Home » Ramadan »

۶۳ حديث در مورد روزه و رمضان

 

از سهل رضي الله عنه روايت است كه نبي ‏اكرم صلى الله عليه وسلم فرمود:«بهشت، دروازه اي دارد كه به آن، ريان مي گويند. روز قيامت، فقط روزه داران از آن دروازه، وارد( بهشت) مي شوند. و غير از آنها كسي ديگر از آن، وارد نمي شود. (روز قيامت) ندا داده مي شود كه كجايند روزه داران؟ پس آنها برمي خيزند و غير از آنها كسي ديگر، وارد نمي شود. پس از اينكه روزه داران وارد مي شوند، آن در، بسته مي شود و هيچ كس ديگري از آن، وارد نمي شود».

كتاب الصوم

كتاب صلاة التراويح

كتاب اعتكاف

 كتاب الصوم

باب(1) فضيلت روزه

1.    عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «الصِّيَامُ جُنَّةٌ فَلا يَرْفُثْ وَلا يَجْهَلْ وَإِنِ امْرُؤٌ قَاتَلَهُ أَوْ شَاتَمَهُ فَلْيَقُلْ: إِنِّي صَائِمٌ مَرَّتَيْنِ، وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَخُلُوفُ فَمِ الصَّائِمِ أَطْيَبُ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى مِنْ رِيحِ الْمِسْكِ، يَتْرُكُ طَعَامَهُ وَشَرَابَهُ وَشَهْوَتَهُ مِنْ أَجْلِي الصِّيَامُ لِي وَأَنَا أَجْزِي بِهِ وَالْحَسَنَةُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا». (بخارى:4981)

ترجمه: از ابوهريره رضي الله عنه روايت است كه رسول‏ الله صلى الله عليه وسلم فرمود: « روزه، سپري (در برابر آتش دورخ) است. روزه دار نبايد ناسزا بگويد و عمل جاهلانه انجام دهد. اگر كسي با او درگير شود و يا به وي ناسزا گويد، درجوابش بگويد: من روزه هستم، من روزه هستم. و افزود: سوگند به ذاتي كه جانم در دست اوست، بوي دهان روزه دار، نزد خداوند از بوي مُشك، خوشبو تر است. (خداوند مي فرمايد): روزه دار، خوردن، آشاميدن و ارضاي تمايلات جنسي را بخاطر من، ترك مي كند. روزه از آنِ من است و خود من پاداش آنرا مي دهم. و هر نيكي، ده برابر پاداش دارد».

باب (2) : رَيّان، دروازه اي از بهشت استكه مخصوص روزه داران مي باشد

2.    عَنْ سَهْلٍ رضي الله عنه عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «إِنَّ فِي الْجَنَّةِ بَابًا يُقَالُ لَهُ: الرَّيَّانُ، يَدْخُلُ مِنْهُ الصَّائِمُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لا يَدْخُلُ مِنْهُ أَحَدٌ غَيْرُهُمْ يُقَالُ: أَيْنَ الصَّائِمُونَ؟ فَيَقُومُونَ لا يَدْخُلُ مِنْهُ أَحَدٌ غَيْرُهُمْ، فَإِذَا دَخَلُوا أُغْلِقَ فَلَمْ يَدْخُلْ مِنْهُ أَحَدٌ».

ترجمه: از سهل رضي الله عنه روايت است كه نبي ‏اكرم صلى الله عليه وسلم فرمود:«بهشت، دروازه اي دارد كه به آن، ريان مي گويند. روز قيامت، فقط روزه داران از آن دروازه، وارد( بهشت) مي شوند. و غير از آنها كسي ديگر از آن، وارد نمي شود. (روز قيامت) ندا داده مي شود كه كجايند روزه داران؟ پس آنها برمي خيزند و غير از آنها كسي ديگر، وارد نمي شود. پس از اينكه روزه داران وارد مي شوند، آن در، بسته مي شود و هيچ كس ديگري از آن، وارد نمي شود».

3.    عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «مَنْ أَنْفَقَ زَوْجَيْنِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ نُودِيَ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ: يَا عَبْدَ اللَّهِ، هَذَا خَيْرٌ، فَمَنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ الصَّلاةِ دُعِيَ مِنْ بَابِ الصَّلاةِ، وَمَنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ الْجِهَادِ دُعِيَ مِنْ بَابِ الْجِهَادِ، وَمَنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ الصِّيَامِ دُعِيَ مِنْ بَابِ الرَّيَّانِ، وَمَنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ الصَّدَقَةِ دُعِيَ مِنْ بَابِ الصَّدَقَةِ» فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ رضي الله عنه: بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَا عَلَى مَنْ دُعِيَ مِنْ تِلْكَ الأَبْوَابِ مِنْ ضَرُورَةٍ فَهَلْ يُدْعَى أَحَدٌ مِنْ تِلْكَ الأَبْوَابِ كُلِّهَا؟ قَالَ: «نَعَمْ وَأَرْجُو أَنْ تَكُونَ مِنْهُمْ». (بخارى: 1897)

ترجمه: از ابوهريره رضي الله عنه روايت است كه رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «هركس، دو نوع انفاق در راه خدا نمايد، از دروازه هاي بهشت ندا داده مي شود: اي بنده خدا ! اين است نتيجه كار خير. پس هر كسي كه اهل نماز بوده، او را از دروازة نماز، و هر كس اهل جهاد بوده او را از دروازة جهاد، و كسي كه اهل روزه بوده، او را از دروازة رَيّان و كسي كه اهل صدقه بوده، او را از دروازة صدقه، صدا مي زنند. ابوبكررضي الله عنه گفت: اي رسول خدا! پدر و مادرم فدايت باد( اگر چه) كسي كه از يك دروازه، صدا زده شود، نيازي ندارد ( كه از دروازه هاي ديگر او را صدا بزنند) ولي آيا چنين فردي وجود دارد كه او را از همة درها صدا بزنند؟ فرمود: «آري، اميدوارم كه تو نيز يكي از آنها باشي».

4.    عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «إِذَا جَاءَ رَمَضَانُ فُتِحَتْ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ» وفي رواية عنه قال: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم: «إِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضَانَ فُتِّحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَغُلِّقَتْ أَبْوَابُ جَهَنَّمَ وَسُلْسِلَتِ الشَّيَاطِينُ». (بخارى:1899)

ترجمه: از ابوهريره رضي الله عنه روايت است كه رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «وقتي ماه رمضان فرا مي رسد، درهاي بهشت گشوده مي شوند». و در روايتي ديگر، ابوهريره رضي الله عنه مي گويد: رسول اكرم صلى الله عليه وسلم فرمود: «وقتي ماه رمضان از راه مي رسد، درهاي آسمان، گشوده مي شوند و درهاي دوزخ، بسته مي گردد و شياطين به زنجير كشيده مي شوند».

باب (3): آيا رمضان گفته شود يا ماه رمضان و يا هر دو؟

5.    عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّه صلى الله عليه وسلم يَقُولُ: «إِذَا رَأَيْتُمُوهُ فَصُومُوا، وَإِذَا رَأَيْتُمُوهُ فَأَفْطِرُوا، فَإِنْ غُمَّ عَلَيْكُمْ فَاقْدُرُوا لَهُ» يعني: هِلالِ رَمَضَانَ. (بخارى:1900)

ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما مي گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم كه فرمود: «هرگاه، هلال رمضان را ديديد، روزه بگيريد. و هرگاه، هلال شوال را مشاهده كرديد، افطار كنيد. و اگر آسمان، ابري‏ بود (ماه رويت نشد)، سي روز را كامل كنيد».

باب (4): كسي كه دروغ گفتن وعمل به آن را در رمضان، ترك نكند

6.    عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم: «مَنْ لَمْ يَدَعْ قَوْلَ الزُّورِ وَالْعَمَلَ بِهِ فَلَيْسَ لِلَّهِ حَاجَةٌ فِي أَنْ يَدَعَ طَعَامَهُ وَشَرَابَهُ».(بخارى:1903)

ترجمه: ابوهريره مي گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «هركس كه دروغ گويي و عمل  به مقتضاي آن را ترك نكند، خداوند نيازي ندارد كه او خوردن و نوشيدن را ترك كند».  

باب (5): آيا روزه دار در جواب كسي كه به او دشنام مي دهد، بگويد: من روزه هستم؟

7.    وعنه رضي الله عنه الحديث المتقدم: «كُلُّ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ لَهُ إِلاَّ الصِّيَامَ فَإِنَّهُ لِي وَأَنَا أَجْزِي بِهِ» وقال في آخره: «لِلصَّائِمِ فَرْحَتَانِ يَفْرَحُهُمَا إِذَا أَفْطَرَ فَرِحَ وَإِذَا لَقِيَ رَبَّهُ فَرِحَ بِصَوْمِهِ». (بخارى:1904)

ترجمه: حديث ابوهريره رضي الله عنه  قبلاً  بيان گرديد كه: (خداوند مي فرمايد): هر عملي كه فرزند آدم انجام دهد، براي خودش مي باشد، جز روزه كه مخصوص من است. و من خودم پاداش آنرا خواهم داد». و در پايان حديث، پيامبر اكرم صلى الله عليه وسلم  فرمود: «روزه دار، دو بار خوشحال مي شود: يكي، هنگامي كه افطار مي كند. و ديگري، زماني كه با پرودگارش ملاقات مي نمايد، از روزه اش شادمان مي شود».

