Home » مشوره و فتوا » روابط مرد و زن »
روابط عاشقانه بين دختر و پسر
شریعت مبارک اسلام روابط دو جنس مخالف را با توجه به حد و حریمی تعریف میکند و در سنّت و سیرهی حضرت رسول (ص) به آن پرداخته شده است، که لازم است ما نیز به عنوان پیرو آن مکتب به رعایت آن همت گماشته و سعی در انتقال آن به نسل آینده خود داشته و بدان وسیله گامی در جهت اصلاح و سلامت جامعه برداشته باشیم، در حقیقت با اهمال و بیتوجهی در این مسیر امت اسلامی به سوی هرج و مرج و انحطاط اخلاقی کشانده خواهد شد. در دین اسلام روابط بین دختر و پسر به طور کلی ممنوع نگردیده است بلکه حدودی برای آن مشخص شده، به طوری که در آن نه افراطی باشد و نه تفریطی، یعنی همان خط اعتدال.
اگر کوتاهی در اجرای حدود خداوند در این مسئله صورت گیرد چه خواهد شد؟ در این صورت ما را به سوی اوج فساد و انحطاط جامعه سوق خواهد داد یعنی به سوی بیاخلاقی و تجاوز به فرامین خداوند متعال. ما بسیاری از دختران و پسران را میبینیم که در چنین شرایطی هستند و ظاهراً هیچگونه راهنمایی و راهکاری برای آنها ارائه نمیشود. آیا این عدم ارائه راهنمایی به آنها به کمبود دین در ارائه الگوی درست و بهجا بر میگردد؟ در حالی که برای هر مسئلهای در سیره حضرت رسول(ص) و قرآن الگو و اسوهای ارائه شده است و این به دوری ما از قران و سنت و تقلیدهای کورکورانه از دنیای جدید بر میگردد نه به نقص در دین.
اگر کوتاهی در اجرای حدود خداوند در این مسئله صورت گیرد چه خواهد شد؟ در این صورت ما را به سوی اوج فساد و انحطاط جامعه سوق خواهد داد یعنی به سوی بیاخلاقی و تجاوز به فرامین خداوند متعال. ما بسیاری از دختران و پسران را میبینیم که در چنین شرایطی هستند و ظاهراً هیچگونه راهنمایی و راهکاری برای آنها ارائه نمیشود. آیا این عدم ارائه راهنمایی به آنها به کمبود دین در ارائه الگوی درست و بهجا بر میگردد؟ در حالی که برای هر مسئلهای در سیره حضرت رسول(ص) و قرآن الگو و اسوهای ارائه شده است و این به دوری ما از قران و سنت و تقلیدهای کورکورانه از دنیای جدید بر میگردد نه به نقص در دین.
اما در ارتباط با عشق و دوستی…؟
دوست داشتن از والاترین و زیباترین مفاهیم زندگی است واسلام نیز آیین دوستی و رحمت و مهربانی است اما آنچه مد نظر ما است دوستی و عشقی است بدور از هر گونه پلیدی و انحراف از قانون خداوند و بدون هر گونه عوارض نا مطلوب فردی واجتماعی، که به عنوان مثال به دوستی و علاقهی مسلمان به برادر وخواهر دینی خود و یا عشق و علاقهی زنی به شوهرش و بالعکس و عشق و علاقهی مادر به فرزندش و فرزند به والدینش و…میتوان اشاره کرد. والاترین عشق و علاقه حب به خداوند است که در پرستش او متجلی میگردد پس هیچ کس را به اندازهی او دوست مدار و برایش شریکی قرار مده که اگر کسی را بیشتر از او دوست بداری در حقیقت شریک برایش قائل شدهای.
همچنانکه خداوند میفرمایند: «وَمِنْ النَّاسِ مَنْ یتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَندَاداً یحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ…»(البقرة/165). در عشق ودوستی بنده مسلمان به مسلمان دیگر هیچ تاوان و گناهی نیست بر همین اساس که اگر او به کسی علاقه داشت (چه پسر برای دختر وچه دختر برای پسر) که البته باید به عنوان خواهر و برادر دینی و تنها به خاطر خداوند و خلق و خوی نیکش او را دوست بدارد. اما به چه شیوه کسی را به خاطر خداوند دوست میداری؟ بله میتوان به خاطر خدا کسی را دوست داشت یعنی در آن رضای خداوند مدنظر باشد َو به حدود او تجاوز نشده باشد، همه میدانیم خداوند برای زندگی برنامه و منهجی فرو فرستاده تا پیرو آن باشیم همچنانکه میفرماید: «وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»(الانعام/153) در حقیقت راه خدا تنها راهی است که به عنوان برنامه و راه روش زندگی در نظر گرفته شده است که در آن هیچ کمی و کاستی راه ندارد و لازم است دختران و پسران دنباله رو این منهج باشند بر همین مبنا است اگر به طرف آن رفته وبر آن دوام داشتند رضایت خداوند را بدست خواهند اورد واگر از آن منحرف شدند و راه دیگری را در پیش گرفتند در اصل از راه خداوند دور شده اند وبه دور از راهنمایی او در گمراهی خواهند ماند. در روابط بین پسر و دختر نیز لازم است که از حد وحدود او تجاوز نشود که شامل برخورد و رفتارهای نیک و به دور از هر گونه وسوسه و هوس است که خداوند از ما خواسته است به عنوا ن نمونه میتوان به داستان حضرت موسی(ع) اشاره کرد، هنگامیکه به چاه آبی میرسد که دو دختر در آنجا توانایی کشیدن آب از چاه را ندارند تا گوسفندانشان را سیراب کنند موسی(ع) به آنها کمک میکند. پس در حقیقت عدم رعایت حدود در روابط ما بین دختر و پسر یعنی معصیت در محضر خدا.
خداوند از زنان و مردان میخواهد تا خود را با زیباترین رفتارها زینت دهند و به عنوان دو عضو فعال و تاثیر گذار در اجتماع حضور یابند و در این زمینه دین مبین اسلام تفاوتهای فطری بین زن و مرد را درنظر گرفته که آنها را ملزم به رعایت یک سری آداب و رفتار خاص میکند تا اینکه خود و حیثیتشان را در برابر سُستدلان محفوظ بدارند.
دوست داشتن از والاترین و زیباترین مفاهیم زندگی است واسلام نیز آیین دوستی و رحمت و مهربانی است اما آنچه مد نظر ما است دوستی و عشقی است بدور از هر گونه پلیدی و انحراف از قانون خداوند و بدون هر گونه عوارض نا مطلوب فردی واجتماعی، که به عنوان مثال به دوستی و علاقهی مسلمان به برادر وخواهر دینی خود و یا عشق و علاقهی زنی به شوهرش و بالعکس و عشق و علاقهی مادر به فرزندش و فرزند به والدینش و…میتوان اشاره کرد. والاترین عشق و علاقه حب به خداوند است که در پرستش او متجلی میگردد پس هیچ کس را به اندازهی او دوست مدار و برایش شریکی قرار مده که اگر کسی را بیشتر از او دوست بداری در حقیقت شریک برایش قائل شدهای.
