ما كيستيم و چه می خواهیم؟

 

نگارنده: ضیاءاحمد فاضلی، استاذ پوهنتون  هرات

بي تردید حرکت اسلامی در عصر حاضر، حرکتی است معتدل و میانه، طوری که اصالت و معاصرت را باهم جمع می کند و هویت و راهکارش درعرصۀ تئوری و عمل براساس اسلام به عنوان برنامۀ تمام عیارزنده گی که تمامی شئون حیات انسان رادربرمی گیرد، بنیان گذاری شده و درعصرحاضر به مهمترین واقعیت عینی  امت اسلامی، و بارزترین محل امید در دمیدن حیاتی تازه برپیکرۀ امت و ساختن آینده اش مبدل شده و ازوضاحت راهکار و سلامت رفتار شرعی و واقع نگری و بهره بردن از تجربیات گذشتگان برخورداراست و در فکر و عمل راه اعتدال و میانه  را اختیار کرده است.
در جغرافیای حساسی به نام افغانستان نهاد دینیِ به نام «جمعیت اصلاح افغانستان» افتخار دارد از این که سخت در تلاش است تا به عنوان عضوی از پیکرۀ حرکت اسلامی معاصر، رسالت ایمانی خود در قبال ملت و امت خویش را ایفا نموده و مصدر خیری برای دعوت و امت اسلامی خود قرار بگیرد. در این مقال بر آنیم تا مهم ترین خصوصیات این گروه دینی و حرکت اصلاحی که بدان متعهد و پایبندیم با اهداف شرعی و بلندی که از آن در نظر داریم برشماریم، امید که این نوشته –هرچند باقلمی شکسته-  توانسته باشد تا حدی موضوع را روشن نموده و شمعی باشد -هرچند کم نور-  بر فراز راه روندگان این دعوت و حرکت اصلاحی جوان در جهت شناخت دقیقتر آن.

نخست از طرح چند مقدمه ناچاریم:

مقدمۀ اول:

معتقدیم که دعوت الی الله و تلاش برای اصلاح و محو باطل یک فریضة الهی و توشة عظیم اخروی است، آیه های قرآنی، احادیث نبوی و سیرت پیامبر صلی الله علیه وسلم و سلف صالحین را دلیل بر این مدعا می دانیم. دعوت به سوی الله جل جلاله بر هرمسلمانی واجب است و گامي که درين مسير برداشته مي شود بايد بر مبناي اصلاح و ساختن به صورت حکیمانه بامراعات سنت های الهی، حدودتوان، حالات جامعه، خصوصیت زمان و مکان در چهارچوب قواعدشرع استوار باشد.

مقدمۀ دوم:

