اثرات زيان بار بيكارى و زمينه هاى درمان اّن

 

برگردان: نقيب الله حميد
حضرت عبدالله بن مسعود رضى الله عنه مى فرمايد:خشم من برانگيخته مى شود برمردى كه او را بيكار بينم كه نه در كارى از دنيا مصروف باشد و نه هم به امورآخرت توجه ورزد. (أخرجه ابن أبي شيبة في المصنف34562)

بيكارى نابودكننده بزرگ ترين ثروت بشرى است:
بى ترديد بزرگ ترين ثروت و سرمايه ى انسان همانا عمرش است واحمق ترين انسان كسى است كه اين ثروت خود را ضايع مى سازد و ازآن بهره كشى نمى كند و اين گنجينه ى ارزشمند را رايگان از دست مى دهد.
روزگاران بيكارى يكى از اساسى ترين عواملى است كه استعدادها، توانايى ها و انرژى كار تمام انسان به ويژه قشرجوان را به انحلال و نابودى مى كشاند و ويروسى است كه توانمندى فكر و خرد را سر به نيستى مى سازد و او را مجال جولان وانديشيدن نمى دهد و با گذشت زمان، ظرفيت ذهن نابوده شده و در عوض وسوسه ها و تشويش سراپاى فكر،ذهن و قلب را مى پوشاند ديگرهمواره اين انسان به جاى تلاش و عمل،كارو پيكارمفيد و سودمند در زندگى دنيا و آخرت، به امور بيهوده وكارهاى بى هدف، مى پردازد، آنچه كه باعث از بين رفتن و ويرانى كاخ استعداد قرارمى گيرد نه عامل رشد و بيشرفت، آبادانى و پيشگامى در عرصه هاى زندگى.
لازمه ى انسان هدفمند اين است كه ارزش و قيمت عمرخود را بشناسد و براى پرسازى اوقات فراغت و استفاده از اين فرصت به تلاش پردازد و اين در واقع رسالت يك انسان راستين و خواسته انسانيت اوست.
رسول الله صلى الله عليه وسلم مى فرمايد: نِعْمَتَانِ مَغْبُونٌ فِيهِمَا كَثِيرٌ مِنْ النَّاسِ الصِّحَّةُ وَالْفَرَاغُ (متفق عليه)
ترجمه: دو نعمت است كه بسيارى مردم از آن استفادهء درست نمى نمايند ،تندرستى و آسودگى براى كار.
ش: مغبون فيهما: غبن خريدارى به چند برابر قيمت يا فروش به كمتر از مثل است.
پيامبرصلى الله عليه وسلم مكلف را به تاجر، و صحت بدن و فراغ را به رأس المال تشبيه نموده اند. زيرا اين دو از اسباب فائده و مقدمات رسيدن به كاميابى به شمار مى رود، پس آنكه ازين دو نعمت استفاده نموده و دستورات خدايش را عملى كند، سود مى برد و آنكه سرمايه و رأس المال خويش را ضايع كند، وقتى پشيمان مى شود كه پشيمانى سود ى ندارد.
بنابراين، انسان هاى خردمند وعقلاى بشر، بيكارى و نپرداختن به كاررا آفت براى انسان خوانده و آن را زشت انگاشته اند.
حضرت عمررضى الله عنه فرموده است: من ناپسند و زشت مى انگارم انسانى را كه بيكاربينم كه نه در كار دينا مصروف باشد و نه در كار آخرت. (بخارى) حضرت حسن بصرى فرموده است: هيچ پندى و نصيحتى براى من تأثيرگذار قرار نگرفته همانند آنچه كه حجاج ضمن خطبه يى گفتند: انسان كه يك ساعت عمرش در غيرآن كه به خاطرش آفريده شده مصرف نمايد، سزاواراوست كه تأسف و تحسراو تا قيامت به درازا بكشد. (محاضرات الأدباء للراغب الأصفهانى1/483) .
همچنان حسن بصرى مى گويد:  من ملتهاى را ديدم كه حرص شان بر اوقات و لحظات زندگى شان بيشتربود از حرص شان بردراهم و دنانير.
يعنى در مديريت و استفاده از وقت بيشترحريص بودند و براى بهتراستفاده از آن تلاش مى ورزيدند.
قاضى شريح همسايه هاى خود را ديد كه بى جاگشت و گذار مى كردند، براى شان گفت:چرا بى جا مى گرديد؟ گفتند: امروز رخصت بوده و بيكارهستيم.
شريح براى شان گفت كه شخص بيكار به همين چيز مامور شده است؟
پس “وقت” زيباترين و نفيس ترين پديده يى است كه توبراى حفظ و پاسداشت آن همت گارى ولى بازهم مى بينم كه تو اى انسان بسيار به آسانى آن را ضايع مى سازى.
از عبدالله بن مسعود رضى الله عنه روايت شده كه فرموده است: من هرگزبه درگذشت هيچ پديده ى انگشت ندامت را بدندان نگرفتم مثل ندامت و پيشمانى ازروزى كه آفتابش غروب نمايد و پاسى از عمرم كم شود ولى عملم زياد نگردد.

