Home » مشوره و فتوا » روابط مرد و زن »
آيا دست دادن به زنان نامحرم جايزاست؟
سوال:
ما در يكي از ادارات خارجي كار ميكنم هر صبح كه داخل دفتر داخل ميگردم زنان نامحرم برايم دست ميدهد. شايد ما با آنها به خاطر كه طرف مقابل آزورده نشود دل و نا دل دست ميدهيم اميد است در رابطه برايم در روشني قرآن كريم و سنت نبي كريم (ص) رهنماي نمايند. از بار گاه خداوند (ج) ميخواهيم كه توسط رهنماي شما ما و جامعه ما اصلاح گردد.
برادرتان عبدالله
جواب:
ما در يكي از ادارات خارجي كار ميكنم هر صبح كه داخل دفتر داخل ميگردم زنان نامحرم برايم دست ميدهد. شايد ما با آنها به خاطر كه طرف مقابل آزورده نشود دل و نا دل دست ميدهيم اميد است در رابطه برايم در روشني قرآن كريم و سنت نبي كريم (ص) رهنماي نمايند. از بار گاه خداوند (ج) ميخواهيم كه توسط رهنماي شما ما و جامعه ما اصلاح گردد.
برادرتان عبدالله
جواب:
مولوي نقيب الله حميد
در جواب سوال شما بايد نوشت كه اسلام براي زن مسلمان اجازه نمي دهد كه جز محارم و شوهرش براي ديگران، همچو پسران كاكا و ماما، پسران عمه وخاله وديگر بيگانگان دست دهد و مصافحه نمايد و بدون رعايت حجاب اسلامي با ايشان نشست و برخاست نمايد. و همچنان برعكس، براي مرد مسلمان اجازه نيست كه دست به زنان غيرمحرمش دهد، چون دختران كاكا، ماما، عمه، خاله و …
به اتفاق و اجماع علما، دست دادن به زن نامحرم و لمس عضو و مصافحه با غيرمحارم حرام و ناجايزمي باشد، در روايات صحيح آمده است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم در حين بيعت هيچگاه مصافحه با زنان اجنبي و نامحرم نمي كردند. ابوداود از شعبي روايت مي كند كه رسول الله صلي الله عليه وسلم هنگامي كه با زنان بيعت مي كردند پارچه اي آورده بردست خود مي پيچاند و مي فرمود: لااصافح النساء، يعني با زنان مصافحه نمي كنم.
رسول الله صلي الله عليه وسلم مي فرمايد: لان يطغن في رأس احدكم بمخيط من حديد خير من ان يمس امرأة لاتحل له . (ديدگاه فقهي معاصربه نقل از طبراني و بيهقي)
يعني اينكه با سوزن آهنين برسريكي از شما زنند بهتر از اين است كه دست زني را كه براي وي حلال نيست لمس كنيد.
مطلب ديگري كه لازم است رويش تماس بگيرم اين است كه خلوت با زن نامحرم و نگريستن زن نامحرم را اسلام اجازه نمي دهد، خداوند مي فرمايد: و قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم( سوره نور)
يعني اي رسول الله براي مردان مومن بگوييد كه (در حين رو به رو شدن با زنان نامحرم) چشمان خود را فرواندازند. يعني چشم چراني نكنند و به زيبايي هاي زنان ننگرند.
همين گونه براي زنان دستور ميدهد كه قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن. (سوره نور) يعني براي زنان مؤمن بفرماييد كه چشمان خود را فرو اندازند.
اين همه به خاطر انسداد دروازه فتنه و خوف از بروز فساد است. وقتي كه قرآن كريم نگريستن را ممنوع قرار داده است لمس و مصافحه كه عامل قوي تر در بروز و زايش فتنه و فساد است به شكل قوي تر آن را منع قرار داده است.
بناء برادر عزيز، برشماست كه از دست دادن به زنان نامحرم اجتناب نماييد، و جهت ضرورت تنها به احوال پرسي زباني اكتفا نماييد و به خاطرنزاكت هاي دنيايي، ارزشهاي ديني و احكام اسلامي خود را ترك نكنيد.
و نبايد آزردگي انسان را بر ناراضي پروردگارترجيح داد، تلاش براين باشد كه خداوند از ما راض باشد و او تعالي آزرده نشود. ورسول الله صلي الله عليه وسلم ميفرمايد: لاطاعة للمخلوق في معصية الخالق. يعني در جايي كه اطاعت مخلوق و انسان منجر و سبب به نافرماني پروردگار مي شود، در چنين حالتي اطاعت انسان لازم نيست بلكه اطاعت الله واجب است. گرچند كه انسان از تو آزرده و ناراض مي گردد.
به اتفاق و اجماع علما، دست دادن به زن نامحرم و لمس عضو و مصافحه با غيرمحارم حرام و ناجايزمي باشد، در روايات صحيح آمده است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم در حين بيعت هيچگاه مصافحه با زنان اجنبي و نامحرم نمي كردند. ابوداود از شعبي روايت مي كند كه رسول الله صلي الله عليه وسلم هنگامي كه با زنان بيعت مي كردند پارچه اي آورده بردست خود مي پيچاند و مي فرمود: لااصافح النساء، يعني با زنان مصافحه نمي كنم.
رسول الله صلي الله عليه وسلم مي فرمايد: لان يطغن في رأس احدكم بمخيط من حديد خير من ان يمس امرأة لاتحل له . (ديدگاه فقهي معاصربه نقل از طبراني و بيهقي)
يعني اينكه با سوزن آهنين برسريكي از شما زنند بهتر از اين است كه دست زني را كه براي وي حلال نيست لمس كنيد.
مطلب ديگري كه لازم است رويش تماس بگيرم اين است كه خلوت با زن نامحرم و نگريستن زن نامحرم را اسلام اجازه نمي دهد، خداوند مي فرمايد: و قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم( سوره نور)
يعني اي رسول الله براي مردان مومن بگوييد كه (در حين رو به رو شدن با زنان نامحرم) چشمان خود را فرواندازند. يعني چشم چراني نكنند و به زيبايي هاي زنان ننگرند.
همين گونه براي زنان دستور ميدهد كه قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن. (سوره نور) يعني براي زنان مؤمن بفرماييد كه چشمان خود را فرو اندازند.
اين همه به خاطر انسداد دروازه فتنه و خوف از بروز فساد است. وقتي كه قرآن كريم نگريستن را ممنوع قرار داده است لمس و مصافحه كه عامل قوي تر در بروز و زايش فتنه و فساد است به شكل قوي تر آن را منع قرار داده است.
بناء برادر عزيز، برشماست كه از دست دادن به زنان نامحرم اجتناب نماييد، و جهت ضرورت تنها به احوال پرسي زباني اكتفا نماييد و به خاطرنزاكت هاي دنيايي، ارزشهاي ديني و احكام اسلامي خود را ترك نكنيد.
و نبايد آزردگي انسان را بر ناراضي پروردگارترجيح داد، تلاش براين باشد كه خداوند از ما راض باشد و او تعالي آزرده نشود. ورسول الله صلي الله عليه وسلم ميفرمايد: لاطاعة للمخلوق في معصية الخالق. يعني در جايي كه اطاعت مخلوق و انسان منجر و سبب به نافرماني پروردگار مي شود، در چنين حالتي اطاعت انسان لازم نيست بلكه اطاعت الله واجب است. گرچند كه انسان از تو آزرده و ناراض مي گردد.
نورې دا ډول ليکنې:
- دست پرسی مرد و زن نامحرم
- حكم اختلاط ميان مرد و زن نامحرم
- ميرمن می په موبایل له نامحرم سړی سره ټليفونی تماس نیسی ؟
- آیا خلوت نمودن با زنان بیگانه جایزاست؟
- آيا نظر به زن نا محرم جايزاست؟

27 تبصره ها
خانم فریبا نوری در یک موضوع دیگری هم با شما هم صحبت شده بودم و حال هم می خواهم همان موضوعات رادر این جاهم بگنجانم تا سوالات که در این جا نوشته اید هم بی پاسخ نه ماند
برادران و خواهران مسلمان
اسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
برادران و خواهران مسلمان می خواهم در موارد خانم فریبا نوری دلایلی ارایه نموده است به هر دلیل این خانم پاسخ قانع کننده ارایه نمایم انشا الله
امااولتر از همه باید این را واضع بسازم که این خانم تمام نوشته های خود را از ساید گرفته است که نمی خواهم نام آنرا ذکر نماییم اما در صورت مجبوریت تمام نوشته را در این جا کاپی خواهم نمود
o دلیل اول فریبا نوری:
ما و شما نباید خود را شرعا ملزم به كارهاي بنماییم که توسط نصوص ثابت و صریح به اثبات نرسیده باشد. و یا بر مبني احادیث ضعیف بیان شده باشند.
پاسخ به فرموده اول خانم فریبا نوری
بلی شما درست فرمودید اما اولتر از همه باید چنین گفت که دانستن انواع احادیث امر لازم است و نمی توانیم هیچ حدیثی آنحضرت (ص) را رد نمود با کفتن اینکه این حدیث ضعیف است
حال می خواهم به احادیث مشهور آنحضرت ( ص) توجه نمایید و امید است این احادیث شریف را با گفتن احادیث ضعیف رد نه نمایید
رسول خدا (ص) : بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید ( تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند ) زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند ، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت. بهشت جوانان صفحه 468
حضرت محمد (ص) : هر خانمی که خود را معطر و خوشبو کند ( عطر بزند ) و سپس از خانه خارج شود ، همواره مورد لعنت خدا و ملائکه خواهد گرفت ، تا وقتی که به خانه برگردد ، هرچند برگشتش به خانه طول بکشد. فروع کافی جلد 5 صفحه 163 ، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 559
رسول خدا(ص) فرمود: «بهترين زنان شما، زني است که براي شوهرش آرايش و خودنمايي کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند».