همچنانکه خداوند میفرمایند: «وَمِنْ النَّاسِ مَنْ یتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَندَاداً یحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ…»(البقرة/165). در عشق ودوستی بنده مسلمان به مسلمان دیگر هیچ تاوان و گناهی نیست بر همین اساس که اگر او به کسی علاقه داشت (چه پسر برای دختر وچه دختر برای پسر) که البته باید به عنوان خواهر و برادر دینی و تنها به خاطر خداوند و خلق و خوی نیکش او را دوست بدارد. اما به چه شیوه کسی را به خاطر خداوند دوست میداری؟ بله میتوان به خاطر خدا کسی را دوست داشت یعنی در آن رضای خداوند مدنظر باشد َو به حدود او تجاوز نشده باشد، همه میدانیم خداوند برای زندگی برنامه و منهجی فرو فرستاده تا پیرو آن باشیم همچنانکه میفرماید: «وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»(الانعام/153) در حقیقت راه خدا تنها راهی است که به عنوان برنامه و راه روش زندگی در نظر گرفته شده است که در آن هیچ کمی و کاستی راه ندارد و لازم است دختران و پسران دنباله رو این منهج باشند بر همین مبنا است اگر به طرف آن رفته وبر آن دوام داشتند رضایت خداوند را بدست خواهند اورد واگر از آن منحرف شدند و راه دیگری را در پیش گرفتند در اصل از راه خداوند دور شده اند وبه دور از راهنمایی او در گمراهی خواهند ماند. در روابط بین پسر و دختر نیز لازم است که از حد وحدود او تجاوز نشود که شامل برخورد و رفتارهای نیک و به دور از هر گونه وسوسه و هوس است که خداوند از ما خواسته است به عنوا ن نمونه میتوان به داستان حضرت موسی(ع) اشاره کرد، هنگامیکه به چاه آبی میرسد که دو دختر در آنجا توانایی کشیدن آب از چاه را ندارند تا گوسفندانشان را سیراب کنند موسی(ع) به آنها کمک میکند. پس در حقیقت عدم رعایت حدود در روابط ما بین دختر و پسر یعنی معصیت در محضر خدا.
خداوند از زنان و مردان میخواهد تا خود را با زیباترین رفتارها زینت دهند و به عنوان دو عضو فعال و تاثیر گذار در اجتماع حضور یابند و در این زمینه دین مبین اسلام تفاوتهای فطری بین زن و مرد را درنظر گرفته که آنها را ملزم به رعایت یک سری آداب و رفتار خاص میکند تا اینکه خود و حیثیتشان را در برابر سُستدلان محفوظ بدارند.
عشق و علاقهی قبل از ازدواج…..!
دوستی بین دختر و پسر قبل از ازدواج به هیچ شیوهای جایز نیست هرچند امروز به وضوح شاهد آن هستیم و در این روابط به یک سری مسائل روی میآورند که آیین مبین اسلام آن را جایز نمیداند، متاسفانه امروزه شاهد دختران و پسرانی هستیم که به شیوهای مخفی با همدیگر ارتباط دارند که آن را خاطرخواهی مینامند و از طرف دیگر با هم صحبت میکنند، قرار ملاقات میگذارند، و از طریق نامه و تلفن و…. با هم تماس میگیرند و آن را با حرفهای نرم وسوسهانگیز میآرایند که سبب تضعیف نفس و درون در مقابل هوی و هوس میشود، سپس از طرف دختر ناز و عشوهی بیشتری در حرف زدنها سر میزند و علاوه بر آن نگاههای وسوسه انگیزشان بر هم، که خدا میداند چه تاوان و عقوبتی به دنبال خواهد داشت شاید فکر کنند با این ارتباط دوستی در جامعه محبوب میشوند ولی آیا هیچ شفاعتی نزد خداوند برایشان به همراه خواهد داشت؟ در حالی که همچنانکه بحث شد اگر حب و دوستیت سبب سرپیچی از اوامرخداوند ودوری از او گردد نوعی شریک برایش قائل شدهای.
پیامبر گرامی اسلام (ص)میفرمایند: “إیاکم و الدخول علی النساء فوالذی نفسی بیده ما خلا رجل بامراة الا دخل الشیطان بینهم” [الطبری]یعنی «از اختلاط با زنان بپرهیزید، قسم به خدایی که نفسم به دست اوست هیچ مردی زنی را ترک نمیکند در حالی با هم دو نفری خلوت کردهاند مگر آنکه شیطان سوّمی آنها بوده باشد.»
حال خواهر و برادر ایمانی! میدانید که اگر شیطان مابین دختر و پسری واقع شد آنها را به سوی چه تاوانی سوق خواهد داد و چه وسوسه و تمایلی در این نشستنها پدید خواهد آورد برهمین اساس است که اسلام خلوت زن و مرد نامحرم را با همدیگر جایز نمیداند (چه حرف زدن و نگریستن به همدیگر باشد وچه از آن بیشتر….)تا آنها را از عملی که خداوند حرام کرده حفظ کند، همه میدانیم غریزه جنسی قویترین غریزه است و خلوت دختر و پسر با هم سبب تحریک آن و کشاندن آن دو به طرف گناه و… میشود. پس لازم است دختر و پسر هیچگاه با همدیگر خلوت نکنند مگر با حضور یکی از محارم دختر، آنهم با رعایت اصول مطرح شده ؛و این سبب تقوی و پرهیزگاری و آرامش درون است، نه چیز دیگر. خداوند متعال میفرمایند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یصْنَعُونَ» (النور /30) یعنی؛ ای محمد بگو به مردان مومن که نگاههایشان را از نامحرم نگه دارند و پاکدامنی پیشه کنند واین سبب تزکیهی آنهاست و خداوند بر اعمال آنها اگاه است.
