اگر عمرت 39 سال باشد وبه جرگه عنعنوی راه یافته باشی؟

 

به نقل از رادیو آزادی : در حالیکه در روز دوم لویه جرگه بحث های اصلی آغاز شده است، اما تنظیم کننده گان لویه جرگه بخاطری عدد 39 با مشکل مواجه شده اند.

در این جرگه که اعضای آن روی پروسه صلح و پیمان استراتیژیک میان افغانستان و امریکا در افغانستان بحث می نمودند به 40 کمیته کاری تقسیم شدند.

به گفته تنظیم کننده گان لویه جرگه این مشکل بعد از آن به میان آمد که اعضای این کمیته با عدد 39 مخالفت نمودند.

صفیه صدیقی سخنگوی لویه جرگه بخاطر این موضوع نگران است:

« در مورد کمیتهء 39 صرف می خواهم بگویم که این یک موضوع خرافاتی است و من تعجب می کنم که چطور تعداد کسانیکه در آنجا بودند آنها نپذیرفتند که اسم کمیتهء شان 39 باشد.»

عددی 39 در افغانستان به دلالی تعبیر شده و از لحاظ اقتصادی، اجتماعی مردم را به مشکل مواجه ساخته است.

به گفته موتر فروشان، هیچ کس حاضر به خرید موتری که نمبر پلیت آن 39 باشد نیستند و آن موتر به قیمت بسیار پایین به فروش می رسد.

لعل محمد درانی یک تن از اعضای کمیته 41 می گوید:

« اول برای ما کارت شمولیت در کمیته 41 داده شده بود و کدام مشکلی به میان نیامد، قسمیکه کسی به کمیته 39 معرفی و به41 رفته باشد این موضوع به کمیته دارالانشای لویه جرگه ارتباط دارد که کمیته 39، چهل شده و کمیته 40 به 41 بالا رفته است.»

شاید درمیان اعضای جرگه کسانی هم باشد که عمر شان 39 سال است ، ودر فورمه های که درآن سوانح اعضای لویه جرگه عنعنوی ثبت می شود ، عمر خود را یک کم 40 داده باشد.

اینست عقلیت (نمایندگان مردم) که به لویه جرگه عنعنوی آمده اند ، پس ملت از اینها چه امیدی داشته باشد که بخیر آنها ووطن فیصله خواهند کرد.

No related posts.

 

اړوندې ليکنې

  • No Related Posts
 
 

29 تبصره ها

  1. Hekmat says:

    یکی از تحفه های دیموکراسی همین 39 هست که آمریکا آنرا هدیه فرستاد
    در اوایل تنها شکل عرفی داشت با این لوبه جرررررررررررررررررررررررررگه به شکل قانونی ورسمی به رئیس جمهور و اعضای تقلبی و انتصابیآن
    جرررررررررررررررررررگه تفویض گردید.
    خوب به نمایندگی از ملت مسلمان افغانستان این هدیه را برای رئیس جمهور کابینه پارلمان وغرب پرستان از صمیم قلب تبریک میگویم

  2. هروی says:

    قصه ی اشپش و فریبا نوری
    در یکی از فاکولته های طب یک شاگردی بود که در باره ی اناتومی (دور از رویتان) اشپش معلومات کافی داشت ، وقتیکه یک استاد پرسان می کرد که در باره ی انسان معلومات بدهد ، این محصل شروع میکرد که : انسان دارای یک وجود دست ، پاها وغیره می باشد، وسر دارد وپوست دار و بالای پوست انسان موی می باشد ودر موی اشپش پیدا می شود ، وبعدا درباره ی اشپش معلومات کافی می داد ، واگر استادی دیگری می پرسید که درباره ی پشک معلومات بدهد این محصل بعد از کمی معلومات عام در باره ی پشک به پوست وموهای پشک میرسید و سخن را به اشپش وصل می کرد معلومات کافی ارایه می کرد، استادان از این روش محصل مذکور به ستوه آمدند بالاخره تصمیم بر این شد که در باره ماهی از این محصل سوال شود چون پوست ماهی بی موی است پس سخن به اشپش نخواهد رسید ، وقتیکه یکی از استادان داخل تالار لکچر شد بدون درنگ از محصل اشپش شناس پرسید که درباره ی ماهی معلومات دهد .
    محصل چنین شروع کرد : ماهی یکی از حیواناتی است که در خشکه زندگی کرده نه میتواند ، در آب زندگی می کند وبه آکسیجن کم ضرورت دارد ، یک پوست بدون مو دارد ، و اگر بر پوست ماهی موی می بود درآن اشپش پیدا می شد ، وباز قصه ی اشپش را شروع کرد ……
    به همین ترتیب فریبا نوری هم که سخن در هر وادی و کوچه باشد آنرا به ملا ، وجامعه جهانی می کشاند وبه فکر خودش که یک روشنفکر است از همان تبصره های تکراری خود کاپی وپیست می نماید که بر اکثره نوشته های اصلاح آنلاین نموده است
    فریبا جان دیگه از قصه ی اشپش تیر شو…..