از اوقات بيكاري و آسودگي استفاده  شود:
خداوند مى فرمايد: (فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ) (الشرح7_8)
پس چون فراغت‏يافتى به طاعت دركوش  و با اشتياق به سوى
پروردگارت روى آور.
اين پيام پروردگارراه حل اوقات فراغت و بيكارى است، خداوند براى مسلمان وقتى را بهره اش نكرده است كه در آن بيكار و فارغ باشد بلكه به طور حتم يا به كار دنيا ياهم به امورآخرت توجه خود را معطوف نمايد وبه استفاده گيرى بپردازد به همين خاطر، انسان هاى كامياب همانهاى هستند كه ازتمام لحظات عمرخود بهره گرفتند از رهگذر انجام دادن اعمال صالحه مربوط به دنيا يا آنچه كه سودبخش در زندگى آخرت باشد و هميشه اوقات فارغ خود را غنيمت مى شمردند و ازآن استفاده بهينه مى كردند و باورمند بودند كه ضايع ساختن اين اوقات تاوانى است جبران ناپذير.
انسان خردمند و در عين حال موفق كسى است كه نعمت عمر را بشناسد و درك نمايد نعمت عمر را و آن را در موارد تحقق اعمال مفيد ومنفعت بخش چه براى خودش و چه براى رشد وبالندگى جامعه و رفع نيازهاى امت مسلمه بكار برد وتا بدين وسيله خويشتن را از ذلت و رسوايى روز قيامت نجات دهد، آنگاه كه درآنجا در زمينه عمرش وروزگارجوانى اش مورد محاسبه قرار مى گيرد و ازش پرسيده مى شود كه عمر خود را در چه به پايان رساندى؟ كسى كه واقعاً عمر خود را در لهو ولعب و تحقق امور غيرمفيد ضايع كرده باشد و اين موسم كشت را بى استفاده سپرى كرده باشد، عمرش در حقيقت ضايع شده است وپديداراست هنگامى كه موسم كشت را ازدست داده است در روز محصول گيرى و ثمرچينى انگشت ندامت را بدندان مى گيرد و تأسف مى خورد كه چرا كشت نكرد تا امروز ميوه اش را برمى داشت؟ ولى اين تأسف وندامتش در آن وقت هيچ سودى برايش نمى بخشد.
آنچه كه بيشترانسان هدفمند را مى رنجاند و قلب را به اندوه سرشارمى سازد اين است كه انسانى را بيند كه صاحب عمر بيشتر بوده ولى از فراچشمش روزهاى گرانبهايش مى گذرد بدون استفاده واز آن براى نفع خود و جامعه خويش بهره بردارى نمى كند و باگذشت هر روزش نه درعلم و دانش وى افزودى به وجود مى آيد ونه كدام كارنيكى را ابتكار مى كند و نه امورخيرى را انجام مى دهد و نه دست معاونت و همكارى را براى امت مسلمه پيش مى نمايد, تا قدرى نيازها و مشكلات آنها را حتى الامكان رفع نمايد و با ايشان اظهارهمدردى نمايد و رويهمرفته، در صدد طرد و دفع
دشمن و توطيه هاى آن باشد و همچنان نه براى توسعه بخشيدن و حفظ اساسات دين كمرهمت برمى بندد و دراين راستا توجه نمايد.
چه زيبا گفته اند كه آنگاه روزى از عمرانسان بگذرد اما بدون آنكه حقى را ادا كرده باشد وفرضى را به سررسانده باشد يا بنياد كارخيرى را گذارده باشد يا هم به حمدو ثناى پروردگارخود پرداخته باشد يا برميزان دانش و فهم خود افزايش آورده باشد، حقا كه روزخود را ضايع كرده و برخود ستم كرده است.حسن بصرى فرموده است:  هيچ روزى از روزهاى نمى آيد جز اينكه اين روزبراى انسان مى گويد: اى انسان! من روزجديدم، و من شاهد هستم به آنچه كه در من انجام مى دهى و آنگاه آفتاب غروب نمايد من مى روم ولى من هرگز تا روزقيامت برنمى گردم.