بر وجوب کار جمعی برای اسلام باور داریم، زیرا از آن جا که هدف اساسی از دعوت الی الله نصرت حق و غلبه بر باطل است و این هدف تحقق نمیابد جز این که داعیان راه حق، دست به دست هم داده و در یک چوکات منظم و سازمان یافته تلاش های دعوتی شان را عیار کنند، پس عقیده داریم که تنظیم فعالیت های دعوتی در چوکات جماعتِ منظم و به صورت برنامه ریزی شده هم یک واجب و ضرورت شرعی است و دعوت فردی و پراکنده هرگز برای ادای مسوولیت شرعی ما کافی نیست.
دعوت به صورت فردی و پراکنده چه گونه می تواند در روزگار حاضر کاری از پیش ببرد در حالی که دشمنان حق و حامیان باطل با اتحاد و انسجامی عجیب و با بهره وری از مدرن ترین امکانات زمان به مصاف حق آمده اند تا آن جا که شاید مبالغه نباشد اگر بگوییم: تاریخ مبارزه میان حق و باطل در سده های اخیر نظیر اين اتحاد و انسجام و وفور امکانات در صف دشمن را سراغ نداشته است و آیۀ زیر بیش از هر زمانی الآن مصداق یافته است: «وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ) (سورۀ انفال/73) (آنان که کفر اختیار کرده اند، برخی حامی و پشتیبان برخی دیگراند، اگر شما[ای امت مسلمان!] چنین نکنید [و در راه الله حامی و پشتیبان هم نباشید] در روی زمین فتنه و فسادی بزرگ رونما خواهد شد)
هم چنان که منافقین در درون جامعۀ اسلامی نیز –با همۀ آشفتگیی که از نفاق دامنگیر ایشان است- باز هم در مسیر مبارزه با حق و توسعۀ شر و فساد با هم هم دست اند: «الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنْ الْمَعْرُوفِ» (سورۀ توبه/67) (مردان و زنان منافق از سر همدیگراند، به امور ناروا دستور می دهند و از امور شایسته جلوگیری می کنند) پس بعید نبوده است که الله متعال اتفاق و همدستی در مسیر نصرت حق و مبارزه با باطل را برای اهل ایمان یک صفت الزامی و یک خصوصیت جداناپذیر دانسته و ایشان را با داشتن آن، شایستۀ رحمت خویش معرفی کند: (وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ) (سورۀ توبة/71)  (مردان و زنان مومن برخی یاور و پشتیبان برخی دیگراند؛ به کارهای نیکو امر می کنند و از بدی ها باز می دارند، نماز را برپا می دارند و زکات مال شان را می پردازند و از خدا و رسول وی اطاعت می کنند، آنان اند که به زودی الله متعال ایشان را مشمول رحمت خویش قرار می دهد بی شک که الله غالب و باحکمت است) و این بخشی از همان بصیرتی است که الله متعال پیامبر صلی الله علیه وسلم   و رهروان صادق آن صلى الله عليه وسلم را به آن توصیف نموده است: (قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنْ اتَّبَعَنِي) (سورۀ يوسف/108) (بگو! راه من این است: من و پیروانم، آگاهانه و سنجیده به سوی الله دعوت می کنیم) و درک همین حقیقت مهم است که حضرت عمر رضي الله عنه را وا دشته است تا به صراحت اعلان کنند: «لا اسلام الا بالجماعة» (اسلام بدون جماعت وجودی ندارد)
علاوه بر دلایل یاد شده، قاعدۀ فقهی الهام گرفته از روح شریعت، نیز مدعای فوق را تاکید می بخشد: «مالا یتم الواجب الا به فهو واجب» ( هر آن چه واجب بدون آن تحقق نیابد، آن چیز نیز واجب است) پس بر اساس این قاعدۀ قبول شده نزد فقهاء هرگاه هدف از دعوت که همانا نصرت حق و غلبه بر باطل است، بدون کار منظم جمعی تحقق نیابد –که نمیابد- پس ایجاد چنین جماعتی –اگر موجود نباشد- و نیز عیار نمودن تلاش های دعوی خود در چوکات آن، یک واجب شرعی خواهد بود.

مقدمۀ سوم:

معتقدیم همان گونه که موجودیت چنین جماعتی واجب است، به همانگونه واجب است آن جماعت –تاحد توان-  از روی الگوی جماعتی جور شود که رسول الله صلی الله عليه وسلم آن را تشکیل دادند (لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) (سورۀ أحزاب/21) (همانا الگوی نیکو برای شما در شخصیت رسول الله است) پس آن جماعت باید دارای این اوصاف باشد:
-    قیادت و رهبری درست داشته باشد.
-    برنامة دقیق قیادی، مطابق با اسلام و مقتضیات روز داشته باشد.
-    از نظم و انسجام لازم برخوردار باشد.
-    از تمام فرصت ها و وسایل مشروع ممکن، در مسیر اهداف اسلامی خود کار بگیرد.
-   اهدافِ روشن، مرحله بندی شده و واقعی داشته باشد.
-    وسایل مشروع و کار آمد مطمح نظر وی باشد.
-    حدود صلاحیت ها و مسوولیتهای اعضای آن از بالا تا پایین روشن و عادلانه باشد.
-    از قیادت جماعت در چوکات مشروع اطاعت شود.
-    تعاون و فداکاری لازم در صفوف آن جماعت وجود داشته باشد.
-    اخلاص و للهیت، روحیۀ عمومی در آن جماعت باشد.
-    از دین الهی شناخت درست و از شرایط و مطالبات زمان درک صحیح داشته باشد.
-     مشوره، محاسبه و داشتن روحیۀ نقادی و نقد پذیری از مواصفات لاینفک آن جماعت باشد.
-    با تعقل تصمیم بگیرد و با ایمانِ عمیق و عواطفِ سرشار حرکت کند و با نرنامه ریزی درست راه صحیح به سمت پیروزی را بر روی خود باز کند.
زیرا محض جماعت مطلوب نیست و جماعت به اصطلاح فقهاء «حسن لغیره»است و اگر نتایج لازم را –از اثر نداشتن صفات فوق- بدنبال نداشت، از آن جماعت خیری توقع نمی رود و به فرد بیشتر می ماند تا به جماعت.
معتقدیم که جمیعت اصلاح از هر جمعیتی دیگرِ موجود درجامعه به  فضل پروردگار –به طور مجموعی-  از خصوصیات فوق بیشتر برخوردار بوده و به آن جماعت مطلوب نزدیکتر و شبیه تر است. از همین جهت از میان جماعت ها آن را انتخاب کرده ایم و بلکه انتخاب آن را برای خود یک ضرورت شرعی و یک انتخابِ بی بدیل یافته ایم شما می توانید دلایل آن را در زیر مشاهده کنید:

کلیدهایی شناخت دعوت ما:

1.    ما قبل از هرچه یک جریان دینی هستیم، معتقدیم که تمام فعالیت های  ما در چوکات پروگرام های این جماعت الهام گرفته از اسلام  و دینی محض است و زحمات ما –انشاءالله- موجب ثواب و پاداش اخروی خواهد بود و در این میان از سهم گیری در جاروب کردن محل کار شروع تا نصب پوستیر،  نوشتن، سخنرانی، تدریس و.. همه و همه را برای خود عمل صالح، عبادت و نصرت به  اسلام می دانیم. با دلایل شرعی این راه را برگزیده ایم و با انگیزة دینی در این کاروان در حرکتیم. تمام کار و برنامه های ما، الهام گرفته از اسلام و مبتنی بر اساسات شریعت اسلامی است. به شعار: «هدف، وسیله را توجیه می کند» باور نداریم و برای تحقق اهداف مقدس اسلامی که پیش رو داریم همان گونه که مشروعیت هدف را یک اصل اجتناب ناپذیر می دانیم، مشروعیت وسایلی که برای رسیدن به آن اهداف مقدس انتخاب کرده ایم را نیز یک امرحتمی و الزامی می دانیم. فقط به خاطر رضای الهی کار می کنیم و در این مسیر مبارک از جان و مال خود مایه می گذاریم و از ریا و سمعه و استفاده جویی از نام و حیثیت دعوت به خداوند پناه می جوییم.
2.    خود را در تمام برنامه ها، اهداف، و وسایل، ملتزم به اسلام و به اساسات اهل سنت و جماعت می دانیم و مقوله-هایی، مانند: عبادت تربیت، سیاست، اجتهاد، عقلگرایی، صلح و جهاد را در چوکات فکر و اندیشۀ اهل سنت و جماعت معنا می کنیم؛ از بدعت بیزاریم و لو در ظاهر به نفع ما باشد، نقل ثابت را بر عقل غیرمعصوم ترجیح میدهیم؛ نه جماعتی متحجر و قشرگراییم و نه به بهانۀ عقلگرایی و یا همسویی با زمان، دست به تحریف حقایق ثابت اسلام می زنیم. از پدیده های جدید عصر تا آن جا که اسلام به ما اجازه دهد و در توان ما باشد بهره می گیریم و حق را از دوست و دشمن می پذیریم و حکمت را هر جا یابیم گمشدۀ خویش می شماریم. جهت جلب و جذب مردم از احادیث موضوعی و وروایات ساختگی کار نمی گیریم، چه این کار، از یکسو خیانت به حق، و بلکه خیانت به مردم ، و از جانب دیگر نشانۀ شهرت طلبی و ریاکاری است.
3.    ما گروهی نیستیم که به خاطر تقویۀ مذهبی و تضعیف مذهبی دیگر تاسیس شده باشیم، اساساً به خاطر چنین چیزی دور هم جمع نشده ایم و چنین کاری را بر خلاف مقتضای دین و امت اسلامی می دانیم و هرچند در خانوادۀ حنفی مذهب بدنیا آمده ایم و مذهب امام ابوحنیفه (رح) را داریم، اما همه مذاهب اهل سنت و جماعت را حق  دانسته و در مذهب تعصب نمی ورزیم و دامن زدن به تعصبات مذهبی را –به خصوص در شرایط حاضر که امت اسلامی ما متفرق و بیش از هر زمانی در برابر دشمنان متحد و جهانی اش نیاز به وحدت دارد، گناه و موجب تضعیف امت اسلامی و قوت دشمنان می دانیم. به بزرگان امت احترام داریم و به آن ها محبت می ورزیم و از میراث ارزشمندشان بهره می  گیریم اما در حق کسی غلو و زیاده روی را نمی پسندیم و آن را راهی برای شخصیت پرستی که نوعی شرک در اسلام است میدانیم.
4.    ما یک جریان تجدیدی و خواهان احیای ارزش های فراموش و یا کم رنگ شدۀ دین در جامعه هستیم، از تقلید کورکورانه و عوام زده گی بیزاریم، و با بدعت ها و خرافات در ستیزیم، تدین را از سرچشمه های پاک و مراجع معتبر آن می گیریم و عرف و رواج های به جا مانده از پدران و رایج در جامعه را به جای دین ننشانده و خواستار آنیم تا گرد و غبارها از چهرۀ حقیقی دین زدوده شود و هرچیز آن در جای خودش قرار بگیرد.
5.    به اصل شورا پایبندیم و همه کار ها را بر اساس مشوره به پیش می بریم، خود رای و خود محور نیستیم، در اموری که نص صریحی در آن وجود نداشته باشد، فیصلۀ شورا را الزامی می  دانیم، نزد ما معیار و برنامه اصل  و محور است و خودرایی و شخصیت محوری در دعوت ما جایی ندارد. به محاسبه به عنوان راهکاری تربیتی و وظیفۀ ایمانی باور داریم، در صف این دعوت، روحیۀ نقد سازنده و نقدپذیری یک امری همگانی و قبول شده است، هیچ کس فراتر از نقد نیست و محاسبۀ فردی و جمعی در نظام تربیتی این دعوت از جایگاه خاصی برخوردار است.