باب (6): كسي كه از مجرد بودن خود، مي ترسد، روزه بگيرد

8.    عَنْ عَبْدِاللَّهِ رضي الله عنه قَالَ: كُنَّا مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم فَقَالَ: «مَنِ اسْتَطَاعَ الْبَاءَةَ فَلْيَتَزَوَّجْ فَإِنَّهُ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ وَأَحْصَنُ لِلْفَرْجِ وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَعَلَيْهِ بِالصَّوْمِ فَإِنَّهُ لَهُ وِجَاءٌ». (بخارى:1905)

ترجمه: عبد الله بن مسعود رضي الله عنه مي گويد: همراه رسول خدا صلى الله عليه وسلم بوديم كه ايشان فرمودند: «كسي كه توانايي ازدواج كردن دارد، ازدواج كند. زيرا اين كار، باعث حفاظت چشم و شرم‏گاه، مي شود. و كسي كه توانايي ازدواج را ندارد، روزه بگيرد. چرا كه روزه، شهوت را  ضعيف و كنترل مي‏كند».

باب (7): پيامبرصلى الله عليه وسلم فرمود: «با ديدن هلال ماه، روزه بگيرد و با ديدن هلال، عيد نماييد»

9.    عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «الشَّهْرُ تِسْعٌ وَعِشْرُونَ لَيْلَةً فَلا تَصُومُوا حَتَّى تَرَوْهُ فَإِنْ غُمَّ عَلَيْكُمْ فَأَكْمِلُوا الْعِدَّةَ ثَلاثِينَ». (بخارى:1907)

ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما مي گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «ماه، بيست ونه شب است. تا هلال ماه را نديده ايد، روزه نگيريد. و اگر هوا، ابري بود ونتوانستيد آنرا ببينيد، سي روز را كامل كنيد».

10.    عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم آلَى مِنْ نِسَائِهِ شَهْرًا، فَلَمَّا مَضَى تِسْعَةٌ وَعِشْرُونَ يَوْمًا غَدَا أَوْ رَاحَ فَقِيلَ لَهُ: إِنَّكَ حَلَفْتَ أَنْ لا تَدْخُلَ شَهْرًا فَقَالَ: «إِنَّ الشَّهْرَ يَكُونُ تِسْعَةً وَعِشْرِينَ يَوْمًا». (بخارى:1910)

ترجمه: ام سلمه رضي ‏الله‏ عنها مي گويد: رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم سوگند ياد كرد كه تا يك ماه، شب نزد همسران خود نرود. پس از گذشت بيست و نه روز، هنگام صبح يا شب، نزد همسران خود رفت. به آنحضرت صلى الله عليه وسلم گفتند: شما براي يك ماه، سوگند ياد كرده ايد!؟ فرمود: «يك ماه، بيست و نه روز است».

باب (8): دو ماه عيدين (فطر و ضحي) ناقص نمي شوند

11.    عَنْ أَبِي بَكْرَةَ عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «شَهْرَانِ لا يَنْقُصَانِ شَهْرَا عِيدٍ رَمَضَانُ وَذُو الْحَجَّةِ». (بخارى:1912)

ترجمه: از ابو‏بكره روايت است كه نبي ‏اكرم صلى الله عليه وسلم فرمود: «دو ماه عيد، يعني ماه رمضان و ماه ذوالحجه كم نمي‏شوند». (يعني اينكه همزمان در يك سال، هر دو كمتر از 30 روز نمي‏شوند. يا اينكه اگر اين دو ماه، بيست و نه روز هم باشند، اجر و ثواب سي روز را دارند».

باب (9): اين فرمايش رسول اكرم صلى الله عليه وسلم:  «ما نوشتن و حساب كردن را نمي دانيم»

12.    عن ابْن عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم أَنَّهُ قَالَ: «إِنَّا أُمَّةٌ أُمِّيَّةٌ لا نَكْتُبُ وَلا نَحْسُبُ الشَّهْرُ هَكَذَا وَهَكَذَا يَعْنِي مَرَّةً تِسْعَةً وَعِشْرِينَ وَمَرَّةً ثَلاثِينَ». (بخارى:1913)

ترجمه: از عبد الله بن عمر رضي الله عنهما روايت است كه نبي ‏اكرم صلى الله عليه وسلم فرمود: «ما ملتي امي هستيم. نوشتن و حساب كردن را نمي دانيم. ماه، گاهي اينقدر و گاهي اين قدر مي شود». ( و با باز و بسته نمودن انگشتان دستهاي خود، نخست، بيست و نه و سپس، سي روز را به آنان، نشان داد».

باب (10): نبايد (بخاطر احتياط) يك يا دو روز قبل از رمضان، روزه گرفت

13.    عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «لا يَتَقَدَّمَنَّ أَحَدُكُمْ رَمَضَانَ بِصَوْمِ يَوْمٍ أَوْ يَوْمَيْنِ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ رَجُلٌ كَانَ يَصُومُ صَوْمَهُ فَلْيَصُمْ ذَلِكَ الْيَوْمَ». (بخارى: 1914)

ترجمه: ابوهريره رضي الله عنه روايت مي كند كه: رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «هيچكس از شما نبايد يك يا دو روز قبل از رمضان، روزه بگيرد، مگر كسي كه مقيد به روزه گرفتن(بعنوان مثال، روزهاي دوشنبه و پنجشنبه)، بوده است. چنين شخصي، روزه بگيرد».

باب (11):خداوند مي فرمايد: ]أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُم وَأَنتُم لِبَاسٌ لَهُنَّ[ يعني همبستري با همسرانتان در شبهاي رمضان، براي شما حلال شده است. آنها براي شمابه مثابة لباس هستند و شما نيز براي آنها به مثابة لباس هستيد. يعني براي راحت نفس، به يكديگر روي مي آوريد

14.    عَنِ الْبَرَاءِ رضي الله عنه قَا ل:َ كَانَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه وسلم إِذَا كَانَ الرَّجُلُ صَائِمًا فَحَضَرَ الإِفْطَارُ فَنَامَ قَبْلَ أَنْ يُفْطِرَ لَمْ يَأْكُلْ لَيْلَتَهُ وَلا يَوْمَهُ حَتَّى يُمْسِيَ وَإِنَّ قَيْسَ بْنَ صِرْمَةَ الأَنْصَارِيَّ كَانَ صَائِمًا فَلَمَّا حَضَرَ الإِفْطَارُ أَتَى امْرَأَتَهُ فَقَالَ لَهَا: أَعِنْدَكِ طَعَامٌ؟ قَالَتْ لا وَلَكِنْ أَنْطَلِقُ فَأَطْلُبُ لَكَ وَكَانَ يَوْمَهُ يَعْمَلُ فَغَلَبَتْهُ عَيْنَاهُ فَجَاءَتْهُ امْرَأَتُهُ فَلَمَّا رَأَتْهُ قَالَتْ: خَيْبَةً لَكَ فَلَمَّا انْتَصَفَ النَّهَارُ غُشِيَ عَلَيْهِ فَذُكِرَ ذَلِكَ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم فَنَزَلَتْ هَذِهِ الآيَة:ُ ]أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ[ فَفَرِحُوا بِهَا فَرَحًا شَدِيدًا وَنَزَلَتْ: ]وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ[. (بخارى:1915)

ترجمه: براء رضي الله عنه مي‏گويد: هنگامي كه بعضي از ياران رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم روزه مي‏گرفتند و زمان افطار فرا مي رسيد و قبل از اينكه افطار نمايند، خواب مي‏رفتند، آن شب و روز بعد تا وقت افطار، چيزي نمي خوردند. (زيرا ابتدا چنين بود كه بعد از خوابيدن در شبهاي رمضان، ، خوردن، آشاميدن و همبستري، ممنوع بود).

روزي، قيس بن صرمة انصاري روزه بود. هنگامي كه وقت افطار، فرا رسيد، نزد همسرش آمد و پرسيد: براي خوردن چيزي داري؟ همسرش گفت: خير، ولي صبر كن تا چيزي برايت پيدا كنم. قيس ‏بن صرمه كه كار ميكرد (قبل از اينكه همسرش برگردد)، خواب رفت. وقتي همسرش آمد  و ديد كه شوهرش خواب رفته است، گفت: افسوس كه به خواسته ات نرسيدي. روز بعد هنگام ظهر، قيس‏بن صرمه از شدت گرسنگي، غش كرد و افتاد. آنحضرت صلى الله عليه وسلم را از اين جريان مطلع كردند. آنگاه، اين آيه نازل شد: ]أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ[ (همبستري با زنان در شب هاي رمضان، براي شما حلال شد). صحابه از نازل شدن اين آيه، خيلي خوشحال شدند. همچنين، اين آيه نازل شد: ]وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ[ بخوريد و بياشاميد تا اينكه نخ سفيد (روشني صبح) از نخ سياه (تاريكي شب) كاملاً براي شما آشكار بشود.

باب (12): خداوند مي فرمايد: ]كُلُوا وَاشرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَد مِنَ الفَجرِ[ بخوريد و بيا شاميد تا اينكه نخ سفيد (روشني فجر) از نخ سياه (تاريكي شب) براي شما، نمايان شود.

