Home » جوانان » د مهارتونو وده »
هجرت انديشه ها
منبع: العربية بين يديك
ترجمه: عبدالخالق احسان
هجرت عقل و انديشه ها به خارج امر عجيبي است كه سبب دلتنگي و حيرت مي گردد و ما را وادار مي كند تا اوضاع و احوال خويش را به دقت تمام بازنگري نماييم. اين هجرت انسان را شگفت زده مي سازد؛ آنگاه كه آمار انگلستان را درين زمينه بدانيم، اين آمار ثابت مي كنند كه مشهورترين داكتران در انگلستان از كشور هاي ديگر اند كه بيشترين شان از كشورهاي اسلامي هستند. آنچه در مورد داكتران گفته شده در مورد بقيه علوم مثل: انجنيري، رياضيات، فزيك و… نيز تطابق دارد. مشهورترين علماي رياضيات در فرانسته الجزايري الاصل اند.
آمار در امريكا در مورد دانشمندان مسلمان مهاجر به امريكا اينگونه است: بعد از جنگ جهاني دوم مسلمانان زيادي به امريكا مهاجر شدند كه از دانشمندان طراز اول بودند، كه 58 درصد از مهاجران مصري انجينيران، 7 درصد دارنده سند فراغت دكترا و 17 درصد دارنده سند فراغت ماستري اند. در مورد سوريه بايد گفت: كه 1500 داكتر در سوريه اند و 4000 داكتر سوري به خارج كار مي كنند.
90 در صد از دانشجويان لبناني به امريكا درس مي خوانندكه علاقه به بازگشت به وطن شان را ندارند و 80 درصد از دانشجويان اردني در دانشگاه هاي غرب مشغول تحصيل اند كه اصلاً برنمي گردند.
اين احصائيه پيرامون هجرت علماء، انجينيران، داكتران مهاجر از كشورهاي اسلامي به ايالات متحده امريكا، تكان دهنده است كه در مدت پنج سال 232 عالم از عراق، 160 عالم از اردن، 436 از لبنان و 141 از سوريه و 270 عالم از مصر به امريكا مهاجر شده اند.
ازين آمار ميدانيم كه انديشه هاي اسلامي چقدر در پيشرفت دول بيگانه سهيم اند، اين ارقام ما را به موشگافي اين قضيه فرا مي خواند تا اين عقل ها را به سرزمين هاي خودمان برگردانيم؛ چراكه بهره مند ازين انديشه ها كشورهاي پيشرفته اند. اين آمار ثابت مي كنند كه كشورهاي اسلامي در ثروت دول پيشرفته سهم فعال گرفته اند. خوب است كه علل و اسباب اين هجرت ها را بدانيم؛ با مطالعه و پژوهش به اين مشكل در ميابيم كه اسباب اين هجرت قرار ذيل اند:
1- دانشجو بعد از فراغت از يك دانشكده بيگانه به وطن بر مي گردد، تا در وطنش خدمت نمايد و آرزو دارد كه معاش مناسب توانايي هايش داشته باشد. وقتي به وطن آمد مي بيندكه معاش كافي ندارد كه نيازمندي هاي ضروري اش را بسنده كند. اين معاش به دهم حصه معاشي كه در خارج مستحق مي شد ، نمي رسد.
2- بعداز فراغت به كشورش مي آيد، آرزو دارد به مقام مناسبي كه مستحق است گمارده شود؛ اما متوجه مي شود كه افراد پايين رتبه از او به مقام هاي بلندتري با مزاياي فراواني دست يافته اند. اين خوشبيني و آرزوي او به غم و اندوه تبديل مي گردد و او را وادار مي كند كه به جاي برود تا به مقام مناسبش برسد.
3- نبود آزمايشگاه هاي علمي در كشور هاي اسلامي علماء را وادار مي كند تا به كشورهاي پيشرفته هجرت كنند و دانسته هاي خويش را تجزيه و تحليل نمايند.
4- مشكل تنظيم اداري گاهي باعث مي شود، علماء مدت زيادي انتظار بكشند تا به كاري گمارده شوند، وقتي كاسه صبر شان لبريز مي شود به جاي مي روند تا زودتر به كار مؤظف شوند.
5- عدم آزادي سياسي و فكري در بيشتر كشورهاي اسلامي، طوري كه اكثر زنداني هاي سياسي كساني اند كه اسناد علمي بالاي دارند كه اين فشار ها ايشان را مجبور مي كنند تا به خارج رفته و آزادي فكري بيابند.
6- بسا مواقع مشكل از طرف انديشمندان است كه توانايي قرباني ر ا ندارند.
اين گوشه از اسبابي بود كه باعث هجرت عقول اسلامي مي شود تا در تمدن غربي شركت كنند، آيا در مورد جبران اين مشكلات و بررسي هريك از ين اسباب هجرت فكر كرده ايم؟ تا ازين عقول و انديشه ها سرزمين هاي شان بهره مند شوند.
No related posts.

0 تبصره ها
اولتر از همه شما تبصره کنید!.