حضرت محمد (ص) : کسی که با زن نامحرمی دست بدهد ، در روز قیامت در حالی می آید که دستهایش به گردنش بسته شده است . آن گاه دستور می رسد او را به جهنم ببرید. ( در صورتیکه که توبه نکرده باشد ) ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 607
حضرت محمد (ص) : کسی که خود را شبیه غیر مسلمان درآورد ، از ما نیست. نهج الفصاحه صفحه 509 ، بهشت جوانان صفحه 167
مولا علی (ع) می فرمایند : من و فاطمه به محضر مبارک رسول خدا (ص) مشرف شدیم و او را در حالی که شدیدا گریه میکرد مشاهده نمودیم به او گفتم : پدر و مادرم به فدایت ، چه چیزی شما را به گریه واداشته است ؟ حضرت فرمود : ای علی در شب معراج که به آسمان رفتم ، زنان امت خود را در عذاب شدید دیدم به طوری که آنها را نشناختم . از همین رو برای آنچه از شدت عذاب آنها دیدم گریان هستم بعد فرمود :
1-زنی را دیدم که او را به موهایش آویزان کرده بودند ، و مغز سرش می جوشید.
2-زنی را دیدم که به زبانش آویزان بود ، و حمیم در حلق او می ریختند.
3-زنی را دیدم که گوشت بدنش را می خورد و آتش از زیر آن زبانه می کشید.
4-زنی را دیدم که دو پایش به دستهایش بسته و بر او مارها و عقربها مسلط بودند.
5-زنی را دیدم که به دو پستانش آویزان شده بود.
6-زنی را دیدم کر و کور و لال ، در حالی که در تابوتی از آتش ، مغز سرش از دماغش خارج میشد و بدن او به صورت جذام و برص می بود.
7-زنی را دیدم که به دو پایش آویزان کرده اند ، در حالی که در تنوری از آتش بود.
8-زنی را دیدم که گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب به وسیله قیچیهائی از آتش جدا می کردند.
9-زنی را دیدم که صورت و دستهایش آتش گرفته ، در حالی که روده هایش را میخورد.
10-زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدن او بدن الاغ ، و بر او هزار هزار انواع عذاب بود.
11-زنی دیدم به صورت سگ که آتش از عقب او خارج میشد و ملائکه با گرز آهنین از آتش بر سر و بدنش می کوبند.
بعد حضرت فاطمه (س) خطاب به پدر بزرگوارش فرمود : به من بگو که این زنان عمل و روششان چه بود که خداوند چنین عذابی را برای آنان مقرر فرموده است ؟
رسول خدا (ص) فرمود :
آن زنی که او را به موهایش آویزان کرده بودند ، برای این بود که موهایش را از مردان نامحرم نمی پوشانید.
آن زنی که به زبانش آویزان بود ، برای این بود که شوهرش را با زبانش اذیت میکرد.
اما آن زنی که گوشت بدنش را می خورد ، بدنش را برای مردم زینت میکرد.
آن زنی که به پاهایش آویزان بود برای اینکه از خانه بدون اجازه شوهرش خارج میشد.
اما آن زنی که به دو پستانش آویزان بود ، از همبستر شدن با شوهرش خود داری میکرد.
آن زنی که پاهایش به دستهایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط بودند ، برای اینکه از آبی که نجس و آلوده بود برای وضوء و شست وشوی استفاده می کرده و رعایت پاکی و نجسی را نمی نموده است. و همچنین با لباس نجس و کثیف بوده و پس از جنابت و حیض غسل انجام نمی کرد و در نمازش سستی میکرد.
اما آن زنی که کر و لال بود از راه زنا بچه دار میشد و به شوهرش نسبت می داد.
آن زنی که صورت و بدنش را با قیچی جدا می کردند ، خود را بر مردان عرضه میکرد.
اما آن زنی که صورت و بدنش می سوخت ، در حالی که روده هایش را می خورد برای اینکه واسطه عمل منافی عفت بود.
آن زنی که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود سخن چین و دروغگو بود.
آن زنی که بصورت سگ بود به خاطر آنکه در دنیا آوازه خوان و حسود بود.
آنگاه رسول خدا (ص) فرمود : وای بر زنی که شوهرش را ناراحت کند ، و سعادتمند آن زنی است که شوهرش از او راضی باشد. عیون الاخبار الرضا جلد 1 صفحه 249 و بحارالانوار جلد 103 صفحه 246
1- آن حضرت (ص) فرموده است که در عدم موجوديت محرم با زن اجنبی مجلس نکنيد. ({ لا يخلون أحدكم بامرأة إلا مع ذي محرم } متفق عليه.
حال در مورد به آیات ذلی توجه کنید
سوره احزاب آیه 59 : بگو ای پیغمبر زنان و دختران خود را و زنان و دختران مومنین را که نزدیک خود کنند و فرا گیرند روپوش و چادر خود را که این چادر سر کردن زن و روسری پوشیدن او نزدیکتر است به اینکه شناخته شوند به صلاح و عفت پس به رنج نیفتند از آزار جسوران و خدا آمرزنده مهربانست.
سوره احزاب آیه 55 : نیست گناهی بر زنان که بی پوشش باشند نزد پدرانشان و پسرانشان و برادران و پسران برادران و پسران خواهرشان و در نزد زنان مومنه و بندگانشان از غلام و کنیزی که این زنان مالک آنها هستند و بترسید از خدا البته خدا بر هر چیز گواهست ( همه چیز را میداند )
سوره احزاب آیه 33 : و قرار گیرید در خانه های خود و اظهار نکنید زینت و پیرایه های خود را مانند اظهار و خودنمائی زنان در زمان جاهلیت.
پاسخ به فرموده خانم فریبا نوری
………………………….
عده از دوستان آیه «و قرن فی بیوتکن» را دليل مي آورند كه گويا که زنان به غير از كارهاي ضروری نباید از خانه خارج شوند ولي در عين وقت اين را فراموش مي كنند که مخاطب آيه مذكور ازواج رسول الله صلي الله عليه وسلم مي باشد زیرا آنان محدودیت های داشتند که برای دیگر زنان به آن شکل وجود نداشت.
خانم محترم بعد از نوشتن هر آیت و حدیث ترجمه آنهارا هم بنویسید نه تنها بنویسید بلکه آنرا مکمل بنویسید طوریکه خودم قرار ذیل ارایه می دارم.
خداوند می فرماید:
{وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى}الأحزاب33
ترجمه: در خانه های خود بنشينيد، چنانکه در دور جاهليت با آرايش مخصوص اظهار تجمل می نموديد، آن روش را ترک نمايد. احزاب
پس آیا شما (خدا ناخاسته) این آیت شریف را رد می کنید در مورد آیات ذیل را به دقت مطالعه نمایید
سوره احزاب آیه 59 : بگو ای پیغمبر زنان و دختران خود را و زنان و دختران مومنین را که نزدیک خود کنند و فرا گیرند روپوش و چادر خود را که این چادر سر کردن زن و روسری پوشیدن او نزدیکتر است به اینکه شناخته شوند به صلاح و عفت پس به رنج نیفتند از آزار جسوران و خدا آمرزنده مهربانست.
سوره احزاب آیه 55 : نیست گناهی بر زنان که بی پوشش باشند نزد پدرانشان و پسرانشان و برادران و پسران برادران و پسران خواهرشان و در نزد زنان مومنه و بندگانشان از غلام و کنیزی که این زنان مالک آنها هستند و بترسید از خدا البته خدا بر هر چیز گواهست ( همه چیز را میداند )
…………………………
دوم :
حضرت عایشه (رضی الله عنها) با وجود آگاهی از این آیه از منزل خارج می شود و در جنگ جمل شرکت می کند
پاسخ به فرموده اول خانم فریبا نوری
خانم فریبا نوری آیا گفته می توانید که بی بی عایشه (رض) در جنگ جمل تنها بود و هیچ محرم را با خود نداشت.
………………………….
