اينك موسي و اينك نيل !!!

 

خليل احمد جامي
مردم كشور اسلامي سوريه ، كه با شعار لااله الالله پا به ميدان مقاومت در برابر طغيان گذاشته اند، وقتي  به زنجير اسارت دژخيمان بعثي – نصيري خاندان اسد، گرفتار ميشوند، در زير شكنجه  مجبورند كه در عوض لااله الاالله بگويند : لااله الا الاسد.!  نعوذ بالله من ذالك. اين جملة بود كه جهانيان آن را چند روز قبل از طريق رسانه ها به گوش خود شنيدند!جهان اسلام
بسيار واضح است كه اين طغيان در امتداد همان سركشي فراعنة گردنكش و مغروريست است كه به روايت قرآن مردم را از پذيرش دعوت توحيدي دعوتگران الهي باز ميداشتند و نداي، انا ربكم الاعلي سر ميدادند؟!
اما  سنت لايتغيير الهي به ما اين حقيقت را آشكار ميسازد كه اين نداهاي به ظاهر متكبرانه، در حقيقت صدا هاي هستند از سر زبوني و ناتواني، كه سركشان عالم آن گاه كه در برابر جبروت الهي، خويشتن در حال اضمحلال مي بينند و نكال دنيا و آخرت را در پيش چشمان خود به وضوح مشاهده ميكنند، مايوسانه فقط براي دلخوش كردن خود و فريب ديگران، آن را  سر ميدهند تا مگر راهي براي نجات شان باشد! اما زهي خيال باطل كه نجاتي در كار نيست و زمان انتقام الهي فرا رسيده است!
اكنون نيز – باذن الله- اين كاخهاي متكبران است كه از مصر تا تونس و ليبي و سوريه و يمن در حال فرورفتن در آتش خشم و غضب الهي است و به زودي دامن همة ظالمان و سيه اندرونان را در هر كجا در بر گرفته و آنان را  به كام خويش فرو خواهد برد! ان شاءالله.
و اما دربارة قيام ملت شريف سوريه در مقابل حاكميت جائر بعثي – نصيري اين كشور و پيروزي حركت انقلابي مردم در ليبياي اسلامي چند نكتة در خور توجه به نظرم رسيد كه ميخواهم بدان اشاره نمايم:
يكم اين كه :
ايستاده گي مظلومانة ملت سوريه در برابر طغيان بعثي – نصيري خاندان اسد، بسياري از نهفته ها را براي مردم دنيا، بر ملا كرد از جمله نشان داد كساني كه در زير چتر استعمار پرورش  يافته بودند و در زير ساية قدرت مستكبران مغرورانه خود را اسد يعني شير! مي پنداشتند، عروسكهاي پوشاليني بيش نبودند كه اعتبار و غيرت شغالان هزار مرتبه بر اعتبار و غيرت آنان ميچربد! چه تا به حال هيچ كس نتوانسته به اثبات برساند كه شغالان از يك سوي با نوالة همجنسان خويش، شكم گنده كنند و سپس  بر آنان انواع ظلم روا دارند و ادعاي استيلا و سيطرة نارواي فرعوني داشته باشند و از سويي ديگر ، سر تسليم و ذلت و در برابر دشمنان اهل و خانة خود فرو افگنده و كمر به نوكري آنان بر بسته باشند! لذا  مقايسه چنين كساني حتي با پست ترين حيوانات نيز كار نادرستي است و بهتر همان است ، به فرمودة قرآن رجوع كنيم كه در بارة چنين مردمي فرموده است : بلكه ايشان از چهارپايان نيز گمراه تر اند!