به همين خاطر است كه رسول الله صلى الله عليه وسلم مسلمانان را توصيه مى كند و هدايت مى دهد كه عمر، صحت و فراغت خود را قبل از دست دادن آنها غنيمت شمرده از آن براى تهيه توشه ى سعادتبارآخرت و رستگارى و عزتمندى هردوجهان استفاده نمايد، چنانچه مى فرمايد: “اغْتَنِمْ خَمْسًا قَبْلَ خَمْسٍ: شَبَابَكَ قَبْلَ هَرَمِكَ، وَصِحَّتَكَ قَبْلَ سَقَمِكَ، وَغِنَاكَ قَبْلَ فَقْرِكَ، وَفَرَاغَكَ قَبْلَ شُغْلِكَ، وَحَيَاتَكَ قَبْلَ مَوْتِكَ” (حديث ابن عباس، أخرجه الحاكم 4/341 (7846) وصححه على شرط الشيخين ووافقه الذهبى، والبيهقى فى الشعب10250)
ترجمه: پنج چيز را قبل ازفرارسيدن پنج ديگرغنيمت بدان: جوانى خود را قبل از پيرى، صحتمندى خود را پيش از بيمارى، غنامندى خود را پيش از فقيرشدن، فراغت خود را قبل از مصروف شدن و زندگى خود را قبل از مردن.
برخى از حكيمان گفته اند:شب و روز در تو عمل مى كند، كوشش كن توهم در آنها عمل كنى، انسان هميشه خوش مى شود كه روزگذشت ولى ناآگاه مى باشد كه با گذشت آن اجلوى نزديك مى شود و آن روز حساب مى شود و در موردش انسان محاسبه مى گردد.
چگونه از اوقات فراغت و از ايام رخصتي خود بهره گيريم؟
راه هاى بهره گيرى از اوقات فراغت، بيكارى و رخصتى زياد است به چندى
مهم آن اشاره مى كنم:
*  حفظ بخشى از قرآن كريم و پيوسته تكرارآن
*  نشستن در حلقات درس و تعليم  ومواظبت در آموختن علم، چه از رهگذرگوش كردن، مطالعه كردن، يا حضور در مجالس درس.
*  برنامه ريزى درست براى ديدار و ملاقات خويشاوندان و دوستان، جهت
تحكيم روابط و افزايش ميزان محبت ودوستى و رسيدگى به مشكلات يكديگر.
*  برافراشتن پرچم دعوت، يعنى مردم را به كارخيرفراخواندن و بازداشتن از كارهاى شر و نامشروع؛ چه از طريق موبايل، انترنيت، نشراوراق،
ايرادسخنرانى، راه انداختن حلقه درسى، ياهم به شكل دعوت فردى، يعنى
يك تن را زيرپوشش نصيحت قرار دادن، دركوچه، بازار، موتر و…
*  اختصاص دادن پاسى از وقت براى ورزش سودمند، جهت حفظ سلامت
بدن.
*  آموختن پيشه ى از پيشه هاى مفيد، براى آماده بودن دستيابى به رزق
حلال.
*  راه انداختن برنامه مفيد براى رفع نيازمندى هاى خانواده، اصلاح خانواده و تربيت آنها.
*  سهم گيرى و اشتراك در برنامه هاى عام المنفعه و مؤسسات خيريه
*  و…

No related posts.

 

اړوندې ليکنې

  • No Related Posts
 
 

0 تبصره ها

اولتر از همه شما تبصره کنید!.

 
 

نظر خود را در باره مضمون بنویسيد

 

لطف برای هر گونه سوالات دینی خود از ایمیل Fatwa@eslahonline.Net استفاده نمائید

برای تماس با مسئولین اصلاح انلاین از ایمیل info@eslahonline.Net استفاده نمائید