Home » کلتور او هنر » ادبيات »
نیمِ نگاهی به تاريخ جهانگشای جويني….
نیمِ نگاهی به تاريخ جهانگشای جويني…. و جنبه های ادبی و هنری آن
تاریخ که به گفتۀ برخی دانشمندان حافظۀ ملت هاست؛ از چند هزار سال بدين سو انسان ها به انواع گوناگون به آن پرداخته اند؛ جمعی برای حفظ افتخارات دینی، ملی و هویتی شان به تسوید تاریخ دست یازیده اند؛ عده ای یادمان های تلخ و شیرین گذشتگان را برای عبرت آیندگان و متابعت ایشان به قید کتابت درآورده اند و بدین لحاظ می توان گفت که حضور «تاریخ» در میان انسان ها در هر عرصه و زمان به مثابۀ روح در پيكر است در غیر آن ملتی بدون تاریخ، بدان ماند که طفلی در نبود پدر و مادر سیرتکاملی خویش را بپیماید، که نتیجه اش هم مشخص است.
باید پذیرفت که نقش مؤرخین در پاسداری و نگهداشت از یادمان ها، نشیب و فراز ها، صلح و نبردها، انتقال فرهنگ ها و… و نیز دوره های تمدنی و رشد و جاهلیت و انحطاط ملت ها غیرقابل انکار است؛ همچنان باید اذعان داشت که در پهلوی این رسالت عظیم و مسئولیت بزرگ با گزارش تاریخ و ابلاغ آن به آیندگان، ماندگاری زبانی که تاریخ به وسيلۀ آن نگارش یافته است؛ نیز تثبیت می گردد.
چنانچه بیشتر تاریخ ها که به زبان فارسی نوشته شده، از بُعد زبانی نیز حایز اهمیت بوده است.
بدین ترتیب تاریخ جهانگشای جوینی که برخی آن را «شاهکار تاريخ نگاري مغول» خوانده اند، از جمله تواریخی است که گذشته از جایگاه و ارزش تاریخی؛ در جمع متون ادبی معتبر زبان فارسی شمار می گردد.
گفتنی است که نثر فارسی در دوره های بین حملۀ چنگیزخان و تیمورکورگانی رونق بسیار داشت و موضوعی که به رواج نثر فارسی در این دوره کمک کرد تألیفات متعدد و مفصلی است که در تاریخ اعم از تاریخ عمومی و تاریخ مغول معین شده است. سبک نثر دوره مغول خصوصاً سبک قرن هفتم با شدت تمام تحت تأثیر سبک نثر آخر دورۀ سلجوقی و خوارزمشاهی است. مهمترین سبک رایج این دوره، سبک نثر مصنوع است و تاریخ جهانگشای جوینی یکی از کتاب هایي است که به همین سبک نوشته شده است. بهرهگیری از صنایع بدیعی اعم از لفظی و معنوی در این کتاب (به قدر کافی) مشهود است. 1)
در این نبشته سعی بر آن است تا برخی از مشخصه ها و ویژگی های هنری و ادبی این اثر که مشتی است نمونۀ خروار؛ برای خوانندگان عزیز بیان گردد.
ویژه گی های سبکی این اثر تاریخی- ادبی
این اثر که از لحاظ پرداخت تاریخ معتبری از عصر مغولان، خوارزمشاهیان و اسماعیلیان بوده، در همان حال یک اثر ادبی زیبایی نیز می باشد که مؤلف خواسته است کتابش را از یکنواختی و ملال انگیزیی بعضی کتاب های دیگر تاریخ که در اکثر موارد زمینه های ملالت خواننده را فراهم می سازد، خارج کند و به آن با استفاده از آرایه ها لفظی و معنوی، چون تشبیهات، استعارات، کنایات، اسجاع و… زیبایی بخشیده که خواننده و شنونده را هیچگاهی خسته نمی سازد، مگر در برخی موارد که مؤلف از واژه های عربی و ترکی- مغولی به وفور استفاده نموده است، که حتی در بعضی جاها، رشتهء مطلب از دست خواننده گسیخته می شود، مثلاً در ذیل عنوان« ذکر قواعدی که چنگز خان نهاد» چنین می نویسد: «هنگام کار در غلبه و اقتحام سباع ضاری اندر شکار و در ایّام امن و فراغت گوسفندان با شیر و پشم و منافع بسیار در حالات و علات بأس و نوش از مباینت و مخالفت نفوس فارغ باشند، لشکری اندر شیوهء رعیت که احتمال صنوف مؤن کنند.» (کتاب تاریخ جهانگشای جوینی، ص 22) 