    • Rahim says:

      سلام هروی صاحب
      باور کنید که اینقدر قصه زیبا را بیان نموده ای که چند دقیقه من با خود میخندیدم واین قصه اګر هر جای به یاد من بیاید باز هم من خواهم خندیدږ
      واقعیت که همین دیګ و همین شلغم
      همین فریبا وهمین قصه
      تشکر

    • فريبا نوري says:

      جناب هروي صاحب !

      -با معذرت – از پيام تان چنين معلوم مي شود كه فهميدن مفاهيم سياسي مانند – منافع ملي – آزادي و غلامي – اجماع بين المللي و سياست هاي بين الدول از فهم – درك و سويه شما بسيار بالا است .

      -ما و شما در عصر نادرشاه و ظاهرشاه و يا عصر امارت طالبان قرار نداريم كه صحبت از اشپش و اشپش سالاري بكنيم.

      - فكر ميكنم كدام دوره چوپاني و رمه باني را نيز گذشتانده ايد كه اشپش را مثال ميدهيد.

      -خوب گفته اند كه ( كلم الناس علي قدر عقولهم ) اين مقوله در باره شما و امثال تان خوب صدق مي كند.

      • هروی says:

        فریبا نوری
        سلام
        راستش که مه یک نیمه چوپان کمی ساده هستم وبه سیاست وسیاست بازی چندان نه می فهمم اینقدر می فهمم که اگر در بین رمه یی گوسفند رمه خوکان را رها کنی گوسفندان خوکها را قبول نه می کنند
        همچنان اگر خودم در خانه خود بازن و اولاد خود مشکل داشته باشم لچک های کوچه و بروت دار همسایه را برای نجات از شر خانم و اولادهایم در خانه خود جای نه می دهم
        ما چوپان ها به نان خشک وپیاز روز تیر می کنیم و نه می گذاریم که درخانه ما کسیکه یگان روز ما ره به رستورانت دعوت کنه و همه ناموسم در خطر باشد جا بگیرد
        یک مقوله عمر رضی الله عنه را یاد دارم وبس که میگوید (وحتما شما از ایکه زیات یاد دارین) : نحن قوم أعزنا الله بالإسلام فمهما ابتغينا العزة بغيره أذلنا الله
        و اقبال رحمه الله می گوید:

        راهب دیرینه افلاطون حکیم *** از گروه گوسفندان قدیم

        رخش او در ظلمت معقول گم *** در کهستان وجود افکنده سم

        همچنان می گوید :
        بر تخیلهای ما فرمان رواست *** جام او خواب آور و گیتی رباست

        گوسفندی در لباس آدم است *** حکم او بر جان صوفی محکم است
        و مولنا بلخی د ر مثنوی ومعنوی می گوید :
        هر که کارد گردد انبارش تهی *** لیکش اندر مزرعه باشد بهی

        وانک در انبار ماند و صرفه کرد *** اشپش و موش حوادث پاک خورد

        این جهان نفیست در اثبات جو *** صورتت صفرست در معنیت جو

        جان شور تلخ پیش تیغ بر *** جان چون دریای شیرین را بخر
        ودر دیوان شمس می فرماید :
        گهی سنگم گهی آهن زمانی آتشم جمله *** گهی میزان بی‌سنگم گهی هم سنگ و میزانم

        زمانی می چرم این جا زمانی می چرند از من*** گهی گرگم گهی میشم گهی خود شکل چوپانم

        به هر صورت چونکه خودت از اش (از پشش تیر میشم که خودت با اشپش حساسیت یا رقابت داری) تیر نه می شی مه هم از گوسفند زیرا که یک چوپانم

        • فريبا نوري says:

          محترم هروي صاحب !

