فکر، هدف و روش کار جمعيت اصلاح

 
جمعيت اصلاح متشکل از چي کساني است؟

اعضاء، همکاران و هواداران جمعيت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان متشکل اند از هزاران فرزند مخلص و دلسوز افغانستان عزيز که با درک رسالت سترگ دينى و ملي شان در جهت آوردن تغيير مثبت و مفيد در جامعه بر اساس تعليمات و ارزشهاي اصيل اسلامي، و تجارب نيک و سالم انساني مطابق با اصول و برنامهء مشخص و واضح تلاش و جد و جهد مي نمايند.
هر افغان مسلمان و وطندوست ،اعم از زن و مرد که اهداف جمعيت اصلاح را پذيرفته، و به اصول و دساتير آن پابندي نشان بدهد حق دارد تا عضويت جمعيت را کسب نموده و از اين سنگر فراگير و افغانستان شمول ،در جهت خير و فلاح ملت مؤمن و مظلوم افغانستان و نشر روشني و نور فعاليت نمايد.
جمعيت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان به کدام شخص و گروه، سمت و يا طبقه مشخص مربوط نمي باشد، اين جمعيت از آن همهء ملت مسلمان افغانستان و متعلق به فرد فرد اين سر زمين است، در جمعيت اصلاح معيار پذيرش اعضاء و همکاران سمت، زبان، جنس، ثروت، وجاهت اجتماعي و يا درجات علمي افراد نبوده و فقط اين معيارها و اصول اسلامي و اخلاقي و ملاک هاي پابندي به اهداف ، موازين و دساتير و ارزشهاي شرعي، اعتقادي، معنوي و علمي و اخلاقي است که جايگاه افراد را در داخل جمعيت، وهمچنان موقف جمعيت را در برابر اشخاص و جهت ها در بيرون مشخص مي سازد.
بر اساس آنچه تذکار يافت دروازه هاي جمعيت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان به روي همه هموطنان عزيز مان باز است ،و اعضاي جمعيت با قلبهاي آکنده از خلوص وآغوش هاي پر از محبت از کساني كه جمعيت اصلاح را بحيث سنگر و پايگاه دعوت و مبارزه خويش انتخاب مي نمايند استقبال مي کنند.

پيشينهء تاريخي جمعيت اصلاح:
هر چند جمعيت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان از بهار سال1382 هـ ش به حيث يک نهاد اجتماعي در کشور ثبت شده است ولي بايد گفت که پيشينه تاريخي و آغاز مبارزه و جد و چهد شوراي مؤسسان و اعضاي جمعيت اصلاح به بيش از دو دهه بر مي گردد.
دعوت و مبارزه فکري و فرهنگي اعضاي جمعيت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان از نيمهء دهه شصت هجري شمسي درست در وقت و زماني آغاز يافت که هنوز کشور عزيز مان افغانستان عزيز در تحت اشغال نظامي اتحاد شوروي سابق قرار داشته و ملت مسلمان ما با جهاد عظيم و قربانيها و رشادت بي نظير خويش با مهاجمين قشون شرخ دست و پنجه نرم مي نمود.
عدهء از جوانان و روشنفکران مجاهد، مخلص و دلسوز کشور که از يکطرف خطر اشغالي نظامي کشور از طرف اتحاد شوروي سابق را درك مي نمودند، و از طرف ديگر مشکلات و خطرات ناشي از بي اتفاقى و چند پارچگي تنظيماهاي جهادي و فقدان و وضعف کار فکري و فرهنکي را در صفوف مجاهدين و ملت ما خوب احساس مي کردند با ايمان و توکل به خداوند متعال و در جهت اداي رسالت عظيم ديني و انساني و ملي شان اقدام به کار فکري و تربيتي و فرهنگي منظم نموده هسته ها و حلقات تربيتي و فکري را در صفوف نسل جوان کشور ايجاد کردند. اين حلقات و هسته هاى فکري و تربيتي که بر اساس اهداف و برنامه و تخطيط منظم آغاز شده بود آهسته آهسته و بشکل تدريجي رشد نموده و همانند شجره طيبه نمو و انکشاف کرد.
دومين گام اين کار مبارزه و دعوت و تربيت ايجاد و تأسيس مؤسسات تربيتي و تعليمي و فرهنگي بود که تبلور واضح آن را در شکل و ترکيب مؤسسات مبارکي چون مرکز فرهنگي اسلامي افغانستان، مرکز تعليمي اسلامىافغانستان، انجمن اخلاق و معرفت، انجمن فرهنگي مستقبل، اکادمي مستقبل و چندين مرکز و مؤسسه فرهنگي و تربيتي و تعليمي ديگر دريافت.
هرچند به مجرد آغاز ثبت قانوني نهادهاي اجتماعي در کشور جمعيت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان در مطابقت با قوانين نافذهء کشور رسما ثبت گرديده و به حيث يک نهاد اجتماعي جواز فعاليت کسب نمود ولي در حقيقت جمعيت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان تداوم و استمرار همان خط و جريان فکري و اجتماعي و دعوتي است که ريشه هاي عميق   بيش از دو دهه در تاريخ جريانات فکري و اجتماعي کشور عزيز دارد، و از اين گذشته ريشه هاي اين جمعيت پيوسته است به نهضت اسلامي کشور عزيز مان افغانستان، بناء با کمال اطمينان مي توان گفت که جمعيت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان پديده نو پاي و جديد  و فاقد جذور و ريشه هاي تاريخي نيست، بلکه اين جمعيت به حيث يک جريان فکري و دعوتي در حقيقت تسلسل و خلاصه و تداوم دعوت الى الله و مبارزات مثبت اسلامي در کشور عزيز ما بوده و تجسيدعملي تجارب مثبت نهضت اسلامي افغانستان و مبارزات تاريخي آن در درازناني پر از پيج و خم تاريخ كشور ماست.
البته چيز مهمي که جمعيت اصلاح و مبارزه و دعوت آن را متميز و برازنده مي سازد اين است که جمعيت -لله الحمد- به  ممارسات نادرست و رقابتهاى منفى متورط نبوده در هيچ جنكَ داخلى، زد وبند و درگيري سياسي بين احزاب، جريانات و گروه هاي متخاصم و در كَير طرف و دخيل نبوده است.
تاريخ دو دههء اخير کشور ما گواه است که اعضاى جمعيت اصلاح و منابر و نشرات مختلف وابسته به آن مانند هفته ناهء بيغام، مجلهء مستقبل و هفته نامهءاصلاح ملى وغيره در مقاطع مختلف و حساس تاريخي چه قبل از اخراج قواي نظامي شوروي سابق از افغانستان و چه بعد از سقوط نظام کمونستي در کشور، و چه در زمان درگيري و جنگ داخلي ميان احزاب و تنظيم ها، و چه در وقت درگيري ميان  حركت طالبان و جبههء متحد هميشه درگيري و جنگ داخلي را نکوهش نموده و اطراف درگير را از خطرات و پيامدهاي تباه کن جنگ داخلي بر حذر داشته و به وحدت و يک پارچکي مبنى بر اخوت اسلامى و کنار آمدن با هم دعوت کرده است اعضاي جمعيت اصلاح و بعضي از نهادهاي وابسته به آن  به اثر اين موقف شرعي و اصولي و مبتني بر مصالح ملي کشور قربانيهاي زيادي را متحمل گرديده و قيمت پابندى به اصول و اساسات اعتقادي و فکري را مردانه وار پرداخته اند و ان شاء الله در آينده نيز آماده هر نوع قرباني و از خود گذري در راه تحقق اهداف والاي خويش مي باشند.
در اين جا ايجاب مي نمايد تا تذکر بدهيم که جمعيت اصلاح خواهان درگيري و جبهه گيري با هيچ جهت، نهاد و يا طرف مخلص و متعهد به ارزشهاي ديني و منافع ملت مسلمان افغانستان و امت اسلامي نمي باشد و همواره به اساس اصل قرآنى :” و تعاونوا على البر و التقوى و لا تعاونوا علي الاثم و العدوان” خواهان همکاري جدى، هماهنگي، و تشريک مساعي با تمام افراد، جهتها و نهادهاي دلسوز و مخلص به دين، منافع ملي، و مصالح علياي امت اسلامي مي باشد و درين راستا خواهان رسيدن به هيچ امتياز و منفعت شخصي و يا گروهي نيست.

اهداف جمعيت اصلاح:

همانطوري که در ماده پنجم اساسنامهء جمعيت واضح است اهداف کلي و عمومي جمعيت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان قرار ذيل مي باشد:
1.    سهم گيري در بازسازي افغانستان از طريق کار اجتماعي ، فرهنگي، تعليمي و تربيتي.
2.    سهم گيري در جهت ارتقاي سطح زندگي مردم و مبارزه عليه فقر، مرض، بيکاري، جهل و بي سوادي.
3.    تلاش در جهت تحکيم صلح و استقرار و ايجاد فضاي برادري و اخوت در جامعه و مبارزه عليه تعصبات سمتي، قومي، زباني، نژادي و غيره.
4.    زمينه سازي براي تبادل افکار و نظريات در فضاي آزاد و صميمي با رعايت ادب و احترام متقابل.
5.    غرس مفاهيم وطندوستي، خدمت به مردم و دفاع از منافع ملي کشور.
6.    دفاع از حقوق بشر و ارزشهاي انساني در جامعه.
7.    سهم گيري در امر تربيت کادرهاي علمي، فني، و تحصصي در ساحات مختلف به خاطر بازسازي و ترقي اجتماعي کشور.
8.    نشر فرهنگ اسلامي و ارزشهاي اصيل ملي در جامعه.
9.    ترويج اخلاق و ارزشهاي ارزنده و عالي در جامعه و مبارزه عليه مفاسد اخلاقي.
10.    کوشش در جهت بهبود وضع زنان کشور و ارتقاي سطح علمي، اجتماعي و اقتصادي آنان.
11.    زمينه سازي براي رشد و شگوفايي استعداد هاي اطفال و جوانان کشور.
12.    تلاش در جهت خدمت به معيوبين و معلولين کشور و ايجاد زمينه اي کار و سرگرمي مناسب براي آنان.
13.    سرپرستي از ايتام و بيوه زنان کشور و فراهم آوري زمينه هاي کسب و کار آبرومندانه براي آنان.
اگر با نگاه ژرف و نظر دقيق به اهداف جمعيت اصلاح نگريسته شود در مي يابيم که اين اهداف صداي دل و وجدان و ضمير هر هموطن مسلمان و خيرخواه و دلسوز به امروز فرداي افغانستان بوده و در صورتي که همه و يا بخش عمدهء از آن تحققق يابد وضع کشور در جهت مثبت تغيير نموده و ملت ما ان شاء الله جايگاه مناسب  معنوي و مادي خود را در ميان ملتهاي پيشرفته دنيا احراز مي کند.