به هر حال این کتاب با وجود الفاظ فخیم و در عین حال پُر تکلّف و مصنوع از شیرینی و عذوبت خاصی برخوردارست، ولی همواره چنین نیست که درک مفهوم به خواننده دشوار باشد در بعضی از موارد مؤلف با وجود اینکه اثرش مصنوع و دارای آرایه های زیادی است به موضوعی بر می خوریم که از اول تا آخر جز یک یا دو واژهء ترکی یا عربی، هرچه هست واژه های سرهء فارسی، که گویی این اثر به «نثر مرسل» نگاشته شده است، مثلاً دربارهء جنگ چنگیز خان با سپاه اونک خان می نویسد: «این حکایت آنست که اونک خان با قومی بسیار در طلب او برفت و چنگز خان با قومی اندک بود چشمه ایست که آنرا ” بالجونه” گویند، آنجا بیکدیگر رسیدند و بسیار کوششها نمودند عاقبت چنگیزخان با لشکر اندک اونک خان را با گروه انبوه منهزم گردانید.» (همان کتاب، ص27)
حالا به شرح مختصری از ویژه گی های سبکی شماره وار می پردازیم:
1- مختصهء قرآنی:
در این اثر مؤلف بنا بر دانش قرآنیی که داشته در اکثر موارد استناد و استشهاد به آیات کلام الله مجید نموده و موضوع را با یک آیه یی مؤکد و مؤید ساخته است، طوری که در کتاب اول در ذکر نسب «ایدی قوت» و شرح بلاد ایغور می نویسد:« و آن ناحیت را از اثر مکیدت و رجس عقیدت آن کفار فجار پاک کردند” فقطع دابر القوم الذین کفروا والحمد لله رب العلمین”» (همان کتاب، ص38
ترجمه: پس به كيفر و جزای ستمگرى ريشۀ گروه ظالمان و ستمگاران كنده شد و ستايش، خداى را كه پروردگارجهانيان است. (انعام / 45)
2- ویژه گی خبری:
همچنان در این کتاب به احادیث نبوی صل الله علیه وسلم نیز برای تفهیم و تشدید مطلبی استناد شده است، مثلاً در قسمت اول کتاب در « ذکر قواعدی که چنگیز خان نهاد» آورده است:« و حدیثی است منقول از اخبار ربانی ” اولئک هم فرسانی بهم انتقم ممن عصانی” ( همان کتاب، ص17
ترجمه: ( ایشان سواران منند، یعنی سواران خدا، و به واسطه ایشان از کسانی که نسبت به من نافرمانی می کنند، انتقام می گیرم.)
3- کاربرد مقوله های عربی و اشعارعربی نیز درین کتاب به وفور دیده می شود و مؤلف با تبحری که در زبان و ادبیات عرب داشته، از مقوله های عربی و اشعارآن بهرهء زیادی گرفته است، چنانچه در موضعی مقوله یی را به این طور ذکر می کند:« و اذا ادبر ادبر و اذا اقبل اقبل» (6)(ص14) و در جای دیگری به شعری استناد می جوید و می گوید:
« فهم یطفئون المجد و الله موقد
وهم ینقصون الفضل والله واهب» (همان کتاب ، ص 35)
4- همچنان کاربرد اشعار فارسی نیز این کتاب را مشحون ساخته و به جایگاه ادبی و هنری این کتاب هر چه بیشتر افزوده است، که ما برای تایید سخن خویش به استناد بیتی ازین کتاب اکتفا می کنیم:
« نیک خواهان دهند پند و لیک
نیـک بخــتان بُوَند پنــد پذیر» (کتاب تاریخ جهانگشای جوینی، ص37 .
5- استفاده از آرایه های لفظی و معنوی نیز از مختصات هنری این کتاب می باشد، مؤلف چیره دست، درین اثر چنانچه در بالا نیز یادآور شدیم، از استعارات، سجع ها، جناس ها،کنایه ها، امثله های فارسی و عربی، مترادفات، شبه اشتقاق ها، جناس و… در زیبایی کتاب خود بهره جسته و آنرا زینت بخشیده است که ما در اینجا از هر یک از این ها مثالی می آوریم تا گواهی باشد بر صدق دعوی ما.
ضرب المثل عربی:- « اجع کلبک یتبعک» (همان کتاب، ص22.
ضرب المثل فارسی:- « در امثال عجم است که ازسگ سیر شکار نیاید» (همان کتاب، ص22.
استعاره:- « در آغاز بهار جوانی که هنگام استواری دادن به قواعد علم و دانش و آداب است»(تحریرنوین جهانگشای جوینی، ص.37.
سجع:- « هر نیرنگ بازی امیر، و هر بخت برگشته یی دبیر» (همان کتاب، ص.37.