اكنون جاي آن دارد كه ما همراه با تمام آزاده گان و پاك اندرونان جهان،  لقب  اسد را از چنين پهلوان پنبه هاي دروغين گرفته و آن را به گردن بلند ملت مومن و نجيب سوريه اندازيم كه شيرانه، پا به ميدان مبارزه با اين نماد هاي جاهليت گذاشته اند و با دستان تهي خود در اين مبارزة شريف، جان ميدهند، اما هرگز  زنجيرهاي اسارت و تازيانه هاي جور ظالمان بيغيرت نتوانسته است، همت فولادين آنان در هم بشكند! يقينا كه اين حماسه هرگز فراموش نميشود و بي اثر نمي ماند و به زودي اثر اين خونهاي به ناحق ريخته شده مظلومان آن هم در بهترين فصل عبادت يعني ماه مبارك رمضان بهترين نتيجة را براي اين ملت مظلوم به دست خواهد داد چرا ندهد كه پيامبر ما ميفرمايد : اتق دعوة المظلوم فانه ليس بينه و بين الله الحجاب! وقتي دعا ميان دعاي مظلوم و الله حجابي نباشد آيا ميان خون آنان و خدا ميتواند فاصلة اي باشد؟!
و اما نكتة دوم:
جاي بس تاسف است كه مسلمانان سوريه در زير فشار ظالمانة وحشيان، خورد ميشوند و جان ميدهند، اما  از دنياي اسلام هيچ حركت درخور و مثبتي  به جز حرف مفت، براي حمايت واقعي از اين ملت مومن به چشم نميخورد!  گويي اصلا دفع ظلم و معاونت با مظلومان يكي از وظايف و وجايب هر مسلمان به حساب نمي آيد!
جاي شرم است كه امروزه چشم اميد امت اسلام براي نجات ملتهاي مظلوم اين منطقه، با وجود يك و نيم مليارد جمعيت و اين همه امكانات نظامي و سياسي و اقتصادي، به دستان كافراني دوخته شده است كه اولا دست خود آنان به هزاران جنايت بر ضد مسلمين آلوده است و ثانيا آنان خود، به ميان آورندة اين نظامهاي ظالم و فاسد بوده اند و ثالثا اكنون نيز هزاران ملاحظة سياسي و اقتصادي و از همه مهمتر ايديولوژيك و… در هر مداخلة شان  مستتر است!
آيا از خود پرسيده ايم كه چرا بايد در چنين حالتي كافران به خود جرئت و اجازه دهند در قضاياي امت اسلامي به هرگونه كه ميخواهند در هر كجا دخالت كنند و ما مسلمانان در اين قبال بي تفاوت باشيم؟! در حالي كه همگان ميدانند كه چنين دخالتها اكثرا  به لحاظ شرعي و عرفي نه تنها موجه نيست، بل از يك جانب كاملا با اساسات ديني ما مغاير است و از جانب ديگر هيچ مشكلي را در اين كشور ها تا اكنون حل نكرده و به پيچيده گي اوضاع بيشتر از آن چه هست  افزوده است!
چه ميشد اگر به جاي غرب، كشور هاي اسلامي حد اقل مانند اتحادية كشور هاي افريقايي! خود داراي قوتي ميبودند كه در چنين مواقع، به داد ملتهاي مسلمان ميرسيد و مشكل را  به آساني حل و فصل ميكرد؟! هر چند اين اميد به دليل طبيعت استبدادي اكثر نظامهاي حاكم در كشور هاي اسلامي، تا چندي قبل بعيد به نظر ميرسيد اما با تغييراتي كه اكنون در حوزة اسلامي شاهد آنيم، آيا در آيندة نه چندان دور، فقط چند كشور اسلامي مانند تركيه و مصر و پاكستان و سعودي نميتوانند محور شكل گيري چنين حركت شكوهمند و مباركي در منطقه باشند و براي معاونت با ملتهاي در حال قيام منطقه جاي غرب و يا شرق مغرض را پر كنند؟
نكتة سوم در مورد كشور اسلامي ليبياست:
هر چند ليبيا از چنگال خانوادة مجنون قذافي نجات پيدا كرد، اما  وجود نيروي غربي و دخالت شان در اين كشور اسلامي، هر گز نميتواند اعتماد ما را به فراهم آمدن آينده نيك براي اين كشور جلب نمايد.