طبيعت کار جمعيت اصلاح:
طوريکه در اهداف جمعيت اصلاح ذکر شده است تربيت، فرهنگ، وتعليم اساس کار جمعيت را تشکيل مي دهد و تحقق ساير اهداف و برنامه هاي جمعيت در حقيقت در گرو همين کار تربيتي، فرهنگي، تعليمي و اجتماعي مي باشد، ازاين رو براي کسي که سيرکار و فعاليت هاي جمعيت اصلاح را تعقيب مي کند باعث تعجب نيست که چرا جمعيت اصلاح  بر امر تربيت و کادرسازي وراه اندازي برنامه ها و پروژهاي وسيع تعليمي و فرهنگي جدا ترکيز نموده و يک بخش بزلگ تلاش وجد و جهد اعضا و هواخواهان ونهادهاي وابسته برخود را دراين راستا توجيه مي کند؟
جمعيت اصلاح بر اساس اصل و دستور قرآني: ” إن الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بأنفسهم” (سوره رعد) و سنت و سيرت پيامبر اکرم صلى الله عليه وسلم معتقد است که تغيير مثبت  در قلب و روان و ذهن انسان اساس تغيير در فرد، خانواده و جامعه و جوامع بشري را مي سازد و هيچ کوششي در جهت به ميان آوردن تمدن سالم، پيشرفت و تعالي، و بهبود زندگي و صلح و استقرار و ثبات و رفاه عامه بدون تغيير قلب و ذهن و روان افراد جامعه و آماده سازي آنان براي قبول انديشه ها، ارزشها، و اهداف نيک و مثبت امکان ندارد.
ما در جمعيت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان بر اساس فهم مان از قرآن و سنت و تجارب و عملکرد ائمه و مصلحين و مجددين و سلف امت ،وتجارب مثبت بشرى در طول تاريخ انسانى در روى زمين به اين باور هستم که تا فکر و ذهن و روان انسان به شکل مثبت تبديل نشود انتظار هر گونه تبديلي مثبت در در جامعه و جهان کاملا بي اساس بيهوده است و تبديلي در قلوب و اذهان و تزکيه، فقط و فقط از راه دعوت و فکر و تربيت و تعليم ممکن مي باشد. و اين کاري است که انبياء عليهم السلام و خصوصا پيامبر اکرم حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه وسلم و پيروان ايشان به اساس نصوص صريح قرآن مجيد  بر آن مکلف مي باشند:” لقد من الله على المؤمنين إذ بعث فيهم رسولا من أنفسهم  يتلو عليهم آياته و يزكيهم ويعلمهم الكتاب والحكمة وإن كانوامن قبل لفي ضلال مبين” (سورة آل عمران آية 164)
تعليم ، و تزکيه اساس دعوت انبياء عليهم السلام را تشکيل مي دهد و امت اسلامي بر اساس تعليم و تزکيه بوجود آمده است.
بناء ما بهمان راهي مي رويم که انبياء عليهم السلام رفته اند، و کاري را انجام مي دهيم که رسول الله صلي الله عليه وسلم انجام داده اند و دراين کارمان اتباع و پيروي ايشان و صحابه کرام رضوان الله تعالي عليهم اجمعين را مي کنيم و هيچ روش جديد و بدعت در دين را نمي پذيريم چنانچه رسول الله صلي الله عليه وسلم مي فر مايند: “کل محدثة بدعة و کل بدعة ضلالة و کل ضلالة في النار.”
اين راه ما است و به نظر ما هيچ راهي جز دعوت، تربيت و تعليم و تزکيه براي تغيير مثبت و پايدار در امت وملت وجود ندارد0 ما مي دانيم كه اين راه راه دشوار، دراز، پرخم وپيج و مملو از موانع و خار مغيلان است، و رفتن در آن کار هرکس نمي باشد، و ايمان قوي و عزم راسخ و صبر وحوصله  چون کوه مي خواهد، و تارسيدن به سر منزل مقصود ساليان دراز و عمرها فاصله است، مگر راه درست و صراط المستقيم ديگرى جز آن وجود ندارد.بس با اخلاص وتجرد ومردانكَى  بهمين راه  بايد رفت.
با درک اين حقيقت، و فهم درست از طبيعت دعوت و مبارزهء اسلامى، جمعيت اصلاح در تحقق هدف و انجام رسالت خويش هرگز شتابزده و مستعجل نبوده به کارهاي مقطعي و موسمي معتقد نمي باشد.
جمعيت به حيث يک حرکت و نهاد اسلامي همه اعضا و هواهواهان خود را به کار و مبارزه طويل المدت، خستگي ناپذير، صابرانه و مرحله وار فرامي خواند و اگر کساني خواهان رسيدن به نتايج زودرس ،سير شتابزده و بي برنامه و فاقد منهج و مضطرب باشند بايد براي خويشتن جاي ديگري غير از جمعيت اصلاح جستجو نمايند.
ما در جمعيت اصلاح خوب درک مي کنيم که بر سر راه دعوت و مبارزهء ما موانع و خارهاي فراواني از اشغالي نظامي و استعمار نظامي و سياسي اقتصادي گرفته  تا هجوم و جنگ همه جانبهء تمدني ودر ساحات فکر و اخلاق و علم و دانش ، و همچنان ارعاب و ارهاب و تخويف و ساير انواع تکليف و آزار وجود دارد ” أحسب الناس ان يقولوا آمنا  و هم لا يفتون0 و لقد فتناالذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا وليعلمن الكاذبين”(سورة العنكبوت : 1 و2) ولي ما با ايمان قوي و صبر بلند، و همت و عزم راسخ  به توفيق پروردگار بزرگ و با الهام و پيروي از انبياء عليهم السلام خصوصا  خاتم و آخرين ايشان رسول الله صلي الله عليه وسلم بدون خوف و هراس از موانع و مشکلات ان شاء الله بر راه مان ادامه مي دهيم و يقين جازم داريم که مطابق به وعده هاي بر حق الهي در فرجام و نهايت امر حق پيروز مي شود و باطل سرنوشتي جز شکست و نابودي ندارد” قل جاء الحق و زهق الباطل، ان الباطل کان زهوقا” ( سورة الإسراء)
ما با قلبهاي آگنده از ايمان و اميد به تحقق وعده هاي بر حق رباني چون” والذين جاهدوا فيننا لنهدنهم سبلنا و إن الله لمع المحسنين” و”إن تنصروا الله ينصر کم و يثبت اقدامکم” هستيم و اين بزرگ ترين زاد وتوشه ماست در اين راه بر خطر وپر از موانع و مشکلات 0
دعوت  ومبارزه  وتجارب مبارزات اسلامي و تحولات سیاسى و اجتماعي کشور ما و بعضي از کشورهاي ديگر درستي و حقانيت درک  مااز طبيعت دعوت و جامعه و جهان را به اثبات رسانيده است، وهموطنان ما و جهانيان شاهداند که با وجود رسيدن به قدرت سياسي و مراکز سلطه و حکومت در نتيجهء فقدان منهج و برنامه درست و واضح ،و نبود کادرهاي لازم و تربيت يافته رسيد ن بي وقت و قبل از پختگي لازم تربيتي و علمي (تعليم و تزکيه) به قدرت سياسي نه تنها اهداف و شعارهاي بلند بالاي تطبيق اسلام و شريعت را متحقق نساخت بلکه متاسفانه باعث بروز مشکلات زياد براي ملت و خدشه دار شدن دعوت و مبارزه اسلامي نيز شد!!
از ين رو يک بار ديگر تاکيد مي کنيم که تنها تغيير سياسي و تبديل شدن چهره ها در مراکز قدرت حلال مشکل نيست بلکه بايد قبل از همه قلب، ذهن ،ضمير ،و اخلاق و عملکرد افراد جامعه اسلامي شده و ملت آماده پذيرش و حمايت و دفاع آگاهانه از اهداف و آرمانها و دست آوردهاي حرکت اسلامي شود  مثليكه رسول اكرم صلى الله عليه وسلم فرموده اند:” ألاإن في الجسد لمضغة إذا صلحت صلح الجسد کلمه و إذا فسدت فسد الجسد کله ألا وهي القلب” ما معتقد هستيم که فرد اساس خانواده را تشکيل مي دهد و خانواده اساس جامعه را ازين رو براي تغيير خانواده به طرف مثبت و مفيد راهي جز تغير فرد وجود ندارد، و تغيير جامعه به طرف خير و خوبي بدون تغيير خانواده ممکن نمي باشد، و تغيير حکومت و نظام و اجتماع فقط از طريق تغيير جامعه ميسر است و يگانه راه اين همه تغيير در فرد، خانواده ، جامعه و نظام و حکومت همانا تربيه و تعليم و تزکيه از طريق تطهير و پاکسازي افکار و اعمال توسط يک برنامهء جامع و فراگير است که بايد ساختار و نياز مندي هاي روحي، فکري ، و جسمي افراد و ضرورتهاي جامعه را در نظر گرفته باشد . اين درست همان کاري است که جمعيت اصلاح و اعضاي آن از ساليان دراز آن را انجام داده و تحقق آن را مطمح جد و جهد خويش قرار داده اند.

شعار جمعيت اصلاح:
شعار جمعيت اصلاح عبارت است از:
•    اصلاح فرد،  خانواده و جامعه.
•    تأمين عدالت اجتماعي و قانونيت در کشور.
•    ترقي و انکشاف همه جانبهء افغانستان.
شعار جمعيت اصلا ح فشردهء اهداف ان را تشکيل مي دهد و يا به عبارت ديكر اهداف تفصيلي جمعيت اصلاح در شعار آن خلاصه شده است.
هرچند در ارتباط به اهميت تغيير و اصلاح فرد، خانواده و جامعه در سطور بالا بحث شد ولي بايد اذعان شود كه همهء مشکلات امروز و ديروز بشريت و از جمله جوامع اسلامي و جامعه ما به فساد و انحراف عقيده و فکر و عمل و اخلاق انسانها برمي گردد، وقتي که انحراف مي گوييم يقينا مقصد ما انحراف از طريق و منهج الهي يعني تعليمات قرآن کريم و سنت نبي اکرم صلي الله عليه وسلم ميباشد، بشريت در نتيجه دوري و انحراف از منهج خدا و دين بر حق او دچار تباهي و بدبختي و شقاوت در عرصه هاي مختلف زندگي گرديده است بناء راه نجات نيز در اصلاح افراد از طريق اصلاح عقيده و فکر و انديشه و اخلاق و عمل آنان بر اساس احکام و تعليمات و ارزشهاي قرآن و سنت مي باشد 0 رفتن به راه هاي ديگر جز تباهي و خسران مزيد و بدبختي بيشترثمره و نتيجهء ديگر ندارد 0اصلاح جوامع بشري نيز بدون اصلاح افراد بر اساس آنچه گفتيم امکان ندارد0 فعلا دراين نوشتار پرداختن به تفاصيل اين منهج و روش اصلاحي مبتني بر قرآن و سنت امکان ندارد و خوانندگان عزيز مي توانند اين تفاصيل را در مراجع و مصادر فراواني که دراين باره نگارش يافته اند مطالعه نمايند.
از اين رو وقتي که اصلاح فرد، خانواده و جامعه به حيث شعار جمعيت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان مطرح مي شود، تربيت افراد و خانواده و جامعه و اصلاح عقيده، فکر، عمل و اخلاق آنان بر اساس تعليم و تزکيه که همانا تربيت و دعوت مى باشد در نظر است، و اين کارهم بر اساس برنامه و منهج و طرح منظم و واضح و مشخص و وسايل معين و از قبل تعيين شده در عرصه هاي مختلف چه به صورت فردي و چه به صورت اجتماعي انجام مي شود، و در نتيجهء کار دراز مدت همه جانبه و مرحله وار سرانجام آهسته آهسته نشانه ها و علامات تغييير و تبديلي در جامعه رو نما مي گردد و فرهنگ و ثقافت و طرز ديد و تفکر و سلوک و عملکرد مثبت جاي فرهنگ و ثقافت و طرز ديد و تفکر و سلوک و عملکر دهاي منفي و مخالف با ارزشهاي ناب اسلامي و انساني را مي گيرد. تنها در نتيجه چنين کاري است که نظام جامعه در عرصه هاي مختلف دستخوش تغيير مي شود.