          -من منحيث يك مسلمان – با اين قول حضرت عمر (نحن قوم أعزنا الله بالإسلام فمهما ابتغينا العزة بغيره أذلنا الله) كاملا موافق هستم و آن را سر مشق زندگي براي هر مسلمان ميدانم به شرطيكه ما مسلمان ها خصوصا عناصر تندرو و افراطي ما – برداشت و تفسير درست از اسلام و ارزش هاي آن داشته باشيم و تخيلات و گرايشات ذهني و قومي خود را از اسلام جدا فكر كنيم و به منهج خوارج و تكفيري ها جواب رد بدهيم .

          - شما فراموش نكنيد كه متاسفانه اكثريت مسلمانان امروزي مسلمانان هويتي و وراثتي هستند و مفاهيم اسلامي و شرعي را به گفته بعض دوستان مقلوب تفسير و تعبير مي كنند و از آن استفاده ابزاري و شكلي و هويتي مي كنند.

          -پيامبر اسلام مي فرمايد “أنتم اعلم بأمور دنياكم” يعني تنظيم دنيوي و قوانين كه مصالح عامه را مراعات مي كند و با اساسات شريعت اسلامي تناقض ندارد را به اختيار خود مسلمانان گذاشته است تا امور و مصالح خويش را با در نظرداشت مقتضيات عصر خويش تنظيم كنند.

          - پس آن ارزش هاي دموكراسي و ارزش هاي مدني و انساني كه با شريعت در تضاد نيست حيثيت عقيده را ندارد كه با آن سر آشتي نداشته باشيم – بلكه مي شود آن را منحيث يك طريقه و يا شيوه كار پذيرفت.

          - اگر بعض از ارزش هاي غربي كه تطور و تقدم خويش را ثابت نموده اند و تمسك به آن در تضاد با اصول شرعي نيست و در عين حال حل بعض از مشاكل اجتماعي و سياسي مسلمانان نيز در آن حل شده ميتواند را از خود كنيم چه مانع وجود دارد ؟ و آگر آنرا صرف به اين بهانه رد كنيم كه غربي است – شايد كار منصفانه و عقلاني نباشد .

          -چرا پيامبر اسلام در غزوه خندق مشوره سلمان فارسي را پذيرفت و آن را تفرُّس تلقي نكرد ؟

          - افكار و ابداعات زيادي است كه در اوايل مسلمانان آن را از فارس و روم گرفته اند و امت هم به عدم خطا بودن آن اجماع دارد بلكه آن را صواب و استحسان ميداند.

          - آيا وقتيكه شوري كه يك اصل اسلامي و شرعي است – معني و مفهوم و قيمت خود را در حكومات مستبد و فاسد و دكتاتور جهان اسلام از دست بدهد و تبديل به يك آله ابزاري در دست حاكمان ديكتاتور مسلمان قرار بگيرد و مذهب و مدرسه – ملا و آخند و مفتي نيز مدافع و در خدمت ديكتاتوران و مستبدان حاكم قرار بگيرد – پس طبيعي است كه مسلمانان مجبور مي شوند تا شيوه هاي مناسب تر ديگري را جهت پيشبرد امور سياسي شان اختيار كنند – آيا اين كار به معني اهمال نمودن قران وسنت است ؟

          - جالب است كه عده زياد از دوستان ما فساد ظلم و استبداد را اگر بنام حكم اسلامي و امارت اسلامي باشد را اهلا و سهلا مي گويند ولي اصلاح و حريت و حاكميت قانون را صرف به خاطري لعنه الله عليه مي گويند كه پيدوار غرب است . عجيب انصافي !!!!

          - بايد ما مسلمانان به اين حقيقت تلخ اعتراف كنيم كه از چندين قرن به اينسو توانايي اين را نداشته و نداريم كه نظريات علمي و فكري را به جامعه تقديم كنيم كه به خود ما و انسانيت خدمت عملي انجام دهيم – امروز ما صد در صد در يك ركود علمي و سياسي قرار داريم و از كاروان ترقي و تمدن و تعالي كم از كم يك قرن به عقب افتاده ايم .

          -پس اگر در چنين شرايط – غربي ها توانستند كه با شيوه هاي جديد و وضع قوانين موثر ارزش هاي علمي و اجتماعي و سياسي را در جهان نهادينه كنند – پس چه مانع وجود دارد كه ما مسلمانان از تجربيات موفق شان در عرصه هاي متعدد زندگي استفاده نكنيم و به پاي خود ايستاده نشويم .