6.    با سایر جماعت های اسلامی خواستار حسن رابطه، تعاون و تفاهم هستیم، و دوست نداریم اختلاف –که آن هم بیشتر در سلیقه ها و روش کار  است- ما را از هم دور سازد. و اگر احیاناً کسانی از اثر نشناسی و یا به هر دلیل دیگری در برابر دعوت ما موضع خصمانه اختیار کنند ما هرگز عمل بالمثل را در حق خود نپسندیده از صبر و سعۀ صدر کار گرفته و جز خیر –به توفیق الهی- از خود نشان نمی دهیم و فیصلۀ امور را به خداوند واگذار می کنیم و برای خود وایشان دعای هدایت می کنیم. چنان چه تا کنون –به لطف پروردگار- هرگز موضع ما تخریب نبوده چرا که تفاولاً خود را جمعیت اصلاح نامیده ایم.
7.    ما اسلام را دین جامع و در برگیرندة تمام ابعاد زندگی می دانیم؛ دینی که تجزیه ناپذیر است و برای همۀ مسلمان ها و در تمامی ابعاد زندگی برنامه و طرح دارد و تجزیۀ دین از سیاست را به هیچ وجه نمی پذیریم و شناخت ما از اسلام همانگونه است که امام شهید حسن البنا تعبیر کرده است: «..دولت است و وطن، اخلاق است و قوت، ترحم است و عدالت، فرهنگ است و قانون، علم است و قضاء، ماده است و معنی، کسب است و ثروت، جهاداست و دعوت، سیاست است و اندیشه و در عین حال عقیدۀ راستین و عبادت خالص و بی ریا.
8.     معتقدیم که برخورد سلیقه یی با دین که برخی امور زندگی را از آن بگیریم و اموری دیگر را از غیر اسلام، روش یهود بوده و خداوند آن ها را به سزای این خیانت، سخت مورد عتاب و عذاب قرار داد: (أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ) (سورۀ بقرة/85) (آیا به بخشی از کتاب ایمان می آورید و بخشی دیگر را رد می کنید؟ پس سزای کسی از شما که چنین عمل می کند چی است؟ جز رسوایی در زندگی دنیا و [چنین کسانی] روز قیامت به استاد ضياء احمد فاضليسخت ترین عذاب رجعت داده می شوند و خداوند از عملکرد شما بی خبر نیست) و آیۀ (يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً) (سورۀ بقرة/208) (ای مومنان! به تمام اسلام درآیید [و همه برنامه های آن را قبول و عملی نمایید!]) شعار ماست.
9.    به تمام اسلام دعوت می کنیم، تنها به اصلاح عقیده یا اخلاق و رفتار یا تزکیۀ نفوس مردم خود قانع نمی گردیم و بلکه در همه عرصه ها تلاش نموده و آن را وظیفۀ خود می دانیم. و به ذوق و سلیقة خود، به بخش خاصی از اسلام اکتفا نمی کنیم و دعوت به بخشی خاص از دین و ترک گفتن سایر بخش  ها هرچند در شرایط حاضر مغتنم و مثمر ثمراتی است اما آن را سبب شیوع افراط در جهتی، و تفریط در جهات فراموش شده و در نتیجه سبب بروز نا بسامانی-هایی در نظام تدین مردم می دانیم. زیرا اسلام یک مجموعة به هم پیوسته است که اگر بخشی از آن متروک قرار گیرد، و همة توجه به بخش یا بخش های خاصی معطوف گردد، هدف اسلام که همانا هدایت همه جانبة انسان است، تحقق نمی یابد.
10.    تربیت درست اسلامی با اهداف، شروط و ابزار مناسبش به منظور اصلاح فرد، ساختن جامعه و ارتقاء امت اسلامی، یک وجیبۀ شرعی و گام اساسی برای نجات ملت و امت خود از وضعیت موجود می دانیم.