بر همین اساس، ارتباط دختر و پسر قبل از ازدواج حرام شده است هر چند با هم قرار پیوند ازدواج در آینده را نیز بسته باشند و این را هم باید دانست که بدون تشکیل زندگی مشترک محبت واقعی پدید نمیآید… در حالی که عشق ومحبت مفهومی پاک و دوام دار است، به شرطی که در جایگاه خود به کار آید، مثل دوستی خداوند متعال و پیامبر و همسر وفرزند و اقوام و… اما کدام از یک از ما اگر یک نفر از جنس مخالف خود را دوست داشت، به او فکر نخواهد کرد و خیالش به سوی او روانه نخواهد شد و صفاتش را در ذهن مجسم نخواهد کرد تا اینکه آتش شوق دیدار محبوب در او به خاموشی گراید؟ سؤالم از شما خواهر و برادر عزیز اینست که آیا تمام اینها بدون تشکیل زندگی زناشویی میسر خواهد شد؟
دوستی بین دختر و پسر قبل از ازدواج به هیچ شیوهای جایز نیست هرچند امروز به وضوح شاهد آن هستیم و در این روابط به یک سری مسائل روی میآورند که آیین مبین اسلام آن را جایز نمیداند، متاسفانه امروزه شاهد دختران و پسرانی هستیم که به شیوهای مخفی با همدیگر ارتباط دارند که آن را خاطرخواهی مینامند و از طرف دیگر با هم صحبت میکنند، قرار ملاقات میگذارند، و از طریق نامه و تلفن و…. با هم تماس میگیرند و آن را با حرفهای نرم وسوسهانگیز میآرایند که سبب تضعیف نفس و درون در مقابل هوی و هوس میشود، سپس از طرف دختر ناز و عشوهی بیشتری در حرف زدنها سر میزند و علاوه بر آن نگاههای وسوسه انگیزشان بر هم، که خدا میداند چه تاوان و عقوبتی به دنبال خواهد داشت شاید فکر کنند با این ارتباط دوستی در جامعه محبوب میشوند ولی آیا هیچ شفاعتی نزد خداوند برایشان به همراه خواهد داشت؟ در حالی که همچنانکه بحث شد اگر حب و دوستیت سبب سرپیچی از اوامرخداوند ودوری از او گردد نوعی شریک برایش قائل شدهای.
پیامبر گرامی اسلام (ص)میفرمایند: “إیاکم و الدخول علی النساء فوالذی نفسی بیده ما خلا رجل بامراة الا دخل الشیطان بینهم” [الطبری]یعنی «از اختلاط با زنان بپرهیزید، قسم به خدایی که نفسم به دست اوست هیچ مردی زنی را ترک نمیکند در حالی با هم دو نفری خلوت کردهاند مگر آنکه شیطان سوّمی آنها بوده باشد.»
حال خواهر و برادر ایمانی! میدانید که اگر شیطان مابین دختر و پسری واقع شد آنها را به سوی چه تاوانی سوق خواهد داد و چه وسوسه و تمایلی در این نشستنها پدید خواهد آورد برهمین اساس است که اسلام خلوت زن و مرد نامحرم را با همدیگر جایز نمیداند (چه حرف زدن و نگریستن به همدیگر باشد وچه از آن بیشتر….)تا آنها را از عملی که خداوند حرام کرده حفظ کند، همه میدانیم غریزه جنسی قویترین غریزه است و خلوت دختر و پسر با هم سبب تحریک آن و کشاندن آن دو به طرف گناه و… میشود. پس لازم است دختر و پسر هیچگاه با همدیگر خلوت نکنند مگر با حضور یکی از محارم دختر، آنهم با رعایت اصول مطرح شده ؛و این سبب تقوی و پرهیزگاری و آرامش درون است، نه چیز دیگر. خداوند متعال میفرمایند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یصْنَعُونَ» (النور /30) یعنی؛ ای محمد بگو به مردان مومن که نگاههایشان را از نامحرم نگه دارند و پاکدامنی پیشه کنند واین سبب تزکیهی آنهاست و خداوند بر اعمال آنها اگاه است.
بر همین اساس، ارتباط دختر و پسر قبل از ازدواج حرام شده است هر چند با هم قرار پیوند ازدواج در آینده را نیز بسته باشند و این را هم باید دانست که بدون تشکیل زندگی مشترک محبت واقعی پدید نمیآید… در حالی که عشق ومحبت مفهومی پاک و دوام دار است، به شرطی که در جایگاه خود به کار آید، مثل دوستی خداوند متعال و پیامبر و همسر وفرزند و اقوام و… اما کدام از یک از ما اگر یک نفر از جنس مخالف خود را دوست داشت، به او فکر نخواهد کرد و خیالش به سوی او روانه نخواهد شد و صفاتش را در ذهن مجسم نخواهد کرد تا اینکه آتش شوق دیدار محبوب در او به خاموشی گراید؟ سؤالم از شما خواهر و برادر عزیز اینست که آیا تمام اینها بدون تشکیل زندگی زناشویی میسر خواهد شد؟
چه وقت میتوان ابراز عشق و علاقه کرد؟
بی شک دوستی وعشق حلال است اگر به شیوهای صحیح به کار آید ( منظورم آن دوستی و پیوند بین دختران و پسران امروزی نیست)بلکه همان طور که قبلا اشاره شد، همین دوستی و محبت حرام خواهد بود در صورتی که سبب غفلت و دوری از برنامه خدا وپیامبرش شود، به عبارتی دیگر خداوند به زن مسلمان اجازه نداده است قبل از زندگی زناشویی با مردان به شیوهای که همراه با ناز و عشوه، که توجه مردان را جلب میکند صحبت کند همچنان که خداوند متعال به همسران پیامبر میفرماید: «یا نِسَاءَ النَّبِی لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنْ النِّسَاءِ إِنْ اتَّقَیتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» {الاحزاب /33} این هم آداب و رفتاری است که خداوند متعال به همسران پیامبر( که الگوی سایر زنان میباشند) فرمان میدهد تا خود را با آن بیارایند و خداوند فرمود: «…فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ…» یعنی به شیوهای همراه با ناز و عشوه با مردان (نامحرم) سخن نگویید.
همچنین خداوند میفرماید: «وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» یعنی هنگامی سخن گفتن با حیا ومتانت حرف بزنید و از ناز و عشوه (همچنان که با شوهران خود حرف میزنید) برحذر باشید خواهر عزیز! برای همین است که باید خود را از این شیوه رفتارها دور نگهداری و عشق و علاقه خود را نثار هیچ کس جز برای همسرت نگردانی. یعنی ابراز تمایل و دوستی به او و…. که در این آیه به وضوح به این مسائل اشاره شده است. پس خواهرم آگاه باش که در دام گناه و زشتی نیفتی در حالی که آن را احساس نمیکنی، بلکه خود را با خلق خوی زن مسلمان ایماندار زینت ده و خود و دینت را محفوظ بدار و به هنگام صحبت کردن به شیوهی سنگین و محکم و همراه با ادب و متانت عمل کن بهگونهای که سبب برانگیختن هوی و هوس سُستدلان نشود و… بیشک به هنگام صحبت کردن اگر حس علاقه ودوستی خود را نسبت به مردان نامحرم ابراز کنی ( چه به تنهایی با هم باشید و چه افراد دیگری هم حضور داشته باشند) در حقیقت تمام احساسات و اشتیاق او را نسبت به خود تحریک کردهای که مناسب مؤمن نیست و انجام آن جایز نیست، همچنین اگر پسر این رفتار را در قبال دختر انجام دهد و با حرفهای نازک و محبتآمیز به او نزدیک شود تمام احساسات و شوق و علاقهاش را نسبت به خود تحریک میکند و بیگمان با این رفتارها در منجلاب فتنه و آشوب خواهند افتاد و در آینده نیز دچار نابسامانیهایی خواهند شد، وهرکس خواهان رسیدن به غرایز و امیال خود است بهتر است ابراز این حس دوستی و عاشقانه را برای زندگی زناشویی با همسر خود به تعویق بیاندازد که ابراز آن قبل از ازدواج چندها تاوان و فساد بهدنبال خواهد داشت، بهطوری که بعد از ازدواج نیز هرگز به همدیگر اعتماد کامل نخواهند داشت و آشیانه خوشبختی آنها با کوچکترین گردباد روزگار از هم خواهد پاشید.