سوم:
عملا زنان از منازل خویش خارج شده و به مدارس و دانشگاه ها سرازیر گردیده اند و در عرصه های مختلف اجتماعی مانند تدریس، مدیریت و غيره كارهاي جايز بدون آن که با مخالفت جدی مواجه شوند به کار و فعالیت پرداخته اند فراموش نبايد كرد كه بسیاری از علماي دين مشروعیت کار زن در خارج از منزل را با شرایط خاص در كل تایید کرده اند
پاسخ به فرموده خانم فریبا نوری
بلی گفته های شما درست است در جهان امروزی واقاً زنان بیرون می روند بیدون کدام محرم شریعی و علت آن هم غرب پرستی است پس بیایید مطلب ذیل را به دقت مطالعه نماییم
درحالی که دولت های غربی همواره دولت های مخالف خود را به ترویج خشونت علیه زنان و نقض حقوق آنها در کشورهایشان متهم می کند، گزارش های موسسات حقوق بشری مردم نهادغربی نشان می دهد که این اتفاق در ابعاد بسیار وسیع تری در کشور های اروپایی و امریکایی رخ می دهد و سیاست های فرهنگی دولت به این موضوع دامن می زند. به گزارش وبگردی باشگاه خبرنگاران«مردان در کل حدود ١٠ درصد از قربانیان تجاوز را در کشورهای اروپایی و امریکایی تشکیل می دهند و در واقع بقیه این آمار، مربوط به زنان است.»درحالی که دولت های اروپایی و امریکایی همواره دولت های مخالف خود را به ترویج خشونت علیه زنان و نقض حقوق آنها در کشورهایشان متهم می کند، گزارش های موسسات حقوق بشری مردم نهاد آمریکایی نشان می دهد که این اتفاق در ابعاد بسیار وسیع تری در اروپایی و امریکایی رخ می دهد و سیاست های فرهنگی دولت به این موضوع دامن می زند.یکی از بدترین موارد خشونت علیه زنان، موضوع تجاوز جنسی و فساد اخلاقی حاکم بر این روابط در اروپایی و امریکایی است که آمار بالای آن، برخی موسسات خصوصی و مردم نهاد آمریکایی را به تحقیق و پژوهش در این حوزه واداشته است.گزارش حاضر بر اساس گزارش های آماری تعدادی از معتبرترین موسسات مزبور تهیه شده و بدیهی است تفاوت هایی در آمارهای موسسات مختلف به چشم می خورد که ناشی از تفاوت جامعه آماری و شیوه تحقیق است اما متوسط آمارها سرانجام از فاجعه ای حکایت دارند که در ابعاد گسترده ای در جامعه اروپایی و امریکایی در حال رخ دادن است و متأسفانه به جزیی از فرهنگ اروپایی و امریکایی تبدیل شده است.پایگاه اطلاع رسانی NATION MASTER در یکی از صفحات خود، نمودارهایی را در خصوص تعداد قربانیان تجاوز به عنف در کشورهای جهان تنظیم کرده که ایالات متحده آمریکا در این رده بندی در جایگاه سیزدهمین واقع شده است. جالب اینکه تمام کشورهای غربی مدعی رعایت حقوق بشر، از جمله انگلیس، فرانسه، آلمان، کانادا و سوئد، در ١٠ رتبه اول قرار دارند و تنها ایتالیا با رتبه یازدهم، نتوانسته در میان ١٠ کشور اول قرار بگیرد.در این نمودار که ٢٠ کشور اول در این زمینه نشان داده شده، هیچ کشور اسلامی به چشم نمی خورد.یکی دیگر از گزارش های NATION MASTER نیز به آمار طلاق بازمی گردد که بنابر نمودارها، آمریکا با ۴/٩۵ طلاق در هر هزار نفر، رتبه اول را از آن خود کرده.
٧١ درصد از قربانیان در حالی مورد تجاوز قرار می گیرند که سن آنها به ١٨ سال نرسیده است.بر اساس گزارش فوق، مردان در کل حدود ١٠ درصد از قربانیان تجاوز را در آمریکا تشکیل می دهند و در واقع بقیه این آمار، مربوط به زنان است.مرکز «مقابله با بحران تجاوز سانتا باربارا» در گزارش خود می نویسد: در هر دقیقه ٣/١ زن آمریکایی مورد تجاوز واقع می شود. تمام این تجاوزات، تجاوز به عنف است و با این حساب در هر ساعت ٧٨ زن، در هر روز ١٨٧١ زن و در هر سال ۶٣٨ هزار زن مورد تجاوز قرار می گیرند.در ٨٠ درصد از موارد، تجاوز توسط شخصی آشنا و در ۶٠ درصد موارد در منزل خود او، دوست، آشنا، فامیل یا همسایه صورت می پذیرد و این بلایی است که دولت آمریکا با ترویج روابط آزاد جنسی، بر سر مردم خود آورده است در حالیکه در رده سیزدهم قرار دارد چه رسد به کشور های دیگر غربی که در رده های پایین از آن قرار دارند تا حال هیچ کشور نه توانسته است راه حل به این موضوع در یابند جرراه حل اسلامی
سوره احزاب آیه 59 : بگو ای پیغمبر زنان و دختران خود را و زنان و دختران مومنین را که نزدیک خود کنند و فرا گیرند روپوش و چادر خود را که این چادر سر کردن زن و روسری پوشیدن او نزدیکتر است به اینکه شناخته شوند به صلاح و عفت پس به رنج نیفتند از آزار جسوران و خدا آمرزنده مهربانست.
…………………………
چهارم:
زندانی کردن خانم ها در منزل طريقه بود كه صرف در یک مقطع زمانی خاص – پیش از آمدن احکام زنا– برای زنانی که مرتکب زنا می شدند بوده است – قسميكه قرآن می فرماید:
«فامسکوهن فی البیوت حتی یتوفاهن الموت او یجعل الله لهن سبیلا»
پاسخ به فرموده خانم فریبا نوری
اول اینکه آیت فوق در سایت که شما از آن این آیت شریف را کاپی نموده اید ترجمه مبارکه را هم باید کاپی می نمودید اما من آنرا از همان ساید برای تان کاپی نموده ام اما به ترجمه درست و دقیق آن باید به قران شریف نیز رجوع نمایم نباشد که خدای ناخواسته در سایت بطور نادرست درج شده باشد
«فامسکوهن فی البیوت حتی یتوفاهن الموت او یجعل الله لهن سبیلا»
(و آنان را تا زمانی که مرگ به سراغ آنان می آید یا خداوند راهی پیش پای آنان قرار می دهد در خانه ها نگهدارید.)
نوت:- برای تفسیر این آیت مبارکه باید با علما در تماس شویم
واز آنجا که شما خود در نوشته خود نگاشته اید که برای هر موضوع باید احادیث و روایات آورده شود آیا حدیثی موجود تا این گفته شمارا تایید کند اگر نیست خود را به کفر و بدعت نکشانید توجه نمایید به احادیث ذیل:
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«هر کس به نامحرم نگاه کند، خداوند چشم او را روز قیامت از آتش پر میکند؛ مگر اینکه در دنیا توبه کند.»
و نیز فرمود:«همه چشمها در روز قیامت گریانند مگر چشمی که در دنیا از ترس خدا بگرید و چشمی که به نامحرمان نگاه نکند و چشمی که در راه خدا شب را تا به صبح بیدار باشد.»
و نیز فرمود:«نگاه نامحرمان تیری است مسموم از تیرهای ابلیس. هر کس از ترس خداوند چشم خود را از نگاه حرام باز دارد، خداوند ایمانی به او عطا فرماید که شیرینی آن را در قلبش حس کند.»
و نیز فرمود:« زنا برای همه اعضای انسان وجود دارد: زنای چشم، نگاه به نامحرمان است، زنای زبان، سخن گفتن با نامحرمان به قصد لذت طلبی، زنای گوش، شنیدن سخن نامحرمان و زنای دست، لمس بدن نامحرمان است.»
و نیز فرمود:«خداوند بر زنی که شوهر دارد و به نامحرمان نگاه میکند خشم میگیرد.»
امام صادق علیه السلام فرمود:«هر کس نامحرمی را دید و چشم خود را به طرف آسمان بلند کرد یا بست، خداوند در بهشت، حورالعین بهشتی را به عقدش درمیآورد.»
منابع:
بحار الانوار، ج 104، باب 91،
ص 31 تا 42.
………………………….
ششم :
بعض از علما قضيه را تحت اصل «سد الذرایع»، می بينند ولي متاسفانه اين نوع علماء اين را فراموش مي كنند که افراط و مبالغه در استفاده از اصل سد ذریعه و سخت گيري بيجا و سليقوي منافع بسیار عمده و اساسي را محو می سازد، که مهم تر از مفاسد احتمالی و مزعوم مي باشد.
………………………….
متوسل شدن به بعض از احکام اجتهادی و افتایی در عصر امروزو در محیط و شرایط خاص زندگی کنونی امکان پذیر نیست و می توان آن ها را با تغییر شرایط زمانی و مکانی تغییر داد. به همين علت است كه عده زياد از علماي اسلامي به اين نظر هستند كه يك مفتي و قتي كه فتوا ميدهد بايد تغيرات و تحولات زماني و مكاني و عرف را نيز در نظر بگيرد
………………………….
در شرايط امروزي امكان ندارد كه صرف به عايدات شوهر مخارج و مصارف زندگي و تعليم تربيه اولاد ها پوره شده نميتواند بلكه ضرورت است تا خانم ها نيز با حفظ اصول و ثوابت اسلامي و با رعايت حجاب اسلامي در كارهاي حلال و جايز سهم فعال گرفته باعث آباداني كشور شوندو در امور مالي استقلاليت داشته دست نگر شوهر نبوده عزت و كرامت خويش را حفظ نمايند.
اوتر از همه در مورد سد الذرایع معلومات تانرا تقویت ببخشید و دوم اینکه برای پاسخ به اید فرموده شما پاسخ های فوق را یک بار دیگر هم بخوانید
لا يحل لرجل يؤمن بالله ورسوله أن يضع يده في يد امرأة لا تحل له أو ليست من محارمه ، ومن فعل ذلك فقد ظلم نفسه .
عن معقل بن يسار يقول : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : ” لئن يطعن في رأس أحدكم بمخيط من حديد خير له من أن يمس امرأة لا تحل له ” .
رواه الطبراني في ” الكبير ” ( 486 ) .
والحديث : قال الألباني عنه في ” صحيح الجامع ” ( 5045 ) : صحيح .
فهذا الحديث وحده يكفي للردع والتزام الطاعة التي يريدها الله تعالى منا لما يفضي إليه مس النساء من الفتن والفاحشة .