11.    در دعوت الی الله و تلاش برای دفع منکر و اقامة معروف، و اعادۀ حاکمیت الهی در روی زمین، خود را محدود به استفاده از یک یا چند وسیلة معین نمی کنیم بلکه، استفاده از تمام فرصت ها، وسایل و عرصه های ممکن و مجاز در اسلام در این مسیر را یک مسوولیت شرعی برای خود می-دانیم، زیرا دشمنان ما از تمام فرصت ها و وسایل بشری، جهت نابودی اسلام و تطبیق اهداف خود کار می گیرند؛ اعم از  مطبوعات و رسانه ها، وسایل فرهنگی، تجارت، سیاست، قضا، تعلیم و تربیه و… چنان چه ما تا کنون در حد توان خود به این اصل عمل کرده ایم؛ از فعالیت های متنوع مسجدی شروع، تا تاسیس مکاتب و مدارس دینی، دارالمعلمین و موسسات تحصیلات عالی برای ذکور و اناث، تاسیس کتابخانه های اسلامی، سایت های انترنتی، نشر صدها هزار جلد کتاب اسلامی، تاسیس رادیو، برگزاری محافل، کنفرانس ها و مسابقات وسیع علمی در سطوح مختلف، دوره های تفسیر، دوره های فهم قرآن، هفته های مبارزه با مفاسد، سیرهای علمی-تربیتی، مطبوعات قابل توجه در سطح کشور و… از همه و همه کار گرفته ایم حتی از محافل عروسی نیز جهت رساندن پیام خود به ملت مسلمان کار می گیریم، تنها چندین نشریة ثابت و گاهنامه برای تغذیه فکری و آگاهی-دهی به مردم خود، در ولایات بزرگ کشور داریم؛مانند: هفته نامة اصلاح ملی ، و ماهنامة تربیتی قافله در مرکزکشور، ماهنامة ژوند  در شرق افغانستان، و  ماهنامۀ معرفت و گاهنامه های اسوه و بینه در زون غرب افغانستان، مشغول فعالیت اند. این صفت را از سیرۀ پاک پیامبر اسلام و سلف صالحین آموخته ایم، چنان چه ایشان، هیچ وسیلۀ ممکن و مشروع مربوط به زمان خود را نمی گذاشتند مگر این که در راه اسلام از آن کار می گرفتند، حتی شخصی مانند پیامبر صلی الله علیه وسلم از امر ازدواج كه مسألۀ محض شخصی است، نیز در مسیر رشد دعوت خویش کار می گرفتند… و آیا تمدن شکوهمند اسلام در قرون اولیه شاهد بر این مدعانیست؟
12.    ما خود را ملزم به پایبندی به اصل تدریج در دعوت الی الله و کار برای اسلام می دانیم، شتاب زده عمل نمی-کنیم و به فکر چیدن میوه قبل از میعاد آن نیستیم، از دراز بودن مسیر خسته نمی شویم، سنجیده و با دقت به جلو گام بر می داریم، و به پاداش پرودگار و نصرت وی امیدواریم.
13.    ما یک حرکت افغانستان شمولیم و بلکه «هر ملک را ملک خویش می دانیم که ملک خدای  خویش می دانیم»؛ چیزی به نام زبان، سمت و نژاد ما را از هم جدا نمی کند و هرگونه تعصب از ین دست –که با تاسف از اثر دسیسۀ دشمنان، سبب تباهی ملت ما گردیده است- را بر خود حرام می شماریم و شاید مبالغه نباشد اگر بگوییم ما تنها جریانی هستیم که تقریبا از تمام اقوام و ملیت های افغانستان گردهم آمده ایم؛ بی آن که حتی گاهی از قوم و نژاد خویش هم سوال کرده باشیم.
14.    ما خواستار اصلاح فرد، خانواده و جامعه هستیم و این شعار ماست و تمام فعالیت ها و برنامه های ما بر محور همین اهداف بلند دور می خورد و هدف ما اقامة دین الهی در  جامعه و بلکه جهان بشریت و برچیدن نظام های طاغوتی و هدایت بشراست. و الهام بخش ما در تعیین این شعار آیه های قرآنی است:
(يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ) (التحريم6) (‏اي مؤمنان ! خود و خانواده خويش را از آتش دوزخي بر كنار داريد كه افروزينه آن انسانها و سنگها است . فرشتگاني بر آن گمارده شده‌اند كه خشن و سختگير ، و زورمند و توانا هستند . از خدا در آنچه بديشان دستور داده است نافرماني نمي‌كنند ، و همان چيزي را انجام مي‌دهند كه بدان مأمور شده‌اند) .‏
(وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنْكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمْ الْمُفْلِحُونَ) (آل عمران104) (‏بايد از ميان شما گروهي باشند كه دعوت به نيكي كنند و امر به معروف و نهي از منكر نمايند، و آنان خود رستگارند)..
و پیامبر صلی الله علیه وسلم  می فرمایند: «من رأى منكم منكراً فلْيُغَيِّرْه بيده، فإن لم يستطِعْ فبلسانه، فإن لم يستطع فبقلبه ، وذلك أضعف الإيمان» (روایت از مسلم) (هر کس از شما منکری را دید باید آن را به دستش تغییر دهد، اگر به دست نمی-توانست به زبانش تغییر دهد و اگر به زبان هم نمی توانست به قلبش تغییر دهد و این ضعیف ترین درجۀ ایمان است).

