تجليل از 7 ثور و 6جدي نزديك است!

 

نقيب الله حميد

يكي از ماندگارترين تراژيدي در تاريخ افغانستان، فاجعه ي شش جدي، سالروز تهاجم وحشيانه و مستبدانه ارتش سرخ اتحاد جماهيرشوروي بر افغانستان است.
اين روز سياه وروزگارآغازين تلخي ها و مصائب و دشواري ها هيچگاه فراموش اين ملت آزاده نمي شود، روزي كه ببرك كارمل سوار برتانگ ساخت استعمارسرخ با افتخارتمام، به افغانستان صادرمي شود و برگه ي بردگي را با خود مي آورد.
ماشين جنگي سردمدارسوسياليزم جهاني در آن مقطع خواب هاي گرم تسخيرجهان را مي ديد و هواي رسيدن به آب هاي گرم را در سر مي پروراند. اما اين همه نقشي برآب شد و خواب هاي استعمارسرخ تحقق نپذيرفت و به عينيت در نيامد. اين همه به اثر همت عالي و مبارزات افتخاربرانگيز ملت مسلمان افغانستان بود.

در اين شك نيست كه براي مزدوران كاخ كرملين و دست پروردگان مكتب سوسياليزم و شيفتگان انديشه ماركس و لينن، و آنهايي كه “هورا” سرمي دادند اين روز براي شان ميمون و خوش آيند بود و به همين خاطر، اين عمال خلق و پرچم به استقبال ارتش سرخ شتابيدند و دست هاي گل را نثارقدوم تانگ هاي قشوخ سرخ كردند، چون مي دانستند كه با حمايت اين ها و در تباني اين قشوخ هسته حركت اسلامي اين ملت را مي خشكانند و به مقاومت اين ملت پايان مي بخشند و استيلاي ستمگرانه سوسياليستي را نهادينه مي سازند.

امروز نيز بقاياي اين مزدوران همان تجاوز وحشيانه ارتش سرخ را تجاوز نمي شمارند و اشغال افغانستان توسط قشوخ شوروي را اشغال نمي دانند، بلكه اين قماش مزدوان كي جي بي ودين باختگان بي فرهنگ براي تجاوز ابرجنايت شرق، توجيه مي نمايند و آن را حق و به نفع مردم افغانستان مي پندارند و بي شرمانه جهاد ملت مسلمان در برابر ارتش سرخ و مزدوران شان را جنگ نامشروع در برابر ملت افغانستان مي دانند و امروز بدبختانه رسانه هاي غيرمتعهد در خدمت شان قرار داشته با استفاده از آن مي يايند با لفاظي خود، برجنايات خود و جنايات و ستمگري ها و سفاكي ها و مظالم بادارخارجي خود پرده مي اندازند و انگشت ملامت را به سوي مجاهدان و ملت مبارز پيش مي نمايند و عامل ويرانه ي كشور آنها را به حساب مي آورند و خود را ناجيان كشور و كبوتران صلح و ثبات ثابت مي سازند.

نمي دانيم كه وجدان انساني اين قماش مزدوان به كجا رفته است؟ آيا آن همه مظالم، جنايات، شكنجه دادن ها، زنده به گوركردن ها و كشتارهاي دست جمعي به جرم مسلمان بودن و تسليم نشدن به زرو زور و تزوير و آيدياي سوسياليستي و دفاع از حق مشروع خود و رهايي كشور از چنگال اشغال استعمارسرخ و … خود را فراموش كرده اند؟ آيا نمي دانند كه بذر بدبختي و بحران در كشور را اينها كاشته اند و ملت مسلمان افغانستان را واداشتند كه سلاح بگيرند و قيام نمايند براي دفاع از ارزش هاي اسلامي، دفاع از حريم مقدس كشور و راندن متجاوزان و مهاجمان سفاك، و درفش جهاد و مبارزه را تا شكست آنها برافرازند و مسئوليت هاي ايماني و انساني خود را ادا نمايند.

آنچه كه مهم است و به آن اهتمام ويژه صورت گيرد و محراق توجه ما دراين شرايط خطير و حساس باشد:

نخست: جهاد ملت ما يك ارزش بود، و به آن بايد باليد و به آن افتخارات بايستي ارج گذاشت و نبايد براي بقاياي عمال خلق و پرچم فرصت داد كه بالاي اين ارزش ديني و ملي ما بتازند و حرف هاي ركيك به آدرس جهاد اين ملت حواله دهند و قضاياي پس از پيروزي كه بدون ترديد به اثر توطيه ها و دسايس و نفاق افگني كشورهاي منطقه و غرب به وجود آمده بود، را بهانه ي براي وارونه جلوه دادن چهره جهاد و مجاهدان راستين و مخلص كشور قرار دهند و بدين وسيله همه ي ارزشها، رشادت ها، حماسه آفريني ها، شهكاري ها، قرباني ها و قهرماني هاي اين ملت را به تيغ نقد، رد  و نكوهش گيرند، چنين يورش ها برارزش هاي اين ملت، در واقع جفاي بزرگ در برابر اين ملت است و انكار از واقعيت هاي عيني جامعه ما. خيلي جاي تعجب است كه جفاكاران تاريخ كه ستم و جنايتگري شان چون آفتاب پديدار است ، امروز از جنايت خود دفاع مي كنند، ولي مجاهداني كه امروز زنده اند و در مسند قدرت قرار دارند، لحظه ي به خود جرأت نمي دهند كه بيايند با صراحت از داعيه جهاد خود دفاع نمايند و پوز اين ستمگران و مزدوران و سفاكان را به خاك بمالند و بر آن ها اقامه ي دعوا كنند.