عن عائشة زوج النبي صلى الله عليه وسلم قالت : ” كانت المؤمنات إذا هاجرن إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم يُمتحنَّ بقول الله عز وجل : ( يا أيها النبي إذا جاءك المؤمنات يبايعنك على أن لا يشركن بالله شيئا ولا يسرقن ولا يزنين ) الممتحنة / 12 ، قالت عائشة : فمن أقر بهذا من المؤمنات فقد أقر بالمحنة ، وكان رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا أقررن بذلك من قولهن قال لهن رسول الله صلى الله عليه وسلم : انطلقن فقد بايعتكن ، ولا والله ما مست يد رسول الله صلى الله عليه وسلم يدَ امرأةٍ قط غير أنه يبايعهن بالكلام ، قالت عائشة : والله ما أخذ رسول الله صلى الله عليه وسلم على النساء قط إلا بما أمره الله تعالى وما مست كف رسول الله صلى الله عليه وسلم كف امرأة قط وكان يقول لهن إذا أخذ عليهن قد بايعتكن كلاما ” .
رواه مسلم ( 1866 ) .
عن عروة أن عائشة أخبرته عن بيعة النساء قالت : ” ما مس رسول الله صلى الله عليه وسلم بيده امرأة قط إلا أن يأخذ عليها فإذا أخذ عليها فأعطته ، قال : اذهبي فقد بايعتك ” .
رواه مسلم ( 1866 ) .
فهذا المعصوم خير البشرية جمعاء سيد ولد آدم يوم القيامة لا يمس النساء ، هذا مع أن الأصل في البيعة أن تكون باليد ، فكيف غيره من الرجال ؟ .
عن أميمة ابنة رقيقة قالت : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : ” إني لا أصافح النساء ” .
رواه النسائي ( 4181 ) وابن ماجه (2874) . وصححه الألباني ” صحيح الجامع ” ( 2513 ) .
ثانياً
لا تجوز المصافحة ولو بحائل من تحت ثوب وما أشبهه والذي ورد بذلك من الحديث ضعيف :
عن معقل بن يسار أن النبي صلى الله عليه وسلم : ” كان يصافح النساء من تحت الثوب ” .
رواه الطبراني في الأوسط ( 2855 ) .
قال الهيثمي : رواه الطبراني في ” الكبير ” و ” الأوسط ” ، وفيه عتاب بن حرب ، وهو ضعيف .
” مجمع الزوائد ” ( 6 / 39 ) .
قال ولي الدين العراقي :
قولها رضي الله عنها ” كان يبايع النساء بالكلام ” أي : فقط من غير أخذ كف ولا مصافحة ، وهو دال على أن بيعة الرجال بأخذ الكف والمصافحة مع الكلام وهو كذلك ، وما ذكرته عائشة رضي الله عنها من ذلك هو المعروف .
وذكر بعض المفسرين أنه عليه الصلاة والسلام دعا بقدح من ماء فغمس فيه يده ثم غمس فيه أيديهن ! وقال بعضهم : ما صافحهن بحائل وكان على يده ثوب قطري ! وقيل : كان عمر رضي الله عنه يصافحهن عنه !
ولا يصح شيءٌ من ذلك ، لا سيما الأخير ، وكيف يفعل عمر رضي الله عنه أمرا لا يفعله صاحب العصمة الواجبة ؟ .
” طرح التثريب ” ( 7 / 45 ) .
قال الشيخ ابن باز – رحمه الله تعالى – :
الأظهر المنع من ذلك ( أي مصافحة النساء من وراء حائل ) مطلقا عملا بعموم الحديث الشريف ، وهو قوله صلى الله عليه وآله وسلم : ” إني لا أصافح النساء ” ، وسدّاً للذريعة .
( حاشية مجموعة رسائل في الحجاب والسفور صفحة ” 69 ” بتصرف ) .
ثالثاً :
ومثله مصافحة العجائز ، فهي حرام لعموم النصوص في ذلك ، وما ورد في ذلك من الإباحة فهو ضعيف :
قال الزيلعي :
قوله : ” وروي أن أبا بكر كان يصافح العجائز ” ، قلت : غريب أيضاً .
” نصب الراية ” ( 4 / 240 ) .
وقال ابن حجر :
لم أجده .
” الدراية في تخريج أحاديث الهداية ” ( 2 / 225 ) .
رابعاً :
وأما مذاهب العلماء الأربعة فكما يلي :
1- مذهب الحنفية :
قال ابن نجيم :
ولا يجوز له أن يمس وجهها ولا كفها وإن أمن الشهوة لوجود المحرم ولانعدام الضرورة .
” البحر الرائق ” ( 8 / 219 ) .
2- مذهب المالكية :
قال محمد بن أحمد ( عليش ) :
ولا يجوز للأجنبي لمس وجه الأجنبية ولا كفيها ، فلا يجوز لهما وضع كفه على كفها بلا حائل ، قالت عائشة رضي الله تعالى عنها ” ما بايع النبي صلى الله عليه وسلم امرأة بصفحة اليد قط إنما كانت مبايعته صلى الله عليه وسلم النساء بالكلام ” ، وفي رواية ” ما مست يده يد امرأة وإنما كان يبايعهن بالكلام ” .
” منح الجليل شرح مختصر خليل ” ( 1 / 223 ) .
3- مذهب الشافعية :
قال النووي :
ولا يجوز مسها في شيء من ذلك .
” المجموع ” ( 4 / 515 ) .
وقال ولي الدين العراقي :
وفيه : أنه عليه الصلاة والسلام لم تمس يده قط يد امرأة غير زوجاته وما ملكت يمينه ، لا في مبايعة ، ولا في غيرها ، وإذا لم يفعل هو ذلك مع عصمته وانتفاء الريبة في حقه : فغيره أولى بذلك ، والظاهر أنه كان يمتنع من ذلك لتحريمه عليه ؛ فإنه لم يُعدَّ جوازه من خصائصه ، وقد قال الفقهاء من أصحابنا وغيرهم : إنه يحرم مس الأجنبية ولو في غير عورتها كالوجه ، وإن اختلفوا في جواز النظر حيث لا شهوة ولا خوف فتنة، فتحريم المس آكد من تحريم النظر ، ومحل التحريم ما إذا لم تدع لذلك ضرورة فإن كان ضرورة كتطبيب وفصد وحجامة وقلع ضرس وكحل عين ونحوها مما لا يوجد امرأة تفعله جاز للرجل الأجنبي فعله للضرورة .
” طرح التثريب ” ( 7 / 45 ، 46 ) .
4- مذهب الحنابلة :
وقال ابن مفلح :
وسئل أبو عبد الله – أي الإمام أحمد – عن الرجل يصافح المرأة قال : لا وشدد فيه جداً ، قلت : فيصافحها بثوبه ؟ قال : لا …
والتحريم اختيار الشيخ تقي الدين ، وعلل بأن الملامسة أبلغ من النظر )
الآداب الشرعية 2/257
والله أعلم .
خواهر فريبا اميد از مصافحة نمودن باأجانب دوري نمائيد زيرا محل شبه وفتنة است. و شكرا
جناب استاد غفوري !
و عليكم السلام
تشكر از پيام تان . من به شخصيت شما و علميت تان از صميم قلب احترام دارم و منظورم هيچ گاهي توهين و تحقير شما نبوده و نيست . من حرف هاي حاشيوي تان را شوخي فكر مي كنم و اميدوارم كه شما نيز اگر كدام حرف حاشيوي گفته باشم آن را شوخي فكر كنيد
من به تمام نظرات و ديدگاه هاي شما احترام دارم و به هيچ گونه آن را مردود نمي دانم ولي ديدگاه هاي خويش را نيز خارج از چوكات شريعت و دين نميدانم – ممكن به اولويت و ترجيح دادن يك ديدگاه بالاي ديدگاه ديگر اولويت قايل شويم ولي اين به معني رد قطعي هيچ ديدگاه كه مبتني بر قران و سنت باشد نيست و نخواهد بود.
تا هنوز الحمدلله اول نمره صنف خود هستم و مورد تشويق همه هم صنفي هايم به شمول دختران و پسران قرار دارم و انشاء الله كه مشاركتم در سايت اصلاح باعث از دست دادن لياقت صنفي ام نخواهد گرديد زيرا سايت اصلاح نيز يك سايت آموزنده و تعليمي است و در علم و دانش من مي افزايد.
اور آخر میں اگر آپ اجازت ديں – آپ سے ايك ذاتي سوال كرسكتي هون ؟ آپ نے كها ں سے تعليم حاصل كي ہے ؟ آپ كي انداز گفتگو سے تو يهي لگتاہے كه آپ سعودي عرب سے تعليم حاصل كياہے – كيونكه آپ بهت زياده سخت موقف رکھنے والوں كي طرح هو
محترمہ فریپا جی
السلام علیکم
کلاس میں فرسٹ پوزیشن حاصل کرنے پر آپکو مبارکباد دیتاھوں ،،،
میں نے تعلیم افغانستان میں اور پاکستان میں حاصل کی ھے ۔ سعودی عرب ایک مرتپہ گیا ھوں وہ پھی حج کیلیے ،،، رھی بات میرے سخت موقف کی تو وہ آپکی راے ھے جسے میں بدل تو نھیں سکتا مگر اتنا بتانا ضروری سمحھتا ھوں کہ میں انتھا پسند نھیں ھوں ،، ایک عام سا آدمی ھوں اپنے اسلام پر فخر کرتا ھوں ،،، معاملوں کو سطحی نظر سے دیکھنے والوں کے سخت خلاف ھوں ،،،
خوش رھو آباد رھو
چشم بد دور
مراد بیادر سلام
فکر کدم ده چوک یادگار روان استم و از پالویم ریکشا تیر شد وقتیکه پیش رفت دیدم ده پشتش نوشته است ” چشم بد دور ”
خسته نباشی آغا
السلام علیکم ورحمة الله وبركاته..