پاسخ به يک اشکال:
اگر کسي بپرسد که اين يک پروژهء بسيار دراز و طويل المدت بوده و ساليان دراز و حتي به عمرها و نسلها نياز دارد و از همه مهم تر اينکه تغيير نظام جامعه از جمله نظام سياسي و اقتصادي و غيره نيز فقط بعد از چندين دهه امکان پذير خواهد بود و شرائط و موانع جديد و مشکلات تازه در سطح جهان و منطقه و جهان را نيز دراين راستا نمي توان از نظر انداخت که شايد در مجموع باعث به تأخير افتيدن رسيدن به اهداف شود؟
جواب ما به جزء اول  سوال اين است که بلي يقينا  اين پروژه و کار يک کار و پروژه طويل المدت و همه جانبه است و وقت دراز مي خواهدولي به نظرما راه مطمئن و درست ديگري براي تغيير جامعه و جهان وجود ندارد و اگر طريق ديگر وجود مي داشت انبياء عليهم السلام آن را از نظرنمي انداختند.
پاسخ ما به اشکال دوم در ارتباط به تغيير نظام سياسى و اقتصادي جامعه اين است که در اثر استمرار و تداوم برنامهء اصلاحي هرچند تغييرات جزئي و گاهي هم مهم در عرصه هاي سياست و اقتصاد و اجتماع رونما خواهد شد ولي تغيير کلي و اساسى و پايدار بازهم دراثر تغيير(مافي الأنفس)  وتغيير جامعه خواهد بود.
به ارتباط اشکال سوم يا موانع جديد و تازه بر سر راه کار اصلاح بايد گفت که اين موانع وعوايق  و اثرات بسيار منفي ان را بر سر کار دعوت و اصلاح نمي توان از نظر دور داشت ،ولي با برنامه ريزي و ايجاد طرح و استراتژي مناسب  وبر وقت ميتوان با اين موانع و مشکلات جديدي که وقتا فوقتاً فرا راه دعوت و مبارزه سر مي کشند مقابله کرد و خطرات آن را تقليل داد.
دراين جا اشاره به يک نقطه بسيار مهم است و اآن اين که معناى عمليهء اصلاح و تربيت اين نيست که يک فرد و يا همه افراد و يا برخي از افراد جامعه بايد کاملا تربيت يافته و بعدا به اصلاح ديگران و جامعه و يا اصلاح در عرصه هاي ديگر بپردازند .اين يک تصور غلط از کارتربيتي مي باشد زيرا عمليه اصلاح شدن و اصلاح کردن يا صالح شدن و مصلح بودن هر دو کاري است که همزمان باهم انجام مي شوند.
به عبارت ديگر فرد صالح در عين حال به اصلاح ديگران نيز مي پردازد و اين را هم بايد در نظر داشت که صالح شدن و تربيت شدن يك امر نسبى بوده و هرگز نهايت و انجام ندارد يعنى اين عمليه تربيت وسير بسوى صلاح در فرد هيچ وقت به آخر نمي رسد، و مانند رسيدن به مدارج و مراحل تحصيلي کسي بايد به اين فکر نباشد که روزي بر مدارج آخرتربيت رسيده و شهادت نامه آخرين مرحله تربيتي را بدست مي آورد.
از نظر اسلام انسان مکلف است تا هميشه در راه خير و نيکي سير نموده و آنچه را که از خير و علم و نيکي مي آموزد به ديگران برساند از همين سبب پيامبر عليه السلام هميشه به صحابه کرام مي فرمودند:” بلغوا عني و لوآية” يعنى حد اقل يك آيت قرآن را از من بديكرا برسانيد. مقصد از انچه گفته شد اين است که عمليه تربيتي درازمدت و اصلاح فرد و خانواده و جامعه به معناي تربيت بدون کار و فعاليت و تأثير در جامعه نمي باشد، بلکه فرد مسلمان بر اساس اصل امر بالمعروف و نهي عن المنکر مکلف است تا آنچه را آموخته است و نيکي را که برآن عمل مي کند به ديگران رسانيده و ايشا نرا بسوى علم و عمل به آن دعوت نمايد . شکي نيست که در اثر اين کار در وسط و جريان کار اصلاحى تغييرات مثبت در افراد و خانواده و جامعه رونما گرديده و آثار نيک تربيت در تغيير جامعه و محيط و نظام به مشاهده خواهد رسيد.
يعني به موازات رشد و انکشاف کار تربيتي و اصلاحي (تعليم و تزکيه) خير ونيکي و علم نافع و عمل صالح نيز در جامعه رشد و نمو نموده و بدي ها و منکرات در عرصه هاي مختلف رو به ضعف و اضمحلال مي گذارند، بناء اتهام کار اصلاحي و دعوتي و تربيت به عدم انتاج و يا ضعف انتاج و کم تأثير بودن در عمليه تغيير جامعه و نظام بيجا و نادرست مي باشد.
رونما شدن تغييرات مثبت در عرصه هاي اصلاح عقايد و افکار و اعمال و سلوک در بعضي نهادها و مناطق و جوامع چه در گذشته و چه در حال صحت آنچه را گفتيم تاييد و تاکيد مي نمايد.
شعار دوم جعيت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان تأمين عدالت اجتماعي و قانونيت در کشوراست.
در شرح و تفصيل موجز اين شعار جمعيت اصلاح بايد گفت که تأمين عدالت اجتماعي و قسط يکي از مقاصد و اهداف اساسي اسلام را تشکيل داده و جزء عمدهء رسالت انبياء عليهم السلام است:” لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الکتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط.” (سوره حديد) تطبيق و تحقق عدالت و قسط فقط در سايهء تطبيق دين خدا يعني اسلام ممکن مى باشد.تجربه نشان داده است كه جستجوي عدالت کامل در اديان ساخته و پرداختهء بشر و قوانين  وضعي و نظامهاي بشر ي از جمله مستحيلات مي باشد. وقتي که جمعيت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان تحقق عدالت اجتماعي را شعار خويش قرار مي دهد يقينا تطبيق کامل، همه جانبه و درست شريعت اسلامي را در نظر دارد زيرا قسمي که گفتيم تحقق عدالت اجتماعي و ريشه کني همه انواع ظلم و بي عدالتي فقط در تطبيق نظام الله است يعني دين او در روي زمين ممکن است . اين را هم ميدانيم که اسلام نظام و قانون مکمل زندگي است و بايد به صورت همه جانبه و بدون کم و کاست در زندگي افراد و جماعات تطبيق شود، زيرا تطبيق جزئي اسلام به معناي اخذ يک بخش و ترک بخشهاي ديگر دين است و از نظر قرآن و سنت امري است مرفوض و مردود:” أفتؤمنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض فما جزاء من يفعل ذالك إلا خزي في الحياة الدنيا و يوم القيامة يردون إلي اشد العذاب.” (سوره بقره)
قرآن مؤمنان را به داخل شدن همه جانبه و کامل در دين اسلام يعني تطبيق همهء دين امر مي فرمايد:” يا أيها الذين آمنوا ادخلوا في السلم کافه و لاتتبعوا خطوات الشيطان.”
و براساس اين اصل در جزء اول شعار در جزء دوم جمعيت اصلا ح قانونيت در کشور را شعار خويش قرار داده است.
بدون قانونيت و نظام، قانون جنگل در جامه حکمفرما مي شود و همه چيز درهم و برهم گرديده وعلاوه از مختل شدن نظم و امنيت ،انارشيزم و بي و بندباري و هوا و هوس و ظلم و بي عدالتي و چور و چپاول و غبن و مفاسد جاي ارزشهاي متعال و نيکو را گرفته مشتي اوباش و ظالم و دکتاتور بر سرنوشت جامعه و ملت حاکم  شده و هر آنچه را که دل شان بخواهد و هوا و هوس و حرص  و آز آنان طالب آن  باشد بزور نيزه و تفنگ  بر ملت و مردم تحميل مي کنند.  شکي نيست که ملت مسلمان و مظلوم  افغانستان نتايج شوم و تباهکن لا قانونيت و انارشيز را در دوران رژيمهاي سابق جه قبل از کودتاي ثور و چه بعد از کودتاي ناميمون ثور و پيامدهاي شوم آن تا امروز با گوشت و پوست خويش احساس مي نمايند و دانشمندان و علما به اين متفق اند که تطبيق قانون و نظام هرچند داراي نقايص نيز باشد به مراتب بهتر از لا قانوننيت و بي نظامي است زيرا در زير سايهء قانون حد اقل دين، ناموس ، مال و شرف مردم مصئون  مي ماند مگر در زير لا قانونيت و بي نظامي نه دين و نه ناموس و نه هم مال و شرف و کرامت انساني محفوظ مي باشد. البته اين حرف  هرگز به معناى قبول قوانين غير اسلامى وظالمانه و مبارزه نكردن براى تغيير آنها نيست.
اين هم واضح و روشن است که هيچ نظام و هيچ قانوني بهتر و برتر از قانون و شريعت اسلام نيست اين فقط شريعت الهي است که اوضاع ناهنجار و نابسامان جوامع بشري را سر و سامان داده و حيات بهيمي و حيواني را نظم و سازمان مي بخشد و دست خود کامگي و ظلم و بي عدالتي و هوس و هواي زور مندان و قلدران و متجاوزين را از گريبان مردم و جامعه قطع مي کند.
بادرک حقايق  ذکر شده و با درنظرداشت اوضاع حاکم بر جامعهءجنكزده و بي قانون ما  خوانندهء محترم معنى و ارزش شعار : تأمين عدالت اجتماعي و قانونيت در کشور را که از طرف جمعيت اصلاح عنوان شده است خوب تر و بهتر مي فهمند.
در اين جا به صراحت بايد گفت: که جعيت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان بر اساس ماهيت اسلامي و اهداف و اصول خويش هيچ قانون و نظامي را جز قانون و نظام و شريعت اصيل اسلام نمي پذيرد وهر قانون ونظامى را كه با قرآن وسنت در تضاد باشد مردود ومرفوض ميداند. وقتي که ما از شريعت اسلامي نام مي بريم هدف و مراد ما تطبيق بعض حدود و يا احکام فقهي جزئي نمى باشد بلکه ما تطبيق همهء اسلام را در ساحات مختلف اعم از سياست، اقتصاد، اجتماع، تعليم، ثقافت ، قضاء، تقنين، هنر و غيره خواهان بوده براساس شعار مان در راه تحقق آن کار و مبارزه و تلاش مي نماييم.
خلاصه اينکه تنها در سايهء تحقق عدالت اجتماعي و قانونيت به معناي که شرح نموديم است که جامعه و کشور جنگزده و بي سر وسامان ما نظام و تربيت و سروسامان پيدا مي کند و مشکلات اساسى ملت ما از اشغال نظامي بيگانگان گرفته تا باز سازي و اعمار دولت و حکومت و نظام و مبارزه با جرايم و مفاسد حل گرديده و ديگر کسي را ياراي ان نخواهد بود تا به حق کسي تعدي و تجاوز نموده و بر کسي ظلم و ستم روا بدارد و يا دست به ارتشا و اختلاس و فساد اداري بزند و يا هم با خودفروشي به استعمار و بيگانگان افغانستان را بفروشد.
شعار سوم جمعيت اصلاح ترقي و انکشاف همه جانبه افغانستان است.
تحقق اين شعار به تطبيق و تحقق دو شعار سابق بستگي دارد زيرا هيچ کاري در جهت رفاه حقيقي ملت و پيشرفت و تعالي و انکشاف کشور بدون وجود کادرهاي مؤمن و مخلص و دلسوز و وطندوست و وجود قانون و نظام عادل و درستي که دست استعمار گران اجنبي را از مقدرات و سرنوشت کشور قطع نموده وصلح و امنيت پايدار و حقيقي در اطراف و اکناف وطن عزيز تأمين کند ممکن نمي باشد.
تنها در چنين اوضاع و احوالي است که نهال ترقي و پيشرفت و تعالي معنوي و مادي در کشور جوانه زده و گلهاي رفاهيت و رشد و توسعه و انکشاف در ساحات و ابعاد مختلف زندگي مردم محروم، مظلوم و مستضعف ما خواهد شگفت.
جمعيت اصلاح وانکشاف اجتماعي افغانستان بر اساس ماهيت اسلامي و انساني خود به حيث حرکت ونهاد اسلامي و اجتماعي همزمان با تلاش در جهت تکوين و ساختار ايماني و معنوي انسان مسلمان افغاني رفاه ،ترقي و آسايش و تعالي مادي افغانستان را در ساحات و ابعاد مختلف شعار و هدف خويش قرار داده است.
جمعيت اصلاح معتقد است که فقر و عقب ماندگي و محروميت مادي ملت مسلمان افغانستان با وجود نيروي بشري بزرگ و موجوديت ذخاير سرشار طبيعي وساير مقومات و اساسات انکشاف و توسعه ،معلول ظلم و غفلت و حتي خيانت نظامهاي حاکم بر کشور و دور کردن تعليمات و ارزشهاي ناب اسلامي از سدهء قيادت و رهبري و نظام مي باشد .انسان افغان مانند ساير جهانيان حق دارد تا از زندگي شرافتمندانه و بدور از احتياج و تنگدستي و فقر و جهل و مرض بهره مند بوده و به خدمات و تسهيلات مادي مورد ضرورت و حداقل احتياجات زندگي انساني در قرن بيست ويکم دسترسي داشته باشد.
متأسفانه امروز علاوه از هزاران مشکل و مصيبت ديگرملت محروم و مستضعف افغانستان در تحت خطرفقر زندگي نموده و افغانستان در زمرهء معدود کشورهاي به شمار مي رود که در درآمدسالانهء فرد در آن در سطح بسيار نازلي قرار دارد.
بيکاري در کشور ما بيداد مي کند و جوانان ما مجبور اند تا با کمال محروميت و مجبوريت به خاطر کسب و کار و  بدست آوردن لقمهء نان با بکف گذاشتن جان و سرشان مرزهاي کشور را عبور نموده وارد کشورهاي همسايه مانند ايران و پاکستان شوند وعدهء هم به خاطر محروميت و مايوسيت از بهبود زندگي در کشور راه کشورهاي ديگر از جمله اروپا و آمريکا را در بيش بكَيرند.
کشورما در نتيجهء نتايج و پيامدهاي حضور و مداخله خارجي و بي کفايتي حکومت و آثار شوم جنگ سه دهه به بازار و مارکيت کالاهاي خارجي تبديل شده و به اصطلاح از سوزن تا کفن مورد نياز  ملت زحمتكش ما از خارج وارد مي شود.
امروز مزد روزانهء يک کارگر دو صد افغاني است كه براي خريداري 20 قرص نان خشک کفايت مي کند و ديگر هيچ . توزيع غير عادلانه ثروت و ازجمله بي عدالتي آشکار و واضح در تعيين معاش مامورين و کارمندان دولت و قائم بودن حالت يک بام و چندهوا و اختلاس و ارتشاء و فساد اداري و اقتصادي روز افزون جان ملت ما را به لب آورده است.
تطبيق نظام اقتصادي، اقتصاد بازار يعني سيستم اقتصادي بي لجام سرمايه داري يا کپيتالزم وحشي غرب وسپردن دار ومدار و سرمايه هاي کشور بر به بانکها و شرکتهاي خارجي و دلالان داخلي آنان مشکل خطرناک ديگري است که در عرصهء اقتصاد ملت بي چاره ما را بي چاره تر مي سازد.
نشر و ترويج نظام سودي که به نص قرآن حکم جنگ با خدا را دارد از طريق بانکها و شرکتهاي تمويل کوچک  و گرفتن و امهاي هنگفت مبتني بر سود از بانک جهاني، بانک انکشاف آسيايي و ديگر منابع خارجي مصيبت و فساد اقتصادي ديگري است که بر علاوه باز کردن در وازه دها و صدها فساد ، آمال و آرزوهاي ملت ما را در رسيدن به ترقي و آسايش و رفاه تا مدتهاي زيادي برباد داده و زمينه اسارت اقتصادي افغانستان را براي دهه هاي آينده مستحکم تر مي سازد.
ملت ما خصوصاً در اطراف و دهات با صدها مرض دست وپا مي زند و زنان حامله در کشور ما به خاطر عدم دسترسي به شفاخانه و قابله در حال ولادت به شهادت مي رسند. کمبود و فقدان دوا و داکتر و شفاخانه و انتشار و ترويج دواهاي تاريخ گذشته و بي کيفيت معضلهء صحت عامه در افغانستان را مشکل تر مي سازد.
و ضعيت ناهنجار و بي سروسامان تعليم و تربيه وتحصيلات عالي و مسلکي در کشور به اعتراف خود دست اندرکاران و مسؤولين از جمله کمبود معلم، نبود کتاب ووسايل درسي، فقدان تعمير و جاي مناسب براي مکتب و مدرسه و بالاخره تلاش هاي مستمر براي تهي ساختن نصاب معارف کشور از عنصر دين و اخلاق و هويت ملى و در فرجام کمبود تکنولوژي لازم و اضطراب در بلان و برنامه در رفع احتياجات کشور در عرصه هاي مورد نياز، ملت مارا را با مستقبل تاريک رو بر مي کند.
فساد و خيانت وا ختلاس و کار بي کيفيت در عرصهء بازسازي، و ناکامي حکومت و حاميان بيروني آن در بازسازي زير بناهاى کشور آرزوهاي هموطنان ما را در جهت بازساز ي وطن جنگزده از بين برده است.
اين ها فقط شمهء از فاجعهء عميق و بحران خطرناک اقتصادي در کشور ماست، پرداختن به تفاصيل بيشتر از حوصله اين مختصر خارج مي باشد.
جمعيت اصلاح بار درک عمق معضلهء اقتصادي و ابعاد سياسي و اجتماعي مرتبط به آن و بر مبناي اصل زرين مبارزه با فقر در اسلام مطابق با دعاي ماثور پيامبر اکرم صلي الله عليه وسلم: که هر صبح  شام آن را تکرار مي فرمودند: “اللهم اني اعوذبک من الکفر و الفقر.” يعنى بار الها من بتو از كفر وفقر پناه ميخواهم. اصلاح اقتصادي کشور و جامعه را از اولويتهاي کاري خويش مي پندارد و آرزو و هدف ترقي و تعالي همه جانبه  و انکشاف و توسعه اقتصادي ميهن عزيز را شعار خود قرار داده است.
جمعيت اصلاح معتقد است که تطبيق درست اسلام و ارزشهاي انسان ساز آن در وجود فقر و مرض و جهل و محروميت و استضعاف اقتصادي امکان ندارد و بر آورده نمودن نيازهاي اساسى انسان براي نشر تدين درست و صحيح کاري است اساسي که بنابر مکلفيت و رسالت شرعي به آن بايد پرداخته شود.
جمعيت بر اساس اصل زرين ذکر شده در حديث شريف: “المؤمن القوي خير و احب الي الله من المؤمن الضعيف و في کل خير.” يعنى مؤمن قوى از مؤمن ضعيف بهتر است ودر هردو خير است و حديث شريف: “اليد العليا خير من اليد السفلي.” به اهميت قوت و نيروي اقتصادي و رشد و بالندگي دين و ارزشهاي دينى در جامعهء آزاد از از جنكَال فقر واحتياج اعتقاد دارد و به آثار پيامدهاي شوم فقر ، مرض و جهل در به حيث عوايق و موانع مهم فرا راه تدين درست و سازنده در جامعه توجه داشته و با آنها مبارزه مي کند .
خلاصه ميتوان كَفت كه اصلاح جذرى واساسى اوضاع ناهنجار اقتصادى كشور بر اساس يك برنامه وبلان درست وهمه جانبه كاريست  كه جمعيت اصلاح وانكشاف اجتماعى افغانستان آنرا در نظر داشته وآنرا جزء شعارهاى خود ساخته است.
جمعيت اصلاح در منهج و نصاب تربيتي خويش از اهميت  بعد اقتصادي و زمينه سازي براي تحول و توسعه مثبت اقتصادي در جامعه و رسيدن به تعالي و ترقي و رفاه بالنده و رهگشا به سوي ايمان و معنويت متعالي هرگزغافل نمي باشد.