چنين به نظر ميرسد كه با فتح طرابلس و از ميان رفتن خانوادة قذافي ديگر مشكلي در اين كشور ديده نميشود، اما از هم اكنون بوي توطئه و خيانت به آرمانهاي مردم ليبي كه در اين گيرو دار جان دادند و بسياري از سرمايه هاي ملي و دولتي شان نابود گشت، به مشام ميرسد؛ چنان كه فرار سيف السلام پسر قذافي و عدم دستگيري خود قذافي و دستيارانش و حرفهاي ديگري كه در جنب اين موارد هر دم اين در و آن در شنيده ميشود، ميتواند موجب پريشاني زياد و مشكلاتي باشد كه بر اساس دسيسة غربيها، در آينده براي ادامه نفوذ شان در منطقه طراحي شده است!
اميدواريم كه ملتهاي ليبي و ساير ملتهاي مسلمان هوشيارانه بتوانند با حفظ وحدت ملي و در نظر داشت منافع علياي خود، از دست آوردهاي ارزشناك خويش در مقابل چالشهاي داخلي و خارجي محافظت كنند و اجازه ندهند كه كشور هاي شان صحنة تاخت و تاز و ميدان رقابت قدرتهاي بازيگر منطقه اي و بين المللي شود.
و اما آخرين نكته :
بايد ملتها بدانند كه در دنياي امروز اگر قرار باشد سيادت و افتخاري نصيب آنان شود ، اين سيادت جز با تكيه به همت خود ايشان از هيچ طريق ديگري به دست نمي آيد! ملتها بايد به خويشتن خويش، اعتماد پيدا كنند و بدانند كه اگر خود خواسته باشند ميتواند بر روي پاي خود بايستند و بر همة موانع غلبه حاصل كنند!
ملتها نبايد فريب، وعده هاي پر زرق و برق دشمنان اسلام را بخورند، چه به فرمودة قرآن ، اين وعده چيزي به جز فريب و دروغي پست نيست و هرگز نميتواند سعادت شان را تضمين كند!
ملتها براي اين كه بتوانند به خواستهاي مشروع خويش برسند فقط بايد با حفظ وحدت صف خويش نگذارند اختلاف در ميان شان رخنه كند، اگر همة ابناي جامعه با هر گونه نگرش و سليقه، با در نظر داشت مصالح علياي خويش، در كنار يك ديگر بايستند، يك ديگر را تحمل كنند و در حالي كه به ارادة جمعي ملت خود احترام ميگذارند، به  اهداف متعالي خود كه ايجاد رفاه و ترقي و پيشرفت و سعادت تمام جامعة انساني است ، توجه مبذول دارند، يقينا هيچ توطئه و دسيسه اي نميتواند بر آنان اثر سوء بگذارد و حاصل تلاشهاي شان را در كام ديگران سرازير نمايد!
براي ملتهاي به پاخاسته از جمله ملت مومن سوريه و يمن  و ملتهاي مصر و تونس و ليبي آرزوي موفقيت روز افزون داريم و مطمئن هستيم كه اين تحولات در آيندة نه چندان دور ، ميتواند بالاي موضوع محوري امت اسلامي يعني فلسطين اسلامي و استحكام عزم و ارادة پولادين ملت سلحشور فلسطين در مقاومت و شكستن كمر دشمنان اسلام در اين ديار مقدس تاثير مثبت فراوان بر جاي بگذارد . به اميد روزي كه همة ملتهاي جهان از شر تمامي نظامهاي استبدادي و فاسد رهايي يابند و مخصوصا امت اسلامي با رهايي از چنگال ديو مخوف حكومتهاي ظالم و فاسد استبدادي، بتواند به وظايف سترگ و اساسي خود در راه تامين سعادت جامعة بشري عمل كند وگام هاي بلند خويش را در پرتو تعليمات نوراني اسلامي راستين در اين مسير، بار ديگر در عرصة هاي مختلف زنده گي بردارد.