ما در تربیۀ فرد مسلمان شاخصه های زیر را مد نظر داریم:

-    قوي، خوش اخلاق، اهل دانش، توانا به كسب و كار، با عقيده و تلاشگر باشد.
-    آداب اسلامي را در زنده‌گي شخصي و خانواده‌گي خود مراعات نمايد.
-    اولاد خود و كساني را كه زير سرپرستي او قرار دارند خوب تربيت كند.
-    بتواند جامعه‌ را به سوي خير و صلاح رهنمايي كند.
-    براي آزادي سرزمين‌هاي اسلامي از زير سيطره‌ي اقتصادي و سياسي بيگانگان تلاش نمايد.
-    براي اعاده حاکمیت دین الهی در روی زمین تلاش کند.

2- و برای خانوادۀ تربیت یافته معیارهای زیر:

-    زن و شوهر حقوق اسلامي يكديگر را بدانند.
-    اولاد و خدمه‌ي خود را بر اساس مبادي اسلام رشد دهند.
-    اعضاي خانواده از كركتر اسلامي برخوردار باشند (زن و دختر خانه در انظار عمومي با لباس فراخ، بلند و غير جذاب ملبس باشند و مادر الگوي دختران خود باشد)
-    چيز حرامي نه به خانه‌ي اسلامي داخل ‌شود و نه به در و ديوار آن آويزان باشد..
-    به فرزندان قبل از بلوغ تمام حقوق و واجبات شان آموزش داده شود تا بعد از بلوغ تقصير نكنند.
-    خانه‌ي اسلامي از مظاهر اشرافیت و تجملاتي كه بيانگر خوشگذرانی و دلبستگی به دنیا است خالي ‌باشد.
-    پدر و مادر فرزندان خود را بر عقايد پاك و عبادات و آماده‌گي براي جهاد و مبارزه و فنون مجاهده و كسب و حرفه عادت دهند.
-    پسران و دختران نوجوان دور از افعال منافي عفت و همنشيني با اهل فسق و فجور باشند…
-    زن که نیمی از پیکره ای جامعه است حقوق و واجباتش آنست که قرآن وسنت آنرا بیان داشته است،به همان حقوق باور داریم وخود را در برابر آن مکلف میدانیم.