روش و شيوهء تربيتي جمعيت اصلاح:
جمعيت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان اساس و اولويت کار و مبارزهء خويش را دعوت و تربيت افراد قرارداده است.
به اين معنى که جمعيت پس از عرضه و تقديم اهداف و مرام و فکر خويش به جامعه به تربيهء افرادي که مبادي و اهداف جمعيت را مي پسندند و براي تطبيق آن در زندگي فردي و اجتماعي شان آمادگي نشان مي دهند مي پردازد.
نظام تربيتي جمعيت داراي نصاب و منهج معين است که از خود مشخصات و مراحل خاص دارد ،در منهج و نصاب تربيتي جمعيت به اصلاح عقيده و فکر، روح، وصحت و سلامتي جسماني افراد توجه شده و عناصر نظام تربيتي طوري ترتيب گرديده  تا فرد با فراگيري آن از نظر روحي، فکري و جسمي رشد و نموي متوازن و معتدل داشته باشد، زيرا خلل و عدم توازن در نظام تربيتي و توجه به يک جانب و اغفال جوانب ديگر فرد غير متوازن به جامعه تقديم مي نمايد.
اگر عقيد ه وفکر  وانديشه فرد اصلاح نشود، توجه به جانب عبادات و روح در فرد نتيجهء مثبت بار نمي آورد زيرا با عقيدهء منحرف و فکر نادرست نمي توان عبادات درست داشت. به همين ترتيب اگر عقيدهء انسان درست و فکرش غيرمنحر ف باشد اما اين فکر و عقيده اثري در عبادات و ارتباط او با خداوند نداشته  و فرد مذکور از نظر روحي غافل وضعيف باشد ودر عبادات و اداي شعاير دين و تزکيهء نفس تقصير نمايد زندگي و سلوک وي يقينا غير متوازن مي باشد و ثمرهء مطلوب بدست نمي آيد.
واگر هر دوجانب عقيدتي و روحي فرد درست باشد ولي از نظر جسمي انسان ضعيف بوده به صحت و سلامتي خويش توجه لازم را بکار نبرده در نشو و نماي درست و صحيح نکوشد بازهم درستي فکر و عقيده و قوت جانب روحي درا و به اثر ضعف جسم و واقع شدن در پنجهء امراض نتايج مطلوب را بار نمي آورد واو رسالت ووظيفه اش را در زندگي آنطوري که مطلوب است انجام داده نمي تواند.
بادر نظرداشت طبيعت و تکوين انسان و واضح نبودن سرنوشت نهايي و خاتمهء انسان تاقبل از مرگ ،وجود نفس اماره بالسوء، معوقات و عوامل بازدارنده محيطي و از همه مهمتر امکان اغرا و اغواي انسان از طرف شيطان رجيم، عمليهء تربيه و تزکيهء نفس انساني تا وقتي كه انسان نفس در تن دارد پايان نمي پذيرد واز همين رو در نظام تربيتى جمعيت اصلاح هيچ فرد در هيچ وقت و مقطع زماني، مرحله علمى، ويا مرحلهء عمرى از دايرهء تربيت و تزکيه خارج بوده نمي تواند و مکلف است تا جان در بدن دارد به نظام تربيتي جمعيت اصلاح التزام و پابندي داشته  واجبات و دساتير ان را مراعات نمايد.
علاوه از توازن و اعتدال ،تدرج و مرحله وار بودن از ويژگيهاي ديگر نظام تربيتى جمعيت اصلاح مي باشد .اين تدرج هم در جانب فکري و هم در جانب روحي هم در بعد جسمي ملحوظ و منظور مي باشد زيرا تدرج از جملهء سنن کوني خداوند – جل جلاله- در کائنات است.
ساختار و تکوين معقد و پيچيدهء نفس انسان وتعرجات وبستى وبلنديهاى بيشمار آن، کثرت مؤثرات خارجى بر اين نفس وتفاعل آن با اين مؤثرات،  تدرج و گام به گام بودن مراحل تربيت و تزکيهء نفس را در حركت و جريان اسلامي مانند جميعت اصلاح که طبيعت تکوين و ساحه کار آن به مراتب فراتر و وسيع تر از شکل و مظهر و چوکات بندي هاي  حزبى ،تنظيمي، اداري و مؤسساتى است لازم تر و حتمي تر مي سازد.
منهج و روش تربيتي جمعيت اصلاح بنابر طبيعت انسان، خصوصيات جامعه افغانستان و تحولات سريع آن  و بالاخره بنابر ضرورت ها و مقتضيات عمليه تربيت و تزکيه و تجارب جديد قابل تطوير و انکشاف ،هميشه از طرف جهات علمي و متخصص  در داخل جمعيت مورد مراجعه و بازنگري قرار مي گيرد و در آن تعديلات و تحسينات لازم و مناسب انجام مي شود.