          - ما در شرايطي زندگي مي كنيم كه اساس آن را تواصل بين المللي و انقلاب معلوماتي تشكيل ميدهد و اصل در روابط بين الدول را – اخد و عطاء تشكيل ميدهد نه جنگ و مخاصمت – پس چرا با حفظ اصول و ضوابط اسلامي و شرعي از فرصت هاي ممكنه استفاده نكنيم ؟

          • هروی says:

            فریبا عالم
            تبصره ات بصیار دور ودراز است ولی مه به یک نکته اشاره می کنم وبس :
            از الله بترس این حدیثی را که شما نقل نموده اید و از آن تفسیر غلط می کنید حدیث کامل چنین است :
            أخرج مسلم عن أنس رضي الله عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم مر بقوم يلقحون النخل فقال: لو لم تفعلوا لصلح، قال: فخرج شيصا ” تمرا رديئا” فمر بهم فقال: ما لنخلكم؟ قالوا: قلت كذا وكذا.. قال: أنتم أعلم بأمور دنياكم. كما ذكره ابن خزيمة في صحيحه، وابن حبان في صحيحه وغيرهم بروايات مختلفة
            واضحا از این حدیث معلوم میشود که مقصد این حدیث در امور حرفه ای مانند زراعت . صنعت . ساینس وتنکالوجی وغیره است نه سیاست وحکومت داری…
            درهرچیز دروغ به رسول الله هم بهتان اتق الله
            واین حدیث را هم یاد داشته باشی : من کذب علی متعمدا فلیتبوآ مقعده من النار
            الله ما وشما را هدایت کند

    • افضلي says:

      هروی صاحب صاحب بسیار خوب….

  3. احمد ضياء رحيمزى says:

    به دوام شعر زيباى از علامه لاهورى که توسط جناب هروى نوشته شده خواستم من هم دو بيت از يک شعر زيباى شاعر مشرق علامه اقبال را که از غزليات اردوى وى کاپى کرده ام ، خدمت دوستداران شعر وى وآزادى خواهان بگذارم.

    غلامی کیا ہے ؟ ذوق حسن و زیبائی سے محرومی
    جسے زیبا کہیں آزاد بندے ، ہے وہی زیبا
    بھروسا کر نہیں سکتے غلاموں کی بصیرت پر
    کہ دنیا میں فقط مردان حر کی آنکھ ہے بینا

    • فريبا نوري says:

      محترم احمد ضياء رحيمي صاحب !

      توجه تان را به اشعار ذيل علامه اقبال جلب مي كنم :

      زدست خود به ستوه آمديم واى افسوس
      مجال نيست كه از دست يارگريه كنيم

      و در جاي ديگري مي فرمايد :

      دين كافر فكر و تدبير و جهاد
      دين ملا في سبيل الله فساد

      -بهتر است تا به جاي انتقاد هاي سليقوي بالاي امضاي پيمان – اگر كدام متبادل بهتر داريد آن را توضيح دهيد و اين را بگوييد كه در صورت خروج نيروهاي خارجي شما براي حل مشكل افغانستان چه برنامه را پيشنهاد مي كنيد.

      -لطفا برنامه هاي عملي و عقلاني را ذكر كنيد و از نصايح صوفيانه و خواب هاي رويايي اجتناب ورزيد .

      - آرزومندم كه به اين اكتفا نكنيد كه بايد اين طور شود و بايد آن طور شود – پيشنهادات پريكتيكل نماييد و به نظرات تيوريكل اكتفا نكنيد

  4. هروی * هدیه به فریبا نوری says:

    ابیات چند از (مذهب غلامان) علامه اقبال رحمه الله

    در غلامی عشق و مذهب را فراق *** انگبین زندگانی بد مذاق
    عاشقی ، توحید را بر دل زدن *** وانگهی خود را بهر مشکل زدن

    در غلامی عشق جز گفتار نیست *** کار ما گفتار ما را یار نیست
    کاروان شوق بی ذوق رحیل *** بی یقین و بی سبیل و بی دلیل

    دین و دانش را غلام ارزان دهد *** تا بدن را زنده دارد جان دهد
    گرچه بر لبهای او نام خداست *** قبلهٔ او طاقت فرمانرواست

    طاقتی نامش دروغ با فروغ *** از بطون او نزاید جز دروغ
    این صنم تا سجده اش کردی خداست ***چون یکی اندر قیام آئی فناست

    آن خدا نانی دهد جانی دهد *** این خدا جانی برد نانی دهد
    آن خدا یکتا ست این صد پاره ایست *** آن همه را چاره این بیچاره ایست

    بنده را با خویشتن خوگر کند *** چشم و گوش و هوش را کافر کند
    آنکه حی لایموت آمد حق است *** زیستن باحق حیات مطلق است