جوانی که توانایی ازدواج ندارد بهتر است روزه بگیرد تا اینکه خداوند دری از درهای رحمتش را بر او بگشاید واین پیروی از سفارش حضرت رسول (ص)است که میفرماید: “یا معشر الشباب من استطاع منکم البائة فلیتزوج و من لم یستطع فعلیه بالصوم فانه له وجاء” {البخاری} یعنی ای جوانان اگر توانایی دارید، ازدواج کنید و هر کس توانایی ندارد بهتر است روزه بگیرد، چرا که روزه قلعه و سدی است در برابر گناه و سبب پاکی نفس و درون است و اگر صبر پیشه کنید ثواب آن نزد خدا است.
تو با روزه گرفتن افسار هوی و هوست را در دست گرفته وآن را تسلیم اوامر خداوند متعال گردانیدهای و این نیز جزیی از جهاد نفس محسوب میشود که پاداش آن نزد خدا است همچنانکه خداوند میفرماید: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» {عنکبوت /69} یعنی: کسانی که در راه ما تلاش و کوشش میکنند راه راست را بر آنها مینمایانیم.
بی شک دوستی وعشق حلال است اگر به شیوهای صحیح به کار آید ( منظورم آن دوستی و پیوند بین دختران و پسران امروزی نیست)بلکه همان طور که قبلا اشاره شد، همین دوستی و محبت حرام خواهد بود در صورتی که سبب غفلت و دوری از برنامه خدا وپیامبرش شود، به عبارتی دیگر خداوند به زن مسلمان اجازه نداده است قبل از زندگی زناشویی با مردان به شیوهای که همراه با ناز و عشوه، که توجه مردان را جلب میکند صحبت کند همچنان که خداوند متعال به همسران پیامبر میفرماید: «یا نِسَاءَ النَّبِی لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنْ النِّسَاءِ إِنْ اتَّقَیتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» {الاحزاب /33} این هم آداب و رفتاری است که خداوند متعال به همسران پیامبر( که الگوی سایر زنان میباشند) فرمان میدهد تا خود را با آن بیارایند و خداوند فرمود: «…فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ…» یعنی به شیوهای همراه با ناز و عشوه با مردان (نامحرم) سخن نگویید.
همچنین خداوند میفرماید: «وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» یعنی هنگامی سخن گفتن با حیا ومتانت حرف بزنید و از ناز و عشوه (همچنان که با شوهران خود حرف میزنید) برحذر باشید خواهر عزیز! برای همین است که باید خود را از این شیوه رفتارها دور نگهداری و عشق و علاقه خود را نثار هیچ کس جز برای همسرت نگردانی. یعنی ابراز تمایل و دوستی به او و…. که در این آیه به وضوح به این مسائل اشاره شده است. پس خواهرم آگاه باش که در دام گناه و زشتی نیفتی در حالی که آن را احساس نمیکنی، بلکه خود را با خلق خوی زن مسلمان ایماندار زینت ده و خود و دینت را محفوظ بدار و به هنگام صحبت کردن به شیوهی سنگین و محکم و همراه با ادب و متانت عمل کن بهگونهای که سبب برانگیختن هوی و هوس سُستدلان نشود و… بیشک به هنگام صحبت کردن اگر حس علاقه ودوستی خود را نسبت به مردان نامحرم ابراز کنی ( چه به تنهایی با هم باشید و چه افراد دیگری هم حضور داشته باشند) در حقیقت تمام احساسات و اشتیاق او را نسبت به خود تحریک کردهای که مناسب مؤمن نیست و انجام آن جایز نیست، همچنین اگر پسر این رفتار را در قبال دختر انجام دهد و با حرفهای نازک و محبتآمیز به او نزدیک شود تمام احساسات و شوق و علاقهاش را نسبت به خود تحریک میکند و بیگمان با این رفتارها در منجلاب فتنه و آشوب خواهند افتاد و در آینده نیز دچار نابسامانیهایی خواهند شد، وهرکس خواهان رسیدن به غرایز و امیال خود است بهتر است ابراز این حس دوستی و عاشقانه را برای زندگی زناشویی با همسر خود به تعویق بیاندازد که ابراز آن قبل از ازدواج چندها تاوان و فساد بهدنبال خواهد داشت، بهطوری که بعد از ازدواج نیز هرگز به همدیگر اعتماد کامل نخواهند داشت و آشیانه خوشبختی آنها با کوچکترین گردباد روزگار از هم خواهد پاشید.
جوانی که توانایی ازدواج ندارد بهتر است روزه بگیرد تا اینکه خداوند دری از درهای رحمتش را بر او بگشاید واین پیروی از سفارش حضرت رسول (ص)است که میفرماید: “یا معشر الشباب من استطاع منکم البائة فلیتزوج و من لم یستطع فعلیه بالصوم فانه له وجاء” {البخاری} یعنی ای جوانان اگر توانایی دارید، ازدواج کنید و هر کس توانایی ندارد بهتر است روزه بگیرد، چرا که روزه قلعه و سدی است در برابر گناه و سبب پاکی نفس و درون است و اگر صبر پیشه کنید ثواب آن نزد خدا است.
تو با روزه گرفتن افسار هوی و هوست را در دست گرفته وآن را تسلیم اوامر خداوند متعال گردانیدهای و این نیز جزیی از جهاد نفس محسوب میشود که پاداش آن نزد خدا است همچنانکه خداوند میفرماید: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» {عنکبوت /69} یعنی: کسانی که در راه ما تلاش و کوشش میکنند راه راست را بر آنها مینمایانیم.
در بارهی دوستی ما بین دختر و پسر
خداوند متعال در وصف زنان ایماندار میفرماید: «…وَلا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ…» {نساء / 25} یعنی دوستی برای خود برنگزیدهاند (آشکارا یا پنهان) و در این آیه برایمان به وضوح معلوم میشود که دوستی دختر و پسر جایز نیست و هنگامیکه خداوند چیزی را جایز نمیداند حتماً حکمتی در آن نهفته است.