۳ – جامعه‌ي اسلامي كه ما مي‌خواهيم آن است كه:

-    مردم آن خود را به خدا تسليم نموده، دعوت به سوي خير و خوبي را بپذيرند و با منكرات مبارزه نمايند.
-    زنده‌گي مردم آن در ظاهر و باطن رنگ اسلامي داشته باشد.
-    فكر، انديشه و موقفگيري‌هاي شان اسلامي باشد.
-    روابط شان با مسلمانان و غیرمسلمانان بر اساس قواعد و مقررات اسلامي باشد.
-    عمل صالح، تواصي به حق و صبر، پايبندي به شورا در همه جا به چشم بخورد.
-    گرویده و دلباختۀ دنیا و مظاهر آن نباشند.
-    مردم آن از كارهاي زشت و ناروا متنفر باشند.
-    مسامحه و چشم‌پوشي از خطاها و اشتباهات يكديگر جزء فرهنگ آن شده باشد.
به هيچ صورت آماده‌ي پذيرفتن ظلم ظالم نباشند. چنان چه خداوند متعال مي‌فرمايد: (‏ وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنتَصِرُونَ ) (شوري39) ‏(و كسانيند كه اگر ستمي بديشان شد، خويشتن را ياري مي‌دهند (و زير بار ظلم نمي‌روند)

اهداف ديگر

بخشی از اهداف آنست که امام شهید در رساله ی تعالیم بدانها اشاره می کند: «همیشه به خاطر داشته باشید که شما دو هدف اساسی دارید:
اول: این که وطن اسلامی ما از سیطره و اشغال هر بیگانۀ آزاد شود، و این حق طبیعی هر انسان است و جز انسان ستمگر حق نشناس و آدم زورگو از آن انکار نمی کند.
دوم: این که در این وطن اسلامی آزاده، دولت اسلامی مستقلی بر پاشود که به احکام اسلام عمل کند، نظام اجتماعی اسلام را تطبیق نماید، مبادی استوار آن را نمایان گرداند و دعوت حکیمانۀ آن را به همگان برساند و مادامی که چنین دولت اسلامی برپا نگردیده باشد مسلمان-های که دست روی دست گذاشته و برای آن هیچ کاری نمی کنند همگی نزد پروردگار عالم مقصر و گنهکار اند» و در جای دیگر می گوید: «دولت اسلامی  دولتی است که افراد آن به فرایض اسلام پایبند بوده و آشکارا به گناه مبادرت نورزند، احکام و تعالیم اسلام را جاری سازند»
معتقدیم، جماعتی با این اهداف بلند وراه طویل، نیازمند استقامت، حوصله، فداکاری و تربیت همه جانبه است، برای همین منظور، نظام تربیتی همه جانبه را جهت تربیت و پختگی برادران و خواهرانی که با ما در این کاروان می-پیوندند، در دست اجرا داریم. که این مختصر گنجایش ذکر ایشان را ندارد.

No related posts.

 

اړوندې ليکنې

  • No Related Posts
 
 

7 تبصره ها

  1. abdul ghafoor ahmadi nuristani says:

    من خیلی خوش شدم که شما برای اصلاح معاشر گام برادشته اید و دوعا میکنم که خداوند کریم شما را همیشه موافق داشیته باشد در کا رهای انکشاف اسلامیت و برای خدمت مردم فقیر افغانستان و جهان ما باید به تمام معنی مدافع حقوق بشر باشیم در تحت یک نظام عادلانه تابتوانم قضاوت ما برای خدا ورسول باشد …….. تشکر از شما .

  2. شهاب says:

    الله اکبر و لله الحمد
    الله اکبر و لله الحمد
    الله اکبر و لله الحمد

    الله اکبر و لله الحمد
    الله اکبر و لله الحمد
    الله اکبر و لله الحمد

    الله اکبر و لله الحمد
    الله اکبر و لله الحمد
    الله اکبر و لله الحمد

  3. شهاب says:

    الله اکبر و لله الحمد
    الله اکبر و لله الحمد
    الله اکبر و لله الحمد

  4. خپلواک says:

    ا در تربیۀ فرد مسلمان شاخصه های زیر را مد نظر داریم:

    - قوي، خوش اخلاق، اهل دانش، توانا به كسب و كار، با عقيده و تلاشگر باشد.
    - آداب اسلامي را در زنده‌گي شخصي و خانواده‌گي خود مراعات نمايد.
    - اولاد خود و كساني را كه زير سرپرستي او قرار دارند خوب تربيت كند.
    - بتواند جامعه‌ را به سوي خير و صلاح رهنمايي كند.
    - براي آزادي سرزمين‌هاي اسلامي از زير سيطره‌ي اقتصادي و سياسي بيگانگان تلاش نمايد.
    - براي اعاده حاکمیت دین الهی در روی زمین تلاش کند.