شبه اشتقاق:- « هرآزاده یی، بی زاد است و هر راد مردی، مردود» (همان کتاب، ص.37.
مترادف:- « مسخر فرمان او شدند و مطیع و منقاد حکم او گشتند» (کتاب تاریخ جهانگشای جوینی، ص.30.
جناس تام:- « خواسته، خان ختای از ایشان می خواسته است» (همان کتاب، ص15.
جناس خطی:- « از خشنات خشبات تتار آنچه در سینه نهان داشتند» (همان کتاب، ص37.
کنایه:- « چون بخت بیدار و دولت یار بود» (همان کتاب، ص27 .
نتیجه:
این اثر که حاوی موضوعات تاریخی سودمند در مورد مغولان، خوارزمشاهیان و اسماعیلیه ها است و از ارزش تاریخی بالایی برخوردار است، جایگاه تاریخی این اثر را همه کس ستوده و به آن ارج گذاشته چون مؤلف علاوالدین عطا ملک جوینی رحمه الله آنچه درین کتاب نگاشته به حق یا که خود شاهد و ناظر همان واقعه و حادثه و مسئله بوده یا آنکه از منابع دست اول گیر آورده که حایز اهمیت زیادی است، به ویژه پس از فتح قلعۀ الموت و اضمحلال اسماعیلیه ها، در ارتباط به پا درمیانی مؤلف جهت حفاظت از کتابخانهء عظیم و غنی ای که آنان در مدت زمان سلطنت خود گرد آورده بودند و قرار بود تا آن را آتش زنند؛ وی نگذاشت تا همه کتاب ها را بسوزانند، بلکه سعی ورزید تا کتاب های مفید است را از نابودی نجات دهد و چنین هم کرد.
لذا در مستند بودن و صحت این تاریخ جای هیچ شک و تردیدی وجود ندارد و از همه مهمتر که بخش سوم این کتاب شامل معلومات ارزنده و نهایت مفید در مورد مذهب اسماعیلیه ها، نهضت صباحیهء اسماعیلیه، سلاطین فاطمی مصر، واقعهء جانگداز بغداد و جنگ های خونین هلاکو با اسماعیلیه ها الی منقرض ساختن آنان؛ همه و همه در خور توجه است.
این اثر غیر از اینکه یک تاریخ مستند است که قبلاً ذکر شد، اثر ادبی نهایت زیبا نیز می باشد که مؤلف در انشای این کتاب رنج زیاد کشیده تا به این اثر تاریخی روح ادبی و هنری شگفت انگیزی دمیده و کتابش را از قطار آثار تاریخی ملال آور و خسته کننده و یکنواخت بیرون کرده که خواننده از مطالعهء آن نه تنها بهرهء تاریخی می برد که متوجه جنبه های ادبی آن نیز می شود از جمله ابیات زیبا، ضرب المثل های شیرین و سجع های نغز که به این کتاب زیبایی زیادی بخشیده است.
علاوه براین اگر از بُعد تاریخی و ادبی آن بگذریم یک اثر اخلاقی نهایت مفیدی نیز هست که برای حکمت اندوزی و پند و اندرزگیری و همچنان عبرت گرفتن از مردمان پیشین که مؤلف حتی المقدور سعی نموده تا همواره بعد از ذکر واقعه یا حادثه یی به خواننده ها درس عبرت دهد و آنانرا به صلاح و رشاد دعوت کند و از وخامت کارهایی که به اثر خودخواهی ها و جاه طلبی ها و کبر و غرور به وجود می آید، آنان را انذار کند.
بالآخره از محتوای این اثر چنین بر می آید که این کتاب دارای سه بُعد برجسته یی است، بُعد تاریخی، بُعد ادبی و بُعد اخلاقی که هر یک در جای خود به این اثر ارزش والایی داده اند و نام آن را در صحیفهء تاریخ به خط زرین مخلد و مثبّت ساخته اند.
سرچشمه ها:
1- تفسیر نور، سورۀ انعام؛ ذیل آیۀ: 45.
2- از مقالۀ (تضاد و مطابقه) در تاریخ جهانگشای جوینی؛ گردآورنده: حسین عبدی، پایگاه انترنتی حوزۀ هنری استان گلستان.
3- تحریر نوین جهانگشای جوینی، تألیف عطا ملک جوینی؛ نگارش دکتر منصور ثروت؛ موسسهء انتشارات امیر کبیر، چاپ دوم 1378،.
4- کتاب تاریخ جهانگشای جوینی، سنهء 658 هجری قمری، به سعی و اهتمام و تصحیح محمد بن عبد الوهاب قزوینی، نوبت چاپ دوم 1378.
No related posts.

0 تبصره ها
اولتر از همه شما تبصره کنید!.