15.    عَنْ عَدِيِّ بْنِ حَاتِمٍ رضي الله عنه قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ: ]حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ[ عَمَدْتُ إِلَى عِقَالٍ أَسْوَدَ وَإِلَى عِقَالٍ أَبْيَضَ فَجَعَلْتُهُمَا تَحْتَ وِسَادَتِي، فَجَعَلْتُ أَنْظُرُ فِي اللَّيْلِ فَلا يَسْتَبِينُ لِي فَغَدَوْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَذَكَرْتُ لَهُ ذَلِكَ فَقَالَ: «إِنَّمَا ذَلِكَ سَوَادُ اللَّيْلِ وَبَيَاضُ النَّهَارِ». (بخارى:1916)

ترجمه: عدي ابن حاتم رضي الله عنه مي‏گويد: وقتي كه اين آيه ]حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ[ نازل شد. يك طناب سياه و يك طناب سفيد را زير بالشت خود گذاشتم. تمام شب به آنها نگاه مي‏كردم ولي براي من قابل تشخيص نبودند. هنگام صبح، نزد رسول خدا صلى الله عليه وسلم رفتم و ماجرا را برايش تعريف كردم. فرمود: «منظور از نخ سياه، تاركي شب و منظور از نخ سفيد، روشني بامداد است».

 
باب (13): فاصله ميان سحري و طلوع فجر

16.    عَنْ زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ رضي الله عنه قَالَ: تَسَحَّرْنَا مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم ثُمَّ قَامَ إِلَى الصَّلاةِ قُلْتُ: كَمْ كَانَ بَيْنَ الأَذَانِ وَالسَّحُورِ؟ قَالَ: قَدْرُ خَمْسِينَ آيَةً. (بخارى:1921)

ترجمه: زيد بن ثابت رضي الله عنه مي‏گويد: همراه رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم سحري خورديم. سپس، آنحضرت صلى الله عليه وسلم براي نماز فجر، بلند شد. پرسيديم: فاصلة ميان اذان صبح و سحري، چقدر بود؟ زيد گفت: به اندازه اي كه حدود پنجاه آيه خوانده شود.

باب (14): سحري، بركت دارد ولي واجب نيست

17.    عن أَنَس بْنَ مَالِكٍ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم: «تَسَحَّرُوا فَإِنَّ فِي السَّحُورِ بَرَكَةً». (بخارى:1923)

ترجمه: انس بن مالك رضي الله عنه مي‏گويد: نبي ‏اكرم صلى الله عليه وسلم فرمود: «سحري بخوريد زيرا در خوردن سحري، خير و بركت نهفته است».

باب (15): نيت روزه گرفتن در اثناي روز

18.    عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الأَكْوَعِ رضي الله عنه أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم بَعَثَ رَجُلاً يُنَادِي فِي النَّاسِ يَوْمَ عَاشُورَاءَ: «إِنَّ مَنْ أَكَلَ فَلْيُتِمَّ أَوْ فَلْيَصُمْ وَمَنْ لَمْ يَأْكُلْ فَلا يَأْكُلْ». (بخارى:1924)

ترجمه: سلمه بن اكوع مي گويد: نبي اكرم صلى الله عليه وسلم در روز عاشورا، شخصي را مأموريت داد تا  اعلام كند: «هركس، چيزي خورده است تا فرا رسيدن شب، چيزي نخورد يا روزه گيرد. و هركس كه تا كنون چيزي نخورده است،  نخورد و روزه بگيرد».

باب (16): روزه داري كه در حالت جنابت، صبح مي كند

19.    عَنْ عَائِشَةَ وَأُمِّ سَلَمَةَ رضي الله عنهما أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم كَانَ يُدْرِكُهُ الْفَجْرُ وَهُوَ جُنُبٌ مِنْ أَهْلِهِ ثُمَّ يَغْتَسِلُ وَيَصُومُ. (بخارى:1925)

ترجمه: عايشه و ام سلمه رضي ‏الله‏ عنهما مي گويند: گاهي، فجر طلوع مي كرد در حالي كه رسول الله صلى الله عليه وسلم بعلت همبستري، در جنابت بسر مي برد. آنگاه، غسل مي كرد و به روزه اش ادامه مي داد.

باب (17): هم آغوشي با همسر، براي روزه دار

20.    عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: كَانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم يُقَبِّلُ وَيُبَاشِرُ وَهُوَ صَائِمٌ وَكَانَ أَمْلَكَكُمْ لإِرْبِهِ. (بخارى:1927)

ترجمه: از عايشه رضي ‏الله‏ عنها روايت است كه نبي اكرم صلى الله عليه وسلم در حالت روزه، همسرانش را در آغوش مي گرفت و مي بوسيد. سپس، عايشه رضي الله عنها افزود كه آنحضرت صلى الله عليه وسلم از همة شما در كنترل غراير خويش، قوي تر بود.

باب (18): اگر روزه دار در حالت فراموشي، چيزي بخورد و يا بياشامد

21.    عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «إِذَا نَسِيَ فَأَكَلَ وَشَرِبَ فَلْيُتِمَّ صَوْمَهُ فَإِنَّمَا أَطْعَمَهُ اللَّهُ وَسَقَاهُ». (بخارى: 1933)

ترجمه: ابوهريره رضي الله عنه روايت مي كند كه نبي اكرم صلى الله عليه وسلم فرمود: «اگر كسي در حال فراموشي، چيزي خورد و يا نوشيد، روزه اش را كامل كند، زيرا خداوند به او آب و غذا داده است».

باب (19): كسي كه در روز ماه رمضان، همبستري كرد و چيزي براي كفاره نداشت

22.    عَنِ أبي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: بَيْنَمَا نَحْنُ جُلُوسٌ عِنْدَ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم إِذْ جَاءَهُ رَجُلٌ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ هَلَكْتُ، قَالَ: «مَا لَكَ؟» قَالَ: وَقَعْتُ عَلَى امْرَأَتِي وَأَنَا صَائِمٌ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم: «هَلْ تَجِدُ رَقَبَةً تُعْتِقُهَا؟» قَالَ: لا، قَالَ: «فَهَلْ تَسْتَطِيعُ أَنْ تَصُومَ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ؟» قَالَ: لا، فَقَالَ: «فَهَلْ تَجِدُ إِطْعَامَ سِتِّينَ مِسْكِينًا؟» قَالَ: لا، قَالَ: فَمَكَثَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم فَبَيْنَا نَحْنُ عَلَى ذَلِكَ أُتِيَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم بِعَرَقٍ فِيهَا تَمْرٌ وَالْعَرَقُ الْمِكْتَلُ قَالَ: «أَيْنَ السَّائِلُ؟» فَقَالَ: أَنَا، قَالَ: «خُذْهَا فَتَصَدَّقْ بِهِ» فَقَالَ الرَّجُلُ: أَعَلَى أَفْقَرَ مِنِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَوَاللَّهِ مَا بَيْنَ لابَتَيْهَا ـ يُرِيدُ الْحَرَّتَيْنِ ـ أَهْلُ بَيْتٍ أَفْقَرُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، فَضَحِكَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم حَتَّى بَدَتْ أَنْيَابُهُ ثُمَّ قَالَ: «أَطْعِمْهُ أَهْلَكَ».

ترجمه: ابوهريره رضي الله عنه  مي‏گويد: نزد رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم نشسته بوديم كه شخصي آمد و گفت: اي رسول خدا! من هلاك شدم. رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «چه شده است»؟ آن شخص، گفت: ماه رمضان در حال روزه، با همسرم همبستري كردم.

رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «آيا غلامي داري كه او را آزاد كني»؟  گفت: خير. رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «مي‏تواني دو ماه متوالي، روزه بگيري»؟  گفت: خير. رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «مي‏تواني شصت مسكين را خوراك بدهي»؟ گفت: خير. آنحضرت صلى الله عليه وسلم چيزي نگفت و مدتي ساكت ماند. در آن اثنا، كيسه‏اي پر از خرما نزد رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم آوردند. رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم پرسيد: «سائل چه شد»؟ آن شخص، پاسخ داد: من حاضرم. رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم  فرمود: «اين كيسه را بردار و صدقه كن». آن شخص، گفت: به خدا سوگند! در ميان اين دو سنگلاخ مدينه، هيچ خانه اي از خانة من محتاج تر نيست. رسول خدا صلى الله عليه وسلم با شنيدن اين سخن، طوري خنديد كه دندانهاي(مباركش) ظاهر شد. سپس، فرمود: «اين كيسه را بردار و براي همسر و فرزندانت ببر».

باب (20): حجامت كردن و يا استفراغ نمودن روزه دار

23.    عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم احْتَجَمَ وَهُوَ مُحْرِمٌ وَاحْتَجَمَ وَهُوَ صَائِمٌ. (بخارى: 1938)

ترجمه: عبد الله بن عباس رضي الله عنهما مي گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم در حال احرام و همچنين زماني كه روزه بود، حجامت نمود.

باب (21): روزه گرفتن و افطار نمودن، هنگام سفر

24.    عَنِ بنِ أَبِي أَوْفَى رضي الله عنه قَالَ: كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فِي سَفَرٍ فَقَالَ لِرَجُلٍ: «انْزِلْ فَاجْدَحْ لِي» قَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ الشَّمْسُ قَالَ: «انْزِلْ فَاجْدَحْ لِي» قَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ الشَّمْسُ قَالَ: «انْزِلْ فَاجْدَحْ لِي» فَنَزَلَ فَجَدَحَ لَهُ فَشَرِبَ ثُمَّ رَمَى بِيَدِهِ هَا هُنَا ثُمَّ قَالَ: «إِذَا رَأَيْتُمُ اللَّيْلَ أَقْبَلَ مِنْ هَا هُنَا فَقَدْ أَفْطَرَ الصَّائِمُ». (بخارى:1941)

ترجمه: ابن ابي اوفي رضي الله عنه مي‏گويد: در سفري، همراه رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم بوديم. آنحضرت صلى الله عليه وسلم  خطاب به يكي از همراهان، فرمود: «پياده شو (و از آرد جو) شربتي براي من تهيه كن». آن شخص، گفت: يا رسول ‏الله! آفتاب هنوز غروب نكرده است. آنحضرت صلى الله عليه وسلم دوباره فرمود: «پياده شو و برايم شربت درست كن» او گفت: يا رسول الله! آفتاب هنوز غروب نكرده است. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «پياده شو و برايم شربت درست كن». آن شخص، پياده شد و شربت درست كرد و رسول‏ الله صلى الله عليه وسلم آن را نوشيد و با اشاره دست به سوي مشرق، فرمود: «هرگاه ديديد كه سياهي شب از افق آشكار شد، بدانيد كه وقت افطار فرا رسيده است».