نورې دا ډول ليکنې:

  1. آيا صبح نزديك نيست؟
  2. معامله بر سر خاک مقدس پیامبران
  3. فلسطين يعني مرگ صهيونيزم!
 

اړوندې ليکنې

  • No Related Posts
 
 

5 تبصره ها

  1. نقیب الله says:

    آرش خان و افضل خان باور کنید تمام دسایس که توسط ایران و یا در کشور ما توسط دیگران در مورددین و مذهب به راه انداخته می شود بخاطر اینس همه ما ره نابود کنند و یا اینکه آنقدر این مردم را به جان هم بیندازند که خدا نخواسته نغوذ باالله از اسلام بیزار و راهی دیگر به دلخواه خود بکشانند.
    ایران هم اگر هیچ راهی را نیابد می تواند با دامن زدن به تنش های مذهبی حد اقل شهر هرات را نا امن کند تا از این ماهی گل آلود ماهی مراد خود را بگیرد.باور کنید که از دین و مذهب در دنیایی سیاست امروز فقط استفاده ابرازی صورت می گیرد.
    با همه اینها اگر ما مسلمانان این قدر تعصب مذهبی قوی داریم چرا نمی توانیم حیات سیاسی اجتماعی خود را مستقل از کفار که آشکار و پنهان در پی نابودی دین و مذهب ماست اداره کنیم. در افغانستان به لطف خداوند تا اکنون جنگ مذهبی اتفاق نیافتاده و به نظر من تنها راه نجات،اتحاد و سعادت تمام اقوام ساکن در افغانستان دین اسلام است.که در سایه آن به دور از تعصبات قومی می توان جمع شد.اکنون میخواهند همین زمینه را هم از مردم افغانستان بگیرند تا دیگر هیچ راهی برای اتحاد همبستگی و افغانستان یکپارچه باقی نماند.پس کوشش کنیم چوب سوخت و پله خواستهای دیگران نباشیم. در عین حفظ و نگهداری عقاید خویش بر عقاید و مقدسات دیگران توهین نکنیم در پی سعادت و شکوفایی این مملکت باشیم. اگرقرار باشد با کوچکترین جرقه آتش بگیریم به این زودیها از سوختن و باختن نجات نخواهیم یافت.

  2. Hekmat says:

    برادر محترم آرش صاحب
    از این بشنو که مسلمانان سنی مذهب را حتی به نماز خواندن نمیماند
    شما شاید از طریق رسانه ها شنیده باشید که اهل تسنن نتوانستند که نماز عید را ادا کنند
    ولی هیچ کس صدای خود را بلند نکرد
    در افغانستان حتی قانون دوگانه وضع شدولی در آنجا نماز هم ممنوع قرار گرفت.

  3. آرش says:

    یک از طاغت های دیگر دولت صفوی ایران است که در امور افغانستان مداخله می کند و در این اواخر یکی از لانه های شیطانی اش بنام (لیسه خصوصی توحید) در ولایت هرات که در اصل شرک را تدریس و پخش می کند سی دی های را در میان دانش آموزان پخش کرده است که در آن ها به زبان کودکانه به اصحاب رسول الله ص توهید شده است و من از تمام مردم هرات خواهشمندم که اهل تشیع را تحریم اقتصا نموده فرزندان خویش را به مکاتب آن ها نفرستاده و هیچ نوع خریداری را از ایشان و از محصولات مربوط به ایشان نفرمایند.

  4. hamed حامد پوپلزی محصل شرعیات says:

    سلام علیکم ورحمت الله وبرکاته

    الله (ج) مسلمانان را درتمام سرزمین های اسلامی کامیاب بگرداند وطاغوت های زمان را نابوت گرداند وسرزمین های اسلامی را ازاشغال خلاص نماید .

  5. افضلي says:

    بارک الله فیکم استاد عزیز

 
 

نظر خود را در باره مضمون بنویسيد

 

لطف برای هر گونه سوالات دینی خود از ایمیل Fatwa@eslahonline.Net استفاده نمائید

برای تماس با مسئولین اصلاح انلاین از ایمیل info@eslahonline.Net استفاده نمائید