من به اندازه ای معلومات خود از دین و ادله ای تحریم و جواز مصافحه بین زن و مرد اجنبی به این نظر هستم که مصافحه جواز دارد و دلایل صریح برای حرمت ان وجود ندارد و انچه در این باب امده همه اش به گونه ای قابل توجیه است که میشود روی تفاصیل ان صحبت کرد.
نباید زیر نام سد الذرائع وسعت و اسانی های این دین بزرگ را تنگ نسازیم. بهتر میبود جناب مولوی صاحب ادله ای تحریم و جواز را هردو به مردم تقدیم میکردند و میگذاشتند که مردم خود انتخاب کنند
و من الله التوفیق
درینجا نیز فتنه را شروع کرديد؟ خانم فریبا اگر این چنین در مقابل هر موضوع نشر شده سنگر می گیرید باز چرا به سایت می آیید؟؟ بهتر است سایتی را بیابید که مطابق میل تان باشد، به زنان اجازه ی روی لچی و مصافحه بدهد، حرکات تعمیری جهان را مرهون احسان غرب و امریکا بداند…
چرا وقت خود را ضایع می کنید و در حالیکه شخصیت و تبصره های تان در موضوعات (حجاب) ، (الرجال قوامون علی النساء) و موضوع جبهه وحدت ملی به همه خوانند گان معلوم شده است….
محترم افضلي صاحب !
تشكر از نصيحت تان – به نظر من فتنه گر كساني هستند كه باور خويش را حرف آخر دانسته مجال ديدگاه هاي متفاوت را نمي دهند .
من اين اتهام شما را رد مي كنم كه من طرفدار روي لچي و مصافحه زنان با مردان هستم . من به حجاب اسلامي و شرعي ايمان دارم ولي من صرف غير شرعي بودن نقاب و چادري را و آن هم به دلايل تذكر داده ام و آن را اسلامي نميدانم بلكه يك عرف و عنعنه است و نه بايد به زور و اجبار تحميل شود و آن هم به نام دين و شريعت .
ما نبايد تمام اسلام و دين را صرف در موضوع نقاب و چادري و يا مصافحه مرد با زن خلاصه كنيم . كا رهاي بس بزرگ ديگر است كه به آنها بايد اولويت قايل باشيم.
من مدافع امريكا نيستم ولي كارهاي مثبت آن ها را مخصوصا در قيام هاي اخير دنياي عرب تاييد مي كنم و دلايل هم دارم ولي اين به معني موافق بودن در همه چيز با امريكا نيست.
خدمت مولوي صاحب نقيب الله حميد و ساير دوستان :
به هدف توضيح بيشتر در رابطه باموضوع مي خواهم تا نظرات ذيل را نيز در اين جا نقل كنم :
أما المصافحة لغة، فتعني الأخذ باليد ، ووضع صفح الكف في الكف، والصفح يعني باطن الكف، ومنه قول الرسول لصافحتكم الملائكة بأكفُّهم .
والمسلمون فيها على رأيين، وخاصة بعض الجماعات الإسلامية، وفي أيامنا هذه بين مجيز ومانع، ولكل دليل يستند إليه كما يلي :
أما الرأي الأول: فهو الذي يقول بعدم جواز المصافحة، مستنداً إلى ما ورد في قضية البيعة من أحاديث:
الأول: قوله إنِّي لا أصافح النساء إنما قولي لامرأة كقولي لمائة امرأة
الثاني: قول عائشة: pلا والله ما مست يد رسول الله يد امرأة قط غير أنه بايعهن كلاماً
الثالث: قوله قد بايعتكن كلاماً .
الرابع: قوله لأنْ يطعن برأس أحدكم بمخيط من حديد خير له من أن يمس امرأة لا تحل له .
الخامس: قوله من مسَّ كف امرأة ليس منها بسبيل وضع على كفه جمرة يوم القيامة .
أما الرأي الثاني: وهو الذي يجيز المصافحة للأدلة التالية:
منها ما هو في قضية البيعة، ومنها ما هو في غير البيعة.
الأول: أنه صافح ولكن بحائل، وذلك عن عامر- هو الشعبي – قال: بايع رسول الله النساء وعلى يده ثوب قد وضعه على كفه”.
الثاني: أنه قد بايع مصافحة: وذلك من حديث أم عطية قالت:
( بايعنا رسول الله صلى الله عليه وسلم فقرأ علينا : أن لا تشركن بالله شيئاً . ونهانا عن النياحة فقبضت امرأة منا يدها فقالت : أسعدتني فلانة ، أريد أن أجزيها . فما قال لها النبي صلى الله عليه وسلم شيئاً فانطلقت ورجعت فبايعها ) رواه الإمام البخاري
الثالث: ورد في كتب التفسير كابن كثيرأنَّ رسول الله حين بايع النساء فكانت هند زوج أبي سفيان متنكرة فعرفها رسول الله فدعاها فأخذت بيده، فعاذرته فقال أنت هند، قالت: عفا الله عمَّا سلف”.
الرابع: وفي نفس المصدر أنَّ هنداً جاءت إلى رسول الله لتبايعه فنظر إلى يدها، فقال إذهبي فغيِّري يدك، فذهبت وغيرتها بحناء ثم جاءت فقال: أبايعك .
الخامس: وفي رواية لأبي داود في سننه: قوله لا أبايعك حتى تغيِّري كفيك كأنهما كفا سبع.
السادس: وأخرج الترمذي في جامعه عن النبي مرَّ يوماً بجماعة نسوة فأومأ بيده بالتسليم .
السابع: وأخرج أبو داود عن أسماء بنت يزيد مرَّ علينا رسول الله في نسوة فسلَّم عليناi، وفي رواية فألوى يده بالتسليم .
الثامن: قال ابن القيم رحمه الله في هذين الحديثين: ” والظاهر أنَّ القصة واحدة وأنَّه سلَّم عليهن بيده”.
التاسع: وعن أنس بن مالك قال كانت الأمَةُ من إماء أهل المدينة لتأخذ بيد رسول الله فتنطلق به حيث شاءت وفي رواية للعسقلاني فما ينـزع يده من يدها حتى تذهب به حيث شاءت.
هذه هي مجمل الأدلة التي وردت في قضية المصافحة، والملاحظ أنها مسألة خلافية وهي بحاجة إلى التوفيق والترجيح؛ لئلا يصبح تعارضاً بين الأدلة، وإليكم تفصيلاً لهذه الأدلة مع ترجيح أحدها بغلبة الظن، حتى يتسنى لنا تبنِّي أحدها حتى يكون حكم الله في حقنا.
أما قوله إني لا أصافح النساء إنَّ هذا النص لا يوجد فيه ما يدل على تحريم المصافحة بحال، وكل ما فيه أنَّ رسول الله امتنع عن المصافحة، وامتناعه
في كتاب زاد المعاد.
هذا لا يعني أنها حرام، فقد امتنع عن أفعال كثيرة وهي في الأصل مباحة، إلا أنه امتنع عن فعلها، فقد امتنع عن سماع الزمارة، وامتنع عن أن يبيت في بيته درهم أو دينار، وامتنع عن أكل الضب، وعن أكل الجراد، والكليتين، وعن أكل البصل والثوم، وامتنع عن الشرب في إناء فيه لبن وعسل، وفي رواية امتنع عن أكل الأرنب، وكان لا يأكل من الشاة .
المباحات، لا يصير إلى الحرمة لمجرد أنَّ النبي إمتنع عن فعله.
وأيضاً، لا يوجد في قوله إني لا أصافح النساء أي قرينة تدل على التحريم، وكل ما هنالك أنه امتنع عن المصافحة، كما كان يمتنع عن أي فعل مباح.
وأيضاً فإنَّ قوله إني لا أصافح النساء يدل دلالة واضحة من دلالة النص وألفاظه، أن الرسول هو المعني والمختص بالخطاب، حيث يقول: “إني” وحرف “لا” يعني النفي، ولا يعني النهي عن المصافحة في هذا النص، فالرسول أخبر عن نفسه في هذه الحادثة أنه لا يصافح النساء أي أنه يمتنع عن ذلك ، فيفيد الامتناع ولا يفيد التحريم.
أما من يقول بأننا مأمورون باتِّباع النبي والتأسي به، فلا يجوز مصافحة النساء لذلك، إتباعاً وتأسياً برسول الله ، أقول: إنَّ التأسي والاتباع لرسول الله واجب بإجماع، ولكن لا يعني أنَّ المصافحة حرام لذلك، لأنَّ التأسي لا يكون لأفعاله، وهو لم يفعل شيئاً في هذه الحادثة سوى الامتناع عن الفعل، وحتى لو جاز ترك المصافحة تأسياً لرسول الله إلاَّ أنَّ التأسي معناه أن يكون الفعل مثل فعله ومن أجله وعلى وجهه، وأفعال الرسول فيها الواجب والمندوب والمباح، فبأيها نأخذ في هذه المسألة؟ حتى يكون فعلنا مثل فعله ومن أجله وعلى وجهه، فالنصُّ لا يفيد النهي حتى نقول بالتحريم، ولا يفيد الأمر حتى نقول للوجوب، فلم يبقى إلاَّ أنه امتنع عن مباح.
أما حديث عائشة رضي الله عنها فهو موقوف عليها وهي صادقة فيما تقول، وكلامها هذا على حدِّ علمها برسول الله ، ونحن نعلم أنَّ رسول الله r تزوج أكثر من أربعة نسوة، وكانت خديجة رضي الله عنها قبل عائشة، فكيف تكون قد عرفت السابق واللاحق عن رسول الله r دون إخبارها، ولو أخبرها r لقالت أخبرني، أو قال لي رسول الله r، ولذلك فقولها موقوف عليها.
