي شد.
و هيچ بهانه بدست امريكا نمي آمد تا بالاي طالبان حمله كند و با به قول عده از دوستان افغانستان را اشغال كند.
- بگذاريد تا مردم افغانستان و نسل هاي آينده از واقعيت ها آگاه شوند و كوشش نكنيد تا با استفاده از احساسات ديني مردم حقايق را معكوس جلوه داده مرتكب مسخ تاريخ شويد.