دختران دارای احساسات لطیفی هستند و اگر دختری با پسری ارتباط داشته باشد و آن پسر او را به شیوهای به سوی خود متمایل نموده و به او وعدهی تشکیل خانواده را داد و آن دختربه او متمایل شد و سپس بر حسب هر گونه شرایطی آن پسر از ادامهی کار منصرف شد و او را رها کرد، به احتمال زیاد به دختر لطمهی روانی زیادی خواهد رسید و آثار مخربی بر روح و روان او بر جای خواهد گذاشت که به سختی میتواند آن را فراموش کند و در آینده مشکلات خاصی را برایش به بار میآورد. بدان که خداوند مهربان بیش از خود ما خواهان نفع و سود ماست، پس لازم است گوش به فرمانش بوده و خود را از محرمات دور بداریم وقبل از هر چیزی هدفمان رضایت پروردگار باشد نه چیز دیگر.خداوند متعال میخواهد که ما را از هوی و هوس دور بدارد و ما را از افتادن در دام شیطان محفوظ کند، این است که او تمام درهای مختوم به گناه را بر ما بسته است، و ارتباط بین دختر و پسر زمینهی مساعدی است برای حضور شیطان، تا در درونمان نفوذ کند و تمام اعتقادات دینیمان را از رگ و ریشه بدرآورد و ما را از راه راست منحرف کند همچنان که سبب بیرون راندن اجدادمان، آدم و حوا از بهشت شد و همچنین مثل خودش که تا ابد در گمراهی و تاریکی خواهد ماند و میخواهد ما را نیز همچون خود توشهی جهنم گرداند.
بار دیگر به اصل مطلب بر میگردیم اگر نگاهی بر دوستی و روابط بین دختران و پسران بیاندازیم هرگونه گناه و نافرمانی خدا را شاهد خواهیم بود، از خلوتهایشان گرفته تا نگاههای حرام و وسوسهبرانگیز و سخن گفتنهای نازک همراه با احساسات عاشقانه برای همدیگر، که خداوند آن را جایز ندانسته و طبق آیات آن را حرام کرده است و سایر مضرات آن را که خدا میداند…. ما نیز به عنوان امّت مسلمان که دارای آیین و عرف خاص خود هستیم، نه فرهنگ ما و نه آیین ما اجازه چنین پیوندهای نامشروعی را نمیدهد هر چند امروزه در دانشگاهها و سایر اماکن شاهد چنین روابطی هستیم. باید مواظب باشیم که صحبتها و برخوردهایمان با جنس مخالف جز در زمینههای معروف و شایسته صورت نگیرد و حدود خداوند را با جان و دل پاس بداریم.
در پایان از خداوند متعال خواستاریم که راه راست را به همهی ما نشان دهد و فکر و عقیدهی سالمی نصیبمان گرداند و بر ما نیز واجب است در هر حال حریم خداوند را نگه داریم، خداوند میفرماید:
«وَمَن یَتَّقِ ٱللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَحْتَسِبُ» (الطلاق 2و3) یعنی کسی که از خداوند بترسد و به خاطر او کاری را انجام ندهد خداوند درِ خوشبختی را بر او میگشاید و از راهی به او میبخشد که خود انسان از آن متعجب است.
والسلام علیکم ورحمة الله
منبع: پايگاه اطلاع رساني اصلاح
خداوند متعال در وصف زنان ایماندار میفرماید: «…وَلا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ…» {نساء / 25} یعنی دوستی برای خود برنگزیدهاند (آشکارا یا پنهان) و در این آیه برایمان به وضوح معلوم میشود که دوستی دختر و پسر جایز نیست و هنگامیکه خداوند چیزی را جایز نمیداند حتماً حکمتی در آن نهفته است.
دختران دارای احساسات لطیفی هستند و اگر دختری با پسری ارتباط داشته باشد و آن پسر او را به شیوهای به سوی خود متمایل نموده و به او وعدهی تشکیل خانواده را داد و آن دختربه او متمایل شد و سپس بر حسب هر گونه شرایطی آن پسر از ادامهی کار منصرف شد و او را رها کرد، به احتمال زیاد به دختر لطمهی روانی زیادی خواهد رسید و آثار مخربی بر روح و روان او بر جای خواهد گذاشت که به سختی میتواند آن را فراموش کند و در آینده مشکلات خاصی را برایش به بار میآورد. بدان که خداوند مهربان بیش از خود ما خواهان نفع و سود ماست، پس لازم است گوش به فرمانش بوده و خود را از محرمات دور بداریم وقبل از هر چیزی هدفمان رضایت پروردگار باشد نه چیز دیگر.خداوند متعال میخواهد که ما را از هوی و هوس دور بدارد و ما را از افتادن در دام شیطان محفوظ کند، این است که او تمام درهای مختوم به گناه را بر ما بسته است، و ارتباط بین دختر و پسر زمینهی مساعدی است برای حضور شیطان، تا در درونمان نفوذ کند و تمام اعتقادات دینیمان را از رگ و ریشه بدرآورد و ما را از راه راست منحرف کند همچنان که سبب بیرون راندن اجدادمان، آدم و حوا از بهشت شد و همچنین مثل خودش که تا ابد در گمراهی و تاریکی خواهد ماند و میخواهد ما را نیز همچون خود توشهی جهنم گرداند.
بار دیگر به اصل مطلب بر میگردیم اگر نگاهی بر دوستی و روابط بین دختران و پسران بیاندازیم هرگونه گناه و نافرمانی خدا را شاهد خواهیم بود، از خلوتهایشان گرفته تا نگاههای حرام و وسوسهبرانگیز و سخن گفتنهای نازک همراه با احساسات عاشقانه برای همدیگر، که خداوند آن را جایز ندانسته و طبق آیات آن را حرام کرده است و سایر مضرات آن را که خدا میداند…. ما نیز به عنوان امّت مسلمان که دارای آیین و عرف خاص خود هستیم، نه فرهنگ ما و نه آیین ما اجازه چنین پیوندهای نامشروعی را نمیدهد هر چند امروزه در دانشگاهها و سایر اماکن شاهد چنین روابطی هستیم. باید مواظب باشیم که صحبتها و برخوردهایمان با جنس مخالف جز در زمینههای معروف و شایسته صورت نگیرد و حدود خداوند را با جان و دل پاس بداریم.
در پایان از خداوند متعال خواستاریم که راه راست را به همهی ما نشان دهد و فکر و عقیدهی سالمی نصیبمان گرداند و بر ما نیز واجب است در هر حال حریم خداوند را نگه داریم، خداوند میفرماید:
«وَمَن یَتَّقِ ٱللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَحْتَسِبُ» (الطلاق 2و3) یعنی کسی که از خداوند بترسد و به خاطر او کاری را انجام ندهد خداوند درِ خوشبختی را بر او میگشاید و از راهی به او میبخشد که خود انسان از آن متعجب است.
والسلام علیکم ورحمة الله
منبع: پايگاه اطلاع رساني اصلاح
No related posts.

18 تبصره ها
برادران و خواهران اسلام علیکم!