بعضي از مشخصات و ويژگيهاي جمعيت اصلاح:
بدون آنکه قصد  مدح وتزکيهء جمعيت اصلاح را داشته باشيم، و بدور از هرگونه خود بزرگ بيني وبلند پروازي و خوش باوري هاي کاذب، و بادرنظرداشت نقايص کار بشري و از جمله کاستي ها و نقيصه هاي موجود در کار جميعت اصلاح، و با اعتراف صريح وواضح به اينکه هنوز هم در کار جمعيت اصلاح در عرصه هاي مختلف تقصير و کمبودهاي فراواني وجود دارد از باب تحدث به نعمت الله، و به خاطر تعريف و شناخت بيشتر و خوب تر جمعيت اصلاح به هموطنان عزيز ما بحيث يك امانت ورسالت دينى وانسانى وملى، در سطور آتي به برخي از خصوصيات و ويژگي هاي جمعيت اشاره مي شود:

1:شورائيت:

شورائيت يعني پذيرفتن اصل شوراي ملزَم و ملزِِِم ،وتاصيل اصول ومبادي آن در لوايح وتشکيلات جمعيت ومراجع تصميم گيري واتخاذقرار از پايين به بالا يکي، از اصول ومبادي جمعيت اصلاح وانکشاف اجتماعي افغانستان مي باشد. اصل قرآني وترجيح رأي جماعت برنظر ورأى فرد هم دررهبري وقيادت حرکت ،وهم در لوايح واساسنامه وشيوه هاي رسيدن به فيصله وقرار در سطوح مختلف جمعيت به صورت واضح ومشخص منعکس مي باشد.  اعضاء جمعيت اصلاح وانکشاف اجتماعي افغانستان  شورا را بحيث يک اصل شرعي پذيرفته اند، ازهمين رو در جمعيت اصلاح هيچکس در هيچ مقام  وموقف به شمول رئيس شوراى مرکزي ورئيس جمعيت ازشورا بالا تر نبوده وتابع وخاضع  به فيصله هاي شورا مي باشد. درنتيجهء پابندي به اصل شورا وترسيخ وتاصيل مبدأشورائيت، رهبري وقيادت اجتماعي وگروهي ازطريق انتخابات آزاد وشفاف چنان –بحمدالله-  دربنيه وبافت تشکيلات جمعيت ترسيخ شده است که ديگر – إن شاء الله – جايى براي طغيان وسرکشي وهمه کاره شدن فرد ويا افرادمعدود د ر داخل جمعيت وجودندارد .تاوقتي که التزام جدي به مبدءشورائيت درجمعيت وجوددارد  -إن شاءالله- هيچ جهت وشخص چه درداخل وجه در بيرون جمعيت توان به انحراف کشيدن حرکت رانخواهد داشت . درنظام شورائى جمعيت اصلاح درهمه سطوح تشکيلاتي فردجزءنظام وسيستم  بوده و با گرفتن جايكَاه مناسب خود درآن ذوب مي شود، و به اين ترتيب دروازه هاى دکتاتوري واستبداد وطغيان اين مرض مهلك وتباهكن در جمعيت بسته بوده جاي براي فردمحوري وجودندارد .

2.شفافيت:

دومين ويژگي جمعيت اصلاح ترسيخ اصل شفافيت  درکارها وازجمله  امورمالي واداري ميباشد. اعضاىجمعيت مي توانند براساس لوايح معين ازجريان کارجمعيت وچگونگي عوايد ومصارف مالي جمعيت معلومات حاصل نموده وخويشتن راازصحت ودرستي اجرآت اداري ودقت مصارف مالي مطمئن سازند.  تفتيش وباز رسي مالي وتأکد ازصحت صرف بوديجه دربخشها وبندهاي معين تصويب شده براساس پلان وبرنامهء جمعيت،  نظام شفاف مالي رادر داخل جمعيت بوجود آورده است که بحمدالله تعالي باعث اطمينان وآرامش قلب وروان اعضاء وهواداران جمعيت ميباشد.
3.قانونيت:
درجمعيت اصلاح جايي براي اقدامات واجرآت خودسرانه و تصرفات مزاجي بر اساس هوا و رغبت شخصي افراد و مسئولين و جود ندارد.
اساسنامه و لوياح داخلي امور و اجراءات کاري جمعيت را تنظيم مي نمايد و هيچ کس بالا تر از قانون و نظام نمي باشد. اساسنامه و لوايح داخلي جمعيت برهمه افراد در هر سطحي که باشند به صورت يکسان قابل تطبيق است و در صورت تخطي از اساسنامه و لوايح هيچکس از احتساب و پرسش و باز خواست بالا نبوده و مكلف به جوابدهي مي باشد.
4- احتساب و جوابدهي:
همه اعضاي جمعيت اصلاح در صورت تخطي از اصول و يا ارتکاب اشتباهات ويا سر زدن تقصير و انحراف قابل احتساب بوده و مکلف به جوابدهي در برابر جمعيت مي باشند. هيچ فردي در هيچ موقعيتي بشمول مسئولين و از جمله رئيس شوراى مركزى و رئيس جمعيت بالا تر از احتساب و جوابدهي نيست ،البته احتساب و محاسبه بر اساس اصل قرآني تواصي بالحق و تواصي بالصبر، و اصل زرين : “الدين النصيحه.” و ازباب تناصح و خير خواهي براي فرد و جماعت صورت گرفته از خود اصول و ضوابط و اوقات معين دارد تا از ان نتيجه و ثمرهء مطلوب بدست آيد.
5- تشكيلات متوازن و دقيق:
ساختار تشکيلاتى جمعيت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان بر اساس مواد مندرج در اساسنامهء جمعيت طوري ترتيب شده است که سير درست و سليس امور جمعيت را تضمين نموده جوابگوي نيازمندي ها و توسعهء روز افزون کار و فعاليت جمعيت اصلاح در مركز وولايات كشور باشد.
6- حرکت افغانستان شمول:
جمعيت اصلاح يک نهاد و حرکت ملي و افغانستان شمول است که فعاليت آن به کدام سمت و منطقه و يا نژاد و طبقه و جنس خاص منحصر نمي باشد، جمعيت اصلاح بر اساس ماهيت اسلامي خويش عقيده و ايمان را اساس اخوت و برادري و وحدت ملي مردم افغانستان مي دادند و قائل به مرزبندي بين ملت مسلمان کشور بر بنياد هاي نژاد، قوم، زبان، سمت، جنس، وجاهت اجتماعي، ثروت و مال،  جنس و کثرت و قلت نيست.
بنا بر اصل قرآنى ” إن اکرمکم عندالله أتقاکم.” واصل نبوى: ” ألا لا فضل لعربي على أعجمي و لا لأعجمي على عربي… إلا بالتقوى”
جمعيت اصلاح تبعيض وتفرقه ببين افراد را بر مبناى قوم ، زبان، سمت ، بيشه وحرفه، و جنس، كثرت وقلت عددى وغيره  جاهليت بنداشته و با آن مبارزه مى كند. از نظر ما  ملت مسلمان افغانستان جزء لا يتجزاى امت بزرك اسلامى بوده و در غم وخوشى امت شريك است ،  آحاد  و اقوام اين ملت مسلمان به صرف نظر از زبان وقوم نزاد وسمت در طول تاريخ در زير لواى مبارك توحيد” لا إله إلا الله محمد رسول الله” برادرانه زيست داشته اند.هر انديشه وفكر ويا قول وعمل و سياست تفرقه آفرين كه باعث تبعيض و افتراق ملت مسلمان ما شود از نظر جمعيت اصلاح مردود ومرفوض بوده حكم خيانت به دين ، امت ووطن را دارد.
تنها معيار تفاضل ميان افراد در جمعيت اصل قرآني تقوا و اعمال نيک است و جمعيت اصلاح براي افراد بر اساس کرامت انساني و فضايل ايماني و معنوي
آنان احترام و ارج مي گذارد.
7- تربيت:
همانطوريکه در بالا به تفصيل ذکر شد تربيت و تزکيه اساس کار جمعيت را مي سازد و هيچ عضو جمعيت در هرسن و موقعيتي که باشد نمي تواند از دايره کار تربيت برون بماند و کسي در جمعيت اصلاح از تربيت بالاتر نمي باشد.
8- اعتدال و وسطيت در فکر و عمل:
جمعيت اصلاح براساس ماهيت و تکوين اسلامي خود و براساس طبيعت دين انسان ساز اسلام،  اصل اعتدال و وسطيت در فکر و عمل را تعقيب مي نمايد و تلاش مي ورزد تا از وقوع در هر نوع افراط و تفريط بدور باشد.دراين کار احکام،تعليمات،وموازين ثوابت شرعي مبتني برنصوص شرعي قرآن وسنت وسيرت پيامبر اکرم (صلى الله عليه وسلم) وصحابه کرام خصوصا خلفاء راشدين وائمه ومجتهدين اسلام رهنما ورهبر اعضاىجمعيت اصلاح مي باشد.
جمعيت اصلاح واقع شدن درافراط وتفريط را انحراف از ثوابت دين وشريعت اسلام دانسته وتحت هيچ شرايط وفشار حاضر به تخطي ازاصل اعتدال ووسطيت که ويژگي ومشخصهء امت اسلامي است نمى باشد (وکذلک جعلناکم امةوسطا لتكونوا شهاء على الناس …)
9- استقلال وآزادي در فکر عمل:
جمعيت اصلاح وانکشاف اجتماعي افغانستان بحيث يک حرکت ونهاد آزاد ومستقل ،در کار وفعاليت وفيصله هاي خويش اصل استقلال وآزادي در فکر وعمل را بحيث يک اصل ثابت وتغير ناپزير قبول نموده وجز از موازين شرعي ومنافع امت وملت ومصالح جمعيت ،نمي گذارد تا برنامه، تصميم گيري ها وعملکرد آن از چيز ديگري متأثر شود.
جمعيت آنچه را که پس از مطالعه وبررسي هم حانبه وبا درنظر داشت موازين شرعي وبراساس اصل شورا حق بداند فيصله نموده واز آن حمايت مي کند ودراين اصل -ان شاءالله تعالى- به اصل قرآني “ولا تأخذهم في الله لومة لائم.”  ملزم و وفادار ميباشد.
10- دوري واجتناب از مواطن اختلاف وتفرق:
جمعيت اصلاح وانکشافي اجتماعي افغانستان براساس ماهيت توحيدي خويش ،اصل وحدت ويکپارچگي امت اسلامي وملت مسلمان افغانستان را در اهداف وبرنامه هاي خويش همواره در نظر داشته واز مواطن ونقاط اختلاف بر انگيز وتفرقه آفرين که باعث انشقاق وانقسام و درگيري واختلاف مذموم درميان امت وملت مى شود خود داري واجتناب ميکند.
براساس  اصول و موازين شرعىادب اختلات دوري از تجريحاشخاص و هيئات يکى از مبادى ديگر جمعيت در تعامل با ديگران است .استفاده از زبان عفيف ودور از انفعال، اجتناب از لحن والفاظ متشنج و تجريح كننده، بر هيز از سب وشتم،  و دورى از استعمال جملات وكلمات ركيك و دور از ادب،  شيوهء خطاب جميعت  در همه حال و از جمله در وقت وبيان نقاط اختلافي با ديگران و  حتى خصوم فکري جمعيت مي باشد.
درخطاب وادبيات جمعيت اصلاح وانکشاف اجتماعي افغانستان جايى براي بحث هاي تفرقه آفرين وجنجال برانگيز که باعث کدورت دلها گرديده وتخم نفرت وکراهيت را درحامعه بذز ميکند وجود ندارد.
البته مرعات اين اصل سبب ان نمي شود که جمعيت از بيان آنجه كه آنرا حق و صواب مىداند خوددارى كند. جمعيت براى توضيح نظر وفكر و موقف خود با بكار كرفتن بهترين  شيوهء ادب و اخلاق،و استفاده از بهترين کلمات کمال صراحت ووضوح را خواهد داشت.
آنچه در بالاذکر شد برخي از ويژگيهاي جمعيت اصلاح بحيث يک نهاد و حرکت مي باشد واشاره به انها هيچگاه  به معناي  ناديده  گرفتن ضعف ونقائص کار هاي جمعيت  اصلاح بمثابه يک کار انساني – که قطعاً از مهد واشتباه وتقدير خالي نيست- نمي باشد.
همچنان ذکر اين ويژگيهاهركَز بمعناي تزکيهء اعضاي جميعت اصلاح وتجاهل عيوب وکاستيها وخطاهاي آنان بحيث افراد  وبشر نبوده و خدا نخواسته اين معنى را نمي دهد که آحاد اعضاي جمعيت اصلاح از آحاد کساني که اعضاي جمعيت نيستند خوب و بهتر اند حاشا وكلا من ذلك. ما يقين داريم که در خارج از جمعيت اصلاح افراد و کسان فراواني وجود دارند که ما شاء الله از جهات مختلف از آحاد اعضاي و هواداران جمعيت بهتري  و تفاضل دارند ولي دراينجا ما فقط جمعيت را منحيث يک گروه و جماعت مورد بررسي قرار داده و ويژگيهاي ان را بر شمرديم تا در تعريف و شناخت طبيعت و ساختار جمعيت اصلاح کمک نموده و ان شاء الله با عث تأصيل و ترسيخ هرچه بيشتر اين ويژگيها و خصايص متعالي و ارزشمند شود و ماذالک علي الله بعزيز.