دو: پديده ي مهم ديگر در پيوند به واقعه ي اسفبار تهاجم استعمار سرخ برافغانستان و قهرماني ها و مبارزات پيگير و خستگي ناپذير ملت مسلمان افغانستان، اين است كه بايستي دانست سرانجام بردگي و وابستگي به مستكبران جهان اعم از شرق و غرب، همانا ذلت و رسوايي است. و بايد بدانند كه افغانستان قبرستان مهاجمان و كشورگشايان سفاك و مستبد است، چون اين ملت، ملت آزاده است و از روح آزادگي و آزادي خواهي واستقلال سرشارند و هيچگاه تاب تحمل ستمگران اشغالگر را ندارند به هر نام و نشان و زير هر وعده و شعاري كه باشند. همچنان ارزش هاي اسلامي در رگ، پوست و خون شان عجين است و در هيچ مقطع و به هرشكلي باشد حمله بر ارزش هاي ديني و ملي خود را نمي پذيرند و جرأت ايماني شان اجازه نمي دهند كه تماشاه گر صحنه هاي گستاخي بردين و گسترش افكار غير اسلامي در كشور خود باشند. به همين اساس، اين ملت در برابر قشون سرخ اتحاد جماهير شوروي قيام كرد و در برابر عمال داخلي و مزدوران كاخ كرملين تحرك را به خرچ دادند و به عمر آيدياي سوسياليستي و افكار ماركس و لينن پايان بخشيدند و گليم ناميمون شان را برچيدند. اين روح استعمار ستيزي، امروز نيز در وجود اين ملت زنده است و موج مي زند.

بنابراين، شكست ذلتبار قشوخ سرخ و رسوايي مزدوران داخلي آنها، از يكسو، براي ديگر استعمار و مهاجمان درس است كه به گفته جنرال گروموف، درگرداب خطرناك خود را گرفتار نسازند و براي افغان ها درس است كه نقطه پايان گذارند بر وابستگي ها و خوش خدمتي به استعمارغرب و اعتماد و اتكا بر آنها، معامله گري مشتي از افغان هاي بي احساس و هويت باخته، هيچگاه موج آزادي خواهي ملت را خاموش نمي سازند و بيداري ديني و ملي را از اين ملت نمي گيرد.

تاريخ درس است براي پي بردن به اشتباهات و الگو گيري براي سروسامان بخشيدن زندگي و تعاملات خرد و كلان.

پس نبايد اشتباهات گذشته تكرار شود، و نبايد عشق به قدرت  و حفظ قدرت و رسيدن به آن به بهايي قرباني ملت، ويراني كشور و زيرپاكردن ارزش ها بينجامد.
سه: نكته ديگري كه بايد نگاشت، نگارش تاريخ مبارزات اين ملت است، و انتقال آن به نسل هاي بعدي، اين مسئوليت قلم بدستان و چيزفهمان اين جامعه و آنهايي كه امروز به بركت جهاد به آب و نان رسيده اند و فرصت هاي كاري و امكانات نوشتار و كار روي تاريخ جهاد در اختيارشان است و سنگ دفاع از داعيه جهاد و مجاهد را بر سينه خود مي كوبند، مي باشد، اين خيلي جفاي بزرگ خواهد بود كه  اين همه ارزش ها يعني قهرماني و حماسه هاي روزگارمبارزات اين ملت به بوته ي فراموش گذارده شود يا هم ديگران بيايند آن را غلط به معرفي و شناخت بگيرند، و مجاهدان را رهزن و باغي معرفي كنند و جهاد را شورش نامشروع بخوانند. و من بدور از امكان نمي دانم كه چندوقت پس، همان عمال كرملين، از كودتاي هفت ثور و از شش جدي، تجليل نمايند و مبارزات ملت را محكوم و تقبيح كنند. اگر بي اعتنايي رهبران جهاد به همين منوال تداوم يابد، فرارسيدن چنين روز نزديك خواهد بود.
فاعتبروا يا اولي الالباب

No related posts.

 

اړوندې ليکنې

  • No Related Posts
 
 

0 تبصره ها

اولتر از همه شما تبصره کنید!.

 
 

نظر خود را در باره مضمون بنویسيد

 

لطف برای هر گونه سوالات دینی خود از ایمیل Fatwa@eslahonline.Net استفاده نمائید

برای تماس با مسئولین اصلاح انلاین از ایمیل info@eslahonline.Net استفاده نمائید