25.    عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا زَوْجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم أَنَّ حَمْزَةَ بْنَ عَمْرٍو الأَسْلَمِيَّ قَالَ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم: أَأَصُومُ فِي السَّفَرِ؟ وَكَانَ كَثِيرَ الصِّيَامِ فَقَالَ: «إِنْ شِئْتَ فَصُمْ وَإِنْ شِئْتَ فَأَفْطِرْ». (بخارى:1943)

ترجمه: عايشه رضي‏ الله‏ عنها ؛همسر گرامي نبي اكرم صلى الله عليه وسلم مي گويد: حمزه بن عمرو اسلمي كه زياد روزه مي گرفت، از رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم پرسيد: آيا در سفر، روزه بگيرم؟ رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم فرمود: « اگر خواستي، روزه بگير و اگر نخواستي، نگير».

باب (22): اگر كسي بخشي از رمضان را روزه بگيرد. سپس، به مسافرت برود

26.    عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم خَرَجَ إِلَى مَكَّةَ فِي رَمَضَانَ فَصَامَ حَتَّى بَلَغَ الْكَدِيدَ. أَفْطَرَ فَأَفْطَرَ النَّاسُ. (بخارى:1944)

ترجمه: از ابن عباس رضي الله عنهما روايت است كه رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم در ماه مبارك رمضان، به بقصد مكه، براه افتاد و روزه بود. اما وقتي كه به منطقة كديد (نزديك مكه) رسيد، روزه را افطار كرد. ساير همراهانش نيز روزة خود را افطار كردند.

باب (23)

27.    عَنْ أَبِي الدَّرْدَاءِ رضي الله عنه قَالَ: خَرَجْنَا مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم فِي بَعْضِ أَسْفَارِهِ فِي يَوْمٍ حَارٍّ حَتَّى يَضَعَ الرَّجُلُ يَدَهُ عَلَى رَأْسِهِ مِنْ شِدَّةِ الْحَرِّ وَمَا فِينَا صَائِمٌ إِلاَّ مَا كَانَ مِنَ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم وَابْنِ رَوَاحَةَ. (بخارى:1945)

ترجمه: ابو درداء رضي الله عنه مي‏گويد: در يكي از سفرها، همراه رسول خدا صلى الله عليه وسلم خارج شديم. هوا گرم بود تا جايي كه مردم از شدت گرما، دستهاي خود را روي سرشان مي گذاشتند. و از ميان ما كسي غير از رسول خدا صلى الله عليه وسلم  و ابن رواحه، روزه نبود. 

باب (24): پيامبرصلى الله عليه وسلم فرمود: «روزه گرفتن در سفر، عمل نيكي محسوب نمي شود»

28.    عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ رَضِي اللَّه عَنْهما قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فِي سَفَرٍ فَرَأَى زِحَامًا وَرَجُلاً قَدْ ظُلِّلَ عَلَيْهِ فَقَالَ: «مَا هَذَا؟» فَقَالُوا: صَائِمٌ، فَقَالَ: «لَيْسَ مِنَ الْبِرِّ الصَّوْمُ فِي السَّفَرِ». (بخارى:1946)

ترجمه: جابر بن عبد الله رضي الله عنه مي‏گويد: رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم در يكي از سفرها، ديد كه گروهي از مردم، ازدحام نموده اند و شخصي را زير سايه گرفته اند. پرسيد:«او را چه شده است»؟ گفتند: روزه است. رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «روزه گرفتن در سفر، عمل نيكي محسوب نمي شود».

باب (25): صحابه، يكديگر را بخاطر روزه گرفتن و نگرفتن در سفر، نكوهش نميكردند

29.    عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ: كُنَّا نُسَافِرُ مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم فَلَمْ يَعِبِ الصَّائِمُ عَلَى الْمُفْطِرِ وَلا الْمُفْطِرُ عَلَى الصَّائِمِ. (بخارى:1947)

ترجمه: انس بن مالك رضي الله عنه مي‏گويد: «با رسول خدا صلى الله عليه وسلم سفر كرديم. (بعضي در سفر روزه مي گرفتند و برخي روزه نمي گرفتند). روزه داران از كساني كه روزه نداشتند، ايراد نمي گرفتند. و كساني كه روزه نبودند، روزه داران را سرزنش نمي كردند».

باب (26): كسي كه فوت نمايد و روزه بر ذمه اش باشد

30.    عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «مَنْ مَاتَ وَعَلَيْهِ صِيَامٌ صَامَ عَنْهُ وَلِيُّهُ». (بخارى: 1952)

ترجمه: از عايشه رضي ‏الله‏ عنها روايت است كه رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «هركس، بميرد و روزه اي بر ذمه اش باقي مانده باشد، وَليِ او، از طرف وي روزه بگيرد».

31.    عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ أُمِّي مَاتَتْ وَعَلَيْهَا صَوْمُ شَهْرٍ أَفَأَقْضِيهِ عَنْهَا قَالَ:« نَعَمْ، فَدَيْنُ اللَّهِ أَحَقُّ أَنْ يُقْضَى». (بخارى:1953)

ترجمه: از ابن عباس رضي الله عنهما روايت است كه: شخصي، نزد رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم آمد و عرض كرد: اي پيامبر خدا! مادرم فوت نموده، ولي روزة يك ماه، بر ذمه اش باقي مانده است. آيا مي توانم به نيابت از او، روزه بگيرم؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «آري. دَين خدا، سزاوارتر است كه ادا شود».

باب (27): روزه دار چه وقت مي تواند افطار كند

32.    حَدِيثُ عَبْدِاللَّهِ بْنَ أَبِي أَوْفَى رضي الله عنه وَقَوْلُ النَّبِيِّ: «انْزِلْ فَاجْدَحْ لَنَا» تقدَّمَ قَرِيبًا وَفِي هَذِهِ الرِّوَايَةِ: «إِذَا رَأَيْتُمُ اللَّيْلَ أَقْبَلَ مِنْ هَا هُنَا فَقَدْ أَفْطَرَ الصَّائِمُ» وَأَشَارَ بِإِصْبَعِهِ قِبَلَ الْمَشْرِقِ. (بخارى: 1956)

ترجمه: حديث ابن ابي اوفي كه در آن پيامبر صلى الله عليه وسلم خطاب به وي فرموده بود: «پياده شو  و شربتي براي ما بساز»، قبلا ذكر شد. و در اين روايت، مي فرمايد: «اگر مشاهده نموديد كه شب از اين طرف، آشكار شد، بدانيد كه وقت افطار فرارسيده است». و با انگشت خود به طرف مشرق اشاره نمود.


باب (28): تعجيل در افطار

33.    عَنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ رضي الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «لا يَزَالُ النَّاسُ بِخَيْرٍ مَا عَجَّلُوا الْفِطْرَ». (بخارى:1957)

ترجمه: سهل ابن سعد رضي الله عنه مي‏گويد: رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «مردم تا زماني در خير، بسر ميبرند كه در افطار نمودن، عجله كنند». (يعني بلا فاصله پس از غروب آفتاب، افطار نمايند).

باب (29): اگر كسي در رمضان، افطار كند. سپس، مشخص شود كه آفتاب، غروب نكرده است

34.    عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ أَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ رَضِي اللَّه عَنْهمَا قَالَتْ: أَفْطَرْنَا عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم يَوْمَ غَيْمٍ ثُمَّ طَلَعَتِ الشَّمْسُ. (بخارى:1959)

ترجمه: اسماء دختر ابوبكررضي الله عنه  مي‏گويد: روزي ابري، در زمان رسول ‏اللهصلى الله عليه وسلم  افطار كرديم. سپس، آفتاب از پشت  ابرها آشكار شد.(در چنين صورتي، نزد جمهور علماء، قضاء روزه واجب مي‏شود).