    از نگاهش دیدنی ها در حجاب *** قلب او بی ذوق و شوق انقلاب
    زندگی بار گران بر دوش او *** مرگ او پروردهٔ آغوش او

    نزد آن کرمی که از گل بر نخاست *** مهر و ماه و گنبد گردان کجاست
    از غلامی ذوق دیداری مجوی *** از غلامی جان بیداری مجوی

    ریز پیز قهر و کین بنمایدش *** بیم مرگ ناگهان افزایدش
    تا غلام از خویش گردد نا امید *** آرزو از سینه گردد نا پدید

    گاه او را خلعت زیبا دهد *** هم زمام کار در دستش نهد
    بند بر پا نیست بر جان و دل است *** مشکل اندر مشکل اندر مشکل است

    • فريبا نوري says:

      جناب هروي صاحب !

      در باره اشعار ذيل علامه اقبال چه نظر داريد ؟

      متاع شیخ اساطیر کهن بود
      حدیث او همه تخمین و ظن بود
      هنوز اسلام او زنار دار است
      حرم چون دیر بود او برهمن بود

      —–

      نه با ملا نه با صوفی نشینم
      تو میدانی که من آنم ، نه اینم
      نویس «الله» بر لوح دل من
      که هم خود را هم او را فاش بینم

      ———-
      دل ملا گرفتار غمی نیست
      نگاهی هست ، در چشمش نمی نیست
      از آن بگریختم از مکتب او
      که در ریگ حجازش زمزمی نیست

      —————-
      سر منبر کلامش نیشدار است
      که او را صد کتاب اندر کنار است
      حضور تو من از خجلت نگفتم
      ز خود پنهان و بر ما آشکار است

      ————-
      گرفتم حضرت ملا ترش روست
      نگاهش مغز را نشناسد از پوست
      اگر با این مسلمانی که دارم
      مرا از کعبه میراند حق او ست
      ——————-
      به بند صوفی و ملا اسیری
      حیات از حکمت قرآن نگیری
      بهیاتش ترا کاری جز این نیست
      که از «یسن» اوسان بمیری
      —————–
      ز من بر صوفی و ملا سلامی
      که پیغام خدا گفتند ما را
      ولی تأویل شان در حیرت انداخت
      خدا و جبرئیل و مصطفی را
      ————
      فرنگی صید بست از کعبه و دیر
      صدا از خانقاهان رفت «لاغیر»
      حکایت پیش ملا باز گفتم
      دعا فرمود «یا رب عاقبت خیر»

  5. احمد ضياء رحيمزى says:

    به جواب برادر عزيز کامران نورزی مى خواهم عرض کنم که کسانى که نخواستند در کميته ٣٩ لويه جرگه فرمايشى اين نام را براى خود برگزينند،بعد به کميته ٤١ ارتقا کردند، شايد بتوان اسماى گرامى اين محترمين را دريافت از آن جمله يکى خالدپشتون است، که گفته است عدد ٣٩ انعکاس خوب ميان مردم ندارد!!! به هرصورت به نظر من مهم اين است که اين پديدۀ نادرست از اذهان مردم حذف شده وبه مردم عام تفهيم شود که عدد ٣٩ همچو ساير اعداد يک عدد است وهيچ خوب وبدى ندارد، موضوع اعضاى کميته ٣٩ لويه جرگه فرمايشى آنقدر مهم شايد نباشدچون همه جرگه فرمايشى بود، نظريات وفيصله هاى آن دستورى بود وشرکت کننده گان همه چى اعضاى کميته ٣٩ چه سايرين افرادى اند که سند غلامى دايمى امريکا را امضاء کردند وبيش از ديگران خود را غلام ثابت ساختند، بناءً ضرور نيست زياد روى اسامى آنها تاکيد شود.بهتر است توجه بيشتر به مبارزه با اين پديدۀ خرافى وهمچنان استعمار فکرى وفرهنگى که امروز متاسفانه جامعه ما با آن دست وپنجه نرم مى کند، مبذول گردد.

    • فريبا نوري says:

      جناب رحيمزي صاحب !