من در این صفحه نو دخیل شدم. میخواهم به شماچند نکات را به عرض برسانم.
1- لطفاً همه نامه ها را درست بخوانید و بعداً در مقابل ایشان بسیار به خوبی و به وجه احسن جواب بنوسید. و یکی به دیگر احانت. بدگوی.و سبگ نظری نه کنید. بسیار منطقی و قانع جواب ارایه نماید. خداوند برایتان اجر اعطا نماید.
2- فرد را به وجه احسن به اشتباه کتبی و یا لفظی ایشان نماید.
3-و صاحب سایت ازرده نشود که خواهد گفت که این چه شد
4- خوب این است که در زمین خداوند متعافساد نه کنیم چه مرد باشیم و چه زن. مثل قول آلله متعال(لاتفسدو فی الارض)مهم این است که همه احکام خداوند(ج)را بجا بیاوریم پس خود به خود اصلاح میشویم. علم دین را بیاموزیم و به دیگران برسانیم به وجه درست ایشان. وسلام
متاسفانه سیاستهای فرهنگی غلط در این سه د دهه در افغانستان موجب شده تا معنويت در ارتباط میان پسران و دختران از بین برود و روابطی که در حد حرف زدن در محيط دانشگاهي و تبادل افكار سالم بوده به سرعت خانگی شود و بر خلاف جوامع غرب ، پسران جوان در افغانستان به دلیل تربیت سنتی خود با دید کاملا مصرفی به جنس مخالف نگاه کرده و ارزشی برای آنها قائل نباشند .
يكي از نيازهاي اساسي زندگي انسان، تعامل و ارتباط با ديگران است. انسان در طول رشد خود، پيوسته براي بقا و پيشرفت خويش، محتاج ارتباط با ديگران است كه بين اين امر با سلامت رابطه اي نزديك وجود دارد. تمام انسان ها به دنبال يافتن كساني هستند كه با آن ها احساس خوش بختي كنند و از زندگي با آن ها لذت ببرند و در كنارشان منفعت بيشتري كسب كنند. در بين ارتباطات انساني، نياز به ارتباط با جنس مخالف هم در مقطعي از زندگي انسان مطرح مي شود و اين زماني است كه پسر و دختر تصميم مي گيرند تا همسر آينده را انتخاب كنند و در اين ارتباط مقطعي كه لازمه شناخت از همديگر است، اصولي مطرح هستند.
بايد توجه داشت كه نيروي پيوندجويي دو جنس مخالف، دل دادگي هاي پسرانه و دلبري هاي دخترانه و دل بستگي هاي طرفين، در قشر جوان وجود دارد. البته اين ارتباط ها و علاقه ها منشأ تشكيل خانواده و بقاي نسل و ادامه حيات مي گردند، ولي بايد در چارچوب اصولي اخلاقي و شرعي باشند.
گاهي اين علاقه ي دروني به جنس مخالف و نياز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهاي اجتماعي و ديني خارج مي شود و به سوي بي عفّتي و گناه كشيده مي شود كه اين امر بسيار ناشايست و غيراخلاقي است.
تعريف دوستي دختر و پسر:
بر اساس قواعد كلي حاكم بر ارتباط ميان فردي، نمي توان هر ارتباطي را دوستي دختر و پسر ناميد، بلكه مي توان گفت: دوستي دختر و پسريعني: ارتباطي كه بين دو جنس مخالف وجود دارد و در اين ارتباط، محبت، صميميت، عشق و علاقه ي قلبي ويژه وجود دارد و از اين رو، ارتباط دو كودك يا ارتباط تحصيلي يا ارتباط معلم با شاگرد و مانند آن، كه براي اهداف خاصي است، نمي تواند از مقوله دوستي دختر و پسر باشد.
انگيزه هاي برقراري ارتباط با جنس مخالف
1. وعده ازدواج: يكي از بهانه هاي ارتباط بين پسران و دختران وعده ازدواج از ناحيه پسر است و معمولا با اين وعده ها پسران با دختران ارتباط پيدا مي كنند. در حقيقت، دختر و پسر با طرح مسئله «ازدواج» با يكديگر رفاقت كرده، سعي مي كنند نيازهاي عاطفي همديگر را برآورده كنند، اما حقيقت امر اين است كه اين وعده ها در حدّ خيال بافي مي مانند و جامه عمل نمي پوشند; زيرا خانواده چنين افرادي را در حدّ لازم پخته و شايسته براي ازدواج نمي يابند، طرح مسئله «ازدواج» از سوي پسر اگر هم صورت گيرد، با مخالفت خانواده اش روبه رو مي شود و حتي اگر پسر به خواستگاري دختر نيز برود، خانواده دختر چنين ازدواجي را نمي پسندند. بنابراين، وجود فكر ازدواج در بين دختران و پسران تنها نوعي ساز و كار دفاعي براي ايجاد رضايت خاطر و رهايي از اضطرابي است كه در نتيجه عملِ بر خلاف قواعد و هنجارهاي خانواده و جامعه صورت مي گيرد.
بهترين روش ايجاد ارتباط، در پرتو اصول اخلاقي و شايستگي است كه خانواده پسر از خانواده دختر خواستگاري كند و تحت نظارت والدين تحقيقات ادامه يابند و از خصوصيات همديگر مطلع شوند.
2. انگيزه جنسي: از انگيزه هاي ديگر ارتباط دختر و پسر بهره بري جنسي است. اين پديده در ميان اقشاري از جامعه كه از لحاظ رشد فكري و فرهنگي در انحطاط شديدي به سر مي برند، بيشتر ديده مي شود. اين افراد براي ارضاي غرايز جنسي خود، همه ي ارزش هاي خانوادگي و فردي خود را قرباني مي كنند و دست به رفتاري مي زنند كه براي اغلب افراد جامعه، بسيار پست تلقّي مي شود.
چنانچه اين ارتباط هاي ناپسند منجر به رابطه ي جنسي بين دختر و پسر شوند مشكلات زيادي را براي دختر، كه قرباني اصلي اين رابطه است به دنبال مي آورد. اشتغال ذهني درباره ي اين موضوع كه مبادا اين ارتباط براي او در آينده مشكل ساز باشد، تعادل رواني او را به نحو چشم گيري بر هم مي زند و فشار رواني زيادي بر او تحميل مي كند.
چنين دختراني در ازدواج با مشكل روبه رو مي شوند و حاضر به ازدواج نيستند و زماني كه با فشار خانواده روبه رو مي شوند و تن به ازدواج مي دهند، هميشه نگران افشاي رابطه گذشته خود هستند و از اينكه همسرشان از رابطه مخفي آن ها در گذشته آگاه شود رنج مي برند.
3. توهّم قدرت و جاذبه: يكي ديگر از انگيزه هاي دوستي با جنس مخالف اين است كه پسران داشتن دوست دختر را يك قدرت اجتماعي براي خود تصور مي كنند و دختران نيز داشتن يك دوست پسر را يك جاذبه فردي و اجتماعي براي خود به حساب مي آورند.