  5. شکرالله مخلص says:

    به اصل شورا پایبندیم و همه کار ها را بر اساس مشوره به پیش می بریم، خود رای و خود محور نیستیم، در اموری که نص صریحی در آن وجود نداشته باشد، فیصلۀ شورا را الزامی می دانیم، نزد ما معیار و برنامه اصل و محور است و خودرایی و شخصیت محوری در دعوت ما جایی ندارد. به محاسبه به عنوان راهکاری تربیتی و وظیفۀ ایمانی باور داریم، در صف این دعوت، روحیۀ نقد سازنده و نقدپذیری یک امری همگانی و قبول شده است، هیچ کس فراتر از نقد نیست و محاسبۀ فردی و جمعی در نظام تربیتی این دعوت از جایگاه خاصی برخوردار است.

  6. غالب says:

    در دعوت الی الله و تلاش برای دفع منکر و اقامة معروف، و اعادۀ حاکمیت الهی در روی زمین، خود را محدود به استفاده از یک یا چند وسیلة معین نمی کنیم بلکه، استفاده از تمام فرصت ها، وسایل و عرصه های ممکن و مجاز در اسلام در این مسیر را یک مسوولیت شرعی برای خود می-دانیم، زیرا دشمنان ما از تمام فرصت ها و وسایل بشری، جهت نابودی اسلام و تطبیق اهداف خود کار می گیرند؛ اعم از مطبوعات و رسانه ها، وسایل فرهنگی، تجارت، سیاست، قضا، تعلیم و تربیه و… چنان چه ما تا کنون در حد توان خود به این اصل عمل کرده ایم؛ از فعالیت های متنوع مسجدی شروع، تا تاسیس مکاتب و مدارس دینی، دارالمعلمین و موسسات تحصیلات عالی برای ذکور و اناث، تاسیس کتابخانه های اسلامی، سایت های انترنتی، نشر صدها هزار جلد کتاب اسلامی، تاسیس رادیو، برگزاری محافل، کنفرانس ها و مسابقات وسیع علمی در سطوح مختلف، دوره های تفسیر، دوره های فهم قرآن، هفته های مبارزه با مفاسد، سیرهای علمی-تربیتی، مطبوعات قابل توجه در سطح کشور و… از همه و همه کار گرفته ایم حتی از محافل عروسی نیز جهت رساندن پیام خود به ملت مسلمان کار می گیریم، تنها چندین نشریة ثابت و گاهنامه برای تغذیه فکری و آگاهی-دهی به مردم خود، در ولایات بزرگ کشور داریم؛مانند: هفته نامة اصلاح ملی ، و ماهنامة تربیتی قافله در مرکزکشور، ماهنامة ژوند در شرق افغانستان، و ماهنامۀ معرفت و گاهنامه های اسوه و بینه در زون غرب افغانستان، مشغول فعالیت اند. این صفت را از سیرۀ پاک پیامبر اسلام و سلف صالحین آموخته ایم، چنان چه ایشان، هیچ وسیلۀ ممکن و مشروع مربوط به زمان خود را نمی گذاشتند مگر این که در راه اسلام از آن کار می گرفتند، حتی شخصی مانند پیامبر صلی الله علیه وسلم از امر ازدواج كه مسألۀ محض شخصی است، نیز در مسیر رشد دعوت خویش کار می گرفتند… و آیا تمدن شکوهمند اسلام در قرون اولیه شاهد بر این مدعانیست؟

  7. عبد الفتاح جواد says:

    الله اکبر و لله الحمد
    الله اکبر و لله الحمد
    الله اکبر و لله الحمد

 
 

نظر خود را در باره مضمون بنویسيد

 

لطف برای هر گونه سوالات دینی خود از ایمیل Fatwa@eslahonline.Net استفاده نمائید

برای تماس با مسئولین اصلاح انلاین از ایمیل info@eslahonline.Net استفاده نمائید