باب (30): روزة كودكان

35.    عَنِ الرُّبَيِّعِ بِنْتِ مُعَوِّذٍ قَالَتْ: أَرْسَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم غَدَاةَ عَاشُورَاءَ إِلَى قُرَى الأَنْصَارِ: «مَنْ أَصْبَحَ مُفْطِرًا فَلْيُتِمَّ بَقِيَّةَ يَوْمِهِ وَمَنْ أَصْبَحَ صَائِمًا فَليَصُمْ» قَالَتْ: فَكُنَّا نَصُومُهُ بَعْدُ وَنُصَوِّمُ صِبْيَانَنَا وَنَجْعَلُ لَهُمُ اللُّعْبَةَ مِنَ الْعِهْنِ فَإِذَا بَكَى أَحَدُهُمْ عَلَى الطَّعَامِ أَعْطَيْنَاهُ ذَاكَ حَتَّى يَكُونَ عِنْدَ الإِفْطَارِ. (بخارى: 1960)

ترجمه: ربيع دختر معوذ رضي الله عنه مي‏گويد: رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم  صبح روز عاشورا به روستاها و محله‏هاي انصار، قاصد فرستاد تا اعلام كنند كه: «هركس از صبح، روزه نگرفته است، بقيه روز، روزه بگيرد. و هركس، روزه بوده است، روزه‏اش را ادامه دهد». ربيع بنت معوذ مي‏گويد: بعد از آن، ما روز عاشورا را روزه  مي گرفتيم و فرزندان خرد سال خود را نيز وادار به روزه گرفتن مي كرديم. و براي آنها عروسكهاي پشمي مي ساختيم. و هر وقت يكي از آنها براي غذا گريه مي‏كرد، او را با آن عروسك، سرگرم مي كرديم تا اينكه وقت افطار، فرا مي‏رسيد.

باب (31): ادامه دادن روزه تا وقت سحر

36.    عَنْ أَبِي سَعِيدٍ رضي الله عنه أَنَّهُ سَمِعَ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم يَقُولُ: «لا تُوَاصِلُوا فَأَيُّكُمْ إِذَا أَرَادَ أَنْ يُوَاصِلَ فَلْيُوَاصِلْ حَتَّى السَّحَرِ». (بخارى:1963)

ترجمه: از ابوسعيد رضي الله عنه روايت است كه نبي ‏اكرم صلى الله عليه وسلم فرمود: «روزه ها را با يكديگر، وصل ننماييد. (يعني: بدون افطار و خوردن چيزي، دو روز پشت سر هم، روزه نگيريد). اگر كسي از شما خواست روزه اش را ادامه دهد، تا هنگام سحر، چنين كند». (آنگاه، چيزي بخورد).

باب (32): سرزنش نمودن كسي كه بر روزه وصال اصرار ورزد

37.    عَنِ أبي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عَنِ الْوِصَالِ فِي الصَّوْمِ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ: إِنَّكَ تُوَاصِلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «وَأَيُّكُمْ مِثْلِي إِنِّي أَبِيتُ يُطْعِمُنِي رَبِّي وَيَسْقِينِ». فَلَمَّا أَبَوْا أَنْ يَنْتَهُوا عَنِ الْوِصَالِ وَاصَلَ بِهِمْ يَوْمًا ثُمَّ يَوْمًا ثُمَّ رَأَوُا الْهِلالَ فَقَالَ: «لَوْ تَأَخَّرَ لَزِدْتُكُمْ» كَالتَّنْكِيلِ لَهُمْ حِينَ أَبَوْا أَنْ يَنْتَهُوا. وفي رواية عنه قال لهم: «فَاكْلَفُوا مِنَ الْعَمَلِ مَا تُطِيقُونَ». (بخارى: 1965 ـ 1966)

ترجمه: از ابوهريره رضي الله عنه روايت است كه رسول الله صلى الله عليه وسلم از وصل كردن روزه به روزة ديگر، منع فرمود. يكي از مسلمانان پرسيد: اي رسول خدا! شما خود، روزة وصال مي گيريد؟ (بدون افطار و سحري، روز بعد هم، روزه مي گيريد)؟ رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «چه كسي از شما مانند من است!؟ مرا خدا در شب، مي خوراند و مي نوشاند». اما وقتي مشاهده كرد كه آنان از روزة وصال باز نمي آيند، سه روز پي در پي، همراه آنان، روزه گرفت تا اينكه هلال ماه نو (شوال) را رويت كردند. آنگاه، پيامبر اكرم صلى الله عليه وسلم فرمود: «اگر هلال، رويت نمي شد، چند روز ديگر، بر آن مي افزودم». راوي مي گويد: اين عمل پيامبرصلى الله عليه وسلم  بخاطر مجازات آنها بود كه حاضر نشدند از روزة وصال، باز آيند. و در روايتي ديگر، ابوهريرهرضي الله عنه مي گويد: آنحضرت صلى الله عليه وسلم فرمود: «به اندازة توانايي خود، سختي عمل را تحمل كنيد».

باب (33): كسي كه سوگند ياد كند تا برادرش روزة نفلي اش را بخورد

38.    عَنْ أَبِي جُحَيْفَةَ رضي الله عنه قَالَ: آخَى النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم بَيْنَ سَلْمَانَ وَأَبِي الدَّرْدَاءِ، فَزَارَ سَلْمَانُ أَبَا الدَّرْدَاءِ، فَرَأَى أُمَّ الدَّرْدَاءِ مُتَبَذِّلَةً فَقَالَ لَهَا: مَا شَأْنُكِ؟ قَالَتْ: أَخُوكَ أَبُو الدَّرْدَاءِ لَيْسَ لَهُ حَاجَةٌ فِي الدُّنْيَا، فَجَاءَ أَبُو الدَّرْدَاءِ فَصَنَعَ لَهُ طَعَامًا، فَقَالَ: كُلْ، قَالَ: فَإِنِّي صَائِمٌ، قَالَ: مَا أَنَا بِآكِلٍ حَتَّى تَأْكُلَ، قَالَ: فَأَكَلَ فَلَمَّا كَانَ اللَّيْلُ ذَهَبَ أَبُو الدَّرْدَاءِ يَقُومُ، قَالَ: نَمْ، فَنَامَ، ثُمَّ ذَهَبَ يَقُومُ، فَقَالَ: نَمْ، فَلَمَّا كَانَ مِنْ آخِرِ اللَّيْلِ قَالَ سَلْمَانُ: قُمِ الآنَ فَصَلَّيَا، فَقَالَ لَهُ سَلْمَانُ: إِنَّ لِرَبِّكَ عَلَيْكَ حَقًّا: وَلِنَفْسِكَ عَلَيْكَ حَقًّا: وَلأَهْلِكَ عَلَيْكَ حَقًّا، فَأَعْطِ كُلَّ ذِي حَقٍّ حَقَّهُ، فَأَتَى النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم فَذَكَرَ ذَلِكَ لَهُ فَقَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم: «صَدَقَ سَلْمَانُ». (بخارى:1968)

ترجمه: ابوجحيفه رضي الله عنه مي‏گويد: رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم بين ابودرداء و سلمان رضي الله عنهما، پيمان اخوت و برادري، برقرار نمود. روزي سلمان به خانة ابودرداء رفت و اُم درداء را ژوليده و ژنده پوش، ديد. پرسيد: چرا ژنده پوش و ژوليده اي؟ گفت: برادرت ؛ابودرداء؛ به زندگي دنيا، نيازي ندارد. سپس، ابودرداء آمد و غذايي درست كرد و براي سلمان آورد. سلمان گفت: غذا بخور. ابودرداء گفت: من روزه هستم. سلمان گفت: تا تو نخوري من نيز نخواهم خورد. سرانجام، سلمان غذا خورد. وقتي شب شد و هنگام خواب، فرا رسيد، ابودرداء بلند شد تا عبادت كند. سلمان رضي الله عنه گفت: بخواب. ابودرداء كمي خوابيد و دوباره بلند شد تا عبادت كند. سلمان گفت: بخواب. وقتي شب بآخر رسيد، سلمان رضي الله عنه به ابودرداء گفت: اكنون بلند شو. آنگاه، هر دو، نماز شب خواندند. بعد، سلمان رضي الله عنه به ابودرداء رضي الله عنه گفت: پرودگارت بر تو حقي دارد. جسمت بر تو حقي دارد. عيال تو بر تو حقي دارد. حق هر صاحب حقي را ادا كن. سپس، ابودرداء نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد و ماجرا را برايش تعريف كرد. رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: «سلمان، راست گفته است».

باب (34): روزه گرفتن در ماه شعبان

39.    عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَصُومُ حَتَّى نَقُولَ لا يُفْطِرُ، وَيُفْطِرُ حَتَّى نَقُولَ لا يَصُومُ فَمَا رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم       اسْتَكْمَلَ صِيَامَ شَهْرٍ إِلاَّ رَمَضَانَ وَمَا رَأَيْتُهُ أَكْثَرَ صِيَامًا مِنْهُ فِي شَعْبَانَ.                                                   (بخارى:1969)  

ترجمه: عايشه رضي ‏الله ‏عنها مي گويد: گاهي، رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم (پشت سرهم) روزه مي گرفت كه ما خيال مي كرديم هيچگاه، روزه را ترك نخواهد كرد. و گاهي، طوري (پشت سر هم) روزه نمي گرفت كه ما فكر مي كرديم هيچوقت، روزه نخواهد شد. عايشه رضي الله عنها  افزود: نديدم كه آنحضرت صلى الله عليه وسلم غير از ماه رمضان، ماه ديگري را كاملاً روزه بگيرد. همچنين، نديدم كه در ماه هاي ديگر (غير از رمضان) به اندازة شعبان، روزه بگيرد.

40.    وعَنْها رَضِي اللَّه عَنْهَا وفي رواية زيادة وَكَانَ يَقُولُ: «خُذُوا مِنَ الْعَمَلِ مَا تُطِيقُونَ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَمَلُّ حَتَّى تَمَلُّوا» وَأَحَبُّ الصَّلاةِ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم مَا دُووِمَ عَلَيْهِ وَإِنْ قَلَّتْ، وَكَانَ إِذَا صَلَّى صَلاةً دَاوَمَ عَلَيْهَا. (بخارى:1970)

ترجمه: از عايشه رضي ‏الله‏ عنها در روايتي ديگر، چنين آمده است كه رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «به اندازة توانايي خود، عمل (عبادت) كنيد. زيرا خداوند (از دادن پاداش) خسته نمي شود، مگر اينكه شما خسته شويد». و پسنديده ترين نماز نزد رسول خدا صلى الله عليه وسلم نمازي است كه بر آن، مداومت شود اگر چه اندك باشد. و هر وقت، رسول خداصلى الله عليه وسلم نمازي مي خواند، بر آن، مداومت مي كرد.