اما طول نمي كشد كه پي خواهند برد اين قدرت نمايي و جاذبه ارائه شده به قيمت از دست دادن بسياري از جاذبه ها و قدرت هاي اجتماعي و شخصيتي ديگر تمام شده، در نتيجه، دوستي ها به پايان مي رسند و حسرت از دست دادن شرافت و ارزشمندي خويش، دنيايي از تعارض را در درون دختر و پسر باقي مي گذارد.
4. پناه جويي به يكديگر: دختران و پسراني كه مورد بي محبتي در خانواده قرار مي گيرند و از وضعيت رواني و اجتماعي خويش ناراضي هستند و در اين زمينه، خود را سرگردان و آشفته مي يابند، از طريق برقراري روابط پنهان با جنس مخالف، درصدد كسب رضايت و يا به عبارت ديگر، به دنبال يافتن شرايطي هستند كه براي آن ها اطمينان خاطر و رضايتمندي بيشتري فراهم كند و پناه گاهي براي جبران كمبود محبت خود فراهم سازند.
اما اطمينان خاطري كه دختران و پسران از طريق برقراري دوستي بين خود جستوجو مي كنند هيچ گاه حاصل نمي شود; زيرا اين روابط پنهاني و به دور از چشم خانواده صورت مي گيرد. به همين دليل، دختر و پسر بايد وقت و توان زيادي صرف كنند تا بتوانند زمينه اين رابطه را فراهم كنند و تحمل ترس و اضطراب مستمري كه دو طرف بايد تحمّل كنند تا اين روابط از چشم آشنايان پنهان بماند، رضايتمندي و آرامشي را كه به دنبال آن هستند خنثي خواهد كرد.
تشكر یذدان پرست. کاش همه مثل شما باشد. موفق باشید. بسیار معلومات مفیدبود.
اخلاق وبد اخلاقي يك موضوع كاملا مربوط به خود شخص است و نمي شود كه همه را در يك ترازو محاسبه نمود ولي يك چيز هويدا است كه مرد ها در جوامع مسلمان نشين و خصوصا در افغانستان بيشتر شان بد اخلاق هستند ولي به خاطر پوشاندن عيب شان دختران و زنان را متهم مي كنند.
به نظر من استبداد مذهبي نيز يكنوع بد اخلاقي تلقي مي شود كه متاسفانه در بين ملاها و نيمچه ملاهاي ما خيلي زياد است . در اكثر موارد همين معتقدين به استبداد مذهبي خود را تيهكه دار جنت شمرده و هرنوع پديده هاي مدرن و عصري را بد اخلاقي تصور مي كنند كه اين مفكوره خود يكنوع بيماري رواني و يا مذهبي است.
تا جاييكه به كار خانم ها در موسسات خارجي ارتباط مي گيرد بايد تذكر دهم كه موسسات خارجي و خارجي ها از خود قوانين خاص دارند و به حقوق زن و كتارمندان خويش باورمند هستند و هيچ وقت به اعمال غير اخلاقي و آن هم با زنان و يا دختران متوسل نمي شوند . موسسات خارجي مدرسه و خانقاه نيست كه هرگاه ملا و يا آخوند دلش شد تجاوز جنسي نمايد . تبليفات عليه موسسات خارجي و خارجي ها فقط پيداوار ذهنيت گنده يك عده مسلمان هاي كاذب مي باشد و اكثرا همين تبليغات را وسيله بدست آوردن پول از جانب حلقات خارجي مذهبي فكر مي كنند.
یلدا جان! شمانه باید که قهر شوید بخاطریکه در سخنان فوق الزکر چیزی نه بود که اسم کسی را خاص کرده باشد.اگر درست متوجه شده باشیدآنها سخنان ایشان را با آیت های از قران مجیدثابت نماید. وسخنان بسیار جامع بود که یذدان پرست آن را بیشتر تشریح نموده بود. به شکل عموم هر انسان چه مرد و چه زن مسلمان باشد خودرابایداز مفسدات و چیز های که خداوند متعال حرام نموده و در قران ثابت است خودداری نماید. اگر کسی باوجود دلایلی قرانی از منع مفسدات و محرمات انحراف میکنداونها اصلآ جنگ با خدامیکند نه به ملا. چراکه نص قران واضح میباشد. و این حالا مربوط به خود شخص میشود که مطابق کلام الله حرکت میکند و یاهم مخالف. پس مهم این است که خود باقران پاک اشناشویم و خودرابا احکام الاهی دانسته و آراسته نمایم. این درست نیست که فقط بنام مسلمان باشیم یاگفته شاهرخ خان که ما مادریتیو مسمان هستیم. چرا که خداوندمیفرماید(ترجمه: شما در اسلام کاملاً داخل شوید) وسلام
همیشه ودر همه حال از نگاه های شیطانی پرهیز کنیم
سلام به همه واقعا مطلب اسلامی خواندی بود من در دانشگاه کابل مصروف تحصیل هستم و واقعا زیاتر بچه و دخترها که با هم عاشق میشوند و بعدا بعضی شان باهم ازدواج میکنند اما بعد از مدتی خود چندین شان را مشاهد کرده ام که بعدا جدا میشوند و خصوصا دختر را خانواده و خویشاوندانش تحقیر میکنند که خودت عاشق پسر بودی و این مشکل که حالا دار از خودت است به عین شکل از بچه ها نیز و برای من هم چندین با از طرف دختر ها پیشنهاد عاشقی شد چون من هم میدانم که صحبت کردن با نامحرمان گناه است از این رو از عاشقی با دختران نامحرم خود داری کرده ام به البته به کمک خداوند متعال و به تمام جوانان پیام من این است که عشق و محبت را زمانی انکشاف دهند که ازدواج کردن ما شاهد هستیم که زیاتر جوانان با همسران خود در زمان نامزدی بسیار عشق و علاقه دارند اما زمانی که ازدواج کردن عشق و علاقه به همسران شان کم میشود
همه و همه نتیجه فقر بیسوادی و عدم اخلاق اجتماعی در کشور است و برادر عزيز مینه ناک صاحب به نظر شما کی زنان و دختران را به چنین اعمال تشویق و يا مجبور ميسازد و بعد هم به اصطلاح ضرب المثل مشهور الله وبلا به کردن ملا می اندازند؟ هر وقتی ما مردان اصلاح پاک دامن و مومن شدیم هیچ دختر و یا زنی نزد داکتری جهت چنین تداوی مراجعه نخواهد کرد فیصدی زنان و دختران مؤمن پاک دامن و باکره به مراتب و مراتب بیشتر از مردان است حالا که مردان ١٠ فيصد در ١٠٠ را هم تشکيل نمیدهند
سلام داکتر صاحب اول نوشته خودتان بخوان باز سرتان باز میشه این نوشته تواست(من دختر خانم های را بیشتر دیدم که حتا بیرون ازمنزل هم نمی رفتن مگر بارها برای ترمیم بکارت و دیگر مشکل ها نزد ما آمدن). دراینجا نرد ما په کی اطلاق میشود؟؟؟ اګر شما نه دیده باشید چی قسم خبر شده اید؟؟ اګر شما ترمیم نه کرده باشید چی قسم از ترمیم او خبر داري؟ما خو اولین دفعه از تو شنیدم که بکارت ترمیم میشه. بکارت که یک دفعه از بین برود چي قسم جور میشود؟دیګر توجه تان را به مواصفات اسلامي یک داکتر جلب میکنم. او هر وقت درنظر داشته باشید چرا پیش شما هرقسم مریض میااید. خدا کنه خفه نشویند
برادر ما هیچ گاهی همپچون کاری را نکردیم و نمیکنم و من ذکر هم نکردم که ما ترمیم میکنیم هرگا ما به همچو قضایا روبرو میشم اولن توبه و بعد دختر به فامیل و بزرگای شان معرفی مکنم اونا مفهمند و کاری شان من صرف عرض کردم که جهل و نافهمی ایجاد گر فساد است پس کوشش نماید که در تربیه اطفالی تان از راهی دین و دنیا پیش آمد کنند نه و هیچ گاه ارگانها و جایگاهی را مصول نشمارد کسی که وژدان داشته باشد در هر جا می تواند مواضب خود باشد و آدم جاهل در چاهار دیواری هم اگر بند باشد دعوت گر فساد است
تشکر
سلامونه او نیکې هیلې!