ومعنى الموقوف: هو المروي عن الصحابة، قولاً وفعلاً، ومطلقه يختص بالصحابي، وقد يكون إسناده متصلاً وغير متصل، وهو الذي يسمِّيه كثير من الفقهاء والمحدثين بالأثر، والموقوف لا تقوم به حجة لأنَّ الله . يقول] وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا [، فمفهومه ما آتاكم من غير الرسول لا تأخذوه.
وعليه فلا حجة في أحد دون رسول الله ولا يحل أن يضيف ذلك إلى رسول الله لأنه احتمال وليس بظن، والاحتمال لا يعتبر.
وعليه فلا يعتبر قول عائشة رضي الله عنها دليلاً على أنَّ رسول الله لم يصافح النساء، والذي يؤيد ذلك أيضاً أنَّ رسول الله بايع مصافحة، وذلك من حديث أم عطية المذكور في أول الباب قولها فقبضت امرأة منا يدها وهذا يعني أن غيرها لم تقبض يدها، من باب مفهوم المخالفة، ومعنى قبضت عكس بسطت، وذلك في الحديث الشريف عن عائشة رضي الله عنها p كنت أنام بين يدي رسول الله ورجلاي في قبلته فإذا سجد غمزني فقبضت رجلي وإذا قام بسطتهما ثانية .
فحديث أم عطية يدل على أنَّ المرأة كانت باسطة يدها للبيعة فلما نهاهنَّ عن النياحة قالت إنَّ فلانة أسعدتني فأريد أن أجزيها، وهي تعلم وتدرك معنى البيعة، فلم ترد أن تتقيَّد إلاَّ بعد التحلل من التزام سابق أو وفاء عهد سابق، لأنَّ عقد البيعة يحرِّم عليها ذلك، فقبضت يدها قبل البيعة بعد أن بسطتها للبيعة وذهبت لتتحلل من الإلتزام وعادت وبايعت رسول الله .
وأيضاً أنَّ هند زوج أبي سفيان أخذت بيده في البيعة وعاذرته فلم ينهها عن ذلك ولم يمتنع عن ذلك أيضاً مما يدل على أنه صافح.
وكذلك قوله لهنـد: حين نظـر إلى يدها إذهبي فغيِّري يدك وقـوله
لا أبايعك حتى تغيري يدك فغيرتها بحناء فجاءت وبايعته، فما علاقة البيعة بتغيير اليد بالحناء إذا لم تكن مصافحة؟
وما رواه الترمذي أيضاً أنَّ رسول الله مرَّ على نسوة فسلَّم علينا بيده، وفي رواية فسلَّم عليهنَّ بيده، يفيد أنَّ التسليم باليد، والتسليم باليد يعني المصافحة، ولا يعني بالإيماء أو الإشارة لأنَّ فيها تشبها باليهود والنصارى، وقد نهى عن ذلك بقوله لا تشبهوا باليهود والنصارى فإنَّ تسليم اليهود الإشارة بالأصابع وتسليم النصارى الإشارة بالكف اذاً فما دام كذلك فلا يخرج الأمر عن كونه سلَّم بيده مصافحة.
وكذلك حديث الأمة التي أخذت بيده ولم ينـزع يده من يدها.
وأيضاً كونه صافح ولكن بحائل كما سلف ذكره بوضع ثوب بينه وبين المصافح، كل هذا وأمثاله يدل على أنَّ رسول الله صافح بيده.
وأما قوله إني لا أصافح النساء i، فلا يتعارض مع ما ذكرنا من مصافحته للنساء، ذلك أنَّ رسول الله rلم ينه عن المصافحة في هذا الحديث، وإنما أخبر عن امتناعه عن ذلك في وقت من الأوقات، ولم يمتنع في غيره، كما امتنع عن قبول الهدية تارة، وقبلها تارة اُخرى، وكما امتنع عن أكل الأرنب تارة، وأكله تارة اُخرى، فيكون رفضه للشيء تارة دون بيان تحريمه ثم فعله تارة أخرى يدل على أنَّ الأمر مباح ليس غير؛ لأنَّ الذي يحتمل فيه التعارض تحريم يقابله إباحة، والملاحظ في قوله إني لا أصافح النساء iأنه لم يحرِّم كما سبق بيانه مما يدل على نفي التعارض.
و الخلاصه بانه جاز للمرء أن يتبنَّى رأياً من هذه الآراء إن لم يكن مجتهداً أو ليس لديه أهلية الإجتهاد حتى يكون هذا الرأي حكم الله في حقه، ولا داعي لتفسيق غيره ممن أخذوا بغير رأيه ، فهم قد أخذوا برأي غيره من العلماء، وكلاهما جائز وخصوصاً إذا كانت من فروع الدِّين..
محترم فريناز نورين !
تشكر – شما نظر يك بخش علماء را كه مبني بر حرام بودن مصافحه مي باشد را ذكر نموده ايد . در اين جا من نظر آن عده از علماء را خدمت تان تقل مي كنم كه به جواز مصافحه ولي مشروط راي داده اند :
هناك بعض العلماء اجازوا المصافحة و لكن بشروط :
ومن بعض ادلتهم :
- عن ام عطية الانصارية قالت : بايعنا رسول الله فقرأ علينا ( ولا تشركن بالله شيئا ) ونهانا عن النياحة – فقبضت – امراة منا يدها ) .
- واخرج الترمذي في جامعه عن النبي صلى الله عليه وسلم : مر يوما بجماعة نسوة فاومأ بيده بالتسليم .
- قال ابن القيم رحمه الله في كتابه زاد المعاد في هذين الحديثين : والظاهر ان القصة واحدة وانه صلى الله عليه وسلم سلم بيده .
- عن انس بن مالك : قال : كانت الأمة اماء اهل المدينة لتأخذ بيد رسول الله صلى الله عليه وسلم فتنطلق به حيث شاءت . وفي رواية للعسقلاني : فما ينزع يده من يدها حتى تذهب به حيث شاءت.
ومن شروطه :
ان يكون لمجرد التحية . –
ان لا يكون بنية التلذذ والشهوة . وان حصل التلذذ بالمصافحة اصبحت حراما بلا خلاف -
- اما بالنسبة للاحاديث التي جاء فيها ان رسول الله لا يصافح النساء مثل قوله:
اني لا اصافح النساءفان رفض الرسول أن يفعل فعلاً ليس بنهي فلا يدل على النهي عن المصافحة وإنما هو امتناع منه عن مباح من المباحات وكما تـجـنب أكـل الـضـب والأرنب وأمثال ذلك.
وحتى لو سلمنا ان نص الحديث مفيد للتحريم فان فعل الرسول كما ورد في حديث ام عطية يفيد التعارض وكما يقول الامام الامادي 218/4 : اذا كان احد الامرين مبيحا والاخر ناهيا فالمبيح يكون مقدما .
- مذهب الشافعية :
المفهوم من كلام السادة الشافعية عدم جواز مصافحة الرجل للمرأة الأجنبية إلا بشرطين: أمن الفتنة، ووجود حائل إذا دعت الحاجة.
ففي المنهاج وشرحه للرملي: “ويجوز للرجل دلك فخذ الرجل بشرط حائل وأمن فتنة، وأُخِذ منه حِلُّ مصافحة الأجنبية مع ذينك; وأفهم تخصيصُه الحل معهما بالمصافحة حرمةَ مس غير وجهها وكفيها من وراء حائل ولو مع أمن الفتنة وعدم الشهوة, ووَجْهُه أنه مَظِنَّة لأحدهما كالنظر وحينئذ فيلحق بها الأمرد في ذلك, ويؤيده إطلاقهم حرمة معانقته الشاملة لكونها من وراء حائل”
طبعا من هذين القولين وادلة كل منهما يظهر للوهلة الاولى ان الاحاديث متعارضة وهذا غير صحيح بل الامر يحتاج للتوفيق والترجيح .
وهذا ما يحتاج مني لشرح باسهاب . لكن مبدئيا فلنرى رايكم في ان هذه المسالة خلافية و لكل من القولين ادلته الشرعية واجتهاده الشرعي والمسلم يتبع ما يرى انه حق واقوى دليلا ولا يتبع هواه والا اثم .
ولا يحتاج الامر لنكفر او نفسق بعضنا من اجل مسالة خلافية اجاز الشرع الاختلاف فيها لما ترون من ظنية دلالة النصوص الواردة فيها .
فریبا جان
تفضلي و افتحي لینک التالي:
http://www.sunna.info/ta7rir/ta7rir5.php
أما حديث أم عطية الذي ورد في البخاري(صحيح البخاري: كتاب الأحكام: باب بيعة النساء.) فليس نصًّا في مس الجلد للجلد، وإنما معناه كنَّ يُشرنَ بأيديهن عند المبايعة بلا مماسة فتعين تأويله توفيقًا بين الحديثين الثابتين، ولأنه يتعين الجمع بين الحديثين إذا كان كل واحد منهما ثابتًا.
ثم إنه قد ورد في صحيح البخاري(صحيح البخاري: كتاب الأحكام: باب بيعة النساء.) في نفس الباب الذي ورد فيه حديث أم عطية حديثٌ عن عائشة رضي الله عنها قالت: «كان النبي صلى الله عليه وسلم يبايع النساء بالكلام بهذه الآية :{لا يشركن بالله شيئًا} [سورة الممتحنة/12] قالت: وما مست يد رسول الله صلى الله عليه وسلم يدَ امرأة إلا امرأةً يملكها»، فلو كان معنى المبايعة المصافحة كما زعموا لكان في كلامها تناقض.