نظام مالي جمعيت اصلاح:
جميعت اصلاح از همان بدو تأسيس استقلال و خود کفايي مالي و اقتصادي ر ا به حيث يک اصل مهم واساسي کار و فعاليت خويش درنظرداشته و اساس عوايد ومصارفش را بر حق العضويت و کمکهاي مالي بدون قيد و شرط اعضا و هواداران خويش گذاشته است.
اعضاي جمعيت اصلاح مکلف اند تا به صورت طوعي  راضاکارانه به خاطر کسب اجر و ثواب جزئي از درآمد ماهانه شان را طور حق العضويت به بخش مالي جمعيت بپردازند. علاوه ازين ،کمکهاي ديگر اعضا وخواهان جمعيت در شکل صدقات و زکات وغيره نيز پذيرفته مي شود والحمدلله بنيه مالي و اقتصادي جمعيت اصلاح ازين راه تقويه گرديده و مصارف بخش بزرگي از فعاليت هاي جمعيت تأمين مي شود.
جميعت اصلاح معتقد است که وابستگي مالي و اقتصادي حتما وابستگي در فيصله و قرار را بدنبال دارد و کشور ما در گذشته ازين ناحيه متأسفانه مشکلات زيادي را متحمل گرديه است از اين رو استقلال و خودکفايي اقتصادي اصلي است در جمعيت اصلاح که هزگز قابل تنازل نبوده و نرمش را نمي پذيرد.
شفافيت در نظام مالي و واضح بودن عوايد و مصارف و تفتيش و بازرسي مکرر و گزارش دهي الحمدلله در جمعيت اصلاح به يک اصل و فرهنک تبديل شده است که سيردرست و شفاف امور مالي در داخل جمعيت و ارگانهاي مربوط به آن را بعد  از توفيق الهي و اخلاص کارکنان تضمين مي نمايد.

حرف آخر:
آنچه در بالا ذکر شد تعريف و توضيح موجزى است از جميعت اصلاح و انکشاف اجتماعي افغانستان،شعار، اهداف ، وشيوهء کار و ويژگي هاي آن .البته  شناخت تفصيلى جمعيت اصلاح به حيث يک حرکت و نهاد مستلزم مطالعه و بررسي بيشتر و آگاهي از فعاليتها و دست آوردهاي آن است که در دسترس همکان قرار دارد.
اميد داريم اين مختصر سبب شود تا هموطنان عزيز ما اعم از مرد و زن خصوصا نسل جوان کشور، با شناخت دقيق از جمعيت اصلاح و قانع شدن به اهداف متعالي و شيوهء کار ومنهج آن، برادران و خواهران شان را با سهيم شدن درتحقق اهداف و آرمانهاي جمعيت  مخلصانه ياري رسانند.
يقينا تحقق آرمانهاي عظيم حرکت  اسلامي مستلزم و مقتضي سعي و تلاش و جد و جهد همه جانبه و تشريک مساعي همکاني مي باشد.
خداوند متعالي به همهء ما توفيق علم و عمل نصيب فرموده هدايت و توفيقش را مشعل راه مان بگرداند.
و الله الموفق و الهادي إلي سواء السبيل.

كابل – سرطان 1387 هـ ش مطابق جولاى 2008م

No related posts.

 

اړوندې ليکنې

  • No Related Posts
 
 

51 تبصره ها

  1. ضیاالله says:

    ضحیم جان سلام
    نمیدانم که چقدر تحصیلات داری اما بحث کردن در این موارد واقعا شرم اور است بیبین مردم دنیا به کجا رسیدند از ماه و مریخ سیاره های دیگر صحبت میکنند اما ما افغانها متسفانه بالای زبان دری یا پشتو جر و بحث داریم باور کنید مردم دنیا تمسخر مان میکند بیبینید ما به اندازه عقب مانده هستیم که تمام مواد خوراکی مان از کشور های همسایه و ان هم با بد ترین کیفیت وارد می شود و اگر انها روزی مرز های خود را بیبندند مردم ما به قحطی مواجه میشوند من خودم دری زبان هستم ولی هیچ تعصبی با زبان پشتو ندارم چرا که پشتون ها هم برادر دینی ما هستند لطفا بیشتر مطالعه نماید تا بیشتر در مورد دیگر کشور ها و زبان هایشان بدانید و تحمل پذیری را یاد بگیرید با تشکر

  2. Mohammad Ali says:

    Salaam, I have started Web Designing and I have designed 3 Simple Websites in last 4 months, so I am interested to establish a Website that some how help Islam and Muslims. If you brothers have some ideas you can mail me by saripuli@gmail.com and share your ideas. I do it by my own money and run it by a group of volunteers which are ready to spend some time for Allah and an Islamic website.

    Wish to have some mails for you and Jazah Hakallah.

  3. Mohammad Ali says:

    I want to write in English because someones fight on writing in Dari or Pashto. I think some one must monitor as Admin till no one write some thing that is not fair to be shared in this site. I ask all Muslims brothers instead of these kind of discussion we have to discus some think like where we are and why these Americans came her?
    Mr. Talal and Zahim jan, please come down and just think how we can help Islam and Muslims.

    Allah Hafiz

  4. عبدل says:

    سلامونه اونیکی هیلې: دا پاڼه می زیاته خوښه سوه ،هیله ده چه ورته په عمل کی هم کاروکړای سی تر څو یوه متحده موافقه ملی متمدنه افقانی اسلامی ټولنه منځ ته راسی.بریاوی موغواړم

  5. عزام says:

    زحیم او طلال اوس هم ویده دی…… گرانو ماشومانو……

    تاسی دواره مرکب جاهلان یاست چی به دری او بشتو مباحثی کوی!

    هردوی شما جاهلان مرکب هستید که بالای دری و بشتو جر وبحث میکنید!

    افغانستان اففان

    زبانهای رسمی>>>> بشتو ودری نه فارسی

    • Hekmat says:

      سلام واحترامات
      عزام صاحب
      اینها جاهلان مرکب نیستند ولی میخواهند که برای اشتراک در لویه جرګه های بعدی آمادګی بګیرند

  6. عزام says:

    سلامونه احترمات او نیکی هیلی:

    زه دری ژبی یم خو ویارم چی بشتو باندی خبری کوم:::

    زحیم او طلای دواره خه او لایتنهی کمعقلان دی>>>>> دواره دی ورک شی

  7. محمدسردار کاظمی says:

    تشکر زیاد از تما دوست های که نظر دادند من اظهار خوشی کردم و لیکن متأسفانه متأستفانه بعضی دوست ها هم درین جا مسأله زبان را مطرح میکنند بیش خدواند ج قوم نژاد و زبان مطرنیست بلکه بیش خداوند ج تقوای مهم است

  8. أبو عبدالله says:

    برادران عزيزالقدر سلام عليكم مقالات شما را مطالعة نمودم وبسيار جاي تعجب است كه حالا ودر سايت إصلاح جواناني وجود دارند كه صحبت از تعصب لساني ميزنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    جاي شرم است تاكي دنبال اين فكرهاي عقبمانده را داريد از خدا بترسيد ودست ازين آتش افروزي برداريد وحلا وقت وقت إصلاح است وبيائيم إصلاح را از خود آغاز نمائيم وبه هر زباني كه باشد مهم نيست خداوند متعال ميفرمايد( إن أكرمكم عندالله اتقاكم) تو اي فارسي وتو اي بشتون اكر تقوى نداشتيم هيج ارزشي نداريم.

  9. محمد ادریس says:

    خدا کند این همه گفته ها آنطوری که نگاشته شده درخور اجرا قرار داده شود و پاپندی لازم و منصفانه در اصول وضع شده از سوی این جمعیت صورت گیرد.

  10. Mohammad Ali says:

    Salaam,

    Great website for Afghans and I wish you keep going on like this. Remember Allah is kind and their is many ones who don’t like we stay as Muslim and live as a Muslim.
    I hope be able to help this site and I want all Afghans do the same thins.
    Allah Afaz.
    Mohammad Ali

  11. عبدالله says:

    ان ها شايد راست مي ګفت حالي

  12. احمدحامدساجد says:

    برادرمحترم سیدرضوان !
    ماهمه افغان هستیم واین برای افغانهامهم نیست که یک مطلب ویایک موضوع به کدام زبان باشد به هرصورت من همیشه مضامین اصلاح رامطالعه می کنم واقعاًکه تمام مضامین رابه دودسته تقسیم می کندبعض رابه زبان پشتووبعض رابه زبان دری به نشرمی رساند به هرحال شماآزرده نشوید الله یارومددگارشما

  13. میطیع الله says:

    السلام علیکم
    مطیع الله خیر خواه مردم افغانستان
    من تازه به سایت شما مراجه نمودم با تشکری از تمام شما عزیزانی که در راستای خدمت به مردم رنج دیده افغانستان خدمت روحی مینماید از خداوند بینیاز برای خدمتمات هر چی بشترشما دعا می نمایم موفق باشید

  14. سید رضوان says:

    چرا زیادترین مطالب درین جا به زبان ‍پشتو است

    • Hammad Hammad says:

      سلام علیکم
      سید رضوان جان،
      بیابرادر عزیز این مسئله را پشت سر بیندازیم.بدبویی را لاشخواران و سگان خوش دارند، به من و شما زیبنده نیست، بیا که به آنها واگذاریم.

      اینگونه حرفها بدبختی ایجاد می کند. اگر فارسی زیاد شد پشتون دعوا می کند که چرا فارسی زیاد است و اگر پشتو زیاد شد فارسی زبان میگه که چرا پشتو زیاد است.

      این هم شد انصاف؟!