باب (35): آنچه دربارة روزه گرفتن و افطار نمودن پيامبر صلى الله عليه وسلم گفته شده است

41.    عن أَنَس رضي الله عنه وقد سئل عَنْ صِيَامِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم فَقَالَ: مَا كُنْتُ أُحِبُّ أَنْ أَرَاهُ مِنَ الشَّهْرِ صَائِمًا إِلاَّ رَأَيْتُهُ وَلا مُفْطِرًا إِلاَّ رَأَيْتُهُ وَلا مِنَ اللَّيْلِ قَائِمًا إِلاَّ رَأَيْتُهُ وَلا نَائِمًا إِلاَّ رَأَيْتُهُ وَلا مَسِسْتُ خَزَّةً وَلا حَرِيرَةً أَلْيَنَ مِنْ كَفِّ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَلا شَمِمْتُ مِسْكَةً وَلا عَبِيرَةً أَطْيَبَ رَائِحَةً مِنْ رَائِحَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم.

ترجمه: از انس رضي الله عنه  دربارة روزه گرفتن رسول خدا صلى الله عليه وسلم  پرسيدند. گفت: هر وقت، در ماهي مي خواستم او را روزه دار ببينم، مي ديدم. و اگر مي خواستم او را در حال خوردن (غير روزه) ببينم، مي ديدم. و هر پاسي از شب را دوست داشتم او را در حال عبادت بيابم، مي يافتم و اگر ميخواستم او را در حال استراحت ببينم، مي ديدم. و هيچ پارچة پشمي يا ابريشمي را كه نرمتر از دست هاي (مبارك) رسول خدا صلى الله عليه وسلم باشد، لمس نكردم. همچنين، هيچ مُشك و گلابي را خوشبوتر از رايحة آنحضرتصلى الله عليه وسلم نيافتم.

باب (36): حق جسم در روزه

42.    حديث عَبْدُاللَّهِ بْنُ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ رَضِي اللَّه عَنْهُمَا تَقَدَّمَ وَقَالَ في هَذِهِ الرواية: فَكَانَ عَبْدُاللَّهِ يَقُولُ بَعْدَ مَا كَبِرَ يَا لَيْتَنِي قَبِلْتُ رُخْصَةَ النَّبِيِّصلى الله عليه وسلم.

ترجمه: حديث عبد الله بن عمرو بن العاص رضي الله عنهما قبلا بيان گرديده است. در اين روايت، چنين آمده است كه عبد الله وقتي پا به سن گذاشت، گفت: اي كاش! من رخصت (تخفيف)رسول ‏اللهصلى الله عليه وسلم را مي پذيرفتم.  (و بيشتر از سه روز درماه، روزه نمي گرفتم).

43.    وفي رواية عنه: أَنَّهُ لما ذكر صِيَامَ دَاوُدَ u قَالَ: وَكَانَ وَلا يَفِرُّ إِذَا لاقَى قَالَ عبدالله: مَنْ لِي بِهَذِهِ يَا نَبِيَّ اللَّهِ قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم لا صَامَ مَنْ صَامَ الأَبَدَ مَرَّتَيْنِ.(بخاري:1977)

ترجمه: در روايتي ديگر از عبد الله چنين نقل شده است كه وقتي رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم سخن از روزة حضرت داوودu بميان آورد (كه يك روز در ميان، روزه مي گرفت)، فرمود:(بدينجهت بود كه) «هنگام رويارويي با دشمن، فرار نمي كرد». عبد الله مي گويد: عرض كردم: اي رسول خدا! كسي هست كه اين را براي من، متعهد شود؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم دوباره، فرمود: «كسي كه تمام عمر را بدون وقفه روزه گيرد، روزه اش معتبر نخواهد شد».

 

باب (38): كسي كه به ديدن گروهي رفت، ولي نزد آنها افطار نكرد

44.    عَنْ أَنَسٍ رضي الله عنه دَخَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم عَلَى أُمِّ سُلَيْمٍ فَأَتَتْهُ بِتَمْرٍ وَسَمْنٍ قَالَ: «أَعِيدُوا سَمْنَكُمْ فِي سِقَائِهِ، وَتَمْرَكُمْ فِي وِعَائِهِ، فَإِنِّي صَائِمٌ» ثُمَّ قَامَ إِلَى نَاحِيَةٍ مِنَ الْبَيْتِ فَصَلَّى غَيْرَ الْمَكْتُوبَةِ فَدَعَا لأُمِّ سُلَيْمٍ وَأَهْلِ بَيْتِهَا فَقَالَتْ أُمُّ سُلَيْمٍ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ لِي خُوَيْصَّةً قَالَ: «مَا هِيَ؟» قَالَتْ: خَادِمُكَ أَنَسٌ، فَمَا تَرَكَ خَيْرَ آخِرَةٍ وَلا دُنْيَا إِلاَّ دَعَا لِي بِهِ قَالَ: «اللَّهُمَّ ارْزُقْهُ مَالاً وَوَلَدًا وَبَارِكْ لَهُ فِيهِ» فَإِنِّي لَمِنْ أَكْثَرِ الأَنْصَارِ مَالاً وَحَدَّثَتْنِي ابْنَتِي أُمَيْنَةُ أَنَّهُ دُفِنَ لِصُلْبِي مَقْدَمَ حَجَّاجٍ الْبَصْرَةَ بِضْعٌ وَعِشْرُونَ وَمِائَةٌ. (بخارى:1982)

ترجمه: انس رضي الله عنه مي گويد: رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم به ديدن اُم سليم رضي ‏الله‏ عنها رفت. اُم سليم رضي ‏الله ‏عنها براي آنحضرت صلى الله عليه وسلم خرما و روغن آورد. رسول اللهصلى الله عليه وسلم فرمود: «خرماي و روغن تان را سرجايش برگردانيد. زيرا كه من روزه هستم». سپس، آنحضرت صلى الله عليه وسلم در گوشه اي از خانه به نماز ايستاد و نفل خواند و براي اُم سليم و خانواده اش دعا كرد. ام سليم گفت: اي رسول خدا! من تقاضاي خاصي دارم. آنحضرت صلى الله عليه وسلم فرمود: «آن چيست»؟ گفت: براي خادمت ؛انس؛ (فرزندم، دعاي خير كن). انس رضي الله عنه مي گويد: رسول خدا صلى الله عليه وسلم  هيچ خيري از دنيا و آخرت را باقي نگذاشت مگر اينكه برايم درخواست نمود و فرمود:«پرودگارا! به او مال و فرزند، عطا كن و به آنها بركت ده». انسرضي الله عنه مي گويد: من ثروت مندترين فرد انصار بودم. دخترم ؛امينه؛ مي گويد: تا روي كار آمدن حَجّاج (حاكم بصره)، حدود يكصد و بيست و اندي از نسل من به خاك سپرده شدند.

 

باب (39): روزه گرفتن در آخر ماه

45.    عَنْ عِمْرَانَ بْنِ حُصَيْنٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم: أَنَّهُ سَأَلَهُ أَوْ سَأَلَ رَجُل،اً فَقَالَ: «يَا أَبَا فُلانٍ أَمَا صُمْتَ سَرَرَ هَذَا الشَّهْرِ؟» قَالَ الرَّجُلُ: لا يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ: «فَإِذَا أَفْطَرْتَ فَصُمْ يَوْمَيْنِ» وفي رواية عنه قال: «مِنْ سَرَرِ شَعْبَانَ». (بخارى:1983)

ترجمه: از عمران بن حصين رضي الله عنه روايت است كه نبي ‏اكرم صلى الله عليه وسلم از مردي پرسيد: «ابوفلاني! آيا در آخر اين ماه (شعبان)، روزه گرفتي»؟  گفت: خير. رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم فرمود:«بنابراين، پس از عيد (فطر)، دو روز، روزه بگير». در روايتي ديگر، آمده است كه فرمود: «از آخر شعبان، روزه گرفتي»؟

 

باب (40): روزة روز جمعه

46.    عَنْ جَابِررضي الله عنه: نَهَى النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم عَنْ صَوْمِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ؟ قَالَ: نَعَمْ. (بخارى:1984)

ترجمه: از جابررضي الله عنه پرسيدند: آيا رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم از روزه گرفتن روز جمعه، منع فرمود؟  گفت: بلي.

47.    عَنْ جُوَيْرِيَةَ بِنْتِ الْحَارِثِ رَضِي اللَّه عَنْهَا أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم دَخَلَ عَلَيْهَا يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَهِيَ صَائِمَةٌ فَقَالَ: «أَصُمْتِ أَمْسِ؟» قَالَتْ: لا، قَالَ: «تُرِيدِينَ أَنْ تَصُومِي غَدًا؟» قَالَتْ: لا، قَالَ: «فَأَفْطِرِي». (بخارى:1986)

ترجمه: جويريه بنت حارث رضي الله عنها مي‏گويد: رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم روز جمعه به خانه من تشريف آورد و من روزه بودم. فرمود: «ديروز روزه بودي»؟ گفتم: خير.  فرمود: «فردا قصد روزه داري»؟ گفتم : خير.  فرمود: «پس افطار كن».