      آيا افغانستان پيش از آمدن جامعه جهاني كشور مستقل و آزاد بود كه امروز شما آن را اشغال شده قلمداد مي كنيد ؟

      - نيروهاي خارجي كه بنام عرب و كشميري و چيچيني و پاكستاني وغيره وغيره كه در زمان امارت طالباني در برابر مردم افغانستان مي جنگيدند آيا آنها خارجي و متجاوز نبودند ؟

      - جامعه جهاني به اساس فيصله ها و اجماع شوراي ملل متحد به افغانستان سرازير شدند – چگونه شما نامش ار اشغال مي گوييد ؟

      - امريكايي ها در بيشتر از 29 كشور جهان پايگاه هاي دايمي و در بيشتر از 67 كشور جهان پايگاه هاي موقت دارند – آيا همه اين كشور ها اشغال شده اند ؟

      - آزادي و استقلال را شما چگونه تعريف مي كنيد ؟ آيا معاهدات بين المللي و ميثاق هاي جامعه جهاني و فيصله هاي ملل متحد را به معني اشغال تصور مي كنيد ؟

    • فريبا نوري says:

      دوستان محترم !

      - ايكاش كه ما افغان ها ملت واحد مي بوديم و به اسلام عمل مي كرديم و ظرفيت حل مشكلات خود را ميداشتيم – و همسايه هاي خدا ترس و انسان دوست ميداشتيم – در آن صورت دنيا گل و گلزار مي بود-

      و يا اينكه جهان اسلام توانايي اين را ميداشت كه مشكلات منطقوي و سياسي افغانستان را حل مي كرد – هيچ ضرورت نمي بود تا ما با امريكا و اروپا شراكت و يا پارتنرشپ سياسي ميداشتيم.

      -متاسفانه اكثريت نخبه گان مذهبي و شاگردان مقلدشان شعوري و يا غير شعوي – چنين فكر مي كنند كه آزادی وإستقلال ملی به معني قطع رابطه با كشور هاي مطرح و برتر در جهان مي باشد وبس

      -اين دوستان فراموش كرده اند كه در سياست جهاني و ديپلوماسي موثر و هدفمند – منافع ملي و منافع منطقوي و منافع بين المللي افغانستان با حفظ ارزش هاي اسلامي و ديني اش بايد خط سرخ باشد و هيچ وقت قرباني آرمانگرايي هاي پوچ و بي مفهوم نشود .

      -افغانستان نمي تواند با كنار رفتن از دهكده جهاني و خروج از اجماع بين المللي خود را در انزوا سياسي قرار داده و مصداق مقوله اي شود كه مي گويند -پهلوان زنده خوش است –

      -تجارب سي سال اخير نشان داده و ثابت كرده است كه بعد از خروج نيروهاي بين المللي از افغانستان – فرداي همان روز ملت ما گرفتار اسارت و بردگي نظام طالباني شده و در زير قيموميت شبكه بدنام اي اس اي و حلقات آخندي ايران قرار مي گيرد كه ديگر قابل تحمل براي مردم افغانستان نيست و نخواهد بود.

      -كدام عقل و منطق و كدام فراست مومنانه و كدام شعور سياسي و انساني و حس وطن دوستي – اين را قبول مي كند كه افغانستان همپيمانان بزرگ و قابل اعتماد خويش را در سطح بين المللي مانند امريكا – اروپا – تركيه هندوستان و غيره را رها كرده قبر خويش را به دست خود كنده غلامي و بردگي پاكستان و گماشتگان فرومايه اش را در لياس مذهب و اسلام قبول كند ؟

      - ضرورت است تا زمانيكه افغانستان به پاي خود ايستاده نشود و داراي قدرت نظامي و سياسي كه اساس توازن را در منطقه رقم بزند- بايد جامعه جهاني را در كنار خود داشته باشد و از تمام امكانات و فرصت هاي اقتصادي و سياسي دنيا استفاده اعظمي نموده توانايي اين را پيدا كند كه جلو تجاوزات و مداخلات شرم آور پاكستان و ايران را بگيرد.

  6. کامران نورزی says:

    ورونو!!!

    د فیسبوک مبارزه ډیره په زړه پوری وه او ما ډیر ولیدل چه د خپل پروفایل عکس یی ۳۹ ته بدل کړی وو.

    زما پوښتنه دا ده چه آیا څوک شته چه د لوستونکو سره د هغه کم ظرفه غړو لیست چه د ملت د نمانیدګانو په نوم جرګی راغلی وو او هلته یی د ۳۹ عدد کمیټی له منلو انکار وکړ؟ معلومه ده هغه کسان چه د دی نوم له اخستلو یی انکار کړی هغوی به په کمیټه نمبر ۴۰ یا ۴۱ کی ناست وی. باید نومونه یی افشا شی. زما په باور دوی حتما د ښځو دلالان دی که نه وای نو ولی د ۳۹ له عدد ویریدل، وای چه غل نه یی له پاچا مه وریریږه او یا دا چه وای د غل په ګیره خس وی. نو راځی چه د همدی کمپای له لاری د هغه بیشرمه او بی غیرته نمایندګانو نومونه پیدا کړو چه د ۳۹ نمبر په نه اخستو یی ملت او ځان په شرمو وشرماوو او دنیا ته یی هم ځان سبک کړو او هم ټول افغانان.