قال ابن منظور في لسان العرب( لسان العرب: مادة ب ي ع (8/26)): «وبايعه عليه مبايعة: عاهده، وفي الحديث: «ألا تبايعوني على الإسلام»، هو عبارة عن المعاقدة والمعاهدة» اهـ، فليست المبايعة من شرطها لغة ولا شرعًا مسُّ الجلد للجلد، فالمبايعة تصدق على المبايعة بلا مس ولكن للتأكيد بايع الصحابة النبي صلى الله عليه وسلم في بيعة الرضوان بالأخذ باليد، وقد تكون المبايعة بالكتابة.
ومما يردُّ كذبهم بأن غير أم عطية مدت يدها للرسول فصافحته في المبايعة حديث البخاري أيضًا من قول عائشة(صحيح البخاري: كتاب التفسير: باب {إذا جآءكم المؤمنات مهاجرات} [سورة الممتحنة/10]) :«لا والله ما مست يدُه يدَ امرأةٍ قط في المبايعة، ما يبايعهن إلا بقوله: قد بايعتُكِ على ذلك»، وأيضًا يقال لهم: أين في حديث أم عطية النص على أن غيرها قد صافح النبي فهذا وهم منهم وافتراء.
ويدل أيضًا على تحريم المصافحة ومس الأجنبية بلا حائل حديث: «لأن يطعن أحدُكم بحديدة في رأسه خير له من أن يمس امرأة لا تحلُّ له»، رواه الطبراني(المعجم الكبير (20/211 ـ 212)، قال الحافظ الهيثمي في «مجمع الزوائد» (4/326): «رجاله رجال الصحيح» اهـ، وقال المنذري في «الترغيب والترهيب» (3/10): «رواه الطبراني والبيهقي، ورجال الطبراني ثقات رجال الصحيح» اهـ.) في «المعجم الكبير» وحسنه الحافظ ابن حجر ونور الدين الهيثمي والمنذري وغيرهم.
ثم المس في الحديث معناه الجس باليد ونحوها ليس الجماع كما زعمت التحريرية، وراوي الحديث معقل بن يَسار فهم من الحديث خلاف ما تدعيه التحريرية كما نقل ذلك عنه ابن أبي شيبة في مصنفه.
فتبين أن التحريرية افتروا على رسول الله صلى الله عليه وسلم، وكذبوا عائشة رضي الله عنها، وحرفوا اللغة العربية، وأباحوا ما حرمه رسول الله صلى الله عليه وسلم.
ومما يدل على جهلهم أنهم ادعوا أن حديث الطبراني في تحريم مصافحة الأجنبية من قبيل خبر الآحاد ولا يعمل به في الأحكام، فنرد عليهم بما ذكره الخطيب البغدادي في كتاب «الفقيه والمتفقه» (الفقيه والمتفقه (1/96)) من جواز العمل بحديث الآحاد، وقرر الأصوليون أنه حجة في سائر أمور الدين ولم يخالف في ذلك باشتراط التواتر إمام من الأئمة إلا الآمدي وكلامه لا حجة فيه، فظهر بلا خفاء مكابرة حزب التحرير للحقيقة.
ثم ما يروى من أن النبي كانت تقوده أمة سوداء في أحياء المدينة ويقولون: في هذا الحديث حجة على جواز مصافحة المرأة بلا حائل.
يقال لهم: هذا الحديث ليس فيه النص على أنها كانت تأخذ بيده مصافحة بلا حائل، وليس هناك دليل على أنها كانت في حد مشتهاة، ومع هذا لا يجوز إلغاء الحديث الصريح الذي في مسلم (سبق تخريجه): «واليد زناها البطش» من أجل ذلك الحديث الذي يدخله الاحتمال وهذا خلاف قاعدة الأصوليين والمحدثين أنه إن تعارض حديثان ثابتان إسنادًا في الظاهر يجب الجمع بينهما ما أمكن، فإن لم يمكن فإن عُرف المتأخر كان ناسخًا والمتقدم منسوخًا، وإلا ذُهب إلى الترجيح. فلو ذهبنا إلى الترجيح كان هذا الحديث أي حديث مسلم هو المعمول به لأن عليه إجماع الأئمة، فإن المذاهب الأربعة يحرمون المس بلا حائل بشهوة وبدون شهوة، فالحديث الذي يوافق عمل الأكثر عند المحدثين والأصوليين يكون راجحًا على الذي يخالفه، فكيف بالذي عليه عمل الجميع؟!
وانظر أيها القارئ إلى فساد قولهم إنه لا يحرم المشي للزنى ولا تحرم قبلة الرجل للمرأة الأجنبية وبالعكس، وكذا الغمز والمص ولمس ثوب المرأة بشهوة، وعدوا كل ذلك من المباحات، أليس هذا الكلام مخالفًا لحديث الطبراني المذكور؟، ومخالفًا لحديث مسلم (سبق تخريجه) :«كُتب على ابن ءادم نصيبه من الزنى مدرك ذلك لا محالة، فالعينان زناهما النظر، والأذنان زناهما الاستماع، واللسان زناه الكلام، واليد زناها البطش، والرجل زناها الخُطا، والقلبُ يهوى ويتمنى ويُصدّق ذلك الفرج ويكذبه»، وفي رواية لأبي داود (سنن أبي داود: كتاب النكاح: باب فيما يؤمر به من غض البصر): «واليدان تزنيان فزناهما البطش، والرجلان تزنيان فزناهما المشي، والفم يزني فزناه القُبل»، والقُبل جمع قُبلة، وفي رواية عند ابن حبان(أخرجه ابن حبان في صحيحه، انظر «الإحسان» (6/300)): «واليد زناؤها اللمس».
وما فعلوه يكفي كفرًا لأن رد النصوص كفر كما قال النسفي وغيره. فكيف يصح لهم دعوى الإسلام مع معارضته؟ وإنما المسلم من سلَّم لله ورسوله ولم يرد نصَّ القرءان ولا نص الحديث.
نقول لهم بِينُوا عن دعوى الإسلام ـ أي ابتعدوا ـ لأنكم لستم من أهله فقد رددتم النصوص.
فالتحريرية يحرفون شرع الله بتحليلهم مصافحة الرجال للنساء الأجنبيات غير المحارم وتقبيلهن عند الوداع، وقد خالفوا في هذا الإجماع وأحاديث صحيحة كما تقدم ذلك، أما الإجماع فإن المجتهدين الأربعة وغيرهم وأتباعهم من الأمة يحرمون مصافحة الأجنبيات مع اختلافهم في نقض الوضوء وعدمه، وأيضًا فإن التحريرية خالفوا حديث عائشة: «ما مَسَّت يد رسول الله امرأة لا تحل له قط» رواه البخاري، وحديث مَعْقِل بن يسار رضي الله عنه عن رسول الله صلى الله عليه وسلم :«لأن يطعن أحدكم بحديدة في رأسه خير له من أن يَمَسَّ امرأة لا تحل له» رواه الطبراني وحسنه الحافظ ابن حجر، فهذه الأحاديث فيها التصريح بحرمة مس المرأة الأجنبية.
وأما استدلال التحريرية بحديث أم عطية جاءنا عمر بن الخطاب فقال: أنا رسول رسول الله إليكم للمبايعة فمد عمر يده من خارج البيت ومددنا أيدينا من داخل البيت فبايعناه فليس فيه ذكر المصافحة وإنما فيه ذكر مد اليد من عمر ومنهن فيحمل على أنه كان المد منهن للإشارة للمبايعة، ومن القواعد المقررة عند الأصوليين والفقهاء أن المحتمِلَ لا يعارض الصحيح على أن الإجماع كافٍ وحدَهُ فكيف إذا انضمت إليه هذه الأحاديث الصحيحة الصريحة فبعد هذا لا يبقى للمخالف إلا المكابرةُ والعناد.
جناب مولوي صاحب نقيب الله حميد !
لطفا نظرتان را در باره اين حديث مي خواهم :
حديث أم عطية الأنصاري رضي الله عنها قالت : ( بايعنا رسول الله صلى الله عليه وسلم فقرأ علينا : أن لا تشركن بالله شيئاً . ونهانا عن النياحة فقبضت امرأة منا يدها فقالت : أسعدتني فلانة ، أريد أن أجزيها . فما قال لها النبي صلى الله عليه وسلم شيئاً فانطلقت ورجعت فبايعها ) رواه الإمام البخاري .
1- مطلب و مفهوم (فقبضت امرأة منا يدها) را شما چگونه تشريح مي كنيد ؟
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
از ( پیش پزکی ) معذرت میخواهم چونکه این سوال به محترم نقیب الله صاحب راجع است . ولی به اجازۀ استاد نقیب الله میخواهم که من هم ادلاء الدلو کنم …
محترمه فریبا نوری
اول اینکه عبارت ” قبضت امرأة منا یدها ” چنین شرح میشود : یک زنی از جملۀ ما زنان از دست دراز نمودن بسوی رسول الله صلی الله علیه وسلم بخاطر نیعت موقتا اباء ورزید تا برود یک کاری که میخواست انجام بدهد باز دباره برگردد تا مراسم بیعت را اتمام کند … اما اینکه سایر زنان با رسول الله صلی الله علیه و سلم دست بدست بیعت کرده اند ، هم درست است و قرینل آن استثنا قرار دادن این زن است که در بالا ذکر شد … مگر خانم فریبا نوری ازین استثنا به هیچ وجه این استنباط نمیشود که سایر زنان با رسول الله صلی الله علیه و سلم بدون حایل دست بدست بیعت نموده باشند . زیرا که احادیث متعددی دیگری وجود دارد که برین معنا تأکید میکند . احادیث دیگری از ام المؤمنین عائشه رضی الله عنها روایت است و درآن قسم یاد کرده اند که رسول الله صلی الله علیه و سلم هیچگاه با زن اجنبیه دست نداده اند .
