مريضان كليه‌وي

 
یکی از مشکلات حادی که در سطح افغانستان به مشاهده می‌رسد مشکل مریض های کلیه‌وی است که متأسفانه با وجود پُر مدعایی های وزارت صحت عامه، تا به حال در این عرصه کوچک‌ترین اقدام مثبتی صورت نگرفته است.
البته منظور من از بیماران کلیه‌وی؛ مریضان عادیی نیستند که به مشکلاتی مانند سنگ گرده و یا دیگر عفونت‌های کلیه‌وی مصاب اند بلکه منظور مریضانی هستند که به مشکل از کار افتاده گی گرده‌ها مواجه بوده و مجبور اند برای ادامه‌ي حیات خود، از صد خان رستم گذشته، و با هزینه‌ي مبالغی هنگُفت، برای انجام دیالیز و تصفیه‌ي خون، راهی ممالک خارج گردند و وقتی هم که دیگر مایه‌ي در بساط شان باقی نماند، در جلو چشمان همه دست از جان شیرین شسته و منتظر سفر آخرت خویش شوند.
می‌دانید که چنین مریضانی، نیاز مبرم و صد فیصد به انجام حد اقل سه جلسه دیالیز در طی هر هفته دارند و از آن جا که انجام هر عملیه‌ي دیالیز مصرفی گزاف یعنی سه تا چهار هزار افغانی را بالای مریض تحمیل می‌کند، هیچ کس از مردم عادی، توان پرداخت چنین مبلغی را ندارد؛ به همین لحاظ، در تمام دنیا، دولت ها خود را مکلف به ارائه‌ي خدمت رایگان برای این بیماران ساخته و پرداخت هزینه‌ي تداوی  برای اتباع خویش را به عهده می‌گیرند، مگر متأسفانه در این خطه بلا گرفته که نامش افغانستان است تا به حال دولت و وزارت صحت عامه با وجود، ملیون ها دالر بودجه ای که معلوم نیست در چه راه های گم و گور شده و می‌شود،  برای حل این مشکل، هیچ گونه احساس مسؤولیتی نکرده، نه از دستگاه کم ارزش دیالیز در شفاخانه های دولتی خبری است و نه هم نور امیدی برای رفع این مشکل از دور نمایان و پیداست.
البته بر این امر واقف ام که معالجه‌ي مریضان کلیه‌وی، نیاز به تیم های مختلف کاری دارد که می بایست همه با همآهنگی یک‌دیگر، عملیه‌ي تداوی  بیماران را به پیش ببرند ـ هر چند انتظار مردم این بود که در طی این مدت طولانی ما صاحب مجهزترین شفاخانه ها و بهترین کدرهای متخصص برای معالجه‌ي امراض مختلف می‌شدیم ـ اما حال که چنین نیست، مع هذا، دستگاه دیالیز، فقط برای ادامه‌ي حیات مریضان فوق‌الذکر، چنان نقش اساسی دارد که به هیچ وجهی من‌الوجوه نمی‌توان، موجودیت آن را نادیده انگارید و من با تمام احساس و قوت گفته می‌توانم که در طی این مدت، هر تعداد از مریضان کلیه‌وی که در اثر نبودن دستگاه دیالیز در کشور و ناتوانی پرداخت هزینه‌ي آن وفات کرده اند، مسؤولیت مستقیم مرگ آنان را وزارت صحت عامه به دوش می‌کشد، و این مسؤولیتی است که اگر امروز به دلیل ناهنجاری ها کسی از آن بازخواست نمی‌کند، اما فردا، در پیشگاه الله جل جلاله  یقیناً مورد محاسبه سخت قرار خواهند گرفت.
جالب است که من به دلیل شناخت و ارتباطی که با چند مریض کلیه‌وی در ولایت هرات دارم، مجبور شدم این وضعیت را تا حدی بررسی کنم و در نتیجه باخبر شدم که چند سال پیش، چندین دستگاه دیالیز از خارج به کابل مواصلت کرده و در اختیار وزارت صحت عامه قرار گرفته است و از قرار معلوم، می‌بایست چند دستگاه از این جمله، به شفاخانه‌ي ولايت هرات منتقل و فعال می‌گردید اما، دولت به دلیل بی‌توجهی و بی‌کفایتی مطلق، در این زمینه، تا به حال نتوانسته است سرنوشت این دستگاه‌ها را مشخص کند.
وزارت صحت عامه اگر در طی این مدت چند نفر از داکتران را برای فراگیری دوره‌های کوتاه مدت یکی دو ماهه، به خارج روان می‌کرد، از هرات که مرکز حوزه‌ي غرب کشور است و از چندین ولایت، مردم برای تداوی به آن‌جا می‌آیند می‌گذریم، حداقل در کابل که مرکز افغانستان است، چند دستگاه دیالیز به کار می‌افتاد و مریضان ما مجبور نمی شدند، به دور افتاده‌ترین و محروم ترین ولسوالی های شرق ایران یعنی شهرستان تایباد که این دستگاه‌ها در آن جا وجود دارد! و یا کویته‌ي پاکستان سرگردان شوند، و هستی خود را بالای مریضی به مصرف برسانند که تدوای آن به دلیل بی تفاوتی اریکه نشینان به ساده‌گی در کشور ما قابل انجام است.
از این بی‌تفاوتی و بی‌کفایتی چنین نتیجه ای به دست می آید که جان و اعتبار مردم ما در نزد چوکی نشینان، پشیزی اهمیت ندارد و از قرار معلوم این آقایان نازک نارنجی که برای سردرد خود و خانواده‌های شان، راهی خارج می‌شوند، از یک جانب درکی از اوضاع داخل افغانستان ندارند و از جانب دیگر توجه مبارک خود را به کار های كه  برای شان نفع عاجل نداشته باشد معطوف، ساخته نمی‌توانند.

با تشکر از ماهنامه معرفت- نشریه زون غرب جمعیت اصلاح

No related posts.

 

اړوندې ليکنې

  • No Related Posts
 
 

0 تبصره ها

اولتر از همه شما تبصره کنید!.

 
 

نظر خود را در باره مضمون بنویسيد

 

لطف برای هر گونه سوالات دینی خود از ایمیل Fatwa@eslahonline.Net استفاده نمائید

برای تماس با مسئولین اصلاح انلاین از ایمیل info@eslahonline.Net استفاده نمائید