په رښتیا سره ډیر په زړه پورې مطلب دئ، هرڅوک باید دا ولولي او نورو دوستانو ته یې ولیږي.له ټولو ځوانانو څخه داغواړم چې هرڅوک باید لومړۍ خپل ځان بیا خپله کورنۍ سمه لارې ته راوبولي ترټولو غوره لاره همداداده. بل اغلې ډاکټر صاحب بی بی ضهرا تا څومره بده خبره دلته کړیده چې دبکارت ترمیم لپاره مونږ ته نجوني راځي، ته څومره لویې خیانت کوي د ټولنې په فساد کې څومره لوی لاس لري، چې دیوې فاحشې جیني پیوند د پاک انسان سره کوي ترڅو دهغه باور لاسته راوړي، حدیث شریف دي:چې زناکاره ښځه سره به بل څوک نکاح نه کوي مګر په خپله زناکار.اوس تاڅخه پوښتنه کوم ایاته به دخداي پاک په حضور کې څه ځواب وايی دڅو روپیو لپاره بکارتونه ترمیم کوي؟شما چی قسم به جراات نوشته کردی شما خودتان قضاوت کنید اګر شما او قسم یک زن به بچه خود بګیرید؟ چی عواقب خواهد داشت؟ ایا شما خبر هستند که شما چقدر ګناه مرتکب میشوند؟ ما حالا به دارلافتا اصلاح انلاین همین سخن شما راجع مکنیم که یک کسی مثلی شما واری کار فاحش یعنی ترمیم بکارت دختر فاحشه رامیکنه جزای اش در دنیا او اخرت چی است؟؟ چرا شما هستین که بداخلاق ها درجامعه جای میدهد؟ و از او فاحشه ها مادر ها جور میکنید. و مادر چقدر کلمه مقدس است افسوس به نوشته کردن شما، اګر کدام دلیل داری ادرس معاینه خانه تان نوشته کنید ما پیشتان ماایم و دراین باره ازتو سوال خواهد داشتم.
مینه ناک
کابل
برادر که گفتن موسسات جایگاهی بد است من کاملآ مخالف استم من خانم استم مه 25 سال تجربه کاری دارم داکتر استم موضوع فساد مربوط به هیچ کسی نمیشود این خود انسان است که محیط را میسازد من دختر خانم های را بیشتر دیدم که حتا بیرون ازمنز هم نمی رفتن مگر بارها برای ترمیم بکارت و دیگر مشکل ها نزد ما آمدن پس برادر کاری های را که جوبار های باغ ها برای دخترای تان مساعد میسازد هیچ ارگانی کاری نمی تواند که ایجاد همچو مسایل را به پی داشته باشد و همیشه برادر کوشش کنید که در تربیه اولادی تان به خوبی رسیدگی کنید تا باشد که این ضرب های را که شما و فامیل تان از موسیسات دیدن دیگر تکرار نشود
a very good and useful title was that .
محترمو ورونو !
پام کوی چی هیس وخت خپلو خویندو میندو او شځو ته په کابل کی غیر له تعلمیی اداری نه په بله اداره کی د کار کولو اجازه ورنکړی، زه پر چا تهمت نه لګوم خو مبالغه به نه وی چی ووایم په موسساتو کی خو هیسوک روغ نه پاتی کیژی. که تجاوز پری ونشی اقلا د خلکو له کتو او عشق بازی او ټوکو ټګالو نه خو والله که هیس زنانه خلاصه شی.
تشکر حبیبی صاحب : خداوند (ج) حوران بهشتی را در عوض این کوشش شما برایتان نصیب گرداند.
ستاسی د مالوماتو لپاره باید ووایم چه د عشق بازی دا مرض دومره زیات شوی چه تقریبا هر د دفتر کی چه انجونی کار کوی (۹۰٪) یی پدی مرض اخته دی او دوه او دری عاشقان لری. هسی یاره ماته خو دا ښکاری عشق مشق ندی هسی د شهوت زور دی که نه نو عاشقان خو داسی نه وی لکه دوی چه کوی . هسی یی د عشق نوم بد کړی دی. ټولو ورونو ته زما خواست دی چه کم از کم خپلی خویندو لورګانی یا حتی واده شوی ښځی هغه دفترونو کی چه سړی پکی کار کوی د کار اجازه ورنکری که نه نو ګناه به بب پخپله غاړه وی. ولوکه ځانته ډیره مهمه او پوه ښځه یا انجلی وای سم کار نکوی.
تشکرحبیبی صاحب
واقعا مطلب مفید واموزنده بود وبسیارخوب است تاجوانان ما نکات ذکر شده را درامورات زندګی روزانه خود مراعات نمایند.
خداوند شماراخیر بدهد
سلام علیکم ورحمه الله
برادران وخواهران دعوتگر
به نظر من راه علاج همه بدبختیها همان راهی است که برای اولین بار پیامبر بزرگوار اسلام(ص)به پیش گرفته بود در زمانیکه همین گونه بدبختیها وجود داشت طوریکه اولآ باید گروهی از کسانی را به وجود اورد که تنها عاشق خداوند باشندو در راه او از همه چیز بگذرند.یک گروهی انقلابی که اسلام را در اعمال خود نمایان بسازند و با چنین گروه می توان تفیر در جامعه به وجود اورد.