    آیا څوک شته چه د دی نومونو په پیدا کولو کی له لوستونکو سره مرسته وکړی؟؟؟؟ ما هوډ کړی چه د دی خلکو نومونه پیدا کړم او خلکو ته یی رسوا کړم.

    مننه

    کامران

  7. دا مه لولي says:

    په لويه چرگه كي ايراني اخوندان، بي هنره أوخرافاتي پيران، جاسوسان، او نور غلامان سره راټول شوي وو!!!!
    كوم خلك چی خپل وطن پلوري.. هغوي خو له سره دين نلري… زما په نظر دغه تشاؤم هغو (مړويسانو) كړي دي چی لوي چرگي ته د … په حالت كي ننوتي وو.
    لعنت شه په دغه شان خلكو!!!

  8. فرهاد says:

    نام افغانها در سطح جهان بد شد و این عدد محدود و منحصر به یک کوچه و یک شهر خورد به سطح بین المللی منتهی شده و برای خارجی ها نیز اذعان گردید که عدد 39 بین افغانها فرهنگ دلالی است.
    نمیدانم که نخبگان ملت چرا به خرافات رو می آورندممکن نخبگان ما آلوده شده و دیگر مقاومت بحث و دفاع از حقوق مردم شان را ندارند.
    بیائید نسل جدید و جوان را در عرصه نمایندگی خود برگزینیم و از فرسوده های قرن بگذریم.
    آنها فروخته شده گان دالر و فروخته شدگان فرهنگ استند.
    آنها به ضربه های فرهنگی اقتصادی و اجتماعی وطن شان طرفدارهستند پس با اینها صرف وداع بکار است، وگرنه تمام ملت را به گودال میندازند.

  9. mirwais says:

    د افغانستان د PHD په سویه عالمان چی د ریاضی په نړی کی د نوی بدلون راوستونکی دی او د یو لوی عدد څخه د صرف نظر یا حذف کیدو په حال دی غواړی چی د ۳۹ پرځای یو نوی عدد را وباسی . څه فکر کوی چی د یو وطن داسی مشران او داسی رسمی اداری وی نو ددی وطن به څه حال وی ؟
    که داسی وی نو د ۳۹ سورهّ (الزمر) په اړه به څه فکر کوی؟
    ستاسی د لیدونکو د نظر په هیله.

  10. اسدالله says:

    دوی باید په وروستی پریکړه لیک کی دا خبره هم لیکلاۍ واۍ چه د 39شمیره باید د شمیرنی له حسابه لیری شی ځکه دوی دی خبری ته رسمی بڼه ورکړه

  11. اسدالله says:

    دوی باید په وروستی پریکړه لیک کی دا ماده هم لیکلای وای چه د ۳۹ عدد باید له شمیرنی څخه وویستل شی ځکه دوی دی خبری ته ددولت په سطحه رسمی بڼه ورکړه

  12. محصل says:

    اگر به حقیقت امر دیده شود اینهاییکه در لویه جرگه جمع شده و میخواهند پیمان ستراتیژیک را تأیید نمایند در حقیقت همه 39 هستند و کار شان جز دلالی مادر وطن به امریکا چیز دیگری نیست

  13. مخلص says:

    ماخو فکر کاوه چې دا د ٣٩ خبره به د جوک د سر خبرې وي او کواليفايډ خلک به دا مشکل نه لري خو اوس مې په دې خبره پوره سر خلاص شو چې دا دافغانستان د دولت لخوا هم رسمي بڼه لري او په دې جرګه کې د ٣٩ عدد په ٤٠ بدلول او ٤٠ په ٤١ بدلول يې ښکاره ثبوت دى او دا څومره احمقانه عمل دى
    له دغه ډول خلکو به څه اميد ولرو چې د افغانستان سرنوشت به وټاکي

  14. هروی says:

    وجالب اینکه در سال که این جرگه دایر میشود سال ۱۳۹۰ است که ۳۹ در آن ذکر شده وتا ۱۰ سال آیند تاریخ به همین ۳۹ بستگی دارد باید از ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹ تاریخ را از بین برده به سال ۱۴۰۰ این دانشمندان امریکایی نما داخل شوند و این ۱۰ سال را الغا نماید

  15. احمد ضياء رحيمزى says:

    جالب است، خدا رحمت کند اين قوم با شعور را و به خصوص کميسيون تدوير لويه جرگه عنعنوى را !!! اتا چه حد احمقانه است عقل ومنطق اين مردم!! وبه چه حد رسواکننده است،نظريات شرکت کننده گان اين لويه جرگه مردود وفرمايشى !! که به زعم خودشان براى امر مهمى دورهم جمع شده اند ولى درجريان کار فقط روى اين موضوع که عدد ٣٩ بايد در نام گذارى ياشمارش يکى ازکميسيون هاى کارى اين جرگه دخيل نگردد، يک روز را به بحث ومناقشه مى پردازند ولى هنگامى استعمارگران واشغالگران امريکايى برخلاف همه انتظار پيش نويس طرح خود براى به اصطلاح پيمان ستراتيژيک را بنام اين که محرم است واز افشاى مواد آن هراس دارد،در اختيار شرکت کننده گان اين جرگه فرمايشى نمى گذارد، اصلا توجهى به آن مبذول نمى دارند!!!!
    مگر اين حرکت امريکايى ها اين معنى را نمى دهد که آنها اين جرگه فرمايشى وشرکت کننده گان آنرا پشيزى هم اهميت نمى دهند؟ پس دراين چنين حالتى تدوير اين لويه جرگه واين همه تدابيرى که هرلحظه بيم شکستن آن وجود دارد، چى معنى مى دهد؟ آيا با وجود اين حرکت امريکا دوام کار جرگه و سهم گيرى شرکت کننده گان آن اين معنى را نمى دهند که آنها نه خود به شخصيت واهليت خود احترام دارند ونه هم از امريکا وساير اجانب اين توقع را دارند تا به آنها احترام گذارده شود، ومهم ترين چيز نزد آنها تنها مطرح شدن ونام کشيدن خودشان است ولو با هر قيمتى باشد!!!

    • Hekmat says:

      سلام رحیمزی صاحب
      اګر کمیته 39 یا اطاق 39 را بگیریند بی ناموس خواهند بود ولی اگر وطن را بفروشند وحلقه غلامی بیاویزند باز خو قهرمان هستند هاهاهاهاهاهاها
      ولی اگر در مورد خواست های آمریکا سوال کنند باز خو مثل خانم بلقیس (نماینده مردم فراه)به سرنوشت راندن از خیمه جرررررررگه میشوند.
      خوب اگر درین جرگه هر چه به سرنوشت افغانستان بازی شد شد ولی یک چند روبیه خو بدست اینها (وطن فروشان)رسید.

  16. افضلي says:

    څومره احمق خلک په عنعنوي لويه جرګه کې برخه لري!!!
    که دوی دا مني چې د ۳۹ عدد د دوی په وینا د دلالي معنی ورکوي، نو دوی خو هر یو د ۳۹ کلنۍ له عمر نه هم تیر شوي… آیا هغه یو کال دوی هم دلالان ول؟؟؟ څومره احمقانه فکر دی!!!! دوی زمونږ سرنوشت ټاکي؟؟؟

  17. هروی says:

    خنک مردان که سحر او شکستند
    به پیمان فرنگی دل نبستند

    مشو نومید و با خود شنا باش
    که مردان پیش ازین بودند و هستند

    • محمدانور says:

      د اصلاح ټولوکارکوونکو ته نیکی هیلی او سلامونه وړاندی کووم
      ما داخبره له څوعوامو اوریدیلی وه خو بابیزه می بللی وه چی دا به ګوندی هسی ګډی وډی وی خو اوس می چی ستاسو خبری ولوستی نو ډیر تعجب می وکړ او هغه د عربی ‎ژبی شعر رایادشو چی وایی (اذاکان الغراب دلیل قوم – سیهدیهم سبیل الهالکین) چی دقوم مشران دومره بی وقوفه شی نو د عوامو به څه حال وی. الله دی په زمونږ په ملک او ملت رحم وکړی

 
 

نظر خود را در باره مضمون بنویسيد

 

لطف برای هر گونه سوالات دینی خود از ایمیل Fatwa@eslahonline.Net استفاده نمائید

برای تماس با مسئولین اصلاح انلاین از ایمیل info@eslahonline.Net استفاده نمائید