      جزاکم الله اخوی عزیز

  15. ایمل says:

    سلام علیکم!
    مطلب بسیار آموزنده بود در قمست نظر خواهی دوست ما زعیم جان نمیدانم که ایرانی زده هستی ویا در ایران زنده گی کرده ویا غلام ایرانی ها هستی ببخشی برادر افغانستان دو زبان رسمی یعنی دری و پشتو دارد ولی زبان ناسکه از کجا شد. فارسی ها ها ها ها

    • محمد says:

      به نظر من اصلا شما ( ایمل نام) اهلیت و افغانیت هستید که به واژه فارسی نا اشنایید،! جای تاسف است که اینقدر بی سوادی در کشور ما حاکم هست که فرهنگ و زبان غنی خویش فارسی را نمی شناسید، شما یا پاکستانی هستید یا زاده ایشان تردیدی ندارم

  16. Abdul Kadir Mohmand says:

    Asalaam Aleikum
    Dear Brothers and Sisters,
    I am glad to see your web site. I thought my Muslim Afghan brothers and sisters were dead but when I see your site and articles I know now that we Afghans still have Muslim brothers and sisters. Keep doing what you are doing until our country is free. I apologize I am writing in English but my computer does not have the software to write in our language. Sincerely Abdul Kadir Mohmand
    Former Representative of the Afghan Freedom Fighters for North America during the 1980s

  17. مجاهد says:

    کامران شينواری صاحب
    السلام عليکم
    ستا له احساسه يوه نړۍ مننه، ډېر په شعور خبره دې کړې، د همدغسې شعور د ودې اړتيا تر بلې هرې اړتيا ډېره کتل کيږي. الله تعالی دې مونږ ته پر اسلام د سمې، دقيقې او ژورې پوهې وړتيا راکړي.
    خو تاسو محترم چې کوم ايت شريف په ګوته کړې يو څه املايي ناسمي لري، اصلاً په لاندې ډول دی:
    َا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ

    ژوندي اوسئ

  18. كامران شينواري says:

    محترما وروره افغانستان واقعا اشغال شوی دی خو دا اشغال یرغل یوازی نظامی یرغل نه دی بلکه د نظامی یرغل سره سره فرهنگی اخلاقی عقیدوی او اقتصادی یرغل هم روان دی زمونز زوانان او خویندی بی لاری کیزی بداخلاقی لوری ته ورل کیزی او بالاخره عیسویت ته اوری نو که مونز د دشمن د هر ارخیز یرغل په وراندی هرارخیزه مبارزه ونه لرو نو دا بالاخره دشمن به په هغه میدانونو کی خاماخا میدان وری چی هلته یی مقابله نه وی نو بیا به مسوولیت د چا په غاره وی هغه ورونه چی ددغه ستر دشمن نظامی مقابله کوی د ستاینی ور دی خو هغه ورونه چی د دغه هر ازخیز اشغال او یرغل په نورو میدانونو کی مقابله کوی هم باید بابیزه و نه گنل شی بلکه هغه زوانان او خویندی چی همدا اوس په افغانستان کی ژوند کوی او سوک یی سمی لوری ته توجیه نه کری نو که هغوی بی لاری کیزی دا مسوولیت به د چا وی هیله ده چی د انصاف نه کار واخیستل شی بلکه د خلکو محاسن تحسین شی نه دا چی هغوی مایوس کرل شی زه اگر چی د دغه تولنی سره نیزدی اریکی نه لرم خو په ننگرهار او کابل کی چی ددوی پروگرامونه وینم واقعا د ستاینی ور دی او دهغه جنابانو نه په سو چنده خه دی چی د فلسطین د ازادی ترانی به یی زمزمه کولی نن د استعمار او اشغال گرو په خوا کی ناست دی نو وروره سوک چی د اسلام لپاره کم خدمت هم کوی کم یی مه گنه د لا زیات توفیق ورته غواره او هغه چهری خلکو ته سرگندی کره چی منحرف شوی دی هیله ده چی زما په خبرو خوابدی شوی نه یی زه پوهیزم دا خبری ته د یو احساس له مخی کوی خو بیا هم د الله تعالی ددی قول له مخی چی قونوا قوامین بالقسط په هر تحلیل کی انصاف په کاردی

  19. عبدالله says:

    با عرض سلام خدمت کارکنان جمعیت اصلاح

    بنده هم بعضی از کارکرد ها و عملکرد های جمعیت اصلاح را در رابطه با مسایل امروزی افغانستان مورد تایید قرار میدهم ولی مهمتر از وحدت وبرادری بین مسلمانان افغانستان میباشد که متاسفانه جمعیت اصلاح در این رابطه هیچ گونه عملکرد خاصی نداشته وهمواره نفاق بین مذاهب افغانستان بوجود میاورد لذا بنده خواهشمندم در این ارتباط توجه جدی فرمایند .

    والسلام
    انما المومنون اخوه

  20. شعيب says:

    خير است اقليت ها اين مشکل (غرس کردن کلتور بيګانه ايران يا پاکستان وهندوستان) در کشور عزيز ما به بسيارى تلاش ها دارد چه در عرصه مذهبى و چه در………..

    زعيم! زه په دى مشکوک يم چى ته خو به ايرانى الاصل افغان نه وى ؟

    يا خو به د حسينيا نو د سفا رت نه په دى هکله معا ش اخلى ؟
    خير د اهم با ک نه کوى،د اخو خير د هر چا سره تعصب خو د الله ج سره هم تعصب .

    هو هو کلمه مشرکين عرب بود برا در من ما به تک تک تک تک شما نصيحت ميکنم که بجا ‌ئ هو هو هو کلمه الله ج استعما ل شو د به زنده نمودن عقيده شما؟ خو ب است .

  21. محمد صمیم ازمیر says:

    سلام علیکم ورحمة الله
    واقعا که جمعیت خیریه اصلاح یک نهاد اسلامی بوده وبرای پیشرفت اسلام خدامات شایانی را انجام داده اند

    سلام و احترامات خدمت برادران گرامي جمعيت اصلاح و انكشاف اجتماعي افغانستان

    برادران گرامي ! اولتر از همه صحت و سلامتي شمارا خواهانم و خداوند رحمان انجام كار هاي خير و كاميابي را نصيب شما و ديگر برادران كه در راه اسلام مبارزه مينمايند عنايت فرمايد .
    برادران محترم ! بنده ميخواستم كه لطفا با ای میل من در تماس باشید بخاطر توزیع نمودن جریده و بروشرها..

    جزاکم الله خیراً

    تشكر

  22. M.Samim Azmeer says:

    سلام علیکم ورحمة الله
    واقعا که جمعیت خیریه اصلاح یک نهاد اسلامی بوده وبرای پیشرفت اسلام خدامات شایانی را انجام داده اند

    سلام و احترامات خدمت برادران گرامي جمعيت اصلاح و انكشاف اجتماعي افغانستان

    برادران گرامي ! اولتر از همه صحت و سلامتي شمارا خواهانم و خداوند رحمان انجام كار هاي خير و كاميابي را نصيب شما و ديگر برادران كه در راه اسلام مبارزه مينمايند عنايت فرمايد .
    برادران محترم ! بنده ميخواستم كه لطفا با ای میل من در تماس باشید بخاطر توزیع نمودن جریده و بروشرها..

    جزاکم الله خیراً

    تشكر

  23. Farhat says:

    سلام و احترامات خدمت برادران گرامي جمعيت اصلاح و انكشاف اجتماعي افغانستان !
    برادران گرامي ! اولتر از همه صحت و سلامتي شمارا خواهانم و خداوند رحمان انجام كار هاي خير و كاميابي را نصيب شما و ديگر برادران كه در راه اسلام مبارزه مينمايند عنايت فرمايد .
    برادران محترم ! بنده ميخواستم كه در اسلام مراسم ازدواج چگونه انجام ميگيرد لطفآ راهنماي كنيد .ويا در اين مورد كدام كتابي باشد كه مرا راهنماي كند ايميل كنيد.
    تشكر

  24. فهیم عمر says:

    واقعا که جمعیت خیریه اصلاح یک نهاد اسلامی بوده وبرای پیشرفت اسلام خدامات شایانی را انجام داده اند
    خداوند اینها را کمک نماید
    payamebidary.blogspot.com

  25. منیر احمد بارش says:

    سلام به تمام عزیز راهی راه سعادت وخوشبختی
    شاه کار های بی بدیل تان در امورات اسلامی ستودنیست واقعا شما ازیک سنګر پرصلابت به موعظه بر خاسته اید.
    اجرتان جزیل باد

  26. محمد یاسین says:

    برادران عزیزم!
    زبان فقط یک وسیله برای افهام و تفهیم است (بهتر بودن درتقوا است)
    امید است دیگر وقت تانرا با این حرفها ضایع نکنید.

  27. salma salma says:

    د هر سه نه مخکی زه خپل سلامونه تاسو ته وراندی کوم.
    هیله ده چی الله تعالی ستاسی سخه په خپله حقه لار کی چی تاسو انتخاب کری کار واخلی.

  28. (ظهوري) says:

    سلام عليكم:موفقيت شمارا دردوجهان خواهانم بهترين راه را شما انتخاب نموده ئيد.

  29. صالح محمد says:

    د جمعيت اصلاح دير درنو با ديانته او با احساس كاركونكو ته خپل سلامونه وراندي كوم .
    زما پيام دادي :
    گرانو هيواد والو دا خپل شعار كي او ووياست چي هزاره نه يم پشتون نه يم تاجك نه يم افغان يم .
    نور نو اجازه مه وركوي چي په دغه تعصبات جپل ورونه خفه كرو.

  30. مجید says:

    ایا در کارمندان اصلاح از اهل شیعه هم کدام کس است

  31. عبدالرحیم کردستانی says:

    سلام عليكم براي شما و مردم رشید . سلحشور افغانستان توفیق دین و دنیا خواستارم لطفا با ای میل من در تماس باشید ممنونم

  32. پادشاه میر says:

    اسلام علیکم ورعمته الله وبرکاته .
    امید احترامآت بنده را بپذیرید.اینکه یک درنفردرراه غلط روان است ودیگری آنرا اصلاح میکند خلی خوشم آمد .
    تشکر

  33. ضیاءالرحمن says:

    داصلاح انلاین چلوونکو السلام علیکم،
    دهر څه نه مخکې ستاسی عافیت او په دین باندی استقامت دلوی الله تعالی څخه دتل لپاره غواړم،
    داچې دامطلب ډیر اهم دی نو زما هیله او د ډیرو ورونو هیله داده چې دامضمون په پښتو ژبه هم خپور شی تر څو پښتانه ورونه چې په دری ژبه نه پوهیږی د جمعیت اصلاح دهدف او تګلاری څخه خبر شی .
    الله مو په ټولو نیکو هلو ځلو کې کامیاب لره .
    آمین
    ستاسی ورور ضیا ءالرحمن فاروق، جلال آباد

  34. يثرب says:

    مه به مشوره ضرورت دارم در مورد اين سايت

  35. kakar kaka says:

    سلام علیکم ورحمة الله
    جزاکم الله خیراً

  36. شعيب says:

    د اصلاح انلاين درنو كار كوونكوو!
    اسلام عليكم
    څرنګه چې پورته ليكنه خورا بنسټيزه ده نو په كار ده چې په پښتو ژبه يي هم يوه كاپي دلته موجوده وي تر څو ټول ورونه ترې ګټه واخلي.
    په ډير احترام

  37. هما یون عبد الله says:

    اسلام علیکم ورحمت الله وبراکاته:
    دوستان گرامی و بسیارمهربان:
    باید تمام مسلمین جهان رسول الله صلی الله علیه وسلم را در تمام ابعاد زندگی (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی…..) نمونه گرفته و برای بیشرفت زندگی و هم سو سازی زندگی با سیرت رسول الله صلی الله علیه وسلم لحظه ای باز نایستد چراکه زند گی زمان به اوج کمال میرسد که همان گونه زندگی کنیم اصحاب کرام ازرسول الله صلی الله علیه وسلم متابعت میکردند درغیر آن هر کسی که بخاطر زبان ملیت یا دیگر پدیده های اجتماعی سالها اگر درتلاش باشد به نتیجه مطلوب نخواهد رسید درین دنیا کمی هم نتیجه گیرد به زودی فنا خواهد شد پس بیائید خود را باسیرت رسول الله صلی الله علیه وسلم مزین سازیم چنانکه خداوند فرموده است که: لقد کان لکم فی رسو ل الله اسوت حسن س.احزاب.
    زمانی ما جواب دندان شکن وکوبنده به دشمنان اسلام ودشمنان عالم بشریت داده میتوانیم که مانند خلیفه دوم حضرت عمر باشیم آن عمر بود که با تعقیب بدون قیدو شرط از سیرت رسول الله دو امپراطور زمان خویش را به زانو در آورد.
    آیا اگر ما آنگونه باشیم آنچنان مشت کوبنده به دهان بد ماشان عصر امروز نخواهم کوبید؟
    آیا اگر ما مانند اصحاب بدر در اعمال خویش نسبت به دین خدا محکم باشیم فرشتگان خدا به کمک ما نخواهد رسید.
    آیا اگر ما آنگونه عمل کنیم ضربات شمشیر خالد از خاطرات اسرایل فرامش خواهدشد که دوباره قدعلم کنند.
    هر گز اینگونه نبودند حال آنکه ما هستیم.
    خداوند به اطاعت ما هیچ نیاز ندارد ما باید برای خود کو شش کنیم تااینکه دیگرگونی در خود بیاوریم تا الله حال ما را تغیر دهد ومار از شر مفسدین زمینی نجات دهد.
    ……..
    تعصب کثیف نرین پدیده درجهان اسلام، بزرگترین ابزار جنگی غرب راه برای رسیدن هدف ایشان است.
    پس چگونه امت اسلامی بازتاکید میکنند در حالیکه همه میدانند پی آمد تعصب چیست.
    کسانیکه تعصب میکنند از هر ملت که باشد عرب باشد یا اعجم بدون تردید او از امت رسول الله صلی الله علیه وسلم نیست چنانکه خود او فر موده است.
    بدو ن شک او بی ایمان خواهد رفت.
    پس ما باید

  38. محمد عارف says:

    با کناررفتن نمیتوانیم افغانستان خود را آباد کنیم بلکه باکنار آمدن میتوانیم اففانستان خوشبخت داشته باشیم.
    نزدیکترین شما نزد خداوند (ج) با تقوا ترین شما است.
    اگر تو بگویی که من هستم و من بگویم که من هستم نه توهستی ونه من. اگرمن بگویم که توهستی وتو بگویی توهستی هم توهستی وهم من هستم. دیگه پناه به خدا(ج).

  39. سحر says:

    دوستان گرامی سلام خداوند دست اندرکاران اصلاح را بیشتر توفیق اعطا فریماند وحوصله بیشتر از خداوند برایشان میخواهم
    با ارج

    • محمدسردار کاظمی says:

      واقعا نهاد جمعیت اصلاح یک نهاد خیریه بوده و هدفشان ترقی دین مبین اسلام میباشد جزاکم الله خیر کثیرا

  40. ajmal says:

    salam beradare azizam zahim jan . mo afghan astem na irane agar to eqadar bazabane irane alaqadare fiker nako kolage dari zabana alaqa dara mah afghan astem bodem wa mibashim wa khodet in nawa shohara ra dar in sait naweshta nako zabani dari wa pashto az afghanistan ast na az jay degi ardoyash ba ma mohtaram astak na zabane kasay ki 5000 nafare begonara montazere dar sakhtand omid war astom khafa nashe az gapay ma … khob fiker ko ba 1000 azar ha madare ki bachay jawanishana bajay zenada bibenan morda deda azomo kishware farsa ki to taraf dare mikone imroz zabani khoda zer pay mimane wa mikhaye ki bazabane azo zalima gap bezane amie tofe qatle afghanay jawan bama mardome rasid ar roz 10 ha jawane afghana ra badar bola mikonan nenene ma watene khoda dost darim . bazam az ma khafa nashi beradare azizam khoda negahdaret.

  41. طلال says:

    السلام علیکم
    ببین زعیم جان
    باز هم به راه غلط روانی
    ترا خو کسی یهود صدا نه زده، گفتم که بادارانت یهود اند، و این قسم مردمان در وطن ما زیاد اند
    و خودت که خود را که استاد معرفی میکنی و مرا شاگرد نیز نمیگیری این چنین الفاظ و چنین تعصب پوچ از تو متوقع نیست که افغان را اوغان مینویسی.

    و جانم که استاد است باید به معنی کلمه وفرت نیز بداند
    و دیگر اینکه این سایت من نیست، من به حیث یک مهمان، متعصبینی چون تو را جواب میدهم
    باز هم مرا متعصب می نامی و سخنان خودت تعصب محض اند
    و اگر از یا هو مطلبت یا الله است پس چرا یا الله نمی نویسی؟ دستت خو فلج نمیشود؟
    من به دری زبانان پشتو زبانان و همه اقوام این خطه را احترام دارم
    مگر از متعصب محض چون خودت که صرف فارسی را می شناسد و از دری حرفی نمیزند، نفرت دارم

  42. Hammad Hammad says:

    سلام علیکم
    تا هنوز مشکلات املائی در این مطلب موجود است، من می خواهم این مطلب را چاپ کرده نزد خود حفظ کنم، لطف نموده هر چه زودتر این مشکل را رفع کنید!

  43. فردین شاه (مومِل) says:

    از دست اندرکاران عزیز اصلاح آنلاین خواهش می شود که اینچنین اشخاص را اصلاً اجازه ندهند که کلمه ای اینجا بنوسند که در بین من و برادر پشتونم نفاق را اجاد کنند

  44. Hammad Hammad says:

    سلام علیکم ورحمة الله
    زعیم جان و طلال جان!
    منم به فکر استقلال هرزبانم که باید از دیگرزبانها استقلال داشته باشد مگر اینکه ناگزیر باید به زبان اجنبی در استفاده از کلمات سود ببریم.
    امّا این زمانیست که دشمن از این جنگهای سرد و گرم ما سود می برند و باعث می شود که به آسیاب دشمن بسیار به خورسندی آب بریزیم.
    ببینید چه حالت است در این کشور. نیم مردم ما در حال کشته و زخمی شدن است و نیم دیگر مان را کوشش دارند به دین خود ببرند. این همه توطئه هایست که سالها قبل در بیرون از مرز کشور طراحی شده و امروز جنبۀ عملی خویش را دارد می پوشاند.

    پس کمی فکر در کار است.
    بیشتر غوغای زبان و زبان بازی وظیفۀ دو طائفۀ از پشتون و فارسی هست که هر دو هم جزء منحرفین از اسلام شمرده می شوند:
    افغان ملّت از پشتونها
    ستمی از فارسی زبانها.

    با تشکر

  45. zahim says:

    بعد از سلام :
    خوب ای کاش این نظر شخصی برگردان کننده ی این سایت می بود که جواب اش را محکم می نوشتم .فکر کنم شما توانایی این را ندارید که گپ دیگران را بشنوید و به زودترین فرصت حریف تان را “احمق ” و یهود ” خطاب میکند که این خود گناه کبیره است. و کسی را بدون فهمیدن این که مسلمان باشد یهود خطاب کردن در شان ما مسلمان ها نیست .
    دوم:باز هم مشکل در خود تان هست واقعآ این طور نوشته نمی شود بلکه در فارسی امروز واقعن نوشته می شود که این بیانگر بی سوادی شما است .
    سوم : من فارسی را که فاریس نوشته ام مشکل تایپی است اگرنه هزار چون تو انشاالله که شاگردیم را هم کرده نمیتواند .
    اما معنای وفرت را نفهمیدم ؟ کدام لغت است که از شکمبه ات بیرون نکرده باشی عزیزجان ! من نمیگویم که فارسی این جا نوشته نمیشود میشود اما فارسی که اوغان ها باهش گپ می زند و می خواهند خود شان را بزرگ جلوه بدهند . اگر کمی آرامتر صحبت کنم و از اخلاق اسلامی استفاده کنیم این گپ ها به سادگی حل می شوند اما اگر حقایق را کتمان کنم و با رد و بدل شدن یک کلمه همدیگر را گردن بزنیم کار به جایی نمیرسد.
    به فکر من سایت شما که مطالب اسلامی را نشر می کند باید اولتر از همه شما تعصب را از درون تان بیرون کنید و خود تان شستشوی دماغی بدهید یعنی اول خود انسان و مسلمان شوید بعد برود دنبال دیگران . حالا نقد من این بود که چرا به جای دانشگاه ، دانشکده ، فرهنگ ، مشکل ووو کلمات را استفاده میکند که فارسی نیستند ؟ این را می توانستند به بسیار نرمی جواب بدهید اما معلوم میشود که شما مسلمان نشده اید هنوز و هنوز تعصب روح و روان تان را آزار می دهد .صلاح ممکلت خویش خسروان دانند اگر قرار بر این که شما آزرده می شود چیزی نمینویسم اما یاد تان باشد که شما کسانی هستید که دنیا بالای تان حساب میکند .
    یاهو کدام چیزی بدی نیست عزیزم . هو ضمیر خداوند و من یا خدا گفتیم خدا کند کسی دیگری را به ناحق یهود صدا نزنی .
    یاهو

  46. طلال says:

    السلام علیکم
    زعیم جان
    من به نمایندگی از جمعیت نمی نویسم و این نظر شخصی ام است
    اول خو املای خود را درست کن
    کلمه فاریس و واقعن و مسملمین چی مفهوم دارند؟؟؟
    و آیا کی بر حریم(………) تو تجاوز نموده است ؟؟؟ اگر کسی بر حریم تو تجاوز نماید درین گناه جمعیت اصلاح چی است؟
    و تو احمق همین مضمون را هم به دری خوانده ای و باز میگویی چند اوغان (به اصطلاح خودت) جمع شده اند. واقعا درین جا فارسی باداران تو نیست مگر مضامینی دری به وفرت موجود اند و آنها را دری زبانان مسلمان نوشته اند و کلمات دانشگاه و سایر الفاظ دری درآن به کار برده شده اند.
    و این واژه یاهو را که در آخر استعمال نموده ای از باداران یهودت است که چهره واقعی ات را بر ملا می سازد
    از الفاظ خودت پیداست که متعصب محضی.
    و نمی خواهی همه اقوام افغانستان با هم در برادری زندگی کنند
    و خودت از مسلمین حرف نزن زیرا تو به عصبیت دعوت میکنی و طرز تفکرت مردود است

  47. zahim says:

    بعد از عرض سلام.
    فکر کنم یکی دو اوغان در دور این جمعیت یکجا شده اید و تا می توانید بر ضد فارسی کار میکنید که این مشکل شما است . وقتی شمااز بر ضد بود تعصبات دینی زبانی فرهنگی بحث میکند جای شرم است که به جای دانشگاه در فاریس پوهنتون بنویسید یعنی شما تصمیم ندارید بپذیرد که دیگران هم در این کشور حق دارند !!! پس این راه که می روید به ترکستان اگر شما واقعن می خواهید برای همه ی مسملمین کمک و خدمت کنید اولتر از همه باید حق آن هارا بشناسید و در حریم آن ها تجاوز نکنید. اما من به یک نظر رسیده ایم که اوغان اوغان هست هرچه باشد بازهم اوغان است اگر ملا باشد اگر عالم باشد هیچ امکان ندارد که تعصب در رگ و ریشه ی شان ندویده باشد .
    منتظر جوابم را بنیوسید
    کلتور – بجای فرهنگ
    پوهنتون – به جای دانشگاه
    پرابلم – به جای مشکل
    پروگرام – به جای برنامه
    و هزار چیزی دیگر
    یاهو

 
 

نظر خود را در باره مضمون بنویسيد

 

لطف برای هر گونه سوالات دینی خود از ایمیل Fatwa@eslahonline.Net استفاده نمائید

برای تماس با مسئولین اصلاح انلاین از ایمیل info@eslahonline.Net استفاده نمائید