دوم اینکه استدلال به حدیث أمة یا جاریه ای که رسول الله صلی الله علیه وسلم را با خود میبورد نیز استدلال بیجاست زیرا که لازم نیست که آن أمة حتما دست رسول الله صلی الله علیه و سلم را در کف دست خود گرفته باشد زیرا که از آستین ایشان هم اگر بگیرند امکان دارد که ایشان را با خود ببرد و سیاق حدیث برین هم تأکیدا دلالت میکند که آن أمة از أمات یا کنیزهای خوردسال بوده . زیرا که حرکت وی به حرکت طفلی میماند که دست پدر را گرفته کشان کشان سوی بازار ببرد .
سوم اینکه شما در هر موضوع کوشش میکنید تأویلات شاذ و مبتنی بر یافتن ” راه گنجشکک ” را تتبع کنید و خود را قناعت بدهید که دلیل پیدا کردید .. که بنظر من این عمل شایستۀ طلاب العلم و حقجویان ربانیین نیست بلکه بچنین کاری کسانی بیشتر نیازمندی نشان میدهند که بیسواد باشند و فقط یک دلیل کار دارند تا خود را تسلی بدهند و بگویند که الا بلا ده گردن ملا ..
جناب غفوري صاحب !
براي من بسيار مابه تعجب و تاسف است كه جناب تان بدون در نظرداشت اصول بحث و مباحثه و بدون در نظرداشت احترام متقابل هميشه جانب مقابل تان را به بيسواد بودن و نظر متفاوت را با كلمات چون تاويلات شاذ و نادر متهم مي كنيد.
نميدانم شما شوخي مي كنيد و يا از تجربه ذاتي خود تان حرف مي زنيد. به هر حال تا جاي كه به من ارتباط دارد منحيث يك دختر و مطابق با فطرت خواهرانه به همه مردان محترم به شمول شما احترام دارم و نمي خواهم تا جواب بالمثل بدهم.
اميدوارم تا با استفاده از عقل سليم در بدن سالم تا و با در نظرداشت اخلاق اسلامي و اجتماعي و بلاخره انساني در آينده از حملات شخصي اجتناب ورزيد و از فرهنگ سلفي گري در مقابل من كار نگيريد
با احترام
خانم فریبا جان بازهم السسلام علیک
بفکر من که نمرات پوهنتون مطابق میل تان نیامده زیرا که در روزهای گذشته شب و روز روی کمپیوتر نشسته جواب نویسی نمودی . از عصبانیت تان همینگونه برداشت میکنم . شوخی میکنم . هوش کو خفه نشی … او خوارک ! مه ده کجا تره بیسواد گفتیم ؟ مه خو تره طالب العلم و شخص حقجو خطاب کدیم …. در ضمن تعجب خود را نیز اظهار داشته ام که چگونه یک شخصیت علمی و حقجو مانند فریبا نوری ، قضیه را مانند بیسوادان تحلیل میکند . و گفته ام که این طرزالعمل شخصیت علمی شما را زیب نمیدهد . شما باید در طرح مواضیع آرای شاذ و راه گنجشکک را انتخاب نکنید بلکه در اخذ قضایا مقاصد الشرع را پیش نظر گذاشته همیشه فتواهایی را قبول کنید که بیشتر به مقاصد نزدیک باشد … رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند ” استفت قلبک ولو أفتوک ولو أفتوک ولو أفتوک ” عبارت مورد نظر را سه بار تکرار نموده اند …
اگر راستی قسمی که ادعا دارید شاگرد مکتب اسلام هستید و در تنویر جامعه سهمگیری میکنید از جملۀ ربانیین شوید نه از مانن کسانیکه در رمضان کوشش میکنند امامی پیدا کنند که در ده دقیقه بیست رکعت تراویح میدهد …
از تشبیهات من آزرده نشو فرییا جان من اکثرا برای نزدیک نمودن مفهوم ، بعضی اصطلاحات عامی استعمال میکنم . و بعضی اوقات براستی هم شوخی میکنم ..
در اخیر اینکه آیا در تبصرل من فقط همان موادی را پیدا کردید که مورد انتقاد تان بود یا سخن قابل قبول تان هم درآن وجود داشت . از مولوی صاحب نقیب شرح عبارتی را طلب نموده بودی لیکن من نیز در شرح آن چیزی نوشتم . درآن مورد چیزی رای ندادید که من درست گفته ام یا آن هم مردود است …
یک گله من هم حق دارم : در بعضی تبصره های سابقه مرا مورد هجوم بیرحمانه قرار دادی و درین تبصره هم خپ خپ وار کدی و گفتی که از اخلاق اسلامیت و انسانیت کار بگیرم و عقل سلیم در جسم سلیم پیدا کنم وغیره و غیره …
خیر است بگفتۀ وطندارای بیسودی ما که میگویند : خیره هزره هم خودا دره …
جناب استاد غفوري !
و عليكم السلام
تشكر از پيام تان . من به شخصيت شما و علميت تان از صميم قلب احترام دارم و منظورم هيچ گاهي توهين و تحقير شما نبوده و نيست . من حرف هاي هاشيوي تان را شوخي فكر مي كنم و اميدوارم كه شما نيز اگر كدام حرف حاشيوي گفته باشم آن را شوخي فكر كنيد
من به تمام نظرات و ديدگاه هاي شما احترام دارم و به هيچ گونه آن را مردود نمي دانم ولي ديدگاه هاي خويش را نيز خارج از چوكات شريعت و دين نميدانم – ممكن به اولويت و ترجيح دادن يك ديدگاه بالاي ديدگاه ديگر اولويت قايل شويم ولي اين به معني رد قطعي هيچ ديدگاه كه مبتني بر قران و سنت باشد نيست و نخواهد بود.
تا هنوز الحمدلله اول نمره صنف خود هستم و مورد تشويق همه هم صنفي هايم به شمول دختران و پسران قرار دارم و انشاء الله كه مشاركتم در سايت اصلاح باعث از دست دادن لياقت صنفي ام نخواهد گرديد زيرا سايت اصلاح نيز يك سايت آموزنده و تعليمي است و در علم و دانش من مي افزايد.
اور آخر میں اگر آپ اجازت ديں – آپ سے ايك ذاتي سوال كرسكتي هون ؟ آپ نے كها ں سے تعليم حاصل كي ہے ؟ آپ كي انداز گفتگو سے تو يهي لگتاہے كه آپ سعودي عرب سے تعليم حاصل كياہے – كيونكه آپ بهت زياده سخت موقف رکھنے والوں كي طرح هو
خداوند متعال خیر نصیب شما گردانند. ای کاش همه متوجه این عمل شوند.
ry mouslam shazee sakha parda wakree day zar zawab pa hela
salmou alikom ayaa mouslmana shaza day ghea
ry mouslam shazee sakha parda wakree day zar zawab pa hela
salmou alikom ayaa mouslmana shaza day ghea
ګمولوی صاحب ! از نظر خیلی عالی شماجهان سپاس. وخدمت برادر محترم یوسفزی صاحب باید عرض کرد که ادره اسلامی در کجاست؟ اکر هدف تان بنام دولت اسلامی افغانستان است در دولت چیزی جریان دارد در روس هم نیست.
یوه پوښتنه:
مولوی صاحب که چیرته یو سړی له خارجی یا غیر مسلمانی ښځی سره مصافحه وکړی ایا ګناه لری؟ وای چه د کافری یا نا مسلمانی ښځی حیثیت د سړی په شان دی حتی مسلمانی ښڅی تری پرده کوی.
ستاسی نظر یا د نور دوستانو نظر څه دی تر څو راته لارښونه وشی.
مننه
مولوي صاحب ستاله معلوماتو سخه ديره مننه واقعاً چي ديري شي مسلي ته مواشاره كري الله ج داجر دركري اوالله ج دمسلمانانوته توفيق وركري چي عمل پري وكري
مولوی صاحبه خدا دې خیر درکړي.
ستاسو دا خبره به مې انشااله هر وخت په یاد وي:
((نبايد آزردگي انسان را بر ناراضي بودن پروردگارترجيح داد))
ګرانه كه ريښتيا غواړې له ګناه څخه بچې شې نو په دغه ډول ادارو كې كار كول پرېږده او په اسلامي ادارو كې ځان ته كار وګوره.
سلام و احترامات خودرا خدمت دست اندرکاران جمعیت اصلاح و انکشاف اجتماعی افغانستان تقدیم داشته و از برادر محترم مولوی صاحب نقیب الله حمید اظهار سپاس و قدر دانی مینمایم که با رهنمودهای عالمانه شان جوانان کشور مارا که تحت سیطره جهل و نادانی قرار گرفته بطرف روشنائی و یکتا پرستی دعوت میکند. و از خداوند جلت عظمته آرزو دارم تا همه خواهران و برادران مسلمان افغانستان را توفیق عمل به ارشادات نبوی و احکام الهی نموده و خیر دارین را نصیب شویم. والسلام
محترم مولوی صاحب دیره مننه ستادعالی معلومات نه.هیله ده دااسلامی ثقافت مونژکی رواچ شی اووده نوروورونوته یی هم ورسوودایوه عامه بلوا ده هرنفرزنانه ته لاس ورکوی خوکوم تاثیربری نه کوی