باب (41): آيا رسول الله صلى الله عليه وسلم روزهاي بخصوصي را روزه ميگرفت؟

48.    عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا أنَّها سُئلَتْ: هَلْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَخْتَصُّ مِنَ الأَيَّامِ شَيْئًا؟ قَالَتْ: لا، كَانَ عَمَلُهُ دِيمَةً، وَأَيُّكُمْ يُطِيقُ مَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يُطِيقُ. (بخارى:1987)

ترجمه: از عايشه رضي‏ الله‏ عنها پرسيدند: آيا رسول‏ الله صلى الله عليه وسلم روزهاي خاصي را براي روزه گرفتن، اختصاص مي داد؟ گفت: خير. و افزود كه رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم بر هر عملي، مداومت مي‏كرد. و كدام يك از شما توان و مقاومت رسول خدا صلى الله عليه وسلم  را دارد؟!

باب (42): روزه در ايام تشريق

49.    عَنْ عَائِشَةَ و ابْنِ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهما قَالا: لَمْ يُرَخَّصْ فِي أَيَّامِ التَّشْرِيقِ أَنْ يُصَمْنَ إِلاَّ لِمَنْ لَمْ يَجِدِ الْهَدْيَ. (بخارى:1997ـ 1998)

ترجمه: عايشه و ابن عمر رضي ‏الله‏ عنهم مي گويند: به هيچكس، اجازه داده نشد كه در ايام تشريق، روزه بگيرد. مگر كسي كه هدي( شكرانة حج) نداشته باشد.

باب (43): روزة روز عاشورا

50.    عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: كَانَ يَوْمُ عَاشُورَاءَ تَصُومُهُ قُرَيْشٌ فِي الْجَاهِلِيَّةِ وَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَصُومُهُ فَلَمَّا قَدِمَ الْمَدِينَةَ صَامَهُ وَأَمَرَ بِصِيَامِهِ فَلَمَّا فُرِضَ رَمَضَانُ تَرَكَ يَوْمَ عَاشُورَاءَ فَمَنْ شَاءَ صَامَهُ وَمَنْ شَاءَ تَرَكَهُ. (بخارى: 2002)

ترجمه: عايشه رضي الله عنها ميگويد: قريش در زمان جاهليت، روز عاشورا را روزه مي گرفتند. رسول خدا صلى الله عليه وسلم  نيز روزه مي گرفت. و پس از هجرت به مدينه نيز، روزه مي گرفت و ديگران را امر به روزه گرفتن، مي نمود. (ولي) هنگامي كه روزة ماه مبارك رمضان فرض شد، روزة عاشورا را ترك كرد. (پس از آن)، هر كس كه مي خواست، آن روز را روزه مي گرفت و هر كس كه نمي خواست، روزه نمي گرفت.

51.    عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا قَالَ: قَدِمَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم الْمَدِينَةَ فَرَأَى الْيَهُودَ تَصُومُ يَوْمَ عَاشُورَاءَ فَقَالَ: «مَا هَذَا؟» قَالُوا: هَذَا يَوْمٌ صَالِحٌ، هَذَا يَوْمٌ نَجَّى اللَّهُ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ عَدُوِّهِمْ فَصَامَهُ مُوسَى، قَالَ: «فَأَنَا أَحَقُّ بِمُوسَى مِنْكُمْ» فَصَامَهُ وَأَمَرَ بِصِيَامِهِ.

ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: وقتي رسول الله صلى الله عليه وسلم وارد مدينه شد، ديد كه يهود، روز عاشورا را روزه مي گيرند. پرسيد: «اين روزه براي چيست»؟ گفتند: اين روز (دهم محرم)، روز خوبي است. يعني روزي است كه خداوند بني اسرائيل را از دست دشمن، نجات داد. بدين جهت بود كه حضرت موسي اين روز را روزه گرفت. رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: «من از شما به موسي نزديك تر هستم». پس خودش روزه گرفت و به يارانش دستور داد كه روزه بگيرند.(البته اين حكم قبل از فرض شدن روزة رمضان بود).

 

كتاب صلاة التراويح

 

باب (1): فضيلت قيام در (شبهاي) ماه رمضان

52.    عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم خَرَجَ لَيْلَةً مِنْ جَوْفِ اللَّيْلِ فَصَلَّى فِي الْمَسْجِدِ، وَصَلَّى رِجَالٌ بِصَلاتِهِ، تقدم هذا الحديث في كتاب الصلاة وبينهما مخالفة في اللفظ وقال في آخر هذه الرواية فَتُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَالأَمْرُ عَلَى ذَلِكَ . (بخارى:2012)

ترجمه: حديث عايشه رضي ‏الله‏ عنها در بارة اينكه رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم  نيمه شب به مسجد رفت  و در آنجا نماز خواند و مردم نيز پشت سر آنحضرت صلى الله عليه وسلم  نماز خواندند،قبلا در بخش نماز، بيان شد. اما اين دو روايت در الفاظ با هم اختلاف دارند. و در آخر اين روايت، عايشه رضي ‏الله‏ عنها مي فرمايد: رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم رحلت كرد و حكم بر همين بود. (يعني نماز تراويح، با جماعت خوانده مي‏شد).

باب (2): جستجوي شب قدر، در هفت شب آخر رمضان

53.    عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا أَنَّ رِجَالاً مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم أُرُوا لَيْلَةَ الْقَدْرِ فِي الْمَنَامِ فِي السَّبْعِ الأَوَاخِرِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم: «أَرَى رُؤْيَاكُمْ قَدْ تَوَاطَأَتْ فِي السَّبْعِ الأَوَاخِرِ فَمَنْ كَانَ مُتَحَرِّيهَا فَلْيَتَحَرَّهَا فِي السَّبْعِ الأَوَاخِرِ». (بخارى: 2015)

ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما روايت ميكند كه: چند تن از اصحاب پيامبر صلى الله عليه وسلم خواب ديدند كه شب قدر، در هفت شب آخر رمضان است. رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: «مي بينم كه خوابهاي شما در باب اينكه شب قدر در هفت شب آخر رمضان مي باشد، موافق يكديگر است. پس كسي كه در صدد يافتن شب قدر مي باشد، آنرا در هفت شب آخر رمضان، جستجو نمايد».

54.    عَنْ أَبِي سَعِيدٍ رضي الله عنه قَالَ: اعْتَكَفْنَا مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم الْعَشْرَ الأَوْسَطَ مِنْ رَمَضَانَ فَخَرَجَ صَبِيحَةَ عِشْرِينَ فَخَطَبَنَا وَقَالَ: «إِنِّي أُرِيتُ لَيْلَةَ الْقَدْرِ ثُمَّ أُنْسِيتُهَا أَوْ نُسِّيتُهَا فَالْتَمِسُوهَا فِي الْعَشْرِ الأَوَاخِرِ فِي الْوَتْرِ، وَإِنِّي رَأَيْتُ أَنِّي أَسْجُدُ فِي مَاءٍ وَطِينٍ فَمَنْ كَانَ اعْتَكَفَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَلْيَرْجِعْ». فَرَجَعْنَا وَمَا نَرَى فِي السَّمَاءِ قَزَعَةً فَجَاءَتْ سَحَابَةٌ فَمَطَرَتْ حَتَّى سَالَ سَقْفُ الْمَسْجِدِ وَكَانَ مِنْ جَرِيدِ النَّخْلِ وَأُقِيمَتِ الصَّلاةُ فَرَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَسْجُدُ فِي الْمَاءِ وَالطِّينِ حَتَّى رَأَيْتُ أَثَرَ الطِّينِ فِي جَبْهَتِهِ. (بخارى: 2016)

ترجمه: ابوسعيد خدري رضي الله عنه ميگويد: در دهة دوم رمضان با رسول الله صلى الله عليه وسلم به اعتكاف نشستيم. آنحضرت صلى الله عليه وسلم صبح روز بيستم، بيرون آمد وبه ايراد سخن پرداخت وفرمود: «شب قدر، در خواب برايم مشخص شد. ولي من آنرا فراموش كردم و يا آنرا از يادم بردند. پس آنرا در شبهاي فرد دهة آخر، جستجو نماييد. و همچنين، در خواب ديدم كه  ميان آب وگل، سجده ميكنم. هركس با من معتكف بوده است، به خانه اش برگردد». راوي ميگويد: وقتي به خانه برگشتيم، هيچ پاره ابري در آسمان نديديم. اما ديري نگذشت كه ابري آمد و باران تندي، باريدن گرفت و آب از سقف مسجد كه از شاخة نخل ساخته شده بود، سرازيرشد. وقتي كه نماز اقامه شد، ديدم كه رسول الله صلى الله عليه وسلم ميان آب وگل، سجده مي كند و اثر گل را بر پيشاني (مباركش) مشاهده نمودم.

باب (3): جستجوي شب قدر در شبهاي فرد دهة آخر 

55.    عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا: أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «الْتَمِسُوهَا فِي الْعَشْرِ الأَوَاخِرِ مِنْ رَمَضَانَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ فِي تَاسِعَةٍ تَبْقَى فِي سَابِعَةٍ تَبْقَى فِي خَامِسَةٍ تَبْقَى». (بخارى: 2021)

ترجمه: عبد الله بن عباس رضي الله عنهما روايت ميكند كه: رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «شب قدر را در دهة آخر رمضان، يعني در نه يا هفت يا پنج روز باقيماندة آن، جستجو كنيد».

56.    968 ـ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم: «هِيَ فِي الْعَشْرِ الأَوَاخِرِ هِيَ فِي تِسْعٍ يَمْضِينَ أَوْ فِي سَبْعٍ يَبْقَيْنَ يَعْنِي لَيْلَةَ الْقَدْرِ». (بخارى: 2022)

ترجمه: عبد الله بن عباس رضي الله عنهما در روايتي ديگر، مي گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «شب قدر در دهة آخر رمضان است، در نه شب و يا درهفت شب آخر آن، مي باشد».

باب (4): عبادت و يا انجام كار نيك در دهة آخر ماه رمضان

57.    عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: كَانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم إِذَا دَخَلَ الْعَشْرُ شَدَّ مِئْزَرَهُ وَأَحْيَا لَيْلَهُ وَأَيْقَظَ أَهْلَهُ. (بخارى: 2024)

ترجمه: عايشه رضي الله عنها مي گويد: هنگاميكه دهة آخر رمضان، فرا مي رسيد، رسول الله صلى الله عليه وسلم كمرش را محكم مي بست (از همسران، دوري مي گزيد) و شب خود را با عبادت، زنده نگه مي داشت و خانواده اش را نيز بيدار مي كرد.

كتاب اعتكاف

باب (1): اعتكاف در دَهة آخر رمضان و اعتكاف در همة مساجد

58.    عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا زَوْجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم: أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم كَانَ يَعْتَكِفُ الْعَشْرَ الأَوَاخِرَ مِنْ رَمَضَانَ حَتَّى تَوَفَّاهُ اللَّهُ، ثُمَّ اعْتَكَفَ أَزْوَاجُهُ مِنْ بَعْدِهِ. (بخارى: 2026)

ترجمه: عايشه رضي ‏الله‏ عنها ؛همسر گرامي رسول خدا صلى الله عليه وسلم؛ مي گويد: رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم تا زماني كه فوت كرد، دهة آخر رمضان را به اعتكاف مي نشست. سپس، بعد از او، همسرانش نيز معتكف مي شدند.

باب (2): معتكف بدون ضرورت، نمي‏تواند به خانه برود

59.    عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا زَوْجَ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم قَالَتْ: وَإِنْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لَيُدْخِلُ عَلَيَّ رَأْسَهُ وَهُوَ فِي الْمَسْجِدِ فَأُرَجِّلُه،ُ وَكَانَ لا يَدْخُلُ الْبَيْتَ إِلاَّ لِحَاجَةٍ إِذَا كَانَ مُعْتَكِفًا. (بخارى: 2029)

ترجمه: عايشه رضي ‏الله عنها ؛همسر گرامي رسول خدا (ص) روايت است كه مي‏گويد: گاهي آنحضرت (ص) در حالي كه در مسجد معتكف بود، سر مباركش را به سوي من متمايل مي ساخت و من موهايش را شانه مي‏زدم. و آنحضرت (ص) هنگامي كه معتكف بود، بدون ضرورت وارد خانه نمي شد.

باب (3): اعتكاف در شب

60.    972 ـ عَنِ عُمَرَ رضي الله عنه: أَنَّهُ سَأَلَ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم قَالَ: كُنْتُ نَذَرْتُ فِي الْجَاهِلِيَّةِ أَنْ أَعْتَكِفَ لَيْلَةً فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ؟ قَالَ: «فَأَوْفِ بِنَذْرِكَ».(بخارى: 2032)

ترجمه: از عمر بن خطاب رضي الله عنه روايت است كه از رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم پرسيد: در دوران جاهليت نذر كرده بودم كه شبي را در مسجد الحرام معتكف شوم (حال چه كنم) ؟ رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «به نذر خود، وفا كن»

باب (4): خيمه زدن در مسجد

61.    عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا: أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم أَرَادَ أَنْ يَعْتَكِف،َ فَلَمَّا انْصَرَفَ إِلَى الْمَكَانِ الَّذِي أَرَادَ أَنْ يَعْتَكِفَ إِذَا أَخْبِيَة:ٌ خِبَاءُ عَائِشَةَ وَخِبَاءُ حَفْصَةَ وَخِبَاءُ زَيْنَبَ، فَقَالَ: «أَالْبِرَّ تَقُولُونَ بِهِنَّ»؟ ثُمَّ انْصَرَفَ، فَلَمْ يَعْتَكِفْ حَتَّى اعْتَكَفَ عَشْرًا مِنْ شَوَّالٍ. (بخارى: 2034)

ترجمه: عايشه صديقه رضي ‏الله ‏عنها مي‏گويد: نبي اكرم صلى الله عليه وسلم خواست كه معتكف شود. وقتي به محلي كه براي اعتكاف در نظر داشت، رسيد، ناگهان چشمش به چند خيمه افتاد كه در آنجا نصب شده بود. يكي از آنها از عايشه و ديگري از حفصه و سومي از آنِ زينب، بود. رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: «شما خيال مي كنيد كه با اين كار، عمل نيكي انجام مي دهيد»؟ سپس، از اعتكاف، منصرف شد. (و بجاي آن)، ده روز از شوال، به اعتكاف نشست.

باب (5): آيا معتكف در صورت نياز تا دروازة مسجد مي‏تواند بيايد

62.    عَنِ صَفِيَّةَ زَوْجَ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم: أَنَّهَا جَاءَتْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم تَزُورُهُ فِي اعْتِكَافِهِ فِي الْمَسْجِدِ فِي الْعَشْرِ الأَوَاخِرِ مِنْ رَمَضَانَ، فَتَحَدَّثَتْ عِنْدَهُ سَاعَةً، ثُمَّ قَامَتْ تَنْقَلِبُ، فَقَامَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم مَعَهَا يَقْلِبُهَا، حَتَّى إِذَا بَلَغَتْ بَابَ الْمَسْجِدِ عِنْدَ بَابِ أُمِّ سَلَمَةَ، مَرَّ رَجُلانِ مِنَ الأَنْصَارِ فَسَلَّمَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم، فَقَالَ لَهُمَا النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم: «عَلَى رِسْلِكُمَا، إِنَّمَا هِيَ صَفِيَّةُ بِنْتُ حُيَيٍّ». فَقَالا: سُبْحَانَ اللَّهِ يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَكَبُرَ عَلَيْهِمَا، فَقَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم: «إِنَّ الشَّيْطَانَ يَبْلُغُ مِنَ الإِنْسَانِ مَبْلَغَ الدَّمِ، وَإِنِّي خَشِيتُ أَنْ يَقْذِفَ فِي قُلُوبِكُمَا شَيْئًا». (بخارى: 2035)

ترجمه: صفيه رضي ‏الله‏ عنها ؛همسر گرامي نبي اكرم صلى الله عليه وسلم؛ مي‏گويد: در دهة آخر رمضان كه رسول ‏الله صلى الله عليه وسلم در مسجد، معتكف بود، نزد وي ‏رفتم و ساعتي با او گفتگو كردم. سپس، برخاستم تا به خانه بروم. رسول خدا صلى الله عليه وسلم نيز برخاست و مرا همراهي كرد تا اينكه به درب مسجد، جايي كه باب ام سلمه بود، رسيديم. دو مرد انصاري از آنجا گذشتند و به آنحضرت صلى الله عليه وسلم سلام دادند. رسول خدا صلى الله عليه وسلم به آنها گفت: «صبر كنيد. او صفيه دختر حُيّ؛ همسر من؛ مي باشد». اين سخن، بر آنها دشوار آمد. لذا گفتند: سبحان الله، اي رسول خدا! (اين چه حرفي است)؟ رسول خداصلى الله عليه وسلم فرمود: «شيطان همانند خون، در رگهاي بدن انسان، جريان دارد. بنابراين، ترسيدم كه مبادا شيطان در دلهاي شما گمان بد بوجود آورد».

باب (6): اعتكاف در دهة دوم رمضان

63.    عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم يَعْتَكِفُ فِي كُلِّ رَمَضَانٍ عَشْرَةَ أَيَّامٍ، فَلَمَّا كَانَ الْعَامُ الَّذِي قُبِضَ فِيهِ، اعْتَكَفَ عِشْرِينَ يَوْمًا. (بخارى:2044)

ترجمه: از ابوهريره رضي الله عنه روايت است كه نبي ‏اكرم صلى الله عليه وسلم در هر رمضان، ده روز به اعتكاف مي‏نشست، اما در سالي كه رحلت كرد، بيست روز معتكف بود.

 

نورې دا ډول ليکنې:

  1. احادیث نبوی در مورد فضیلت روزه و احکام آن
  2. اثرات و دستاوردهاي روزه ماه رمضان
  3. استعمال مسواك در روزه
  4. روزه و صحت رواني
  5. کشیدن دندان درحال روزه
 
 
 

2 تبصره ها

  1. Anonymous says:

    برادر گرامی لطف نموده این مطلب برای خوانده و به تماممی دوستان خود ارسال نمماد تشکر بسیار زیاد .
    برادر شما عبدالواسع “شریفی”

  2. Anonymous says:

    dear suliman jan please red this dacumant its about Ramazan Mubatak

 
 

نظر خود را در باره مضمون بنویسيد

 

لطف برای هر گونه سوالات دینی خود از ایمیل Fatwa@eslahonline.Net استفاده نمائید

برای تماس با مسئولین اصلاح انلاین از ایمیل info@eslahonline.Net استفاده نمائید